سفینه حسینی و حب نماز

حسین ابراهیمی اول، سطح سه حوزه و طلبه رشته تخصصی کلام اسلامی

چکیده:
در سرتاسر نهضت اباعبدالله الحسین ((علیه السلام)) موضوع نماز و توجه دادن به این فریضه الهی به چشم می خورد و از طرفی قرار گرفتن در سفینه حسینی میسر نیست جز با توجه کردن به این پیام های بزرگ و همسو گشتن با آنها؛ بنابراین همچنانکه امام حسین ((علیه السلام)) شب عاشورا خود را دوستدار نماز معرفی می نماید، ما نیز باید ببینیم که چگونه می توانیم در مسیر دوست داشتن این عبادت عظیم که اصلاح آن هدف نهضت عاشورا است حرکت کنیم؛ که دو گام اساسی در این جهت شناخت واقعی نماز و ترک گناه می باشد.
کلیدواژه: امام حسین ((علیه السلام))، محبت نماز، اقامه نماز، نهضت عاشورا، سفینه ی حسینی

مقدمه

در سراسر نهضت عاشورا فریاد دین و عمود آن که نماز است موج میزند، هدف قیام امام حسین (علیه السلام) اصلاح امت جد بزرگوارش است و بی شک این اقامه ی نماز است که انسان ها را از انحرافات و مفاسد باز می دارد و رها می کند، فلذا اقامه ی نماز به معنای واقعی است که این هدف مقدس امام حسین (علیه السلام) را نتیجه خواهد بخشید و این موضوع همان پیام زندگی بخشی است که با محرم حسینی باید در زندگی ما اوج بگیرد و پر رنگ تر شود؛ باشد که ما نیز از نجات یافتگان و سرنشینان این کشتی نجات باشیم.
توجه به نماز که بی شک یکی از پیام های اصلی نهضت عاشورا می باشد، متاسفانه گاهی آنچنان که باید از سوی دوستداران و عاشقان حضرتش در مقام عمل پیاده نمی شود؛ تمام سخن اینجاست، ما که سال های سال است برای امام حسین (علیه السلام) اشک می ریزیم و سینه می زنیم تا چه حد به پیام و سخن و هدف او توجه کرده ایم؟ ما که خود را محب امام حسین (علیه السلام) می دانیم چقدر چون او، محب نمازیم؟ چقدر نماز را می شناسیم و چقدر سعی می کنیم که آن را به معنای واقعی اقامه کنیم؟ از طرفی باید از خود بپرسیم که چقدر از عمرمان باقی مانده است؟ نکند که دیر به فکر این حرکت نجات بخش بیفتیم، آیا فرصت آن را خواهیم داشت تا لحظه ای را مانند امام حسین (علیه السلام) انس با نماز داشته باشیم و به آن عشق بورزیم یا آنکه دیگر فرصتی نخواهیم داشت.

در این مقاله سعی بر این است تا با اشاره ای به ارتباط وثیق نهضت عاشورا با نماز به سخن معروف امام حسین (علیه السلام) درباره نماز پرداخته شود که فرمود: «انی احب الصلاة» (لهوف، ترجمه فهری، ص 89) و پس از آن راهکارهایی هر چند کوتاه اما عملی در اینکه بتوانیم در این شعار، پیرو حضرتش باشیم داده خواهد شد که بی شک سوار شدن در این کشتی نجات بدون اصلاح نماز میسر نخواهد بود.

تمام سخن اینجاست، ما که سال های سال است برای امام حسین (علیه السلام) اشک می ریزیم و سینه می زنیم تا چه حد به پیام و سخن و هدف او توجه کرده ایم؟


1- امام حسین (علیه السلام) اقامه کننده نماز
بعد از سلام های مکرر در زیارت وارث و بیان وراثت انبیاء اولین شهادتی که در مورد امام حسین (علیه السلام) می دهیم، عبارت است از این جمله است «أَشْهَدُ أَنَّکَ قَدْ أَقَمْتَ الصَّلاةَ» (کافی، کلینی، ج 4، ص 575)؛ اهمیت و اثر نماز واقعی تا حدی است که اگر بگوییم تمام این بلاها و مصیبت هایی که برای اهل بیت (علیهم السلام) و بالخصوص امام حسین (علیه السلام) و خاندان گرامی ایشان، اتفاق افتاده است به خاطر راست شدن و اقامه ستون خیمه دین یعنی همان نماز است، سخن درستی است. تمام مصیبت های انسان از این است که همنشین خداوند نیست و نماز همدم شدن و همنشینی با خداوند است که فرمود: «انا جلیس من ذکرنی» )مستدرک الوسائل، نوری، ج 5، ص 286) و «اقم اصلوة لذکری» (طه:14).

1-1. نماز شب عاشورا و تقاضای تأخیر جنگ به خاطر نماز
در روز نهم محرم، عمر سعد و دیگر سران نظامی تصمیم گرفتند که با یک حمله عمومی کار را یکسره کنند، حرکت لشگرها و بالا رفتن گرد و غبارها همه را متوجه خود ساخت، امام حسین‏ (علیه السلام) برادرش حضرت عباس‏ (علیه السلام) را فرستاد تا علت حرکت سپاه دشمن را بداند.
«قال الامام الحسین‏ علیهالسلام: یا عبَّاسُ! اِرْکَبْ بِنَفْسی أَنْتَ - یا أَخی - حَتَّی تَلْقاهُمْ فَتَقُولَ لَهُمْ: ما لَکُمْ؟ وَ ما بَدالَکُمْ؟ وَ تَسْأَلْهُمْ عَمَّا جاءَبِهِم؟».
امام حسین‏ (علیه السلام) فرمود برادرم تو به جای من سوار شو و به نزد اینان برو و به ایشان بگو چیست شما را و چه می خواهید؟ و از سبب آمدن ایشان پرسش کن، حضرت عباس (علیه السلام) رفت، بازگشت و فرمود می گویند یا با یزید بیعت کن و یا آماده نبرد باش.
حضرت اباعبدالله‏ (علیه السلام) به برادر فرمود: «اِرْجَعْ اِلَیهِمْ فَاِن اِسْتَطَعْتَ أَنْ تُؤَخِّرَهُمْ إِلی غَدْوَةٍ وَتَدْفَعَهُمْ عَنَّا الْعَشِیةَ، لَعَلَّنا نُصَلّی لِرَبِّنا اللَّیلَةَ وَ نَدْعُوهُ وَ نَسْتَغْفِرُه، فَهُوَ یعْلَمُ أَنّی کُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ وَتِلاوَةَ کِتابِهِ وَکَثْرَةَ الدُّعاءِ وَالاِسْتِغْفارِ؛ به سوی آنان باز گرد و تلاش کن جنگ را به فردا واگذاری تا ما امشب را نماز بخوانیم و به دعا و استغفار بگذرانیم، خدا می داند من از کسانی هستم که نماز و قرآن خواندن و زیاد دعا کردن و استغفار را دوست دارم». (بحارالأنوار، مجلسی، ج 44، ص 392)

تمام مصیبت های انسان از این است که همنشین خداوند نیست و نماز همدم شدن و همنشینی با خداوند است.


این حرکت امام در تاریخ نوشته شد و برای همگان نقل گردید و حتی در سپاهیان دشمن تأثیر نمود که امام سجاد (علیه السلام) می فرماید: «پدرم در شب عاشورا تا صبح مشغول نماز، قرآن و استغفار بود و همچنین اصحاب او تا صبح یا در حال رکوع بودند یا در حال سجده و دعا، به حدی که 32 نفر از لشکر عمر سعد به جمع یاران امام پیوستند.» (ارشاد، مفید، ج 2، ص 93)
امام مظهر علم و حکمت الهی است و کاری که او انجام می دهد دقیق، از روی حکمت و مصلحت و برای درس دادن و هدایت همگان است.
امام (علیه السلام) با این عمل نشان می دهند که بالاترین و لذت بخش ترین عمل دنیا عبادت پروردگار و نماز است چرا که اگر به هر کس بگویند شب آخر زندگی توست و تنها یک شب فرصت داری که کاری انجام دهی بی شک بهترین عملی که می داند و می تواند انجام می دهد و بالاترین لذتی که می تواند از دقایق پایانی عمر خود می برد و امام به ما نشان دادند که اهمیت نماز به قدری است که اگر تنها شبی از عمر تو باقی است تمام این شب را به نماز و عبادت بگذرانی.

2-1. اقامه نماز ظهر عاشورا در دشوار ترین حالت
پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «الصلاة جماعة و لو علی رأس زج»: نماز را به جماعت بخوانید، گرچه آن را بر سر نیزه انجام دهید یعنی هر قدر سخت و دشوار باشد، از حضور در جماعت دریغ نکنید. (بحارالانوار، مجلسی، ج 88، ص 4)
شاید اگر کسی ندیده بود و نشنیده بود نماز ظهر عاشورای امام حسین (علیه السلام) را معنا و مفهوم این حدیث سخت می نمود که چگونه می شود در چنین شرایط سختی نماز را به جماعت خواند. حسین (علیه السلام) برای همگان ثابت نمود که اهمیت نماز و نماز جماعت تا حدی است که کسانی جان خود را سپر کنند تا دیگران بتوانند نماز خویش را در اول وقت و به جماعت بخوانند.
گرمای شدید هوا، تشنگی فراوان، بی شرمی دشمنان، خطر تیرها و یورش های بی امان، اندوه شهادت یاران و بسیاری از علل و عوامل دیگر، هیچ کدام در آن روز تاریخی نتوانست کوچک ترین خللی در برپایی این فریضه مقدس ایجاد کنند و امام (علیه السلام) این گونه راه را بر همه بهانه گران و مستمسکان برای ترک نماز بست و اهمیت و عظمت آن را یادآور شد.

امام به ما نشان دادند که اهمیت نماز به قدری است که اگر تنها شبی از عمر تو باقی است تمام این شب را به نماز و عبادت بگذرانی.


3-1. آیا تمام واقعه عاشورا یک نماز بود؟
بعضی از اهل ذوق و اهل دل سراسر این واقعه را نماز امام حسین (علیه السلام) می بینند، که او احرامش را در مکه بست و به خاطر خداوند و رسیدن به او به سمت کربلا آمد، او با تمام هستیش در پیشگاه پروردگار حاضر بود، گاهی دستانش را به سوی آسمان بالا می برد و با خدایش صحبت می کرد؛ حتی در حالی که قنداقه خونین علی اصغر را در دست داشت و گاهی خم می شد؛ اما رکوع اباعبدالله آن وقتی بود که تیری به سینه مقدسش وارد شد و اباعبدالله مجبور شد تیر را از پشت سر بیرون بیاورد و سجده ای و ذکری در گودی قتلگاه درحالی که صورت بر آن خاک گرم داشت و زیر لب این ذکر را زمزمه می نمود: «رضا بقضائک و تسلیما لامرک و لامعبود سواک یا غیاث المستغیثین». (مقتل الحسین، مقرم، ص 753)

2- دم زدن از امام حسین (علیه السلام) مقدمه توجه بیشتر به نماز
مطرح شدن تمام این مطالب مبنی بر ارتباط وثیق نهضت سیدالشهداء (علیه السلام) با نماز باید به زندگی و عبادت پیروان ابی عبدالله الحسین (علیه السلام) جهت دهد و عبادات و بالاخص نمازهای آنها را به پیروی از حضرتش پررنگ تر نماید. گاهی نگاه ما به این نهضت تحول آفرین، صرفا نگاه به یک واقعه تاریخی است که حالا ممکن است به خاطر خشونتی که در این واقعه نسبت به خانواده پیامبر به خرج داده شده است کمی متأسف و متأثر شویم، این موضوع در حالی است که امام حسین (علیه السلام) اساساً برای اصلاح امت پیامبر و دعوت آنها به حق و حقیقت قیام کردند و شهید شدند.

مطرح شدن تمام این مطالب مبنی بر ارتباط وثیق نهضت سیدالشهداء (علیه السلام) با نماز، باید به زندگی و عبادت پیروان ابی عبدالله الحسین (علیه السلام) جهت دهد.


آیا فلسفه قیام سیدالشهداء (علیه السلام) این است که تنها عده ای جمع شوند و بی آنکه زندگیشان شباهتی با او داشته باشد مجلس عزا برپا کنند و حسین حسین (علیه السلام) بگویند و بروند؟ و هیچ درس عملی از او نگیرند؟ آیا فلسفه عزاداری تنها برپا کردن یک مجلس نمادین و انجام برخی مناسک بدون درس عملی و تأثیر در زندگی است؟ آیا می شود کسی خود را عزادار و محب حسین (علیه السلام) و بچه هیئتی بداند و به فریضه مهم نماز بی توجه یا کم توجه باشد؟ آیا ما پیرو همان حسینی هستیم که عاشق نماز است و شبی را برای چشیدن دوباره مزه عبادت از دشمن مهلت می گیرد؟ 
آیا ما پیرو همان حسینی هستیم که در کوران جنگ در ظهر عاشورا در حالیکه جان عده ای از یاران او سپر عبادت او و یارانش می شود، نماز جماعت برپا می کند؟
حاشا که کسی که اهل این نماز نیست پیرو این حسین (علیه السلام) باشد.

1-2. شباهت به اباعبدالله مقدمه قرار گرفتن در سفینه حسینی
آری حسین (علیه السلام) چراغ هدایت و کشتی نجات است، اما باید در پی این چراغ هدایت، حرکت کرد و تنها کسانی در عرشه کشتی نجات حسینی قرار می گیرند که محبت واقعی به او داشته باشند.

لو کان حبّک صادقاً لأطعته                                     إنّ المحبّ لمن یحبّ مطیع
(شعر منسوب به امام صادق (علیه السلام) به این معنا که اگر محبت تو صادقانه باشد از محبوب خود اطاعت می کنی زیرا هر محب واقعی مطیع محبوب خود می باشد. (البرهان، بحرانی، ج 1، ص 611))
محبتی واقعی و فراتر از یک ادعاست که محب را به سمت محبوب بکشاند و شبیه او کند. کسی شیعه حسین (علیه السلام) است که او را مشایعت کند و عملش شباهتی با او داشته باشد، تنها کسی در این کشتی نجات که کارش با محرم اباعبدالله اوج می گیرد، قرار دارد که ادعای عشق خود را در عمل اثبات کند و نماز از اولین این اعمال است، حسین (علیه السلام) جانش با این عبادت آمیخته است و عشق به نماز که نشأت گرفته از عشق به خدای تبارک و تعالی است، در جان او موج می زند؛ اشک ریختن برای آن کشته، اشک بذر مهر آن الگوی انسانیت را در جان ما قرار می دهد که جوانه آن بذر توجه بیشتر ما به عبادات و مناسک و اخلاق است.

محبتی واقعی و فراتر از یک ادعاست که محب را به سمت محبوب بکشاند و شبیه او کند.

3. چگونه ما هم چون حسین (علیه السلام) محب نماز باشیم؟
محبت به یک چیز، پس از معرفت ما به کارکرد و نتایج آن پدید می آید؛ تا وقتی که نماز ما برای ما و زندگی ما کارایی نداشته باشد، تا وقتی که نماز ما پوسته ای خالی از مغز باشد و بعد از خواندن آن بگوییم: «راحت شدم» در حالی که پیامبر با نماز راحت می شدند و ما از نماز؛ تا وقتی که اینگونه هستیم چگونه می توانیم آن را دوست داشته باشیم؟

1-3. گام اول: کدام نماز؟
اما نماز واقعی زیباست، نماز اولیاء الهی زیباست، نماز دوستان خدا وعده گاه عشقبازی است، همنشین شدن با زیبایی بی نقص است، او که بر همه چیز قادر و بر همه چیز عالم است، نماز دوستان خدا وقت راحتی است که پیامبر رحمت به بلال می فرمود: «ارحنا یا بلال» (بحارالأنوار، علامه مجلسی، ج 79، ص 193)، نماز اولیای خدا وقت گرفتن حاجت است، وقت اوج گرفتن و از خود بی خود شدن است، معراج است، معراج؛ اینگونه است که دوستان خدا منتظر وقت نمازند و برای آن لحظه شماری می کنند، اولین گام برای دوست داشتن نماز اصلاح تصور ما از نماز است، کسی که نماز را چیزی جز کلفت و سنگینی نمی بیند، نمی تواند آن را دوست داشته باشد، باید این زیبایی های نماز را دید و پیوسته آن ها را به خود یادآوری نمود.

2-3. گام دوم: ترک لذت حرام
کسی که با خدای بزرگ آشنا نیست، قهرا نمی تواند نماز را هم دوست داشته باشد، کسی که اهل مناجات با خدا، صحبت کردن با خداوند و کار کردن برای او نباشد نمی تواند نماز را هم دوست داشته باشد.
دوست داشتن نماز در گرو لذت بردن از این عبادت بزرگ است و برای آشنایان این طریق واضح است که کسی که دنبال لذت گناه است از لذت بزرگتر محروم است.
کسی که چشمش را از گناه پر می کند، از چشم آن یار حقیقی می افتد، او معشوقی است که خیانت را نمی توان از او مخفی نمود و تلخی نماز، نشانه ناراحتی او از ما و وجود گرد و غبار گناه بر آئینه قلب ماست و گرنه ذکر او برای دوستانش، بی نهایت شیرین است که در دعای جوشن کبیر می خوانیم: «یا من ذکره حلو».
بی شک برای جوان، لذت بردن از عبادت و عاشق نماز شدن در گرو ترک گناه و ترک نگاه حرام و ترک رابطه با نامحرم است که پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود:
«اَلنَّظَرُ سَهْمٌ مَسموُمٌ مِنْ سِهامِ اِبْلیسَ فَمَنْ تَرَکَها خَوْفاً مِنَ اللهِ اَعطاهُ اللهُ ایماناً یجِد حَلاوَتَهُ فی قَلْبِه». (بحارالانوار، مجلسی، ج 101، ص 38)
نگاه به نامحرم تیر زهرآلودی از تیرهای شیطان است و هر کس آن را از ترس خدا ترک کند، خداوند چنان ایمانی به او عطا کند که شیرینی اش را در دل خویش احساس کند.

بی شک برای جوان، لذت بردن از عبادت و عاشق نماز شدن در گرو ترک گناه و ترک نگاه حرام و ترک رابطه با نامحرم است.

نتیجه
از توجه به نهضت حسینی در می یابیم که امام حسین (علیه السلام) محب الصلوة و بزرگ اقامه کننده نماز هستند و در گام بعدی نهضت حسینی و سفینه حسینی آمده است تا ما را با خود ببرد و در مسیر اصلاح حرکت دهد، بالاترین موضوع در این حرکت اصلاحی، اصلاح عبادت و در رأس آن نماز است، کسی واقعاً حسینی است و به امام حسین (علیه السلام) نزدیک است که به معنای واقعی کلمه، اهل نماز باشد، کسانی واقعاً در این کشتی نجات قرار می گیرند که همچون امام حسین (علیه السلام) محب نماز باشند و محب نماز بودن در گرو شناخت ما از نماز و ترک گناه می باشد.


فهرست منابع:
* قرآن کریم.
1- بحارالأنوار، مجلسی، محمدباقر، ج 101،88،79،44. تهران، دارالکتب اسلامیه، 1362. 
2- الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ج 4، تهران: نشر الاسلامیه، 1407. 
3- مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل، نوری طبرسی، ج 5، تحقیق و نشر: مؤسسه آل البیت (علیهم السلام) لاحیاء التراث، چاپ دوم، 1408.
4- الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، شیخ مفید، محمد بن محمد بن نعمان، ج 2، موسسه آل البیت (علیهم السلام).
5- لهوف، ابن طاوس؛ ترجمه احمد فهری زنجانی، تهران، انتشارات جهان، 1353. 
6- مقرم، عبدالرزاق، مقتل الحسین (علیه السلام)، بیروت، مؤسسة الخرسان، ۱۴۲۶ ق.
7- البرهان فی تفسیر القرآن، بحرانی، سید هاشم، ج1، مؤسسه البعثه، قم، ایران.

 
_________________________________________________________________
_________________________________________________________________
 
 
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

شعری به زبان ساده: رادار


یه چشم پر تحرک


چو دستو پای بچه


مثل دو تا برف پاک کن


دنبال لنگو پاچه


یه سر مثال رادار


دنبال موج منفی


اینور نبود اونور

میره به هر طرفی


ببین سرش انگاری


میزنه نیم دایره


از سر کوچه تا ته


عجب چه خوش ظاهره!


بگو باید واقعا


تو هر سوراخ نگا کرد؟


یا هر در بسته ای


رو بی اجازه وا کرد؟


اون چشم هرزه گردو

اون سر مثلِ رادار


چند میرزه میدونی؟


قیمت یک علفزار!!/ح،الف،اول

نطفه نفوذ در این دولت شکل گرفته است/روحانی از خشم توده های مردم ولایتمدار بترسد

آنچه انسان در یک جریان فکری فرهنگی هدفدار از زمان روی کار آمدن دولت روحانی مشاهده می کند ،سوء استفاده از ادبیات مذهبی و سخنان به ظاهر جذاب و کلمات به ظاهر حقی است که اراده باطل از آنها می شود و این ادبیات سرانجام در پی تضعیف آرمانگرایی انقلابی در عناصر فعال و تاثیر گذار و حرکت فرهنگی جمهوری اسلامی است.

آرمان گرایی انقلابی همان شعار های اصیل انقلاب است که از متن دین برخواسته و خاصیت اصلی جمهوری اسلامی را تشکیل می دهد؛پیوسته در این دولت سعی می شود که با عناوینی چون اعتدال ،اسلام رحمانی و مبارزه با افراطی گری و... جریان های دلباخته این آرمان ها سرکوب شوند.

این دولت از یک جهت در پی تئوریزه کردن اسلام آمریکایی با ادبیات اعتدال است، اسلامی که به دنبال بازگشایی سفارت شیطان بزرگ است و جز لبخند و تحسین و تمجید چیزی در قبال هیمنه آمریکا ارائه نمی دهد؛که مشخصا این امر از ابتدا تا امروز در یک خط مشخص از سوی پدر معنوی دولت،مردی که در آستین انقلاب رشد کرده و امروز خلاف مبانی صریح دیروز خود سخن می گوید پیگیری می شود؛

اما از جهت دیگر دولت حیات این منطق و مبنای خود را در سرکوب و منزوی کردن و دشنام دادن به نیروهای انقلابی می داند،آنچه از برچسب ها و عناوین مختلفی که دولت به این قشر منتقد از آغاز به کارش تا امروز نسبت داده است ،کاملا مشخص می باشد،چیزی که مقام عظمای ولایت دیروز فریاد زند که نباید نیرو های انقلابی را به اسم افراطی کوبید و امروز می فرمایند برچسب افراطی زدن به بسیج و بسیجی تکمیل جریان نفوذ است،رسانه های مختلف دولت از آغاز تا به امروز در پی ارزش زدایی و ضد ارزش جلوه دادن شعار ها و لجن پراکنی به نماد های این گروه از مردم و جوان های انقلابی بوده و هستند.

جریان نفوذ در همین سیاست "رحماء علی الکفار اشداء بینهم" دولت نطفه اش شکل گرفته است،در موضوع سیاست خارجی کاملا به ندرت برخورد انقلابی از وزیر خارجه دیده ایم شاید اگر بخواهیم موارد را بشماریم فقط یک مورد باشد و آن هم جمله ای که از عجب روزگار چون گلی در این صحرا روزی خود نمایی کرد و چون جرقه ای خاموش شد، ولی از آن طرف تا دلت بخواهد تداهن در قبال دشمن قسم خورده ای که ماسک مزحک دوستی بر صورت دارد دیده ایم که این درست نقطه مقابل سیاست خارجه ای است که از قرآن برداشت می شود که فرمود: "فلیجدوا فیکم غلظة"

از طرفی در عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد این دولت آن نفوذ جریانی که امروز در بیان مقام عظمای ولایت آمد کاملا مشهود است که بارها فریاد اعتراض قشر مذهبی در مورد نشر منکرات بیّن با آرم و عنوان وزارت ارشاد در این دولت شنیده نشده و در موضوعات مختلف فرهنگی تلاش این وزارت خانه در قبح شکنی و پرده دری در امور مذهبی و ترویج فرهنگ اباحی گری و غربی مشهود می باشد.

با تمام این موارد چه جناب روحانی و چه پدر معنوی دولت با مطرح شدن مسئله «نفوذ» از سوی مقام عظمای ولایت نه تنها آن را جدی نگرفتند بلکه به تخطئه و تقبیح کسانی پرداختند که به تحلیل این سخنان درباره نفوذ صحبت می کردند پزداختند و به عنوان مثال گفته شد افراد با کلمه نفوذ بازی نکنند! ؛ امروز باز این موضوع از سوی امام خامنه ای تذکر داده شد که بعضی به بهانه مسائل جناحی نفی موضوع نفوذ نکنند! که خطر نفوذ امروز در کشور ما جدی می باشد؛ باید دید با این اخطار و نصیحت امروز رهبر حکیم انقلاب باز دولت به رویه قبلی خود ادامه خواهد داد که اگر اینچنین باشد ،این تخطی آشکار و چند باره دولت از سخنان حجت و نائب امام زمان علیه السلام موجب عقوبت الهی و خشم مردم ولایتمدار بر عناصر خواسته یا ناخواسته دشمن در این دولت خواهد بود.

 

................................................................................................................................

درج این مطلب در : آرمان پرس و بصر نیوز

 

نماز بیمارستان روح است

نماز بیمارستان روح است،خداوند در نماز هر چند ساعت یک بار روحمان را چک می کند که آیا نبض روحمان درست می زند؟ آیا روحمان رشد داشته یا نه؟؛ نکند خدای نکرده اصلا روحمان مرده باشد!،البته اگر نماز نماز باشد نمی گذارد روحمان تلف بشود.

البته در اصل او می خواهد ما بفهمیم روحمان در چه وضعیتی قرار دارد چرا که او بر همه چیز آگاه است و نماز این سلامت یا بیماری روح را به ما نشان می دهد،روحی که پیوسته تحت مراقبت و مداوای نماز بوده و زندگی و رشد معنوی دارد از نماز لذت می برد ، این نشاط و لذت روحی در نماز نشانه سلامت روح است و روحی که پیوسته از حضور در این بیمارستان معنوی فراری است و از آن دوری می کند،بی شک دارای بیماری های مختلف خواهد بود و حیات الهیش در معرض خطر است.

در اینکه خداوند نماز را برای مداوای روح ما قرار داده است شکی نیست،اما تا این بیمارستان الهی دارای تمام اجزاء و ارکان و مختصات ویژه خود نباشد کاری از پیش نمی برد،مختصات ظاهری نماز که همان احکام نماز باشد به منزله در و دیوار و اتاق ها و وسایل این بیمارستان است،یعنی وقتی می گویند این نماز نماز صحیحی است و احکام در آن رعایت شده یعنی ظاهر این بیمارستان تکمیل است؛

اما این تمام چیزی نیست که یک بیمارستان نیاز دارد،آنچه در واقع بیمارستان را بیمارستان می کند و اثر و ثمر به این ظواهر می دهد حضور دکتر ها و پرستار ها در این ساختار و ساختمان است،دکتر و پرستار در این بیمارستان نماز حضور قلب و توجه قلبی است،که اگر اینها نباشد کانه اصلا ما روحمان را به این بیمارستان نیاورده ایم،بیمارستان رفته ایم اما بیمار را با خود نبرده ایم؛آری اشکال کار اینجاست.

بیماری اصلی قرن ما از سنخ بیماری های جسمی نیست،بیماری روح است و مداوای آن تنها در این بیمارستان رقم خواهد خورد،بیمارستانی که روی سر در آن نوشته اند ،الا بذکر الله تطمئن القلوب،بدانید که آرامش و راحتی روح تنها اینجا تامین می شود و رقم می خورد.

 

قانون نتوانسته نقش رابین هود رابرای مردم بازی کند

یک سوال را باید از وجدان خود بپرسیم،دستگاه های قضایی و قانون تا چه حد توانسته اند در برابر سود جویانی که به دنبال چاپیدن مردم و مکیدن خون این مردم رنج دیده و ساختن کاخ های افسانه ای با این پول ها هستند ،بایستد؟

پدیده و امثال پدیده تنها یک نمونه اند، نمونه ای از محک قانون برای ایستادن جلوی مافیای قدرت و ثروث که با پامال کردن مردم مستضعف بالا می روند، در اینگونه پرونده ها امروز و فردا کردن به نفع چه کسی است؟ غیر از آن کسی که سود هنگفتی از غصب چندین ماهه پول چندین میلیون نفر می برد؟

،مردم از این امروز و فردا کردن ها در پرونده پدیده چه خیالی باید با خود بکنند؟ ، آیا دستگاه قضا نمی تواند اموال عریض و طویل این غولی که با مکیدن پول مردم چنین سرخ شده است پول مردم را بدهد؟ ولو آنکه این اموال به ثمن بخس به فروش برود چرا که اگر روی چنتا پولدار گردن کلفت فشار بیاید بهتر است اینکه روی میلیون ها نفر مردم مستضعف که زندگیشان روی هواست فشار بیاید.

به نظر می آید که قانون نتوانسته در این پرونده ها نقش رابین هود را برای مردم بازی کند، و باید ترسید از آن روزی که این مردم خود بخواهند به خاطر کم کاری دستگاه های قضایی دست بکار شوند، بسیاری از این میلیون ها سهامدار مال باخته پدیده که چند پولدار گردن کلفت ماه هاست پول های آنها را خورده و به ریششان می خندند ،از زجر کشیدگان و دلسوزان همین انقلابند ،شاید از جانبازان و رزمندگان انقلاب اما این روز ها خانواده آنها می پرسند آیا انقلاب توانست حق ما را از این افراد بگیرد؟

خب اگر شما باشید چه فکری می کنید،بعضی از افراد نزدیک یک سال یا کمتر و بیشتر است که اقدام به فروش سهام چند میلیونی خود کرده اند و هنوز جواب درستی نگرفته اند ،فقط هر روز اخباری مبنی بر اقدامات آینده بر روی رسانه ها قرار می گیرد،در چنین وضعیتی قانون با این جمعیت میلیونی همراه تر بوده یا با آن مافیای چند نفری؟

 

اسب لجام گسیخته ای که توسط روحانی هی شد

 

صحبت های آقای روحانی در نمایشگاه مطبوعات که البته در یک جمع خودی! صحبت می نمود،سرشار از همان نیش و کنایه های همیشگی به منتقدان دولت و البته پس از دستگیری های اخیر با یک تندی خاصی همراه بود و در حالی که نگرانی های فرهنگی مقام معظم رهبری بارها به گوش ایشان رسیده ،خبر از جنبش جدید و موج جدید رسانه های حامی دولت علیه مظاهر و نیروهای مذهبی و استوانه هایی نظیر امام مسلمین می دهد.

جناب روحانی از  اسب تروای خوديها  نفوذی میریزد و از خطابه های شما عصبانیت،اينروزها نگران حال شماييم،پیاده نظام دشمن لو میرود و از فتح سنگر به سنگر دشمن از حلب و کابل بیروت و عدن بوی آدامس خوديها استشمام میشود و رییس جمهور مردمی پشت خاکریز اتهامات علیه نظام پناه میگیرد،مستشار آمریکایی و مسوول جنگ سايبري دشمن در منطقه با قرارداد دولتی از لبنان به ایران می آید و سربازان گمنام کمینش را به زمینش میخکوب میکنند اما شما نگران نور چشمی ها هستید،جناب روحانی ما نگران شما هستیم.

اما باید در پاسخ به بخشی از سخنانتان در نمایشگاه مطبوعات عرض شود،جناب آقای روحانی! انقلابی بودن یک عنصر مهمتر از هر آنچه شما گفتید دارد و آن پیروی صادقانه از ولایت است،آنچه که این روز ها کمتر دیده می شود،البته هر کسی می تواند این سیاست را پیش بگیرد که از این طرف خود را حامی رهبر معرفی کند و از آن طرف بدون توجه به فرمان و سخن ایشان هر آنچه می خواهد بکند.

نقدترینش دستوراتی است که ایشان در مورد برجام صادر فرمودند و در مورد آن شرط کردند مانند اعلام کتبی رئیس جمهور آمریکا و اتحادیه اروپا مبنی بر لغو تحریم ها و تشکیل هیئت رصدکننده انجام تعهدات طرف مقابل و تحقق الزامات اجرای برجام" که این روز ها در کمال ناباوری می بینیم بدون وجود اهتمام در تحصیل این شروط زمزمه های جدی در آغاز اجرای تعهدات کشورمان به گوش می رسد و این موضوع چیزی نیست که از یک انقلابی حقیقی و پیرو ولایت نمود پیدا کند.

اما گفته شد عده ای پول دولت را می گیرند و علیه دولت می نویسند، اولا مگر شما از آزادی مطبوعات سخن نمی گویید پس چرا همیشه این بام آزادی مطبوعات در دولت دو هوا داشته است،از طرفی اندک نشریات منتقد دولت بارها توقیف شوند و از طرف دیگر....اصلا بفرمایید پول دولت از کجاست؟ که نباید کسی که آنرا می گیرد از دولت انتقاد کند،آیا شما که پیوسته دم از اخلاق می زنید، این یک روش اخلاقی است؟

آیا اینکه مخالفان خود را با عناوین مختلفی چون بی سواد ،بی شناسنامه،چماق دار،متحجر ،لبو فروش و عناوینی نظیر این  خطاب کنیم با اخلاق سازگاری دارد یا اینکه آنها را به جهنم حواله بدهیم یک عمل اخلاقی است؟

جناب روحانیآیا یک دولت پنجاه و اندی درصدی که نشان داده با رفتار ها و عملکرد حزبی خود را وامدار احزاب میداند می تواند آئینه نظرات مردم باشد که شما انتقاد به دولت را علیه مردم بودن تعبیر می کنید؟ ،آیا این مردم مذهبی و حامی ولایت راضی هستند که روزنامه های زنجیره ای که شما از تولد شوم بعضی از آنها یاد کردید به مقدسات آنها توهین کنند و بعد اقدامی صورت نگیرد تا آنها جری و جری تر شوند؟؛

آقای روحانی ایمان مانع از آن است که انسان از یک سوراخ دوبار گزیده شود و این فریاد آزادی انتقاد شما در حضور روزنامه های یک طیف خاص ،در حالی که میگویید حتی امام مسلمین را هم می شود نقد کرد،سر از کجا در خواهد آورد؟

آیا یادتان نیست نشریات سیاه اصلاح طلب در روزگاری نه چندان دور با همین چراغ سبز ها از همه مرز های دینی عبور کردند و پرده حرمت از تمام مقدسات دریدند؟

 

محمد کاظم محمدی اصفهانی  ، روزنامه ایران  ۲۴ / ۴ / ۷۹ :
مردم حق دارند همه مسئولین را به سوال کشیده و از آنها انتقاد کنند حتی اگر آن مسئوول ، پیامبر و امام معصوم باشد ، بلکه به خود خدا هم می توان اعتراض کرد و او را فتنه گر نامید  .
 
ابراهیم اصغر زاده ، آفتاب امروز ، ۲ / ۶ / ۷۸ :
اگر مجوز راهپیمایی به هر گروه بر اساس قانون داده شود اشکال ندارد ، حتی علیه خدا 
 
عزت الله سحابی،روزنامه فتح، ۵/۱۰/۷۸ :  طیف ملی- مذهبی برای افراد مقام مقدس قائل نیست، تنها خداوند مقدس است، حتی پیامبر(ص) و امام علی(ع) هم خود را از انتقاد و نقد مصون نمی­دانستند.
 
 
حبیب الله پیمان، هفته نامه پیام هاجر، ۲۳/۹/۷۸، ص۶:  قرآن قابل نقد عقلی و تجربی است و خود قرآن نیز در آیات بسیاری دعوت به آن نموده است.
 
 
کارنامه وزیر ارشاد حضرتعالی سرشار از این مدل پرده دری هاست،او که خودش یک پا مجتهد است و تک خوانی زنان را خلاف نظر عامه مراجع حلال می داند و ده ها و صد ها پرده دری اینچنینی در کارنامه دارد، حالا این اوست که می خواهد بر این اسب لجام گسیخته ای که شما در نمایشگاه مطبوعات با چشم غره رفتن به نیرو های مذهبی و قضایی آن را هی کرده اید سوار شود و عاقبت...
 

کلید دیدار/پاره ای از آداب قلبی و اسرار وضو

به راستی خداوند چه اسراری در این آب و در این وضو قرار داده است که با وضو بودن عمر را می افزاید و با وضو خوابیدن تاثیر عبادت در تمام شب, و ارزش شهادت را داراست،نکته آنجاست که اینها خبر از یک حقیقت خارجی می دهد نه اینکه اعتبار و شعار باشد. 

موضوع طهارت در دین ما یک موضوع مهم است ،همچنانکه همگان به دو بعدی بودن انسان اذعان دارن هر دوی این ابعاد نیاز به طهارت دارند،در دنیای امروز به ظاهر تمیز خیلی اهمیت داده می شود در حالی که ظاهر تمیز با وجود باطن ناپاک مانند آن است که با وجود بدنی آغشته به نجاسات،ما روی آن را با یک کت و شلوار شیک بپوشانیم،دیری نمی گذرد که بوی آن ناپاکی رسوایمان می کند. 

پس اصل طهارت درون از ناپاکی های اخلاقی و نیت های پلید است و در این موضوع ،یعنی در موضوع طهارت قلب ،وضو یک عبادت اسرار آمیز است که نیت الهی و خواندن اذکار و دست و صورت بر آب زدن چنانکه در وضو گفته اند،روی قلب تو تاثیر می گذارد و آبی که نماد رحمت است سبب پاکی دل و ریزش و آمرزش گناهان تو می شود که پيامبر صلی الله علیه و آله فرمودند: 

اَلْعَبد... إِنْ قالَ فى أوَّلِّ وُضوئِهِ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ طَهُرَت أعضاؤُهُ كُلُّها مِنَ الذُّنوبِ؛ 

اگـر بنـده ‏اى... در ابتداى وضويش، بسم اللّه‏ الرحمن الرحيم بگويد همه اعضايش از گناهان پاك مى‏ شود. 

تفسير منتسب به امام حسن عسكرى عليه‏ السلام ص 521 ، ح 319 

 نیز فرموده است: هر کس وضو را تازه کند خدا آمرزش را تازه کند. مستدرک ج1ص42 

علیرقم  آنچه ما می اندیشیم آنچنان وضو در ما تاثیر می کند که حضرتش باز در جای دیگر فرمود: من در روز قیامت امتم را به آثار و علامت وضو می شناسم.  جامع احادیث الشیعه ج2ص237 

 بعضی با وجود این فضایل و فواید فراوان وضو، دایم الوضوء هستند یعنی اینکه هر موقع روز که بی وضو می شوند سختشان نمی آید و وضوی خویش را تجدید می کنند،که این امر نگاه خدا و حضور دست نجات بخش و کارگشای خدای متعال را در زندگی ایشان پررنگ تر می نماید. 

البته وضو نیز مانند هر عمل عبادی دیگر آدابی دارد که تاثیر اعلای آن وابسته به اجرای آن آداب است که در اینجا خیلی سریع به بعضی از آنها اشاره می کنیم : 

1-حتی الامکان رو به قبله ایستادن موقع وضو کما اینکه بزرگان اینگونه بوده اند. 

2-گفتن اذکار و ادعیه وارد شده در هنگام وضو و عدم هواسپرتی و غفلت در آن هنگام. 

3-در حدیثی از امام صادق آمده است که چنان در هنگام وضو به سوی آب برو که گویا به سمت رحمت خداوند می روی.آداب الصلوة امام خمینی-وضو 

4-فکر کردن در مورد اسرار وضو و اینکه بعد از این وضو می خواهیم در پیشگاه چه کسی حاضر شویم. 

5-مسواک زدن، چنانچه رسول خداصلی الله علیه وآله وسلّم فرمودند: وضو نصف ایمان است و مسواک کردن نصف وضو است. نهج الفصاحه ص644ح3199 

خداوند ان شاالله همگان را در نهایت استفاده از این عبادت عظیم موفق نماید. 

 
 

 

 

 

 مرگ بر آمریکا چون امام خامنه ای می گوید/سلوک یک ملت با نه گفتن به طاغوت

 

مرگ بر آمریکا چون قاتل جوانان پاک این سرزمین است؛مرگ بر آمریکا چون دشمن اسلام ناب محمدی است،مرگ بر آمریکا چون همیشه در فکر سلطه بر ما بوده است،مرگ بر آمریکا چون یکی از این دو باید باشد ،انقلاب اسلامی یا آمریکای جهان خوار،مرگ بر آمریکا چون آمریکا یار ظالم و لگد کننده مظلوم است،مرگ بر آمریکا چون آمریکا یگانه یاور رژیم جعلی ،غاصب و کودک کش صهیونیست است،اما همه اینها به کنار ،مرگ بر آمریکا چون حجت آشکار و نائب امام زمان و ولی امرمان امام خامنه ای می گوید:

 امام بزرگوار فرمود: آمریکا شیطان بزرگ است؛ این «شیطان بزرگ» خیلی حرف پرمغزی است. رئیس همه‌ی شیطانهای عالم، ابلیس است؛ امّا ابلیس بنا به تصریح قرآن، تنها کاری که میتواند بکند این است که انسانها را اغواء میکند؛ بیشتر از اغواء، کاری نمیتواند بکند؛ انسانها را اغواء میکند، فریب میدهد، وسوسه میکند؛ امّا آمریکا، هم اغواء میکند، هم کشتار میکند، هم تحریم میکند، هم فریب میدهد، هم ریاکاری میکند؛ پرچم حقوق بشر را بلند میکند، ادّعای طرف‌داری از حقوق بشر میکند [امّا] هر چند روز یک بار در خیابانهای شهرهای آمریکا یک بی‌گناهی، یک بی‌سلاحی به دست پلیس آمریکا به خاک‌وخون میغلتد؛ غیر از بقیّه‌ی جنایات و فجایعشان. این هم رفتارشان در ایران در دوران رژیم طاغوت و جنگ‌آفرینی‌هایشان، جنگ‌افروزی‌هایشان، به راه انداختن جریانهای جنگ‌افروز از قبیل همینهایی که حالا در عراق و سوریه و بقیّه‌ی جاها مشغول خرابکاری هستند؛ اینها کارهای آمریکا است. حالا بعضی‌ها اصرار دارند این شیطان بزرگ را با این خصوصیّات -که از ابلیس بدتر است- بزک کنند و به شکل فرشته وانمود کنند. چرا؟ دین به‌کنار، انقلابیگری به‌کنار؛ وفاداری به مصالح کشور چه میشود؟ عقل چه میشود؟ کدام عقلی و کدام وجدانی اجازه میدهد که انسان قدرتی مثل قدرت آمریکا را به‌عنوان دوست، به‌عنوان مورد اعتماد، به‌عنوان فرشته‌ی نجات انتخاب بکند؟ این‌[گونه‌] هستند؛ حقیقت امر این است. بله، خودشان را می‌آرایند؛ با ظاهر اتو کشیده، با کراوات، با ادکلن، با ظواهر بظاهر چشمگیر، خودشان را در چشم افراد ساده‌لوح جور دیگری جلوه میدهند؛ حقیقت رژیم آمریکا اینها است. این در مورد ما است؛ در مورد کشورهای دیگر هم همین‌جور است. ملّت بزرگ ایران این شیطانبزرگ را از کشور بیرون کرد؛ نباید بگذاریم دوباره برگردد؛ نباید بگذاریم از در رفت، از پنجره برگردد؛ نباید اجازه بدهیم نفوذ پیدا کند؛ دشمنی اینها تمام نمیشود.۱۳۹۴/۰۶/۱۸

آمريكا همان دولتي است كه خون اين ملت را در طول ساليان متمادي مكيده است،آمريكا همان دولتي است كه هزاران ايراني، قبل و بعد از انقلاب با دسيسه اش كشته شده اند يا صدمات جبران ناپذير ديده اند،آمريكا همان دولتي است كه مسافران مظلوم هواپيماي ايرباس را همراه با قهقهه اي شيطاني به كام مرگ فرستاد و در كشور هاي مسلمان نشين زنان و كودكان و بيگناهان را قتل عام مي كند.

آمريكا نامي است كه براي مسلمانان تداعي دندانهاي خون چكان گرگي را دارد كه براي ارضاي خوي درندگي و رسيدن به قدرت و ثروت بيشتر مي درد و از بين مي برد.

 

آمريكا ديوي است كه لباس فرشته بر تن دارد و اهريمني است كه ادعاي خدايي مي كند،شيطاني كه با تسخير چشم ها و گوش ها ديگران را فريفته مي كند تا آنها را بنده و برده خويش نمايد.

مرگ بر آمريكا گفتن نشانه جدا شدن از اسلام آمريكايي است،مرگ بر آمريكا نوك تيز پيكان عزت و اقتدار ايران اسلامي است و صدايي است كه نه تنها ملت ايران را بين كشور هاي ستمديده جهان بلكه نزد خداوند محبوب كرده است چرا كه طبق تعاليم قرآن فرياد مظلوم در برابر ظالم محبوب پروردگار است ،اين را از اصل قرآني "الا من ظلم" گرفته ايم، حداقل واکنشی که مظلوم می تواند انجام دهد این است که نفرین کند، مرگ بر آمریکا یعنی نفرین بر سیاست های ظالمانه و سلطه گرانه دولت آمریکا و نه مردم آنها؛که این فریاد روح خود باوری را در ملت ایران دمیده است.

 شعار مرگ بر آمریکا واژه ای برگرفته از اصل تبري است كه در بسياري از آیات قرآن کریم همچون "اشدا علی الکفار" و " قتل اصحاب الاخدود" بيان شده است.

 

ملت ايران به بركت آن مرشد روشن ضمير،خميني كبير،در اين سي و چند سال يك سلوك جمعي الهي داشته است،سلوكي كه با بيرون كردن ديو و تخليه اي كه مقدمه تجليه است آغاز شد و استقرار نظام الهي ولايت فقيه ثمره قطع كردن دست شيطان با شعار مرگ بر آمريكا است.

"لا اله الا الله" مي گويد مقدمه عبوديت، نفي سلطه غير خداست و مقدمه رسيدن به جامعه اي نمونه متكي به چشمه لايتناهي ولايت الله، نفي طواغيت زمان است و بالاخره مقدمه "ما همه سرباز توايم خامنه اي" گفتن "مرگ بر آمريكا" است.1

 

 

---------------------------------------------------------------------------------------------------- 

1-سلوك الهي زماني ميسر است كه يك شخص و يك ملت طبق خواست و رضاي حق حركت كنند و شخص به فرعون نفس و جامعه به فراعين زمان نه بگويند كه تنها آنگاه تحت ولايت الله در ميايند پس عين توحيد است گفتن "مرگ بر آمريكا"

آیا اسلام آمریکایی منبری ندارد؟

اسلامی که مورد خواست وپذیرش استکبار و آمریکاست را حضرت امام خمینی اسلام آمریکایی نام نهادند ،حالا شما بگویید اسلام رحمانی یا هر چیز دیگر؛خصوصیت این نمایش مذهبی آن است که تنها به بخشی از دین توجه می شود و بخشی دیگر مطرود می گردد یعنی همان نومن ببعض و نکفر ببعض، یعنی رحمانیت را گرفتن و جلال و جبروت و غیرت و جهاد را وانهادن؛که البته این بعض نگری در بخش های مختلف نمود و بازتاب دارد که باید در جای خود بررسی شود.

حالا این اسلام از درون تهی و اصطلاحا آمریکایی،در تمامی ابعاد نمود هایی با شاخصه های خود دارد،مثلا در حوزه عزاداری ما بیاییم در قیام امام حسین که اصالتا یک قیام سیاسی و یک واقعه با مختصات سیاسی است بیان کنیم که نباید عزاداری را سیاسی کرد و سخن هایی را بگوییم که آخرش هیئت و عزاداری سکولار است که بی شک این با هدف عزاداری و اصل قیام حضرت سازگاری ندارد ؛

همین طور این اسلام آمریکایی منبری هم دارد،مگر شاه منبری نداشت؟ مگر در تاریخ این کشور همیشه روحانیون و علمایی بظاهر مذهبی نبودند که کارشان توجیه مذهبی آوردن برای غلط های حاکمان بوده تا در بین عوام به افعال آنها صورت خوبی ببخشند.

حالا از قضای روزگار در این اسلام متعدل و نو ظهوری که در مواجهه با مستکبرین بجای غلظت ،لبخند از خود نشان می دهد و با رئیس دولت شیطان بزرگ در یک سطح دیپلماتیک دست داده می شود،کسانی هم باید باشند که در جهت عوام فریبی دست به تحریف دین و عملکرد بزرگان دینی بزنند و سخنی بر زبان جاری کنند که انسان از یادآوری آن شرم دارد.

جمله ای که با محکمات روش اولیاء الهی و شخصیت عزیز حضرت سید الشهداء علیهم السلام در تناقض آشکار است و البته بزرگان اهل منبر و علمای روشن ضمیر و بیدار به قدر کفایت در رد سخن سخیف این منبری اسلام آمریکایی افشاگری و روشنگری نموده اند.

نکته بعد محبوبیت حضرت سید الشهداء سلام الله علیه در دلهاست که افراد همیشه ایام در پی سوء استفاده از آن در جهت قدرت طلبی و استناد عمل خود به روش ایشان بوده اند؛ روزگاری کسانی که دنبال اصلاحات آمریکایی در این نظام بودند ،جمله حضرتش را در بیان انگیزه از قیام عاشورا که فرمود: "اِنَّما خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْاِصْلاحِ فِی اُمَّةِ جَدّی" را بهانه اصلاحات آمریکایی خود قرار داده بودند که : أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَلَـكِن لاَّ يَشْعُرُونَ.بقره12

آری آنها افساد طلبانی بودند که خود را اصلاح طلب می خواندن و امروز همان ها در لباس هایی دیگر و با عناوینی جدید تر در جهت افکار شوم خود و منحرف نمودن این انقلاب از خط اصلی خود فعالیت و برنامه ریزی می کنند که به خواست خدا حاکمی بیدار از نسل حسین علیه السلام با نفوذ در دلها و رفتار و گفتاری حکمت آمیز و محکم به پشتوانه امتی از دوستداران صدیق حسین علیه السلام ،نقشه این اصحاب زر و زور و تزویر را نقش بر آب می کنند.

حضرت امام خامنه ای ادام الله ظله در نهیب به افرادی که اینگونه به توجیه ظاهرا مذهبی رابطه با آمریکا هستند می فرمایند :

یک عدّه‌ای در قضیّه‌ی مذاکره و مسئله‌ی مذاکره سهل‌انگاری میکنند، سهل‌اندیشی میکنند، مطلب را درست نمیفهمند. حالا بعضی‌ها بی‌خیالند -بی‌خیالان جامعه، که هرچه پیش بیاید برایشان اهمّیّتی ندارد، مصالح کشور از بین برود، منافع ملّی نابود بشود- که حالا با آنها کاری نداریم امّا بعضی بی‌خیال هم نیستند لکن سهل‌اندیشند، عمق مسائل را نمیفهند. وقتی صحبت مذاکره میشود، میگویند آقا شما چرا با مذاکره‌ی با آمریکا مخالفت میکنید؟ خب امیرالمؤمنین هم مذاکره کرد با فلان‌کس، امام حسین هم مذاکره [کرد]. خب اینها نشان‌دهنده‌ی سهل‌اندیشی است، نشان‌دهنده‌ی نرسیدن به عمق مسئله است. این‌جور نمیشود مسائل کشور را تحلیل کرد؛ با این نگاه عامیانه و ساده‌اندیشانه نمیشود به مصالح کشور رسید. اوّلاً امیرالمؤمنین که با زبیر یا امام حسین که با ابن‌سعد حرف میزند، او را نصیحت میکند؛ بحث مذاکره‌ی به معنای امروزی نیست؛ مذاکره‌ی امروزی یعنی معامله، یعنی یک چیزی بده، یک چیزی بگیر. امیرالمؤمنین با زبیر معامله میکرد که یک چیزی بدهد، یک چیزی بگیرد؟ امام حسین با ابن‌سعد معامله میکرد که یک چیزی بدهد یا یک چیزی بگیرد؟ [هدف‌] این بود؟ تاریخ را این‌جور میفهمید؟ زندگی ائمّه را این‌جور تحلیل میکنید؟ امام حسین رفت نهیب زد، نصیحت کرد، گفت از خدا بترس؛ امیرالمؤمنین زبیر را نصیحت کرد، خاطره‌ی زمان پیغمبر را یادش آورد، و گفت از خدا بترس؛ اتّفاقاً اثر هم کرد، زبیر خودش را از جنگ کنار کشید. امروز مذاکره به این معنا نیست؛ برای اینکه ما با آمریکا که شیطان بزرگ است، باید مذاکره کنیم یک عدّه‌ای واقعاً با نگاه سهل‌اندیشانه و عوامانه و بدون فهمِ حقیقتِ حال مثال می‌آورند و در روزنامه مینویسند، در سایت مینویسند و در سخنرانی میگویند که چرا امیرالمؤمنین با زبیر مذاکره کرد، شما با آمریکا مذاکره نمیکنید؟ یعنی این‌قدر اشتباه در فهم مسئله [وجود دارد]. ۱۳۹۴/۰۷/۱۵

 

دسیسه برجامیان

شیطان عادت دارد که کارش را بکند و پایش را عقب بکشد و به دوستانش هم چنین چیزی را القا می نماید که تبعات اعمال شیطانیشان را نپذیرند و وقتی دستشان در ماجرایی رو شد و همگان متوجه زشتی کار آنها شدند پای دیگران را وسط بکشند و از دیگران در ماجرا مایه بگذارند.

 

حالاحکایت بعضی در جامعه ما همین است که برنامه شیطانی می ریزند و جوری برنامه ریزی می کنند که اگر بردند و خوردند که هیچ و اگر نتوانستند به کامشان برسند و رسوا شدند خطرات و تبعات و انگشت اتهام رو به دیگری و متوجه دیگری باشد.

بالاترین مقام مسئول در کشور ما که با مصلحت تمام عمل می کند و سخن می گوید ،حضرت امام خامنه ای هستند ،ایشان بارها اعلام فرمودند که بنده نظراتم را به طور صریح در تریبون اعلام می کنم و کسانی در گوشه و کنار نیایند و ادعا کنند که نظر رهبری فلان است و چنان است و در مورد مسئله برجام حضرت ایشان فرمودند نظر بنده آن است که این توافق مسیر قانونی خودش را طی کند و مورد تجزیه و تحلیل و تدقیق نمایندگان قرار گیرد؛

یعنی ایشان کانال معمولی نظارت نمایندگان را البته با توجه دادن به این مسئله که نقاط نفوذ دشمن باید بسته شود ،برای پذیرش یا عدم پذیرش برجام قرار دادند، اما در این میان بعضی که همیشه از اسم مقام معظم رهبری سوء استفاده می کنند و آنجایی که به منافعشان مربوط است دم از ایشان می زنند و از ایشان یاد می کنند این بار هم با یک ترفند شیطانی در خفا و ملا و با تصریح و اشاره گفتند نظر آقا بر این است که برجام تصویب شود و نماینده آقا به من گفته است که فلان و چنان؛

این امر و این ترفند ایشان باعث شد که بعضی از افرادی که حتی به کلیات برجام رای منفی داده بودند به جزئیات آن رای مثبت دهند.رئیس کمیسون برجام در مورد جلسه سه نفره با حضور برخی مسئولان بیت رهبری در شب قبل از تصویب برجام که خبر آن روی رای گیری مجلس تاثیر گذار بود گفت: این جلسه کاملا دروغ است و چنین جلسه ای تشکیل نشده است....اطلاعات غلطی در صحن مجلس به خیلی ها از جمله آقای باهنر داده بودند.

 همچنین ایشان در پاسخ کسانی که تصویب برجام را مسئله رهبری و نظر رهبری بیان می کنند می گوید:

مقام معظم رهبری کلیات را دنبال می کردند، و از ظلم های مضاعف این است که برخی هرجا کم آوردند بحث را به سمت رهبری سوق میدهند ، اینکه می‌گویند پرونده هسته‌ای پرونده رهبری است، نادرست و ظلم به رهبری است کما اینکه رهبری با صراحت گفتند من در جزئیات دخالتی ندارم.

 

اما کسانی که با این سخنان می خواهند تبعات احتمالی اشتباه امروزشان را به گردن رهبری معظم بیندازند باید بدانند که ملت ایران هوشیار تر از این هستند که گرفتار دسیسه شما در این بازی کثیف شوند و هر مسئولی در جمهوری اسلامی تا زمانی مسئول است که رافت بزرگوارانه و مصلحت آمیز رهبر انقلاب با وجود اشتباهات شامل حال او شود و صبر ملت انقلابی از خطای او سر نیاید که اگر روزی دشمنی کسی با این مردم و این رهبر و دوستی او با دشمنان ملت آشکار شود با او کاری می کنند که با عمال سفاک پهلوی خبیث کردند.

 

عکس: مواظب لایک هایمان باشیم!

بسیاری از اوقات در شبکه های اجتماعی چرخ می زنیم و مطالب مختلفی را گاهی بی هیچ دلیل مشخصی لایک می کنیم،غافل از آنکه همین لایک های متعدد ما بر مطالب مختلف برای صاحب آن مطلب و مخاطبین آن القا کننده معانی خاصی است.
معنای لایک شما برای صاحب مطلب به معنای تشویق او به گذاشتن چنین مطالبی است و اینکه احیانا شما در این مطلب لایک شده با او هم نظر هستید،اگر او با این مطلب به انجام کاری دعوت می کند شما نیز با لایک کردن این مطلب در زمره انجام دهندگان آن عمل شمرده خواهید شد،که فرمود: الراضی بفعل قوم کالداخل معهم.کسی که رضایت خود را نسبت به کاری نشان دهد در زمره انجام دهندگان آن عمل است.
پس از یک سو شما مشوق گذارنده مطلب در قرار دادن دوباره مانند آن هستید و از سویی در نگاه بیننده از طرفداران موضوع مطرح شده هستید که همین طرفدار داشتن یک موضوع دیگران را نیز نسبت به آن ترغیب می کند و اگر این موضوع مشتمل بر یک گناه یا فراهم کننده زمینه گناهی باشد شما نیز در فراهم آمدن زمینه آن کمک کرده اید که آیه قرآن با حرام اعلام کردن چنین کاری می فرماید:و لاتعاونوا علی الاثم و العدوان؛بر گناه و دشمنی یکدیگر را یاری نکنید.


اما از جهت رسانه ای هر لایک بر یک مطلب موجب داغتر شدن آن مطلب و ضریب دار شدن و بیشتر دیده شدن آن مطلب و بیشتر شدن تاثیر رسانه ای آن است،پس این عین انتشار آن در یگ گستره بیشتر توسط شما می باشد،پس از این به بعد بیشتر مواظب لایک های خودمان باشیم.

از احمدی نژاد می ترسند

این فضای تخریب،علیه احمدی نژاد واقعه ای است که یک دلیل بیشتر نمی تواند داشته باشد

 

بعضی امروز حفظ تمام موجودیت نامقبول خود را وابسته به تخریب احمدی نژاد می بینند،چه ناچیز و زبون است کسی که به قیمت فحاشی و خراب کردن وجهه کسی به دنبال حفظ منافع خود باشد ،موضوعی که امروز چشم های منصف در فضای رسانه و بالاخص رسانه های حامی دولت می بینند.

به این گونه افراد باید آن جمله معروف را گوشزد نمود که اگر این صندلی ریاست ماندنی بود ،به تو نمی رسید،صحبت صحبت طرفداری از شخص مشخصی نیست،بحث بحث از این نیست که بخواهیم بگوییم مثلا شخصی مثل احمدی نژاد بدون خطا بوده است،بلکه سخن از عون مظلوم و خصم ظالم بودن است.

سخن این است که امروز مردم ما به جایی رسیده اند که همان احمدی نژاد را می خواهند ،با همان بدی هایش!،که البته هر کسی نقاط ضعفی دارد،با همان مشایی و کله شقی هایش؛اصلا احمدی نژاد را با همان سوتی هایش می خواهند،چون احمدی نژاد با تمام این اوصاف می ارزد به صد چنین دولت هایی که چنین خون مردم را از کم کاری و بدکاری به شیشه می کنند.

لااقل احمدی نژاد صفات بارز و نیکی داشت که دوست و دشمن به آن اعتراف داشتند،همه شاهد بودند که برای کار کردن برای ملت روز و شب نداشت و کابینه خود را هم چنین به کار گرفته بود و آسایش آنها را برای تحصیل آسایش بیشتر برای مردم سلب نموده بود.

ساده زیستی و بی آلایشی او هم زبانزد بود و اینکه کسی نبود که برای بیت المال کیسه دوخته باشد و از همه مهمتر آنکه مردم محروم او را از خودشان می دانستند و با او راحت بودند که این برای یک رئیس جمهور یک ارزش فوق العاده است؛به جای تن آسایی و شعار دنبال تحول اساسی در موضوعات مختلف بود و کارهای بزرگی را شروع کرد که از اول انقلاب حرف آن زده میشد اما کسی جرات نزدیک شدن به آنها را نداشت.

شعار های اصیل این انقلاب مردمی را او زنده کرد و جرات و شجاعت او در مقابل دشمنان قسم خورده این سرزمین مثال زدنی بود،به جای آنکه از رئیس جمهور آمریکا و هوش رئیس دولت شیطان بزرگ تعریف کند و آنان را بر بد دهانی و شاخ و شانه کشیدن بر این سرزمین گستاخ تر کند ،در مقابل آنها محکم سخن می گفت و شکی نیست که سیاست او بر عکس وضع موجودٰ، دشمن را وادار به انفعال نموده بود.

این فضای تخریب که امروز در رسانه های حامی دولت علیه احمدی نژاد مشهود است ،واقعه ای است که یک دلیل بیشتر نمی تواند داشته باشد؛آنهایی که امروز در رسانه های مکتوب و سایت ها و شبکه های اجتماعی در یک برنامه طراحی شده از هیچ اقدامی برای تخریب چهره احمدی نژاد و نسبت دادن تمام مشکلات تاریخ به او ،فرو گذار نمی کنند،بی شک از احمدی نژاد و آمدن دوباره او در فضای سیاست و میدان انتخابات می ترسند و موجودیت و منافع و قدرت طلبی خود را با این وجود در خطر می بینند و همین آنها را به انجام چنین کار های کثیفی وا می دارد،اما یک چیز مشخص است و آن اینکه دلهای مردم و عزت یا ذلت افراد و توجه قلوب به افراد دست خداوند است و اگر او چیزی را اراده کند هیچ اراده ای در مقابل آن موفق نخواهد بود.

امیدواریم که خداوند مسئولین این کشور را از دلسوز ترین و بهترین افراد قرار دهد و قلوب مردم را در جهت بهترین مصلحت متحول و متوجه نماید.ان شاالله

 

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

درج این مطلب در قاصد نیوز و آرمان پرس و هجرت نیوز

دستی که دراز سوی دشمن/پایی که دراز از گلیم است

بأی ذنب قتلت؟

شجریان اول به قرآن پشت کرد بعد به انقلاب/او برای دوستداران دین و انقلاب مرده است

مظلوم ترین ساحت در این کشور ساحت هنر است،هر کس با هر عقیده و هر گرایش اسم خودش را هنرمند می گذارد و روزی دیگر معروف می شود و پس از آن در مرکز توجه مردم قرار می گیر آنگاه است که این بادکنک تو خالی می ترکد و فرهنگ و غرور ایرانی اسلامی این ملت بزرگ دچار خدشه و اهل آن دچار بهت و تاسف می گردند،بار ها این سیر در بازیگران و خوانندگان مختلف تکرار شده است1 و این بار نوبت کسی است که نام و نان از این انقلاب دارد،اما نمکدان شکن شده است،کسی که روزگاری به عکس گرفتن با قرآن و بودن در جمع مردم مذهبی می بالید و امروز با زقاصه ها و زنان بدنام و منحرفین فکری و بهایی ها عکس می گیرد و به بودن در کنار آن ها و آواز خواندن برای آنها افتخار می کند.

شجریان؛فردی که دیگر امروز برای دوستداران دین و انقلاب مرده است،فردی که ابتدا به قرآن پشت کرد و بعد به انقلاب،او که فرزند پدری است قاری قرآن و معتقد و متدین به اسلام و به قول خودش بيشتر دوران کودکی و نوجوانيش را در پای جلسات قرآن پدر در مشهد گذرانده است،خود او در خاطراتش از ناراحتی پدر و خانواده مذهبیش از گرایشش به موسیقی و دوری از مذهب و قرآن می گوید،

شجریان روزگاری چنان از آن قرآن فاصله می گیرد که در پاسخ به سؤال خبرنگار شبکه تلویزیونی اس.بی.اس استرالیا درباره این که با خواندن آواز دخترش در برابر مردان و ترانه های سیاسی خود آیا قصد دارد با این کارها با جمهوری اسلامی دهن کجی کند، می گوید: «آنها راه خودشان را می روند و می گویند قوانین الهی است و قابل تعویض نیست ... آنها کار خودشان را می کنند و ما هم کار خودمان را می کنیم.

 

کار به همین سخن تمام نمی شود و آشکارا و فراتر از حمله به نظام اسلامی ،به اسلام ناب محمدی حمله می کند و در مصاحبه با صدای آمریکا می گوید: "به طور کلی نظام و حکومت جمهوری اسلامی ایران هرگز با هنر کنار نمی‌آیند، هرگز و هرگز !!! همچنان که در طول 1400 سال با هنر کنار نیامدند و باز هم نخواهند آمد."

شجریان با این اظهارات نشان می دهد که ابراز نارضایتی او از نظام سی و چند ساله جمهوری اسلامی، بهانه‌ای بیش نبوده و مشکل اصلی او با اساس اسلام به عنوان یک مکتب آسمانی است،او با تصریح به «کنار نیامدن 1400 ساله با هنر» انگشت اتهام را به سمت اسلام می‌گیرد و پرده از درونیات خود بر می‌دارد.
گویا اسلام‌ستیزی، یک بیماری واگیردار در جبهه مخالفان جمهوری اسلامی ایران است که به محض خروج از کشور عود می‌کند! و اینجا جناب شجریان،کسی که روزی حس خوب ربنای او در کنار سفره های افطار این مردم بود، به خدا و اسلام و قرآن و قوانین آسمانیش پشت می کند.

 این مردم برای این انقلاب خون دادند،بهترین جوان هایشان را دادند آن وقت آقای شجریان برای کف زدن چند ضد انقلاب برای او " در بخشی از اظهاراتش با بی بی سی فارسی می گوید: «حقیقتش من از اولش هم انقلابی نبودم ولی دور و بر من همه اش افرادی بودند که گرایش سیاسی و چپی داشتند و مجبور بودم توی آن بچه ها باشم، چون اطراف من همه سیاسی حرف می زدند."

او با همین حرفش دیگر جایی در دل مردم انقلابی این کشور عزیز ندارد و بالاتر از این او در مصاحبه ای دیگر به مردی که همه خداپرستان دنیا در این قرن مدیون انقلاب دینی او هستند توهین می کند و در اعتراض به پخش تصویر مبارک امام خمینی (ره) بر روی تصنیف «ایران ای سرای امید» به بی‎بی‎سی فارسی میگوید: " آن آهنگ یک حالت رستاخیزی را در جامعه نشان میدهد اما دیدم که اینها روی این آهنگ تصویر آقای خمینی را نشان میدهند که دارد از پله های هواپیما پایین می آید، خوب، من این آهنگ را برای ایشان نخواندم که! و دیدم که صدا و سیمای جمهوری اسلامی دارد از آهنگهای من سوءاستفاده این‏جوری میکند."

هنر واقعی ماندن در کنار این مردم با فرهنگ و انقلابی است نه آنکه به خاطر دهن کجی کردن با نظام اسلامی برویم با بهاییان و صهیونیست پرستان شبکه بی بی سی فارسی عکس بیندازیم و با این کار مهر تایید به دشمنی آنان با ملت ایران بزنیم.2و3

 

باید هنر واقعی را احیا کرد،باید هنرمند واقعی را به این مردم شناساند،این ملت بزرگ قهرمان کم ندارد،از پوریای ولی و تختی ،تا چمران و همت و باکری؛کسانی که بی ادعا برای عزت این مملکت و اعتلای فرهنگ و اسلام با این مردم ماندند و جان دادند،فرهنگ و هنر دارای مفاهیمی قدسی است که امثال شجریان که لیاقت و شرافت در کنار آن بودن را نداشته اند ،دست روزگار آنان را پس زده و به اختیار خودشان به صدای لشکر اهریمن بدل گشته اند.4

موسیقی سنتی ما همیشه به مضامین و اشعار عرفانی و الهی مزین است و به آن می بالد و همگان باید بدانند که هنر سکولار در یک جامعه اسلامی جایی ندارد چه برسد که بخواهند از آن تجلیل هم بکنند که این موضوع اگر اتفاق بیفتد بی شک نشان دهنده تهی شدن آن جامعه از اسلامیت است.

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پینوشت:

1-امروز شجریان و گوگوش و گلشیفته و فردا...

2-پایان مبتذل داستان شجریان+10عکس

3-گناه شجريان عكس انداختن با گوگوش نيست

 4-شجريان؛ از قهر با ملت تا اسلام ستيزی

کدام دعا را برای امام زمان بخوانیم؟/صلوات ضراب اصفهانی، دستورالعمل بزرگان

در میان دیگر ادعیه، بهترین دعا، دعایی است که برای اولیای معصوم صورت می گیرد و در اوج آن دعا برای شخص حضرت مهدی که خاتم اوصیا و فخر اولیاست؛ حال اگر بخواهیم از میان ادعیه ای که برای ایشان خوانده می شود یکی را برای عمل مداوم و برنامه هر روز عاشقان حضرت ارائه دهیم آن "صلوات ضراب اصفهانی" است ،دعایی که از خود حضرت به دست ما رسیده است.

این صلوات رابزرگانی همچون علامه مجلسی، مرحوم طبری، شیخ طوسی، مرحوم کفعمی، سیدبن طاووس، علامه نوری، آیت الله اصفهانی و مرحوم شیخ عباس قمی در کتابهای خود نقل نموده اند.

جامع ترین دعا از میان ادعیه مربوط به حضرت ولی عصر آن دعایی است که هم در بر دارنده صلوات بر اجداد ایشان و هم دعا برای شخص ایشان باشد؛ این ویژگی و خصیصه در صلوات ضراب اصفهانی که در اوایل مفاتیح در اعمال روز جمعه وارد شده به گونه ای  ویژه مشاهده می شود،

 باید توجه داشت که این صلوات اختصاص به روز جمعه ندارد چرا که خود حضرت امام زمان علیه السلام  طبق نقل این دعا به ضراب فرمودند: " هرگاه خواستی صلوات بفرستی اینگونه صلوات بفرست." بعضی از بزرگان مثل صاحب کتاب مکیال المکارم نیز پس از سفارش بر این صلوات به گونه ای خاص فرموده اند: این صلوات از ادعیه شریفه ای است که می طلبد انسان بر آن مداومت نماید.

همچنین مقام معظم رهبری در سخنان خود اشاراتی به این دعا داشته و در روز جمعه ای که مصادف با اربعین سالار شهیدان بود درجمع مردم زنجان و نیز در ابتدای سال نو درهمان سال قسمتی ازعالیترین مضامین این صلوات را از حفظ خواندند ؛

 با وجود آنکه این دعای ویژه هنوز جایگاه خود را در زندگی عاشقان امام زمان نیافته است ،در حال حاضر در شهر مشهد جمع کثیری این صلوات را از حفظ دارند و افراد بسیاری آن را هر روزه قرائت می کنند و در برخی جلسات مذهبی در ابتدا یا انتهای جلسه ،این صلوات خوانده می شود؛ افراد بسیاری هر روزحداقل یکبارتوفیق خواندن آن را دارند و با خواندن این صلوات مشمول برکات وتوجهات خاص الهی قرار گرفته و طعم لذیذ ومعنوی آن راتجربه نموده اند که خود نویسنده یکی از آنهاست.

اشاره ای به محتوای ویژه دعا

ازجمله خصوصیات این دعا آن است که ما در آن برای خودمان هیچ درخواستی نمیکنیم ودر آن تنها متوجه خداوند بوده وبرای اولیای معصوم خود دست به دعا برمیداریم به تعبیری این دعا تماما توجه توحید و اولیاء یگانه حق است که در دعاهای دیگر مربوط به امام زمان ارواحنا فداه و حتی غالب ادعیه ی دیگر این ویژگی دیده نمی شود.

ما در این دعا ابتدا به گونه ای خاص برای حضرت ختمی مرتبت دعا کرده وپس از آن نام تک تک امامان را برده بر آن ها همراه باشهادت به ولایتشان درود و صلوات می فرستیم وپس از آن درضمن صلوات مقامات معصومین را نام برده و با معرفتی که نسبت به آن پیدا کردیم به آن درمحضرالهی اعتراف میکنیم، دربخش دیگر دعا به گونه ای خاص متوجه امام زمان شده واز خداوند برای شخص ایشان وحکومتشان طلب خیرونصرت می نماییم ودرنهایت دومرتبه به طور خاص برپنج تن وبه طور عام برعموم معصومین صلوات فرستاده ودعا را به پایان میبریم .

تکرار کلمه افراطی گستاخی با ولایت است

 

یکی از کلماتی که دیگر به یکی از کلیدواژه های مهم و پر تکرار مسئولین دولت و بالاخص شخص رئیس جمهور و رسانه های طرفدار ایشان تبدیل شده کلمه افراط ،افراطی گری و افراطی است و این یکی از برچسب های زیادی است که این دولت به منتقدان و مخالفان خود در این مدت زمان زده است

تکرار کلمه افراطی گستاخی با ولایت است

به گزارش قاصدنیوز، حسین ابراهیمی در وبلاگ سرباز صفر جنگ نرم نوشت:

 

گاهی کسی ناخواسته اشتباهی را مرتکب می شود اما وقتی به او در مورد آن اشتباه تذکر می دهند چون جویای حق است ،آن تذکر را می پذیرد و اشتباه خود را تکرار نمی کند و همیشه اینچنین افرادی در معرض عفو و بخشش قرار دارند ،اما کسی که پس از تذکر باز خطا و اشتباه خود را تکرار می کند دیگر این کار عنوانی جدید پیدا می کند و او را دیگر خطاکار و غافل نمی خوانند بلکه نام چنین شخصی مقصر و مغرض است و در دستگاه الهی نیز تکرار و تجری بر یک گناه صغیره خود یک گناه بزرگ و نابخشودنی است.

 

اینکه کسی آنقدر یک اشتباه را تکرار کند و بر آن اصرار بورزد تا شخص اول مملکت که معمولا و حتما ایراد های مسئولین را اول خصوصی و کرارا با آنها مطرح می کند ،مجبور شود بیاید در یک تریبون عمومی در مورد آن هشدار دهد ،مسئله مهمی است و حال اگر بعد این تذکر عمومی با وصفی که بیان شد باز این عمل تکرار شود آیا اسم این چیزی جز اثبات گستاخی و طغیان و یاغی گری است؟

 

یکی از کلماتی که دیگر به یکی از کلیدواژه های مهم و پر تکرار مسئولین دولت و بالاخص شخص رئیس جمهور و رسانه های طرفدار ایشان تبدیل شده کلمه افراط ،افراطی گری و افراطی است و این یکی از برچسب های زیادی است که این دولت به منتقدان و مخالفان خود در این مدت زمان زده است؛ حال آنکه مفاهیمی چون افراط و اعتدال مفاهیمی نسبی هستند که باید نسبت با معیار و شاخص تعیین شوند و بی شک شاخص در جامعه اسلامی مقام ولی فقیه می باشد.

 

امام خامنه ای در در دیدار اقشار مختلف مردم در تاریخ  ۱۳۹۴/۰۶/۱۸ فرمودند:

یکی از مهم‌ترین راه‌های تقویت درونی، حفظ روحیّه‌ی انقلابیگری است در مردم؛ بخصوص در جوانها. سعی دشمنان این است که جوان ما را لاابالی بار بیاورند، نسبت به انقلاب بی‌تفاوت بار بیاورند، روحیّه‌ی حماسه و انقلابیگری را در او بکُشند و از بین ببرند؛ جلوی این باید ایستاد. جوان، روحیّه‌ی انقلابیگری را باید حفظ کند. و مسئولین کشور جوانهای انقلابی را گرامی بدارند؛ این‌همه جوانهای حزب‌اللّهی و انقلابی را برخی از گویندگان و نویسندگان نکوبند به اسم افراطی و امثال اینها. جوان انقلابی را باید گرامی داشت، باید به روحیّه‌ی انقلابیگری تشویق کرد؛ این روحیّه است که کشور را حفظ میکند، از کشور دفاع میکند؛ این روحیّه است که در هنگام خطر به داد کشور میرسد. سه عامل اساسی اقتدار ملّی اینها است: اقتصاد قوی و مقاوم، علم پیشرفته و روزافزون، و حفظ روحیّه‌ی انقلابیگری در همه بخصوص در جوانها؛ اینها است که میتواند کشور را حفظ کند؛ آن‌وقت دشمن مأیوس خواهد شد.

 

بلافاصله و بعد از سه روز جناب روحانی که از نقد عملکرد خود در کمیسیون برجام آشفته است ،دوباره جوانان انقلابی و دلسوز را افراطی خطاب می کند و می گوید: 

برجام به معنای شکستن همه این زنجیرهاست و آنهایی که روی کلمات این توافق پرافتخار که در آینده در خصوص جزئیات آن سخن خواهم گفت، نظر دارند، بدانند که نخواهم گذاشت عده ای افراطی بخواهند به امید این ملت ضربه بزنند.

 

البته این امور چیز جدیدی در این دولت نیست و قبل از این هم بار ها بلافاصله یا با فاصله کمی بعد از سخنان ولی امر مسلمین ،مفاهیمی متضاد و متناقض با بیان ایشان توسط شخص رئیس جمهور و مسئولین دولت بیان شده که با وجود تکرار دیگر نمی توان حکم به اتفاقی بودن آن کرد.

 

در پایان باید گفت تمام مشروعیت ریاست رئیس جمهور محترم به تایید و امضای مقام ولایت فقیه است که این امضای رضایت اگر به هر نحو مخدوش شود ،با حمایت قانونی و به فضل الهی و دست نیرو های مومن چونان که در مورد بنی صدر انجام گردید ریاست جمهوری ایشان ادامه پیدا نخواهد کرد.

--------------------------------------------------------------------------------------------------

کلمات کلیدی

انحرافی که در نگاه فریدون (روحانی) وجود دارد

 

آنچه انحراف را در یک نظام ایدئولوژیک کلید می زند تغییر اولویت هاست؛ یکی از موضوعاتی که بسیار در جملات مسئولین دولت و جناب آقای فریدون (روحانی) به عنوان دستاویزی برای توجیه زیر پا گذاشتن خطوط قرمز دین و ولایت برای کوتاه آمدن در مقابل ابرقدرت ها و دشمنان اسلام مطرح می گردد ترساندن مردم از فقر است!
 

حجت‌الاسلام حسین ابراهیمی - هرگز نباید بودن عمامه بر سر یک شخص را علامت تسلط او بر مبانی دینی یا جانب داری همیشگی او از این مبانی و سخنگوی دین بودن او دانست، چرا که چه بسیار عمامه به سری که هنوز به آگاهی عمیق از دین نرسیده اند یا اگر رسیده اند تحت الشعاع امیال نفسانی و هوا و هوس، مطالب انحرافی و یا باطل را با زرورق دینی بیان می کنند.

یکی از چیز هایی که همیشه موجب انحراف ها گردیده ،قدرت طلبی ها و میل درونی برای نزدیک شدن به مراکز قدرت و ثروت است،آنچه بی شک برای حاکمان و مسئولین مضر و مذموم است؛ در این میان سخنان متعددی از ابتدای روی کار آمدن دولت جدید از سوی مسئولین رده های بالا با رنگ دینی بیان می شود که بی شک غلط و مردود می باشد.

آنچه انحراف را در یک نظام ایدئولوژیک کلید می زند تغییر اولویت هاست؛ یکی از موضوعاتی که بسیار در جملات مسئولین دولت و جناب آقای روحانی نه به عنوان یک شعار عملیاتی بلکه به عنوان دستاویزی برای توجیه زیر پا گذاشتن خطوط قرمز دین و ولایت برای کوتاه آمدن در مقابل ابرقدرت ها و دشمنان اسلام ،مطرح می گردد ترساندن مردم از فقر است که خداوند در سوره بقره آیه 267 می فرماید :

الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُم بِالْفَحْشَاء وَاللّهُ يَعِدُكُم مَّغْفِرَةً مِّنْهُ وَفَضْلاً وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ

شيطان شما را از فقر می ترساند و به کارهای زشت وا می دارد ، در حالی که خدا شما را به آمرزش خويش و افزونی وعده می دهد خدا گشايش دهنده و داناست.

آقای فریدون (روحانی) در سخنان خود می گوید :"زمانی عزیز می شویم که فقر نباشد"94/2/8 و " بالاترین منکر فقر است".94/7/30

هیچکس منکر این نیست که همه در جامعه اسلامی باید برای رفع مشکلات مومنین از مادی و معنوی تلاش کنند اما مشکل در تغییر اولویت هاست،هیچگاه اولویت اول یک مومن و یک حاکم اسلامی رسیدن به ثروت به هر سبب و هر راهی نیست و این امر کاملا واضح است که بالاترین منکر در جامعه خروج از ولایت خدا و تمایل به طاغوت و ولایت شیطان است ،یعنی این دوری از خط تعیین شده توسط نائب امام زمان و دلدادگی و میل به مستکبرین است که بالاترین منکر می باشد و بالاترین ضرر ها را در جامعه ایجاد می نماید.

سوال ما از آقای فریدون (روحانی) مشخص است،آیا عزت تنها با ثروت به دست می آید؟ آیا اولیای الهی که اکثرا از قشر پایین جامعه بوده اند انسان های ذلیلی بوده و هستند؟ آیا اهل بیت ما و پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیهم اجمعین نعوذ بالله ذلیل بوده اند،در حالی که پیامبر گرامی اسلام فرمود : «الفقر فخری»  (بحار/ ج 69/ص56) که این به معنای تعلق خاطر نداشتن به دنیاست ،آنچه ضد مصرف گرایی مورد نظر غرب است که گرفتار شدن به آن انسان را در مقابل آنها ذلیل و زبون و نیازمند می گرداند.

سوال ما اینجاست که ملتی که روزی رئیس جمهور محبوبش می گوید یک نان را ۳۶ میلیون نفر می خوریم اما زیر بار ذلت نمی رویم ذلیل است؟ این ذلت شاید در وجود و نگاه گوینده باشد اما ملت ایران هیچگاه ذلیل نبوده و نخواهد بود چون نوکر اربابان ثروت و قدرت نیست،چون راه خدا و اهل بیت را برگزیده است که رحمت الهی همیشه شامل حال این ملت خواهد بود.

روایت معروفی وجود دارد که آمدن فقر را مصادف با رفتن ایمان بیان می کند،این روایت بخشی دیگر دارد که در بعضی نسخ دیگر وارد شده که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرماید : 

لولا رحمه ربّی علی فقراء اُمتی کاد الفقر أن یکون کفراً؛ اگر رحمت پروردگارم بر تهیدستان امتم نبود، نزدیک بود فقر به کفر بینجامد".(جامع الاخبار، 109، فصل 67، فی الفقراء)
در این سخن حضرت می فرمایند که مؤمنان به واسطه شمول رحمت اله، هرگز به خاطر فقر کافر نمی شوند،آری کسی که در راه خدا گام بر می دارد بی شک همیشه رحمت ،مصلحت و سعادت پیش پای او خواهد بود.

آنچه مشخص است ملت ایران نشان داده که با تحریم می تواند به خودکفایی برسد و در مقابل این سیاست وادادگی سیاستی است که امام خامنه ای تحت عنوان اقتصاد مقاومتی مطرح کرده و می کنند که البته این حرف ها بسیار در این دولت مظلوم است؛در پایان جملاتی گویا و شیوا از رهبر کبیر انقلاب، حضرت امام خمینی  رحمة الله علیه در این باب می آوریم که تمام کننده سخن است:

 امیدوارم ملت ایران با هم باشند و عزت خودشان را حفظ کنند. ما قبلاً وابستگی ذلت باری داشتیم که محمدرضا قبول کرده بود و ما در مقابل امریکا یک عبد ذلیل بودیم، ولی ایران این ذلت را شُست و عزت پیدا کرد. شکم و نان و آب میزان نیست، عمده شرافت انسانی است، و شرافت به این نیست که انسان دستش را روی سینه بگذارد تا چند شاهی به او بدهند. بلکه شرافت انسانی به این است که در مقابل زور بایستند. و جوانان ما ایستادند و در مقابل، آنها حصر اقتصادی کردند، که همین حصر اقتصادی جوانان ما را بیدار کرد و فهمیدند که خودشان باید کار کنند و زحمت بکشند تا احتیاجی به خارج نداشته باشند.۲۸/ ۶/ ۱۳۶۲

... ملت باید توجه کند به این مسائل؛ اشخاصی که تبلیغات سوء می‌کنند و از کمبود به گوش شما می‌خوانند، این اشخاص، اشخاصی هستند که می‌خواهند این پیروزی را از دست شما بگیرند، می‌خواهند استقامت را از دست شما بگیرند. ۸/ ۱۰/ ۱۳۵۹

 

توسط بلاگفا حذف شد.

هفت هشت مطلب اخیر وبلاگ دوباره با نقص پیش آمده از بلاگفا و وبلاگ حذف شد،متاسفانه.

کاش سرباز تو باشم نه ،سربار تو....

-----------------------------------------------------------

پینوشت: عکس 94/6/1 دیدار آقا با کارگزاران حج و شعر من در همان روز با دیدن این عکس.

بعضی عملا پروژه پایان خمینی را کلید زده اند

در خبر ها خواندم که طلبه جوانی را به جرم این‌که از نوشته‌های دست‌نویس «مرگ بر آمریکا» و پیشانی‌بند «مرگ بر آمریکا» در مردم تقسیم می‌کرده به جرم گفتن مرگ بر آمریکا گرفته اند،آری با وضعیت موجود باید منتظر روزی بود که گفتن مرگ بر آمریکا تبدیل به یک جرم گردد.

اما هرکس می خواهد از موضع اصیل جمهوری اسلامی در قبال دولت آمریکا و بنای نظام در این موضوع با خبر شود ،این جملات را به عنوان مشتی از خروار سخنان بنیانگذار فقید انقلاب در باب این دولت مستکبر ،با دقت مطالعه کند؛

می بایست از کسانی که از یک سو دم از خمینی می زنند و از سوی دیگر دلشان برای رابطه با آمریکا غنج می زند و این وضعیت را برای ملت پدید آورده اند پرسید که آیا این جملات از خمینی کبیر نیست؟،آیا این ها محکمات تکرار شده در سرتاسر صحیفه امام نیست؟  :

 

در نظرم است که در یک روایتی است که رسول خدا که مبعوث شد، آن شیطان بزرگ فریاد کرد و شیطانها را دور خودش جمع کرد و اینکه مشکل شد کار بر ما.در این انقلاب،شیطان بزرگ که امریکاست، شیاطین را با فریاد دور خودش دارد جمع می‏کند. و چه بچه شیطانهایی که در ایران هستند و چه شیطانهایی که در خارج هستند، جمع کرده است و هیاهو به راه انداخته است.14/08/1358 

ثباتْ تابعِ قدرتمندی و استقلال است؛ و ما قدرتمندی می‏خواهیم و استقلال. قدرتمندی به این است که نظاممان را از گرفتاری‏ای که امریکا برایش پیش آورده نجات بدهیم، و یک نظام متکی بر ملتْ ما ایجاد بکنیم نه یک نظامِ متکی بر مستشارهای امریکا. 03/09/1357

 

در فریضۀ حج که لبیک به حق است و هجرت به سوی حق تعالی به برکت ابراهیم و محمد است، مقام «نه» بر همۀ بتها و طاغوتهاست و شیطانها و شیطان‏زاده ‏هاست. و کدام بت ازشیطان بزرگ امریکای جهانخوار و شوروی ملحد متجاوز بزرگتر و کدام طاغوت و طاغوتچه از طاغوتهای زمان ما بالاترند؟

در لبیک لبیک، «نه» بر همۀ بتها گویید و فریاد «لا» بر همۀ طاغوتها و طاغوتچه‏ ها کشید و در طواف حرم خدا که نشانۀ عشق به حق است، دل را از دیگران تهی کنید و جان را از خوف غیر حق پاک سازید و به موازات عشق به حق از بتهای بزرگ و کوچک و طاغوتها و وابستگانشان برائت جویید که خدای تعالی و دوستان او از آنان برائت جستند و همه آزادگان جهان از آنان بری هستند.16/05/1365

 

مصیبت عظیم آن است که امریکا که قریب نیم قرن بر مسلمانان جهان بخصوص منطقه، هر چه خواسته است ستم کرده و مخازن آنان را غارت نموده است، دولتها نه تنها از ترس امریکا نمی‏ توانند اظهار مظلومیت مظلومان را حتی در کشورهای خودشان بشنوند، بلکه چنانچه دیدیم با ملت غارت زدۀ ایران که با نهضت اسلامی خود می‏ خواهد فریاد مظلومانه سر دهد و به ملتهای مظلوم جهان داد خود را برساند، چه‏ ها کرده و در مخالفت با ایران حتی از امریکا و اسرائیل گوی سبقت را ربودند، و برای تقرب به ستمکاران، با تمام قوای تبلیغاتی و تسلیحاتی به متجاوز به ایران کمک نمودند. به جای آنکه به ملت و دولت برادر خود دست اخوت و وحدت دهند، به امریکا و اسرائیل دست عبودیت و ذلت دادند و به توطئه علیه ملت ایران برخاستند. ما اکنون از بسیاری از دولتهای به اصطلاح اسلامی مأیوس هستیم و امیدی به هدایت آنان نداریم؛ مگر آنکه خداوند متعال نظر عنایتی فرماید و تحولی در آنان به وجود آورد تا مسائل را آنگونه که شایسته است، بررسی نمایند، و خود و کشور خود را از چنگال گرگان جهانخوار نجات دهند.29/06/1361

 مهمترین و دردآورترین مسئله‏ای که ملتهای اسلامی و غیر اسلامی کشورهای تحت سلطه با آن مواجه است موضوع امریکاست. دولت امریکا به عنوان قدرتمندترین کشورهای جهان برای بیشتر بلعیدن ذخایر مادی کشورهای تحت سلطه، از هیچ کوششی فروگذار نمی‏کند.21/06/1359

و بر ملت شریف ایران است که در هر مسلکی و با هر گروهی هستند، از اختلاف و نفاق و کارشکنی برای یکدیگر دست بردارند و دشمنان را با وحدت کلمه و اعتصام به «حبل ‏اللّه‏» درهم کوبند، و نزاعهای شخصی و گروهی را که جز از هوای نفس برنمی‏ خیزد و در صورت رشد همه را به تباهی می‏کشد و کشوررا به خرابی سوق می‏دهد کنار گذارند، و گویندگان و روشنفکران و متفکران و دانشگاهیان و دانشمندان، همۀ توان خود را صرف قطع امید دشمن اصلی ما امریکا کنند که با سلطۀ دشمن قدرتمند، برای هیچ یک چیزی باقی نخواهد ماند. 12/01/1359

 

بسم اللّه‏ الرحمن الرحیم

15 ذی حجة‏الحرام1402

حضرت آقای ژنرال سوهارتو، رئیس جمهور کشور اندونزی

پیام تبریک شما به مناسبت حلول عید سعید اضحی واصل و موجب تشکر گردید. متقابلاً این عید بزرگ را به جنابعالی و ملت برادر و مسلمان کشورتان تبریک می‏گویم. متأسفانه این عید بزرگ اسلامی هنگامی فرا می‏رسد که مسلمانان گرفتار مصیبتهای گوناگون و رقتباری هستند، که فاجعۀ دلخراش لبنان و شهادت هزاران مسلمان و هتک حرمت صدها تن از دختران و زنان و قتل فجیع کودکان بیگناه و بیماران بستری در بیمارستان نمونه‏ای از آن مصایب بسیار است. و تأسف بارتر آنکه بسیاری از سران کشورهای اسلامی به جای مقابله با این جنایات وحشتناک، درصدد به رسمیت شناختن مباشر این جنایات، یعنی اسرائیل غاصب و جنایتکار بوده و به جای قطع هر گونه رابطه ‏ای با عامل اصلی یعنی امریکای جهانخوار در تهیۀ توسعه و تحکیم روابط و تجدید آن با این شیطان بزرگ هستند و این است وضع دلخراش مسلمانان و بسیاری از سران آنها. فاناللّه‏ و انا الیه راجعون.

روح ‏اللّه‏ الموسوی الخمینی

 

چنانچه گفته می‏شود که دولت امریکا می‏خواهد نظامی بیاورد و این مملکت را به خاک و خون بکشد، باور نکنید اولاً و ثانیاً اگر بیاید، خواهد سزای خودش را ببیند. ما از محاصرات اقتصادی و محاصرات نظامی و دخالتهای نظامی ابرقدرتها نمی‏ترسیم. فرضاً که آنها وارد بشوند در اینجا، ما با قدرت در مقابلشان ایستادگی می‏کنیم، و سایر ملتهای اسلامی هم در مقابلشان هستند. با قدرت، ما باید به پیش برویم، تا اینکه احکام اسلام را در مملکتمان بلکه در منطقه، بلکه در دنیا پیاده کنیم.28/02/1359

 

دنیا باید امریکا را از بین ببرد، و الاّ تا اینها هستند، این مصیبتها در دنیا هست. اینجا نشد، یک جای دیگر. الآن در بسیاری از جاهای دنیا، امریکا آتش افروخته و جنگهایی که الآن در بسیاری از جاهای دنیا هست، همه‏ اش زیر سر این است. و دنیا را اینها دارند تهدید می‏کنند و هرگز هم اینها سلاحهایی که می‏گویند متوقف می‏کنیم و اینها را محدود می‏کنیم به حد، هرگز راست نمی‏گویند. بنابراین، ما باید هر چه فریاد داریم به سر اینها بزنیم.تهران، حسینیه جماران،موضوع:ابرقدرتها منشأ مشکلات دنیا

 

 

... و این یک فریاد سیاسی ـ عبادی است که رسول اللّه‏، صلی اللّه‏ علیه و آله و سلم، به آن امر فرمود. حال باید به آن آخوند مزدور که فریاد مرگ بر امریکا و اسرائیل و شوروی را خلاف اسلام می‏داند گفت تأسی به رسول خدا و متابعت از امر خداوند تعالی خلاف مراسم حج است؟ آیا تو و امثال تو آخوند امریکایی فعل رسول اللّه‏ ـ صلی‏ اللّه‏ علیه و آله و سلم ـ و امر خداوند را تخطئه می‏کنید، و تأسی به آن بزرگوار و اطاعت فرمان حق تعالی را بر خلاف می‏دانید...12/06/1362

 

وقتی حضرت روح الله که خود یک عارف بزرگ و مثال زدنی است عبارت شیطان بزرگ را برای دولت آمریکا به کار می برد،این نشان از عمق اعتقاد او به سیاهی و پلیدی ماهیت این دولت استکباری است،حال سوال اینجاست، اینهایی که یکی از اهداف کلی و پشت پرده این به اصطلاح مذاکرات و صحبت های رو در رو و قدم زدن ها و... را  شکستن تابوی رابطه با آمریکا بر می شمرند و اکنون احتمال بازگشایی سفارت این کشور را مطرح می کنند،آبا معتقدند ماهیت این کشور نسبت به گذشته تغییر کرده است؟ یا اینکه...

حقیقت آنجاست که روزی عده ای که ابایی از آوردن افکارشان نداشتند این سخن را مطرح می کردند که وقت آن است افکار خمینی به موزه سپرده شود و امروز بعضی دیگر در حالی که همان شجاعت و صداقت گروه اول را هم ندارند، در حالی که دم از خمینی می زنند ،عملا به شدت در پی زدودن افکار او هستند.

 

 

-------------------------------------------

مرتبط: سلوك الهي يك ملت با ذكر "مرگ بر آمريكا"

بررسی موقف میزان در قیامت با نظر به آیات قرآن کریم

 

ضرورت موضوع
یکی از مسائل مهم در مبحث اعتقادات آن است که ببینیم چقدر از تصورات ذهنی ما با حقایق اعتقادی منطبق است، نکند که در مورد خدا و قیامت هنوز تصاویر دوران بچگی در اذهان ما منقوش باشد کما اینکه در بسیاری از عوام مردم اینگونه است.
پس بسیار نیکوست تا با یک ذهن خالی از اوهام و یک وجود تشنه سراغ سرچشمه آیات الهی برویم و تصویر قیامت را در آینه قرآن به نظاره بنشینیم، بر همین اساس در این مقاله سعی بر آن داریم تا در مورد یکی از مواقف مهم قیامت به نام «میزان» یک تصویر قرآنی روشن ارائه دهیم.
 
مقدمه
آنچه در اذهان مردم از «میزان الاعمال» در قیامت وجود دارد اغلب تصویر یک ترازوی بزرگ در روز قیامت است که اعمال را با آن وزن می کنند. به طوری که اعمال خوب افراد در یک کفه و اعمال بد آنها در کفه دیگر آن قرار دارد و بهشتی شدن آنها بستگی به سنگینی کفه اعمال خوب و حسنه و جهنمی شدنشان وابسته به سنگین تر بودن کفه گناهان ایشان است؛ ما در این مقاله با محوریت یکی از صریح ترین آیات در این موضوع و بررسی اجمالی آیات مشابه درستی یا نادرستی این تصویر را از «میزان الاعمال» به قضاوت می نهیم.
 
چکیده
یکی از مواقف مهم در قیامت موقف میزان الاعمال و حساب رسی و سنجش اعمال خوب و بد است؛ با توجه به آیه 8 سوره اعراف و سایر آیات کتاب وحی که در آنها سخن از میزان و وزن موازین عمل رفته است، باید گفت در دادگاه عدل الهی وزنه سنجش اعمال انسان «حق» است به این معنا که هر قدر عمل ما مشتمل بر حق باشد دارای وزن و ارزش خواهد بود و این درباره اعمال مسلمین و مومنین است؛ اما درباره اعمال کافران گرچه در آیات نفی وزن از اعمال باطل آنها می شود؛ اما با توجه به رعایت عدالت الهی حتی در مورد آنها باید گفت فرو رفتن آنها در درکات جهنم به میزان اعمال باطلی است که در دنیا دچار آن ها بوده اند که خداوند در مورد منافقین می فرماید که آنها در اسفل و پایین ترین درکات جهنم هستند و این بی شک به خاطر سنگینی جرم آنهاست.
 
«وَالْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ فَمَن ثَقُلَتْ مَوَازِینُهُ فَأُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُون» (اعراف/8)
 
ترجمه آیه: بر اساس اختلاف تفسیری بین علما در این آیه ،این آیه به دو صورت ترجمه شده است:
1- و در آن روز، سنجش اعمال‏ درست است، پس هر کس میزان هاى عمل او گران باشد، از رستگاران است.
2- و در آن روز معیار سنجش، حق است پس هر که اعمال وزن شده اش سنگین شد از رستگاران است.
 
اما ترجمه صحیح بر اساس آنچه بیان خواهد شد ترجمه شماره دو است همانطور که حضرت علامه طباطبایی در تفسیر این آیه می فرمایند: «بنابراین، بسیار به نظر قریب مى رسد که مراد از جمله "وَ الْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ" این باشد، که آن میزانى که در قیامت اعمال با آن سنجیده مى شود همانا "حق" است، به این معنا که هر قدر عمل مشتمل بر حق باشد به همان اندازه اعتبار و ارزش دارد، و چون اعمال نیک مشتمل بر حق است از این رو داراى ثقل است.»
 
و هم شاگرد ایشان حضرت آیت الله جوادی آملی در بحث خود ذیل این آیه شریفه می فرمایند:
«یک تعبیری است که در دعای عدیله و امثال عدیله هست که می گوییم "ان الموت حق ان القبر حق ان السوال فی القبر حق ان الجنة حق ان الموت حق" این کلمات معنایش این است که بهشت هست، جهنم هست، قیامت هست، برزخ هست و اینها حق است؛ یعنی ثابت اما در اینجا نمی خواهد بفرماید وزن هست ... »
 
منظور از «وزن» در آیه چیست؟
یکی از جاهایی که محل اختلاف و آراء بین علما و مفسرین است همین جا می باشد؛ چرا که بسیاری «وزن» در این آیه را با موزون های دنیایی و ترازوهای دنیایی تشبیه کرده و با کیفیت آن فهمیده اند، در اینجا این بحث در گرفته است که به راستی چه چیزی در قیامت وزن می شود؟ مگر می شود عمل را وزن کرد؟ اصلا مگر اعمال ما وزن دارند؟ بعضی در این جا گفته اند این خود افراد هستند که وزن می شوند که چون دارای عمل صالح و حقی نباشند شخص عظیم الجثه ای وزنی چون بال مگس خواهد داشت.
بعضی گفته اند این پرونده اعمال هستند که وزن می شوند و بعد این بحث فلسفی در گرفته که عمل از اعراض است و اعراض قابل وزن شدن نیستند.
اما غافل که همه به بیراهه رفته اند و کار خود را دشوار کرده اند چرا که وزن و توزین و صحیح تر آن است که بگوییم سنجش در هر چیزی به حسب خود آن چیز است.
 
در تفسیر مجمع البیان در این باره آمده است:
«در این مورد که چگونه کارهاى انسان سنجش مى گردد نیز بحث است؛ چرا که عملکردهاى انسان حقایقى هستند که نه باز مى‏گردند و نه داراى وزن هستند تا سنجیده شوند. به همین جهت گروهى بر آنند که نامه‏هاى عمل سنجیده مى شوند؛ امّا گروهى دیگر بر این عقیده اند که کارهاى شایسته و ناشایسته در دو کفه میزان پدیدار می گردند و مردم به قدرت خدا همه را مى نگرند.»
 
و در تفسیر های مختلف دیگر نیز همین احتمالات و بحث ها به طور مفصل مطرح می شوند پس مراد سنجش اعمال است و  اینکه منظور از «وزن» سنگینى اعمال است اما با چه وسیله ای می توان وزن اعمال را سنجید؟
 
با چه وسیله ای می توان وزن اعمال را سنجید؟
درباره وزن از چند جهت بحث است یکی اینکه میزان چیست؟ یکی اینکه وزن چیست؟ یکی اینکه موزون چیست؟ چون اگر در دنیا بخواهند چیزی را وزن کنند یک میزانی دارند و یک واحد سنجشی دارند و یک کالا، وزن به معنای سنجش است، مطلقا در دنیا وزن گاهی در مقابل کیل است. گاهی در مقابل شمارش است، گاهی در مقابل مساحت هست و مانند آن؛
 بعضی از اشیاء را پیمانه می کنند بعضی اشیاء را می کشند بعضی اشیاء را شمارش می کنند بعضی اشیاء را متر می کنند، مساحت می کنند؛ نان و امثال نان را می کشند، گندم را سابق کیل می کردند پیمانه می کردند پارچه و زمین و فرش اینها را متر می کنند و گردو و تخم مرغ و اینها را در بخشی از قسمتها با شمارش و عدد داد و ستد می کردند و اگر یک چیزی سیال باشد و گذرا باشد او را با ساعت می سنجند مثل زمان را روز و ماه و سال را با ساعت می سنجند و اگر چیزی را خواستند ببینند ناب است یا مخلوط مغشوش او را با محک و آتش وزن می کنند، وزن نه یعنی ببینند که مقدارش چقدر است یعنی می خواهند ببینند که صحیح و سالمش چقدر است تشخیص بدهند، بالأخره وزن در مقابل کیل و مانند آن نیست برای تشخیص صحیح از ناصحیح حق از باطل و مانند آن.
 
مطلب دیگر آن است که این کلمه وزن گرچه قدیم در همین جسم های دارای حجم و اجرام و کمیات استعمال می‌شد ولی کم کم برای مطلق چیزی که مقدار و ارزش آن می خواهد مشخص بشود استعمال می شود، خواه مادی باشد خواه معنوی، مثل وزن در ادبیات؛ همه اینها برای خود میزان خاص دارند البته یک بحث دیگر در اینجا مطرح است که آیا این میزان برای همان امر مادی وضع شده است و استعمالش در غیر مادی مجاز است یا نه لفظ برای روح معنا وضع شده است اینها مصادیق گوناگونند که متصورند که این دومی حق است نه اولی؛ یعنی اینچنین نیست که لفظ میزان یا مصباح و مانند آن برای همان چراغ مادی وضع شده باشد و استعمالش در غیر مادی مجاز باشد.
اگر برای هر چیزی میزانی است ما می خواهیم بفهمیم میزان عقاید و مکتبها چیست؟ کدام حق است کدام باطل؟
 
در این آیه می فرماید : «وَالْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ» یعنی معیار سنجش اعمال «حق» است یعنی هر وزن و ارزش هر عمل به میزان دارا بودن حق است.
 
آیا اعمال سیئه هم وزن اخروی دارند؟
بحث دیگری که در اینجا مطرح است این می باشد که آیا تنها اعمال نیک دارای وزن هستند یا اعمال بد هم از وزن اخروی برخوردارند.
البته بحث وزن داشتن اعمال در آیات دیگری نیز مطرح گردیده است، مثلا در سوره زلزال می فرماید:
 
«یَوْمَئِذٍ یَصْدُرُ النَّاسُ أَشْتاتاً لِیُرَوْا أَعْمالَهُمْ فَمَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَیْراً یَرَهُ وَ مَنْ یَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا یَرَهُ»
 
که به اعمال اعم از نیک و بد وزن را نسبت داده است و همچنین در سوره قارعه می فرماید:
 
«و فَأَمَّا مَنْ ثَقُلَتْ مَوازِینُهُ فَهُوَ فِی عِیشَةٍ راضِیَةٍ وَ أَمَّا مَنْ خَفَّتْ مَوازِینُهُ فَأُمُّهُ هاوِیَةٌ»
 
که در اینجا هم وزن در مورد اعمال مطرح شده و از ثقل میزان با توجه به اعمال خوب که موجب بهشت رفتن هستند و هم از خفت میزان با توجه به اعمال بد سخن گفته شده است که البته اشاره این موضوع نیز در اینجا نیکوست که علامه طباطبایی می فرمایند اینکه گاهی در آیات قرآن مثل اینجا میزان جمع بسته شده است از آن باب است که هر نوع از عملی می بایست به صورت جداگانه با توجه به حق سنجش شود و میزان جدا داشته باشد.
 
اما جواب صحیح برای این سوال که «آیا اعمال سیئه هم وزن اخروی دارند؟» با توجه به آیه مورد بحث ما آن است که خیر، چون اعمال بد عاری از حقند و دارای حق نیستند در حالی که ارزش و وزن در روز قیامت تنها به اشتمال حق است، بنابراین اعمال بد در روز قیامت دارای وزن نیستند.
 
چنانچه خدای تعالی در آیه 105 سوره کهف می فرماید:
 
أُولئِکَ الَّذِینَ کَفَرُوا بِآیاتِ رَبِّهِمْ وَ لِقائِهِ فَحَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فَلا نُقِیمُ لَهُمْ یَوْمَ الْقِیامَةِ وَزْناً
 
آنان به آیات پروردگارشان و به ملاقات با او ایمان نیاوردند، پس اعمالشان از بین رفت و ما در روز قیامت برایشان وزنی قرار نمی‌دهیم .
 
البته بعضی از تفاسیر با توجه به آیات متعدد از وزن منفی در اعمال بد خبر داده اند که این با حکمت و عدل الهی سازگار است، به صورتی که اعمال حق و صالح انسان را در به سوی بهشت و در بهشت اوج می دهد ولی اعمال باطل و گناهان نیز وزنی دارند که با توجه به اینکه به هیچکس در قیامت ظلم نمی شود افراد به میزان اعمال بدشان در درکات جهنم پایین می روند که در آیه 145 سوره نساء می فرماید:
 
إِنَّ الْمُنَافِقِینَ فِی الدَّرْکِ الأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَن تَجِدَ لَهُمْ نَصِیرًا
 
بى تردید منافقان در پست ترین طبقه از آتش اند و هرگز براى آنها یاورى نخواهى یافت.
 
 
جایگاه انبیاء و اولیاء الهی در سنجش حق در اعمال افراد چیست؟
آنچه مسلم است ایناست که در روز رستاخیز اعمال انسان با وسیله خاصى سنجیده مى شود نه با ترازوهائى همانند ترازوهاى دنیا، و چه بسا آن وسیله همان وجود انبیاء وامامان و افراد صالح بوده باشد، و در روایاتى که از طرق اهل بیت (علیهمالاسلام) به ما رسیده این مطلب به خوبى دیده مى شود.
در بحار الانواراز امام صادق (علیه السلام) در پاسخ سؤال از تفسیر آیه و نضع الموازینالقسط چنین مى خوانیم: و الموازین الانبیاء و الاوصیاء و من الخلق من یدخلالجنة بغیر حساب! میزان سنجش در آن روز پیامبران و اوصیاى آنها هستند واز مردم کسانى مى باشند که بدون حساب وارد بهشت مى شوند! (یعنى کسانى که درپرونده اعمال آنها نقطه تاریکى وجود ندارد)
و در روایت دیگرى چنین نقلشده است: ان امیرالمؤمنین و الائمة من ذریته هم الموازین: یعنى امیرمؤمنان و امامان از فرزندان او ترازوهاى سنجشاند.
و در یکى از زیارات مطلقه امیر مؤمنان على (علیه السلام) مى خوانیم: السلام على میزان الاعمال: سلام بر میزان سنجش اعمال!
درواقع مردان و زنان نمونه جهان، مقیاس هاى سنجش اعمال انسانها هستند و هرکس به آن اندازه که به آنها شباهت دارد، وزن دارد، و آنها که از ایشانبیگانه اند، کم وزن یا بى وزنند.
حتى در این جهان نیز دوستان خدا مقیاسسنجشند، ولى از آنجا که بسیارى از حقایق در این عالم در پرده ابهام میماند ودر روز قیامت که به مقتضاى و برزوالله الواحد القهار (ابراهیم/48) روزبروز و ظهور است این واقعیتها آشکار مى گردد.(تفسیر نمونه، ذیل آیه مذکور)
 
نتیجه
در روز قیامت، همه اعمال انسانرا - هر چند اندک باشد - می سنجند، اگر عمل نیک باشد به انسان پاداش می دهندو اگر عمل زشتی باشد کیفر آن را به انسان می چشانند.
دراین ترازو، آنچه که کفّه اعمال انسان ها را سنگین می کند و باعث نجاتمی شود، اخلاق خوب است، رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود:
 
"مایُوضَعُ فی میزانِ امریء یَوم القیامَةِ أفضلُ مِن حُسنِ الخُلقِ"
[کافی،ج2، ص99، باب حسن الخلق و بحار الانوار، ج68، ص 374.]؛ چیزی در روز قیامتدر ترازوی سنجش اعمال انسان برتر از حسن خلق نمی نهند.
 
اما در مورد آنچه از موقف میزان که در ذهن اغلب افراد جامعه وجود دارد باید گفت که تا حد زیادی دچار سطحی نگری و نقصان باشد چرا که میزان اعمال اهل بیت علیهم السلام و شخص امیرالمومنین علیه السلام هستند، وسیله سنجش وزن عمل ما در قیامت عمل ایشان است، آن شخصیتی که مجسمه حق است، به معرفی شخص پیامبر صلی الله علیه و آله علی علیه السلام است که فرمود: علی مع الحق و الحق مع علی یدور حیثما دار. [بحار ج 40:38] یعنی هر جا که حضرت علی برود، حق هم با او می رود اینها مجسمه حق هستند، نماز علی معیار حق است. و روزه علی معیار حق است، عمل علی آئینه تمام نمای حق است پس «وَالْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ الْحَقُّ» یعنی وزن و ارزش و حقانیت عمل ما که موجب سعادت اخروی است به میزان تطبیق عملمان با ایشان می باشد.
 
 
...............................................................
درج این مقاله در سایت آستان قدس رضوی

امام زادگان، رشته های متصل به حبل الله

چکیده:
حرم امام زادگان همیشه محل توجه علاقه مندان به اهل بیت علیهم السلام و اولیای الهی بوده و هست، زیارت این امام زادگان و تکریم و تعظیم ایشان، آثار و برکات فراوانی در زندگی فردی و اجتماعی مسلمین دارد. قرار گرفتن در محضر اولیای الهی و درک این حضور، انسان را از گناه دور می کند، معنویت و صفات زیبای انسانی را تقویت می نماید. در ارتقاء کمی و کیفی زیارت، نقش آحاد افراد اجتماع، متولیان، مبلغین و مسئولین اثر گذار است و می بایست هر یک با بررسی و فهم اهمیت و ضرورت تقویت این مراکز فرهنگی زمینه ساز حفظ دستاوردهای این اماکن مقدسه باشند.
کلیدواژه: حرم امام زادگان، زیارت، معنویت، آثار زیارت، اولیاء الهی، بقاع متبرکه
 
مقدمه:
حرم امام زادگان همیشه محل توجه علاقه مندان به اهل بیت علیهم السلام و اولیای الهی بوده و هست، بعضی، احترام به ایشان و درک محضر ایشان را کلید ورود به وادی ولایت و درک محضر امام می دانند و برخی با ابراز خجالت از آنچه هستند و نبود آن معرفت بالایی که زیارت امام نیاز دارد، چشم امید به درک حضور این ذوات شریف دارند؛ بی شک با نگاه به برخورد اهل بیت علیهم السلام با حرم امام زادگان و شاخص هایی که در کشور ما وجود دارند، همچون حضرت معصومه سلام الله علیها و حضرت عبدالعظیم حسنی علیه السلام، در می یابیم که رازها و بهره هایی دقیق و عمیق در زیارت این امام زادگان و تکریم و تعظیم ایشان وجود دارد که انشاءالله خداوند ما و جامعه و کشورمان را بیش از پیش از درک آن بهرمند نماید.

 

حرم امام زادگان همیشه محل توجه علاقه مندان به اهل بیت علیهم السلام و اولیای الهی بوده و هست. 


1. نقش امام زادگان در شکل گیری هویت اجتماعی
1.1. نگاه ویژه به امام زاده کشور

اولین مسئله اساسی در باب رسیدن بقاع شریفه امام زادگان به جایگاه واقعی شان در عرصه تأثیرات فرهنگی اجتماع، مربوط به وسعت نگاه و اعتقاد متولیان محترم در مورد این مسئله مهم است؛ مقام معظم رهبری جمله ای در مورد کارهای فرهنگی دارند که می فرماید:
«هر جایی که هستید همان جا را مرکز عالم بدانید و تمام فکر و ذهنتان را در مورد کار در آنجا متمرکز نمایید.»
باید نگاه همواره این باشد که اگر این حرم و این امام زاده تنها امام زاده این شهر یا این کشور بود، ما چگونه در مورد آن برخورد می کردیم؟ آنجا اولین سؤال این بود که چه ظرفیت هایی در این بقعه مبارک وجود دارد که می توان در بهبود فضای معنوی و مذهبی اجتماع از آن استفاده کرد؟ حالا هم اینگونه است که باید نهایت استفاده از این ظرفیت معنوی و بزرگ صورت پذیرد.
نکته بعدی اعتقاد ما به این بقاع مبارک است، این یک مدیریت الهی و برنامه تکوینی از سوی خداوند حکیم است که این کشور که می خواهد زمینه ساز ظهور منجی آخر الزمان و محل انتشار نور اهل بیت علیهم السلام به سراسر دنیا باشد، علاوه بر وجود خورشید حرم امام هشتم (علیهم السلام) هزاران هزار آینه صیقلی در سراسر آن باشد که همان نور را در وسعت این خاک منعکس می کنند و برای کسانی که دوستدار این جلوه اند، لیکن از حرم اهل بیت علیهم السلام دورند بهره ای عظیم و حظی وافر باشند.

 

در ارتقاء کمی و کیفی زیارت آحاد افراد اجتماع، متولیان، مبلغین و مسئولین، اثر گذارند و می بایست هر یک با بررسی و فهم اهمیت و ضرورت تقویت این مراکز فرهنگی زمینه ساز حفظ دستاوردهای این اماکن مقدسه باشند. 
1.2. وجه اشتراک حرم امام زادگان با حرم امام رضا علیه السلام و سایر اهل بیت علیهم السلام  
حرم امام زادگان در هر شهر، خانه اهل بیت (علیهم السلام) و رسول خدا (صلی الله علیه و آله) است و تمسک به حرم ایشان، تمسک به عترت پیامبر (علیهم السلام) است، نگاه مردم و احترام مردم و تکریم آنها به خاطر انتساب ایشان به اهل بیت و رسول (علیهم السلام) خداست؛ لذا زیارت حرم امام زادگان در راستای زیارت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و زیارت اهل بیت علیهم السلام است.
زیارت حرم امام رضا (علیه السلام) با حرم امام زادگان از نوادگان ایشان در این معنا هیچ فرقی نمی کند، چون این عملِ زیارت چه در اینجا و یا در آنجا به معنای اعتقاد به شجره مبارکه ولایت اهل بیت علیهم السلام و قرار گرفتن در کهف امنیت و حصن ولایت الله به واسطه آنان است و لذا باید به این مویرگ های حیاتی که در جای جای این خاک قرار گرفته اند، از بالا و با تمام این شبکه اتصال و ارتباط به شاهرگ و شاهراه ولایت نگریست و همان مکانیزم و خط مشی های کلی فرهنگی و مذهبی که در حرم های اهل بیت علیهم السلام پیگیری می شود باید به صورت متناسب و در مقیاس بقاع متبرک امام زادگان وجود داشته باشد.

 

زیارت این امام زادگان و تکریم و تعظیم ایشان آثار و برکات فراوانی در زندگی فردی و اجتماعی مسلمین دارد.


1.3. حرم امام زادگان، قطب فرهنگی  

جمله ای معروف از مقام معظم رهبری در مورد امام زادگان وجود دارد که می فرماید امام زادگان باید به قطب فرهنگی در شهر خود تبدیل شوند؛ منظور از این قطب فرهنگی چیست؟ چه چیزی از این فرهنگ قصد شده است؟ گاهی ما، وقتی نام فرهنگ می آید ذهن مان سراغ کارهای فرهنگی خاص و معمول می رود؛ اما باید دید این چقدر درست است و چقدر منظور از این جمله این گونه کارهای فرهنگی می باشد؟
منشاء آنچه فرهنگ جامعه نامیده می شود، توجهات و عواطف و باورهای مردم است که سبک زندگی آنان را شکل می دهد، آن چه بالقوه در بقاع امام زادگان ما وجود داد فرهنگ سازی به این معنا است؛ اینکه دلها متوجه به این آتش است که از چراغ هدایت و مشکات اهل بیت نور می گیرد و زمانیکه تنور دل در این مکان های مقدس گرم می شود، زمانی است که باید به درستی فرهنگ در دل و جان زائر بارگزاری شود و آن فرهنگ چیزی جدا از دغدغه های اصیل دینی و اسلامی و بیان سیره نورانی اهل بیت علیهم السلام نیست، صراط مستقیمی که در هر زمان رسیدن به آن تنها راه سعادت و نجات از انحراف ها و پلیدی هاست.
آنان که تصورشان از فرهنگ، چیزی جدا از آموزه های دینی است، سخت در اشتباهند، محل انتشار فرهنگ همین حرم هاست، آن رابطه عاطفی که در اینجا برقرار می شود زمینه انتقال باورها و عادات و آموزه های عملی انسان های کامل و الگوهای الهی است که محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین هستند؛ این انتقال به شکل های مختلف باید در اینجا فراهم شود و این اصل کار است، یک مجموعه برنامه های فرهنگی در کشور در ایام مختلف مرسوم و مشهور است که بازگشت به همان اصل و تعظیم شعائر دارد؛ اما این موضوع نباید انسان را از اصل این وظیفه دور کند.

 

در ایجاد فضای معنوی و برکات حضور زائرین نقش متولیان گرامی بسیار پر رنگ است ایشان هستند که با اصلاح فضای زیارت در راستای ارتقاء کیفیت زیارت و معنویت، زمینه هرچه بیشتر شدن آثار و برکات این عبادت را فراهم می آورند.


2. تأثیرات فردی بقاع متبرک امام زادگان
2.1. ریشه تأثیرات فردی زیارت

بی شک نقش امام زادگان و بقاع متبرکه در آرامش فردی و اثرات روحی و معنوی ریشه در فرهنگ زیارت دارد، حضرت آیت الله جوادی آَملی درباره حقیقت زیارت به زیبایی می فرمایند:
«زیارت حضور عارفانه عاشق در دیار معشوق، دیدار عاشقانه زائر از سرای مزور، اظهار عشق و ارادت محب به محبوب، دل دادن صمیمانه دلداده در کوی دلدار، سر سپردن سرباز فداکار در پیش پای سردار، اعلان فروتنی دیندار در برابر دین و پیشوایان دینی است، زیارت اعلام وفاداری صادقانه مرید است به مراد، ابراز علاقه مطیع به مطاع و اعلام خود فراموشی جان بر کف مخلص است نسبت به جانان. زیارت عرضه خویشتن بر ترازو و ابزار سنجش است، ایستادن در برابر آینه معیار کمال و نشانی کوی کمال به انسان تعالی طلب است که به کجا می توان رسید. زیارت سفری مشتاقانه، آگاهانه و عاشقانه است که از سرای دل آغاز می شود، از راه دل عبور می کند و سرانجام در منزل دل، به مقصد و مقصود می رسد و بار بر زمین می نهد.»1
این عبارت آهنگین دارای مضامین بلند و حقیقت هایی است که تنها آنهایی که در کنار این ساحل محبت کسب آرامش کرده اند می توانند به آن اذعان و اقرار کنند، آری زیارت همه این ارتباط های زیبای معنوی است، باید همواره به زیارت با همه این مختصات نگاه و توجه شود، آنجا که بودن در این مأمن های معنوی در این روزگار استرس و اضطراب و دهشت و انجام فرایض و مناسک و خواندن ادعیه به معنای نفس گرفتن در این روزگار وانفسا است.
کسی نیست که اشک های زوار پاک، در این ارتباط های عاشقانه در حرم امام زادگان را ندیده باشد، آنجا که به اعتقاد مردم چنگ زدن به دامان محمد و آل محمد (علیهم السلام) و حب الله است، این همان روزنه امید این مردم پاک سرشت در هنگام سختی ها بوده و هست.

 

قرار گرفتن در محضر اولیای الهی و درک این حضور؛ انسان را از گناه دور می کند، معنویت و صفات زیبای انسانی را تقویت می نماید. 


2.2. نقش متولیان در تأثیرات فردی زیارت

همانطور که اشاره شد قرار گرفتن در محضر اولیای الهی و درک این حضور؛ انسان را نسبت به بدی های و پلیدی های زندگی اش شرمنده و متنبه می کند، همین که وقتی انسان در حضور بزرگی باشد، به فکر فرو می رود که او در زندگیش چه کرده؟ و چه چیز هایی در انبان اعمالش هست که نباید می بود! حضور در این اماکن مقدسه چنین برکاتی دارد؛ اما کیفیت و دوام آن بسته به افراد و شرایط، البته مختلف است.
در ایجاد فضای معنوی و برکات حضور زائرین نقش متولیان گرامی بسیار پر رنگ است ایشان هستند که با اصلاح فضای زیارت در راستای ارتقاء کیفیت زیارت و معنویت، زمینه هر چه بیشتر شدن آثار و برکات این عبادت را فراهم می آورند؛ در این مهم زدودن مظاهر غفلت از این آستانه های مقدسه و نگهبان واقعی بر حفظ حریم عفت عمومی، قداست حرم خاندان اهل بیت علیهم السلام را حفظ می کنند.

 

زدودن مظاهر غفلت از آستانه های مقدسه و نگهبان واقعی بر حفظ حریم عفت عمومی، قداست حرم خاندان اهل بیت علیهم السلام را حفظ می کنند. 


نتیجه:

حرم امام زادگان همیشه محل توجه علاقه مندان به اهل بیت علیهم السلام و اولیای الهی بوده و هست، زیارت این امام زادگان و تکریم و تعظیم ایشان آثار و برکات فراوانی در زندگی فردی و اجتماعی مسلمین دارد.
در ارتقاء کمی و کیفی زیارت آحاد افراد اجتماع، متولیان، مبلغین و مسئولین، اثر گذارند و می بایست هر یک با بررسی و فهم اهمیت و ضرورت تقویت این مراکز فرهنگی زمینه ساز حفظ دستاوردهای این اماکن مقدسه باشند.

 
------------------------------------------------------- 
پی نوشت ها:
1- ادب فنای مقربان، جلد 1، فلسفه زیارت.
 
 
-------------------------------------------------------
 
 
درج اين مقاله در سايت آستان قدس رضوي

عطری که هدیه امام رضا علیه السلام به زائرین است

 هر سال میلیون ها زائر با دلهای آکنده از مهر و عشق به اهل بیت رسول خدا صلوات الله علیهم اجمعین و بالاخص امام مهربان پا به حرم آقا امام رضا علیه السلام می گذارند و به راستی انگار پای در قطعه ای از بهشت قرار می دهند که حرم امام رضا از آن خانه هایی است که به اذن خدای تعالی پیوسته ذکر حق در آن جاری است و پرچم عبادت و صلوات در آن بالاست که فرمود : فِي بُيُوتٍ أَذِنَ اللّهُ أَن تُرْفَعَ وَيُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ يُسَبّحُ لَهُ فِيهَا بِالْغُدُوّ وَالاَصَال (نور،36) ؛آن نور در خانه هايی است که خدا رخصت داده كه بالا برده و بزرگ داشته شوند و نامش در آنجا ياد شود و او را هر بامداد و شبانگاه تسبيح گويند.

هر کدام از مردم در دل غم و حاجتی دارد که آشکار و نهان ،آن را در گوشه و کنار این حرم با امام رضا مطرح می کند،آری آنچه ما با خود برای امام رضا می آوریم در کنار عشق ها و ارادت ها ،انبان حاجت ها و درخواست های ما از امام رئوف است که حرم امام رضا همیشه محل روا شدن حاجات ارادتمندان حضرتش بوده و هست.

همیشه به سوی حرم می آییم و با حالت های مختلف درخواست خود را از امامی که زنده است و صدای ما را می شنود و خلیفه خدای بزرگ در زمین است و البته پدری مهربان و دلسوز برای ماست مطرح می کنیم؛ گاهی حاجت خود را با زاری و التجا و گاهی نعوذ بالله با تندی و قهر مطرح می کنیم ،البته مهربانی این امام بزرگوار بالاتر از این است که پاسخ بی ادبی ما را با ای محلی بدهد و بلکه بسیاری از اوقات درخواست زائرین از امامشان به محل اجابت می رسد.

سخن اینجاست که از حرم آقا چه با خود می بریم؟ یعنی این امام بزرگوار چه چیزی برای دادن به ما و چه درخواستی از ما دارند؟ البته آنچه مشخص است،امام نیازی به ما دارد و آنچه از ما می خواهد در واقع هدیه ای ارزشمند برای رنگ سعادت گرفتن تمام زندگی ماست.

 عالمی در حرم امام رضا برای زائرین می گفت : وقتی به یک مغازه عطر فروشی می رویم همین که چند لحظه ای در آنجا بوده ایم ولو اینکه عطری نخریده باشیم وقتی از آنجا بیرون می آییم دیگران در ما متوجه بوی عطر می شوند، ایشان می فرمود حرم امام رضا هم همین گونه است ،هر زائری که به حرم ایشان می آید ،بوی عطر این قطعه بهشت را می گیرد،

اصلا بعضی از زائرین عطری از امام رضا هدیه می گیرند که همیشه معطر به این بوی باشند؛ آنها تنها کسانی هستند که ،علاوه بر مطرح نمودن حاجات خود در پی حاجات امام رضا از خویش هستند؛ همین نماز اول وقتی که زائر در حرم امام رضا می خواند و بسیاری از اوقات با فضیلت جماعت هم همراه است،این یکی از عطر های خوشبوی این حرم است که امام رضا علیه السلام دوست دارند این عطر همیشه با زائرین باشد؛

آقای مهربان ما می فرمایند : «لاتؤخرنّ الصّلوة عن اوّل وقتها الی آخر وقتها من غیر علّةٍ علیک ابدأ باوّل الوقت؛ انجام نماز را بدون علت از اول وقت آن تأخیر نینداز، همیشه در اول وقت آن شروع کن!»(بحارالانوار، ج 49، ص 49)

 و همچنین در مورد علل نماز جماعت فرمود: خداوند متعال نماز جماعت را قرار داده است که شعائر اسلامی و معارف الهی همانند اخلاص، توحید، ارزشهای اسلامی، عبادت و نیایش برای خدا آشکار و ظاهر و مشهور شود زیرا در اظهار این اعمال و علنی بودن آن حجت خداوند بر مردم شرق و غرب عالم تمام می شود.

همچنین مسلمانان دوچهره و منافق و کسانی که نماز را سبک می شمارند مشخص شوند و وادار به انجام دستورات الهی باشند. همچنین گواهی افراد نسبت به عدالت و صلاح همدیگر جائز باشد. افزون بر این نماز جماعت نیکوکاری و ترویج فضیلت ها را به همراه دارد و خیلی ها را از گناه و فساد باز می دارد.(وسائل الشیعه،20 جلدی، ج 5، ص 372)

 

این نماز اول وقتی که دستور حضرت امام رئوف به ماست یک عطر بهشتی است که تمام زندگی انسان را خوشبو می کند و بی شک این عطر حرم که نشات گرفته از عطر وجود مبارک خود حضرت است همیشه با زائرین خاصش خواهد بود؛

 این نماز اول وقت برای این که هر جایی که هستیم ما را همیشه در کنار حضرت و در حرم خوشبوی او نگاه دارد ،ویژگی هایی باید داشته باشد که امام رضا علیه السلام درباره آنها می فرمایند:

 اگر برای نماز ایستادی تلاش کن با حالت کسالت و خواب آلودگی و سستی و تنبلی نباشد. بلکه با آرامش و وقار نماز را بجای آور و بر تو باد که در نماز خاشع و خاضع باشی و برای خدا تواضع کنی و خشوع و خوف را برخود هموار سازی در آن حال که بین بیم و امید ایستاده ای و پیوسته با طمأنینه و نگران باشی. همانند بنده گریخته و گنهکار که در محضر مولایش ایستاده و در پیشگاه خدای عالمیان بایست. پاهای خود را کنار هم بگذار و قامتت را راست نگهدار و به راست و چپ توجه نکن! و چنان باش که گوئی خدا را می بینی، که اگر تو او را نمی بینی او تو را می بیند.(فقه الرضا ع، ص 101)

 

 باید برای درک بیشتر این مطلب و این حدیث ارزشمند امام رضا علیه السلام که در باب آداب نماز می باشد مطالبی را با هم مرور نماییم:

 

  1. چگونه به نماز پناه ببریم!


نماز از آن دسته عبادت‌های رمزآلود اسلام است که همه از تازه مسلمان‌ها گرفته تا عرفای خدا، آن را به عنوان مهم‌ترین عبادت دینی انجام می‌دهند. بیشتر مسلمان‌ها با این عبادت از کودکی آشنا هستند و با توجه به فضای خانوادگی، تصویری از نماز در ذهنشان نقش بسته است؛ تصویری که تا بزرگ‌سالی با ماست. نکته مهم در این میان، تغییر و اصلاح این تصویر در اذهان عمومی است.
نماز، مثل چمدان پر از شمش طلایی است که به مسلمانان داده‌اند و اغلب، کسی از محتویات درونش خبر ندارد و فقط با توجه به توصیه‌های دینی که به آنان شده است، این چمدان را رها نمی‌کنند. بدیهی است، کسانی که نمی‌توانند در این چمدان را باز کنند و از محتویاتش بهره ببرند و فقط سنگینی آن را تحمل می‌کنند، از این وضع ناراضی هستند!
همه این‌ها در حالی است که این ثروت تمام نشدنی و این بابِ فیض برای بهره‌گیری و نیرو گرفتن بیشتر و مداوم انسان در طول مسیر زندگی به او عطا شده است و زمانی شیرینی بهره‌گیری از آن در کام ما خواهد نشست که به راستی در نماز بتوانیم با این معبود ازلی ارتباط بگیریم و سخن بگوییم، با او که از رگ گردن به ما نزدیک‌تر و از مادر به ما مهربان‌تر و البته بر همه چیز قادر است.
آری ما برای صحبت کردن و دوستی با او خلق شده‌ایم و کلید این دوستی بناست که در نماز بخورد، آن‌گاه که با سر و جان و سر وقت در وعده‌گاه حاضر می‌شویم. در آن روز که همه ما را در این دنیا ترک خواهند کرد، با عمق جان درک خواهیم کرد که چرا او ما را پیوسته به سوی خویش می‌خواند، پروردگاری که برخلاف همه انسان‌ها ما را برای خودمان و نه نفع خودش می‌خواهد، اویی که خدای بی‌نیاز و شکست‌ناپذیر است.
از این رو در حدیث قدسی خداوند متعال می‌فرماید: «ای بنده من! وقتی به نماز می‌ایستی، من آن‌چنان به تو توجه می‌کنم که انگار تنها تو یک بنده روی این کره خاک به عبادت من ایستاده‌ای و تو، آن گونه به من توجه می‌کنی که انگار صدها خدا مانند من داری؛ لا تدرکه الابصار و هو یدرک الابصار!»
بی‌شک اگر بنده بداند که چه کسی و چگونه به او در نماز رو کرده است، از شوق جان خواهد داد. خدایی که مالک آسمان و زمین است و هیچ تاثیر و تاثری و حرکت و تغییری در عالم بدون اذن او انجام نمی‌شود، با «حی علی الصلوه» تو را به سوی خود می‌خواند که بخوانی و اجابتت کند تا مشکلاتت تنها به دست او رفع شود؛ چراکه دیگران همه بندگان فقیری چون خودت هستند.
پس لازم است که افزون بر درست خواندن نماز با الفاظ آن هم انس گرفت، چنانکه در نماز، دیگر توجه انسان به همین الفاظ هم نباشد، بلکه به وجود حضرت دوست باشد. آنجا که می‌گویی «ایاک نعبد و ایاک نستعین» به حقیقت از عمق جان استعانت از او بجویی و آنجا که هدایت به صراط مستقیم را که راه علی(ع) و آل اوست، طلب می‌کنی، به حقیقت از او طلب کنی.
هر کدام از حرکات نماز رازی دارد که علمایی مانند حضرت امام خمینی(ره)، آیت‌ا... ملکی‌تبریزی و علامه جوادی‌آملی در کتاب‌های آداب و اسرار نماز خود به تفصیل درباره آن سخن گفته‌اند. کافی است برای فهمیدن راز اذکار و سوره‌هایی که در نماز می‌خوانیم، به کتاب این بزرگان و علما مراجعه کنیم؛ چراکه پسندیده نیست، مسلمانی که سال‌ها نماز می‌خواند، نفهمد چه چیزی را در نمازش به خدایش می‌گوید و نسبت می‌دهد.
ان‌شاء‌ا... همه ما از اقامه‌کنندگان راستین نماز باشیم.

 

 

  1. هر پروازی باند پرواز می‌خواهد/چگونه برای مهم‌ترین دیدار زندگی آماده شویم؟

هر پروازی مقدمه‌ و باند پروازی نیاز دارد تا شتاب لازم برای پرواز حاصل آید. اگر نماز بناست، انسان را به معراج ببرد، به‌طور یقین نمی‌شود در اوج مسئولیت‌های روزانه و مشغله‌های ذهنی به یک‌باره به نماز ایستاد و از این نماز انتظار تحول و عروج هم داشت. این غیر‌ممکن است و این‌گونه تنها از برکات بخش اندکی از نماز می‌توان استفاده کرد.
به‌طور‌کلی در همه امور، کار بر همین منوال است و تنها اموری به تمام و کمال انجام می‌گیرند که مقدماتش کامل فراهم شده باشد و این امر درباره کارهایی که جوان‌ها به آن علاقه‌مند هستند، مشهودتر است، به طور مثال اگر بنا باشد مسابقه فوتبال مهمی از تلویزیون پخش شود، دقایقی قبل پای تلویزیون حاضر می‌شوند و حتی پیام‌های بازرگانی قبل از آغاز مسابقه را هم تماشا می‌کنند که مبادا دقیقه‌ای از آن برنامه را از دست بدهند.
نماز هم همین‌طور است، اگر کسی به نماز علاقه داشته باشد و بخواهد که نماز را با خضوع و خشوع بخواند و این نماز بتواند در زندگی او تاثیرگذار باشد و او را از فحشا و منکر دور کند، باید مقدماتی را که در دین برای نماز شمرده شده، فراهم کند و به آن اهمیت دهد تا دلش آمادگی روبه‌رو شدن با خدای آسمان و زمین را پیدا کند.
به طور مثال، وضو علاوه‌بر طهارت ظاهری، می‌خواهد آمادگی باطنی را هم برای فرد ایجاد کند و این وضو به‌راستی زمانی مقدمه نماز خواهد شد که چنان به طرف آب برویم که گویی به سمت رحمت الهی قدم برمی‌داریم؛ «تقدم علی الماء تقدمک الی رحمة ا...».
نیکوست در هنگام شستن دست وصورت ادعیه و اذکار وارده در حال وضو را زمزمه کنیم، در هنگام شستن صورت، روسپیدی و در هنگام شستن دست‌ها، قرار گرفتن در زمره کسانی که کارنامه آن‌ها به دست راستشان داده می‌شود و در هنگام مسح پا، ثبات قدم را از خدایی که آب را منشأ طهارت قرار داده است، طلب کنیم که درباره اهل بیت(ع) شنیده‌ایم؛ رنگ صورتشان به هنگام وضو متغیر و حالشان منقلب می شد؛ چراکه می‌دانستند بناست به حضور خالق آسمان‌ها و زمین برسند و زمان، زمان کشیدن بار امانت الهی است.
از دیگر مقدمات آن است که اهل معنا، لحظاتی قبل از نماز در مصلای خود حاضر شوند و در سجاده خود انتظار نماز را بکشند و به این فکر کنند که چرا نماز می‌خوانند و به حضور چه کسی می‌خواهند، برسند که این خود، دل را از مشغله‌های روزمره زندگی جدا و آماده وصال به حضور حضرت دوست خواهد کرد.
اذان و اقامه نیز از مقدماتی هستند که اگرچه برای صحت ظاهری نماز واجب نیستند، اما بی‌شک دقت در شهادت‌ها و ارکان آن یادآور مقام نماز است و برای درک مقام حضور واجب می‌باشد که خود آغازی برای این پرواز است.
دیگر آنکه لباس پاک و سپید و آراستگی ظاهر و معطر بودن هم، همان‌طور که در احادیث تاکید شده، کمکی برای بهره بیشتر بردن از نماز و آرامش و طمانینه باطنی است و از همه با‌اهمیت‌تر آنکه مهم‌ترین ادب حضور و باب وصال آن است که علاوه‌بر آراستگی ظاهر با باطنی آلوده نیز به نماز نایستی که بزرگان فرموده‌اند: «تعطروا بالاستغفار، با ندامت و بازگشت به سوی خداوند باطن خویش را معطر کنید.» پس با دلی شکسته برای نماز قیام کن و بگو: ای خدای مهربان و بخشنده، بنده خطاکارت به سوی تو آمده، او را بپذیر و دستش را بگیر یا محسن، قد اتاک المسیئ... .
به‌طورکلی برای نماز مقدمات مختلفی عنوان شده که شمردن آن‌ها خارج از این مطلب و فرصت است، مقدماتی که لحاظ آن‌ها در نماز، ارزش افزوده‌ای است بر آن. با همه آنچه گفته شد، مراقب باشیم که مبادا از جمله سبک‌شمارندگان نماز باشیم؛ چراکه امام صادق(ع) در وصف حال آنان به صراحت می‌فرماید: «شفاعت ما به سبک شمارنده نماز نمی‌رسد.»
واضح است که اهمیت دادن به نماز در مقدمه‌چینی قبل از آن است و بی‌شک کسی که در عشق ورزیدن به نماز، پیرو مولایمان حسین نباشد، این حقیقت در نماز بی‌مقدمه او آشکار خواهد شد و این‌گونه به آثار فراوان و شیرین نمازی که معراج مومن است، هرگز دست نخواهد یافت.

 

  1. دستور العمل حضور قلب در نماز/شایـد آخرین نمازت باشد!




نماز همین کنار ماست، دری به سوی خدا، تابه‌حال چند بار واقعا بازش کردیم؟ تا چیزی ورای این عالم را تجربه کنیم؛ برای دوستان خدا، عشق در همین نماز تصویر می‌شود، دردها با همین نماز درمان می‌شود و گره‌ها با همین نماز باز می‌گردد.یکی از مشکلات بیشتر آدم‌هایی که به‌اصطلاح مذهبی هستند، این است که همین وسط گیر کرد‌ه‌اند، نه درست و حسابی دنبال دنیایند و دنیادار و نه درست و حسابی دنبال خدایند و لذت با خدا بودن.آن‌ها نماز می‌خوانند؛ اما لذت نماز را نمی‌چشند، زمانی ما در راه خدا به جایی رسیده‌ایم که از بودن در این راه لذت ببریم و میوه‌ها و ثمرات آن را در زندگی خود به چشم مشاهده کنیم.

آنچه‌ که نماز به آن نماز می‌شود، همین خم و راست شدن‌های ظاهری نیست، گرچه این‌ها هم لازم است؛ اما اصل و اساس دل است. خداوند دنبال دل توست، اهمیت بخش‌های مختلف نماز به آن است که چقدر بر روی دل تاثیر می‌گذارد و دل متغیر و متحول می‌شود؛ به‌عنوان مثال اگر در نماز می‌گویند سر روی خاک بگذار، برای آن است که دل انسان متوجه روزی شود که سر روی بالشی از همین خاک خواهد گذاشت و آن روز دیگر توان آن را نخواهد داشت که مانند امروز عملی انجام دهد و دامان خدای مهربان را بگیرد و از او طلب عفو و رحمت و بخشش کند.
حضور‌قلب و توجه به خدا در نماز، تنها مسیر ثمر‌بخش‌شدن و لذت بردن از نماز است، اما برای رسیدن به این حالت،‌ کسانی که عاشقند و پرشور‌ که از ابتدای نماز تا انتها با اشک و صفا از بودن با زیباترین معشوق لذت می‌برند؛ اما برای مایی که اندر خم یک کوچه‌ایم، بزرگان راه بلد دستور‌العمل‌هایی برای طالبان این امر داده‌اند که به نمی از آن یم اشاره می‌کنیم.

نکات لازم قبل از شروع نماز

وضو؛ موجبات تزکیه دل

هر کاری مقدمه‌ای دارد که بدون رعایت کامل آن به ثمر نمی‌نشیند، یکی از مهم‌ترین مقدمات نماز همین وضو گرفتن است؛ اما امام رضا(ع) می‌فرمایند که وضو موجب طهارت و تزکیه‌ دل است (وسائل‌الشیعه ج١، ص٣٦٧، ابواب وضو، باب١، حدیث ٩)؛ یعنی وضو گرفتن، باید دل را آماده کند. اما چطور؟
در احادیث داریم که چنان برای وضو گرفتن به سمت آب برو که انگار به سمت رحمت خدای مهربان حرکت می‌کنی،بدان که آب نماد رحمت خداست.
انسان می‌تواند در هنگام وضو هم رو به قبله بایستد، چنانچه بزرگان هم این‌گونه بوده‌اند.
خواندن اذکار و دعا‌های وارد شده در هنگام وضو گرفتن، همان دعاهایی که در بیشتر وضوخانه‌ها بر روی دیوار نصب شده‌ و دارای مضامین زیبا و تکان‌دهنده است؛ وارد شده است که اهل‌بیت (علیهم‌السلام) موقع وضو گرفتن منقلب می‌شدند. رنگشان تغییر کرده و می‌فرمودند: زمان ادای امانت الهی فرا رسیده است.

لباس و محیط متناسب با نماز

بی‌شک محیط اطراف و ظاهرمان تاثیر زیادی بر حال دل و تمرکز یا تمرکز نداشتن ما در نماز دارد؛ نماز خواندن شخصی که در مکانی خلوت و بدون رفت‌وآمد و سروصدا و دارای در و دیواری ساده و احیانا سفید و بدون تزئینات و قاب‌ها، درحالی‌که لباسی سفید و راحت بر تن دارد و سجاده‌ای ساده هم برای نماز پهن کرده است، گاهی زمین تا آسمان با نمازی که در شرایط مخالف خوانده می‌شود فرق دارد.

تشریفات مورد نیاز نماز همین چیز‌هایی است که بارها به‌عنوان مستحبات و مکروهات ظاهری نماز بیان شده است. مطمئنا انجام ‌این اعمال است که موجب درک صحیح از نماز می‌شود.‌


نکته‌هایی که نباید از یاد ببرید

یکی از خصوصیات ما انسان‌ها این است که بسیار فراموشکاریم، همیشه باید برای استفاده درست از لحظه‌ها نکاتی را به خود گوشزد کنیم و درباره نماز هم همین‌طور است.
یک نکته مهم درباره نماز هست که باید همیشه برای قدردانی از آن یادآوری کنیم. آنکه فرمود: و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون، هدف از خلقت انسان، عبادت است و بی‌شک راس همه عبادات نماز است، ما به طفیل ایستادن به نماز خلق شده‌ایم، حالا می‌خواهیم برای کاری که اساسا برای همان به این دنیا آمدیم کلا ده بیست دقیقه در بیست‌و‌چهار ساعت وقت بگذاریم، پس لااقل در همین چند دقیقه حق نماز را نخوریم و از آن ندزدیم و همین چند دقیقه برای خواندن نماز خالی بشیم، فقط برای خدا باشیم و با گفتن ا...‌اکبر، دنیا را پشت سر بندازیم و فراموش کنیم.

 نباید فراموش کنیم که در نماز مقابل چه کسی می‌ایستیم که اگر ما او را نمی‌بینیم او ما را می‌بیند؛ یک حدیث قدسی هست که جا دارد بعد شنیدنش بنشینیم و اشک بریزیم، آنجا که می‌فرماید: بنده من، هنگامی که به نماز می‌ایستی آنچنان به تو نگاه می‌کنم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد‌ها خدا چون من داری.

باید بدانیم که از آن هنگام که وارد نماز می‌شویم، تا آن لحظه‌ای که از نماز خارج می‌شویم، خدای تعالی به ما رو کرده و نظر می‌نماید و ملکی بالای سر ما ایستاده و می‌گوید: ای نمازگزار اگر می‌دانستی چه کسی به تو نظر می‌نماید و با چه کسی مناجات می‌کنی، هرگز از او رو بر نمی‌گرداندی و ابداً از جای خود بر نمی‌خواستی. (وسائل الشیعه ابواب اعداد فرائض باب ‌٨ حدیث ‌٥ از کافی)

به خود یادآور شویم، همچنان‌که پیامبر صلی‌‌ الله علیه‌ و آله فرمودند: در حال نماز از بالای سر تا کرانه‌ آسمان، رحمت خدا بر ما سایه انداخته و ملائکه‌الهی از اطراف ما تا افق سما در برمان گرفته‌اند. (وسائل الشیعه ابواب اعداد فرائض باب ‌٨ حدیث ‌٥ از کافی)

اینکه از کجا می‌دانی؟ شاید این نماز نماز آخرت باشد، خیلی از افراد با حوادث مختلف از این دنیا رفتند که اگر به آن‌ها می‌گفتند این نمازی که می‌خوانی نماز آخر و فرصت آخر است به این سادگی دامن خدا را رها نمی‌کردند و این‌گونه فرصت را از دست نمی‌دادند. امام صادق علیه‌السلام می‌فرمایند: ای بنده خدا، وقتی مشغول نماز می‌شوی، مثل کسی باش که با نماز وداع می‌کند و ترس آن دارد که دیگر به آن نرسد.
سخت‌ترین مقدمه؛ گناه نکردن

البته از سخت‌ترین و اولین مقدمات و آنچه موجب حضور قلب در نماز می‌شود، گناه نکردن است، همان‌طور که با لباس تمیز به نماز می‌ایستیم، این از ادب نیست که با وجود آلوده به گناه به نماز بایستیم، پس باید برای درک نماز گناه را ترک و قبل از نماز استغفار از گناهان را ورد زبان کرد.
خداوند بعضی ‌افراد را موقع نماز به‌اصطلاح‌ خیلی تحویل می‌گیرد، همان‌هایی که در طول روزشان هوای خدا را داشتند و حدود الهی را زیر پا نگذاشته و برای او کار کرده‌اند؛ بزرگی می‌گفت نماز مثل شاغولی است که نشان می‌دهد ما در اعمالمان چه‌ کاره هستیم!.


یک اشاره به آنچه بیان نشد
همیشه نماز را اول وقت بخوانیم و خود را به آن عادت دهیم و هیچ‌گاه بدون عذر شرعی این گنج را از دست ندهیم.
رعایت تمام نکاتی که علما در کتب آداب قلبی نماز برای بخش‌های مختلف نماز بیان فرموده‌اند در کل موجب افزایش درصد حضور قلب و توجه در نماز
می‌شود.
گفتن اذان و اقامه برای کسب آمادگی و در نظر آوردن عظمت کسی که پیش روی او ایستاده‌ایم، از مقدمات مهم نماز است.
 مسواک زدن قبل از نماز بسیار توصیه شده است و در احادیث بیان شده که وضوی افراد بدون مسواک زدن به کمال نمی‌رسد.
سعی کنیم در هنگام نماز لباس خوبمان را بپوشیم و خود را معطر کنیم و از پوشیدن لباس‌های تنگ اجتناب کنیم.
حفظ طمأنینه و آرامش در نماز و پرهیز از شتاب و عجله.
صاف وبدون حرکت ایستادن در نماز.
بلند و شمرده شمرده خواندن نماز و اذکار آن- جز در مواردی که دستور به آهسته خواندن داده شده، موجب بهره‌گیری بیشتر قلب از اذکار است.
سعی کنیم با شکم پر یا گرسنه به نماز نایستیم و همچنین قبل از نماز به دستشویی برویم تا با آرامش مزاجی به نماز بایستیم.
در نماز نگاه خود را به یک نقطه و ترجیحا به محل سجده بدوزیم و دست‌های خود را در حالت ایستاده بر روی ران‌ها بگذاریم و حرکت ندهیم.
فایده حضور قلب در نماز

در پایان یادآوری این حدیث زیبای امام صادق (ع) که ثمره حضور قلب در نماز را بیان می‌فرمایند، نیکوست که فرمودند: دوست دارم زمانی که مومنی از شما به نماز واجب می‌ایستد با قلبش به خداوند رو کند و به دنیا پشت کند و دلش مشغول دنیا نباشد که هیچ بنده‌ای نیست که با دلش در نماز به خداوند رو کند؛ الا اینکه خدا روی به سوی او کرده و به او اقبال می‌کند و نیز دل‌های مومنین را متوجه او می‌نماید
و بعد از آنکه محبوب خداوند شد، محبوب قلوب مومنین نیز می‌گردد.

 

 

خوشا به حال جوانی که کامیاب شهادت است

قصه جوانی، قصه کامگیری و کامیابی است اما کام چیست؟ و ناکام کدام است؟ افقهای جوانی انسان را به حرکت و جنبش وامی دارد اما شیب این افق تا کدامین اوج است؟

از قند تا کام دلبر شیرینی تصور دارد و هرلبی را فهم و لیاقت وصالی است و این در گرو همت ها و اهتمام هاست، هر چه فهم انسان بیشتر می شود و روح او وسعت می یابد دلبستگی های پیشین رنگ می بازند و نگاه در پی جلوه ای کاملتر و شکوهی بیشتر است،

اما مورچه ای را چه به تصور گستردگی عالمی! ؛ گرفتار دربند امیال و هوسها چه تصوری می تواند از آزادی معنوی داشته باشد؟ آری ، حکایت،حکایت دل بستن و دل باز کردن است که در این عرصه دنیا هرکه خیمه دل را جایی برپا می کند، عده ای دره ها وبعضی درقله ها !، هر نگاهی در این دنیای رنگ و فریب میله های زندان دنیا و مرز اسارت و آزادی را نمی بیند.
دلبر ابتدا در ذکرو یاد انسان می آید پا به دین قلم رو می گذارد و پس از تصرف این جاست که فکر و دل وزندگی انسان را تسخیر می کند، صحبت از گسستن بند دنیا و پذیرفتن بندگی حق است؛

سخن از دیدن جمال یار در محضر حی علی الصلاة و تکبیر گفتن است، او را که بزرگترین دیدی، دیگر چشم تو را پر می کند و جز او را نمی بینی، رو از دیگری بر می گردانی تا او به تو رو کند، دنیا را بر خود حرام می کنی و احرام عشق می بیندی تا محرم دیدار شوی، آری سخن از کام روح، سخن از معراج است؛ سخن از قهقهه مستانه شادی و وصول و حیات جاودان عند الرب است، خوشا به حال جوانی که کامیاب شهادت است .

مطالبی که از آرشیو بلاگفا حذف شد!

متاسفانه متوجه شدم که پس از مشکلی که برای بلاگفا ایجاد شد مطالب وبلاگ از بهمن 92 تا بهمن 93 حذف شده است.

تو پیگیری این دو مطلبم متوجه شدم:

 

- كدام رسانه ها دروغ می گویند؟

-منشور قرآنی اعتدال در فضای سیاست

بیان اخلاق رسانه در هفتمین پاتوق اصحاب هنر و رسانه انقلاب

به گزارش «قاصدنیوز»، هفتمین پاتوق اصحاب هنر و رسانه انقلاب اسلامی خراسان رضوی بعدازظهر روز گذشته(یکشنبه) در محل سالن اجتماعات ستاد ساماندهی جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با حضور دکتر وحید یامین پور برگزار شد.

 

در ابتدای برنامه حجت‌الاسلام حسین ابراهیمی از فعالان فضای مجازی در بخش اخلاق و رسانه به تفسیر آیه هشتم سوره مائده پرداخت.

 

وی با اشاره به اینکه مخاطب این آیه مؤمنان و مدعیان دین‌داری هستند گفت: برخی از مسائل دینی جزو نقش و نگارهای حاشیه‌ای است و برخی جز و اصول است. یکی از  اصول در فعالیت‌های رسانه این می‌باشد که مطلب و تولید ما فقط برای خدا باشد و نه برای خنک شدن دل و خالی کردن عقده‌ها و به نفع حزب و گروه خود.

 

ابراهیمی افزود: اینکه تنها نیت برای خدا باشد کافی نیست بلکه باید حد و حدود و ملاک‌های شرعی و الهی را نیز در انجام آن رعایت کرد. متأسفانه عده‌ای تا طرف مقابل را در فضای سیاست محو نکنند دست از فعالیت بر‌نمی‌دارند. در اینجاست که باید فرق سیاست علی و معاویه را درک کرد.

 

حسین ابراهیمی

وی در تفسیر این بخش از آیه که آمده است «لایجرمنکم شنئان» گفت: در این بخش گفته می‌شود که ای کسانی که دغدغه مند هستید و با نیت خدایی دست به عمل می‌زنید، حواستان باشد تا این دغدغه و این حب و بغض‌ها مجرمتان نکند و از عدالت خارج نشوید. به گونه مطلب ننویسیم و تیتر نزنیم که اگر حاصل کارمان را در پیشگاه بزرگان قراردادند، خجالت بکشیم.

 

ابراهیمی در پایان گفت: فراز «اعدلوا» در این آیه به معنای این است که حق نداریم با رسانه خود دشمنان را مثله و ترور شخصیت کنیم. لذا خدا را ناظر بدانیم و بدانیم که هر کلمه‌ای که می‌نویسیم و اثری تولید می‌کنیم، حساب‌وکتاب دارد و نمی‌ارزد که دین خود را به دنیای دیگران نفروشیم.

 

ادامه نوشته

ایران آب هم اگر بخورد تحریم ها بر می گردد!

تحریم

ایران اعتراض کند تحریم ها بر می گردد!،ایران انتقاد کند تحریم ها بر می گردد! ،ایران موشک داشته باشد تحریم ها بر می گردد،ایران دم از جنگ و جهاد بزند تحریم ها بر می گردد،ایران سایت ها را فیلتر کند تحریم ها بر می گردد،ایران از سوریه و فلسطین و لبنان و عراق حمایت کند تحریم ها بر می گردد!1 ،ایران آب هم اگر بخورد تحریم ها بر می گردد!

روزگاری نه چندان دور ،زمانی که قیافه روشن فکری به خودمان گرفتیم و در عصری که خودشان گقتند عصر برخورد تمدن هاست راه افتادیم و لبخند زدیم و با همان عبا و عمامه پیغمبر دست دوستی جلوی دشمنان قرآن و پیغمبر دراز کردیم ،این امر به مثابه سر خم کردن جلوی متکبری بود که این کار بر تکبر او می افزاید و بر عکس توی سر تو خواهد زد! ،آری در همان روزگار بود که در عین ناباوری محور شرارتمان خواندند!

حالا البته هنوز زود است ،پس از این ها هنوز باید منتطر توهین ها و تحقیر های بیشتر از سوی دولت های غربی و بالاخص دولت مردان آمریکایی باشیم!

این عادت و خوی استکبار است! قرآن کریم در آیات متعدد در مورد سستی در مقابل مستکبرین هشدار می دهد ،یادم نمی رود در آن دوره قبلی که با حضور همین آقای روحانی سیاست سیاست لبخند و تعلیق بود مفسر بزرگ قرآن حضرت علامه جوادی آملی در تریبون نماز جمعه فریاد می زد،از قرآن درس بگیرید! وَليَجِدوا فيكُم غِلظَةً1 اگر دشمن در میدان در برخورد شما غلظت و استحکام لازم را نبیند در همه چیز شما طمع می کند،شک نکنید!

باید شعار دادن را کنار بگذاریم و اعتقاد واقعی به تعالیم اسلام و خدایی که همه چیز از او بر می آید داشته باشیم و همچنین باید نفاق را کنار گذاشت و به جای دم زدن از امام در جهت اهداف حزبی، روش امام را ببینیم و به جای آنکه معاویه صفت به دنبال ماجرای صلح امام حسن و جام زهر کردن در کام ولی باشیم ،یکبار هم که شده به سخن او ایمان بیاوریم و بدان عمل کنیم که بی شک عزت جز در این مسیر بدست نخواهد آمد!

حضرت امام خامنه ای همین امسال تمام این نکات را از زبان امام رحمة الله علیه به دولت گوشزد کردند و فرمودند:

یکی از اصول امام اتّکال به کمک الهی، اعتماد به صدق وعده‌ی الهی، و نقطه‌ی مقابل، بی‌اعتمادی به قدرتهای مستکبر و زورگوی جهانی است؛ این یکی از اجزاء مکتب امام است. اتّکال به قدرت الهی؛ خدای متعال وعده داده است به مؤمنین؛ و کسانی که این وعده را باور ندارند در کلام خودِ خداوند لعن شده‌اند:

وَ لَعنَهُمُ اللَّه،وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیهِم، آن کسانی که «اَلظّآنّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوءِ عَلَیهِم دائِرَةُ السَّوءِ وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَیهِم وَ لَعَنَهُم وَ اَعَدَّ لَهُم جَهَنَّمَ وَ سآءَت مَصیرًا».اعتقاد به وعده‌ی الهی، به صدق وعده‌ی الهی - که فرموده است «اِن تَنصُروا االلهَ یَنصُرکُم» یکی از ارکان تفکّر امام بزرگوار ما است؛ باید به این وعده اعتماد و اتّکال کرد.

نقطه‌ی مقابل، به دل‌خوش‌کُنَک‌های دشمنان، مستکبران، قدرتهای جهانی، مطلقاً نباید اعتماد کرد؛ این هم در عمل امام، در رفتار امام، در بیانات امام به‌طور کامل مشهود است. این اتّکال به قدرت پروردگار و اعتماد به او، موجب میشد که امام بزرگوار در مواضع انقلابی خود صریح باشد. امام با صراحت صحبت میکرد؛ آنچه را مورد اعتقاد او بود صریح بیان میکرد، چون اتّکاء به خدا داشت، نه اینکه نمیدانست قدرتها بدشان می‌آید، نه اینکه نمیدانست آنها عصبانی میشوند، میدانست امّا به قدرت الهی، به کمک الهی، به نصرت الهی باور داشت. 2

.....................................................................

پینوشت:

 

1-متن کامل اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا در تماس تلفنی با حامیانش/اوباما: ایران، یک رژیم دین‌سالار بی‌رحم و حامی تروریسم است/ ایران به هر سایتی دسترسی ندهد تحریم ها بر می گردد/ طبق توافق ایران نمی تواند حزب الله را تسلیح کند

1-التوبة/ آیه123 : يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ قَاتِلُواْ الَّذِينَ يَلُونَكُم مِّنَ الْكُفَّارِ وَلِيَجِدُواْ فِيكُمْ غِلْظَةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ مَعَ الْمُتَّقِينَ

اى كسانى كه ايمان آورده ‏ايد، با كافرانى كه مجاور شما هستند كارزار كنيد، و آنان بايد در شما خشونت بيابند، و بدانيد كه خدا با تقواپيشگان است.

2- ۱۳۹۴/۰۳/۱۴ بیانات در مراسم بیست و ششمین سالروز رحلت حضرت امام خمینی رحمه‌الله

 

.........................................................................

درج این مطلب در آرمان پرس و یالثارات و 598 و جهان نیوز و بی باک نیوز و عمارنامه و پارسی نیوز و بصرنیوز و  قاصد نیوز 

آقای من، مگر ما مرده باشیم...

سلام بر نائب مهدی و سلام بر دل پر دردش که امروز بعد از پسر غریب فاطمه،حضرت ولی الله الاعظم ارواحنا فداه ، او دردمند ترین است و فقط مهدی است که از درد های دل این فرزند غریبش خبر دارد.

سلام بر آن آقایی که کسانی که خود را یار و برادر او می خوانند با صراحت و وقاحت دم از جام زهر دادن به او می زنند و بدان می بالند!1 ننگ بر آن زبانی که راضی به پاره پاره شدن دل ولی زمان خود باشد ،کسانی که عمامه به سر دارند اما هیچگاه معنای امامت را نفهمیده اند که لیاقت آن را نداشته اند ،کسانی که ثروت دنیا را به بهای غربت مولا طلب می کنند ، نزدیکانی که مصرانه در پی آنند روزگار تنها ترین سردار در ایام او تکرار شود.

سلام خدا بر دست جانباز و دل پر خونت که چنانچه روزگار خمینی روزگار خون دادن بود ،روزگار خامنه ای روزگار خون دل خوردن است و این به خاطر بعضی اطرافیان دنیا طلب و دو روی توست ؛ آن زمان فرمان استقامت ،پیامبر خدا را پیر کرد که با "ومن تاب معک" آمد و دستور به اسقامت اطرافیان داده شد اطرافیانی که...

 

آقای من ،بی شک همچنانکه سید و مولای تو مهدی فاطمه است،خود تو سید و مولای ما بسیجیان و دلدادگان خط ولایتی و بدان که تا فدائیان تو زنده اند، بدخواهان و حسودان و کیسه دوزان نخواهند توانست عرصه را بر تو تنگ کنند که ننگ ابدی برای کسی است که روگردان از مسیر ولایت باشد.

 

...............................................

1-نوشیدن جام زهر توسط امام، کام ملت را شیرین کرد!

 

...............................................

درج این مطلب در آرمان پرس

چرا دعا برای امام زمان آخرین پله عبودیت است؟

 

خداوند در سوره غافر آیه 60 می فرماید: 

وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبَادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ دَاخِرِينَ

یعنی مرا بخوانید تا شما را اجابت کنم ،کسانی که نسبت به عبادت من تکبر بورزند با خواری داخل دوزخ می شوند ؛ اگر دقت کنید در این آیه شریفه دعا مساوی عبادت در نظر گرفته شده چرا که اصل عبادت به ابراز نیاز در مقابل رب بی نیاز است و این در دعا نمود پیدا می کند.

 

پله اول در عبودیت

در آیات دیگر بیان شده که توجه خداوند مهربان به ما به میزان دعا کردن های ماست که اگر دعایی نباشد عنایتی هم نیست حتی در روایتی از امام صادق علیه السلام سوال می شود : دو نفر نماز می خوانند یکی در نمازش زیاد دعا می کند ودیگری زیاد قرآن می خواند ،کدام یک افضل هستند؟ حضرت ابتدا می فرمایند هر دو خوب است که فرد دوباره سوالش را تکرار می کند، در اینجا امام سه مرتبه می فرمایند به خدا قسم دعا بهتر است؛ اما چرا؟

 

 البته قرآن خواندن وظیفه یک مسلمان واقعی و موجب بندگی است اما دعا خودِ بندگی است،در حقیقت دعا کردن عمل نمودن به دستورات قرآن است و از همین رو حائز اهمیت می باشد، به قول حضرت امام خمینی ره: دعا قرآن صاعد است یعنی ثمر و میوه آن است که به سوی خداوند بالا می رود.

 

پله دوم عبودیت

 

پس پله اول در بندگی زیاد دعا کردن و خواندن خداست اما پله بعد در عبودیت توجه نکردن به خود و در مقابل توجه به دیگران است،یعنی دعا کردن برای دیگران که از دل دریایی و پاک در چنین شخصی خبر می دهد که اینگونه دعا کردن روش دوستان خداست؛

روایات فراوانی در فضیلت این مقام وجود دارد که می گوید صدها و حتی هزاران برابر دعایی که ما برای دیگران می کنیم در حساب الهی برای خودمان مستجاب می شود ،اما یک نکته را نباید از خاطر برد که ظرفیت این دنیا و ظرفیت اغلب ما برای استجابت اینگونه دعاهای مبارک در این دنیا محدود است و دعاهایی که در این دنیا شرایط استجابت نیابند  در جایی که دست همگان خالی است و قصه قصه ابدیت است برایمان مستجاب می شود.

 

پله سوم عبودیت

 

اما در میان این دیگران، افرادی هستند که خداوند دوست دارد به طور ویژه برای آنها دعا شود و در کنار توجه به او به ایشان توجه گردد که آنها همان محمد و آل محمد هستند ،که ایشان الگوی کامل بندگی و انسانیتند و توجه به آنها به هر بهانه ای انسان را در این طریق پیش می برد ،این گام بعدی در پلکان عبودیت است و این همان فضیلتی است که با عنوان صلوات بر ایشان مطرح می شود صلواتی که ذکر مدام ملائکه الهی و بندگان خاص خداست؛

 امام عسکری علیه السلام می فرمایند:با شرافت ترین اعمال مومنین در هرمرتبه ای از مراتب ایمان که از زمین تا عرش است صلوات فرستادن بر محمد و آل محمد است.

 

مقام ویژه بندگان در آخر الزمان

 

اما مقام مومنین در پلکان عبودیت در اینجا متوقف می شود؟ نه!؛باید پرسید خود محمد و آل محمد برای که دعا می کرده اند؟  اینجاست که سخن از منجی موعود و مهدی دوران است که انگشت اشاره همه خوبان عالم به ویژه محمد و آل محمد به اوست،توجه به او و دعای برای حضرتش عادت ائمه طاهرین است و عبادت امام صادق که ایشان در تعقیبات نماز بالاترین عبادت که دعای برای اوست انتخاب کرده و در توضیح این عمل خود فرمود: من برای نور آل محمد و جلودار آنها و انتقام گیرنده از دشمنانشان دعا می کنم2و1.

نکته اینجاست که اهل بیت علیهم السلام خودشان و اصحابشان با آنکه در زمان حضرت قائم عج نبوده اند برای ایشان دعا می کرده اند ولی مایی که در زمان ایشان هستیم چقدر برای او دعا می کنیم؟ در حالی که این امر برای مایی که خود را شیعه او می دانیم و توفیق نفس کشیدن در زمان او داریم اهمیت بیشتری دارد .

 

 

........................................................................................

پینوشت:

1-از عبّاد بن محمد مدايني روايت شده که گفت: بر حضرت ابوعبد اللَّه امام صادق‏ عليه السلام در مدينه وارد شدم، هنگامي که از نماز واجب ظهر فراغت يافت در حالي که دست‏هايش را به سمت آسمان بلند کرده بود مي‏گفت: «أَيْ سامِعَ کُلِّ صَوْتٍ، أَيْ جامِعَ کُلِّ فَوْتٍ، أَيْ بارِئَ کُلِّ نَفْسٍ بَعْدَ المَوْتِ، أَيْ باعِثُ، أَيْ وارِثُ، أَيْ سَيِّدَ السّاداتِ، أَيْ إِلهَ الآلِهَةِ، أَيْ جَبّارَ الجَبابِرَةِ، أَيْ مالِکَ (مَلِکَ) الدُّنْيا وَالآخِرَةِ، أَيْ رَبَّ الأَرْبابِ، أَيْ مَلِکَ المُلُوکِ، أَيْ بَطّاشُ، أَيْ ذَا البَطْشِ الشَّديدِ، أَيْ فَعّالاً لِما يُرِيدُ، أَيْ مُحْصِي عَدَدَ الأَنْفاسِ وَنَقْلَ الأَقْدامِ، أَيْ مَنِ السِّرُّ عِنْدَهُ عَلانِيَةٌ، أَيْ مُبْدِئُ، أَيْ مُعِيدُ! أَسْأَلُکَ بِحَقِّکَ عَلي خِيَرَتِکَ مِنْ خَلْقِکَ، وَبِحَقِّهِمُ الَّذِي أوْجَبْتَ لَهُمْ عَلي نَفْسِکَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلي مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَيْتِهِ وَأَنْ تَمُنَّ عَلَيَّ السّاعَةَ بِفَکاکِ رَقَبَتِي مِنَ النّارِ وَأَنْجِزْ لِوَلِيِّکَ وَابْنِ نَبِيِّکَ الدّاعِي إِلَيْکَ بِابْنِکَ وَأَمِينِکَ فِي خَلْقِکَ وَعَيْنِکَ فِي عِبادِکَ وَحُجَّتِکَ عَلي خَلْقِکَ عَلَيْهِ صَلَواتُکَ وَبَرَکاتُکَ وَعْدَهُ، اَللُهُمَّ أَيِّدْهُ بِنَصْرِکَ وَانْصُرْ عَبْدَکَ وَقَوِّ أَضْحابَهُ وَصَبِّرْهُمْ وَافْتَحْ لَهُمْ مِنْ لَدُنْکَ سُلْطاناً نَصِيراً وَعَجِّلْ فَرَجَهُ وَأَمْکِنْهُ مِنْ أَعْدآئِکَ وَأَعْدآءِ رَسُولِکَ يا أَرْحَمَ الرّاحِمِينَ»؛

اي شنونده هر صدا! اي جمع کننده هر از دست رفته! اي برآورنده هر جنبنده پس از مرگ! اي برانگيزنده! اي وارث! اي آقاي آقايان! اي خداي خداوندگاران! اي درهم شکننده جبّاران! اي مالک (پادشاه) دنيا و آخرت! اي پروردگار پروردگاران! اي پادشاه پادشاهان! اي سخت کوبنده! اي به شدّت مؤاخذه کننده! اي آن‏که هر چه بخواهد انجام دهد! اي شمارنده نفس‏هاي خلق و گام زدن‏ها! اي کسي که سرّ نزد او آشکار است! اي پديد آورنده موجودات! اي بازگرداننده آن‏ها! از تو مي‏خواهم به حقّ خودت بر برگزيدگان خلقت و به حقّي که براي آنان بر خودت واجب شمرده‏اي که بر محمد و خاندانش درود فرستي و همين حالا بر من منت نهي و گردنم از آتش رها گردد، و وعده وليّ خود و فرزند پيامبرت دعوت کننده به سويت و به اجازه‏ات، و امين تو در خلايق و چشم تو در بندگانت و حجّت تو بر خلقت که درود و برکاتت بر او باد، وعده‏اي را که به او داده‏اي وفا کن، بار الها! به نصرتت تأييدش کن، و بنده‏ات را ياري فرما و يارانش را نيرو بخش و شکيبايشان گردان و براي آنان از جانب خود حجّتي قرار ده که هميشه يارشان باشد و فرجش را تعجيل کند، و بر دشمنانت و دشمنان پيامبرت توانايي بخش، اي بخشنده‏ترين بخشندگان!

راوي گفت: فدايت شوم! آيا چنين نيست که براي خودت دعا کردي؟ فرمود: براي نور آل محمدعليهم السلام و سابق ايشان و انتقام گيرنده از دشمنانشان به امر خداوند، دعا کردم.[بحار الانوار، 62:86: فلاح السائل، 170]

2-باید دید که ولی عصر ارواحنا فداه در تعقیب نمازش که را دعا می کند؟! حلقه وصل ما در زمان غیبت با امام زمان علیه السلام مقام ولی فقیه است،همو که انگشت اشاره حضرتش در زمانه ما به سوی اوست و خیلی از اهل دل معتقدند که امام زمان بعد از نمازهایشان ایشان را دعا می کنند که عادت بسیاری از علمای بزرگوار و مردم ولایتی هم همان است که در تعقیب نمازشان بعد از دعا برای ولی الله الاعظم برای نائب بر حق ایشان دعا می کنند.

 

.......................................

درج این مطلب در جهان نیوز