آیا لباس های بدن نما به ارزش زن می افزاید؟

در مورد این موضوع فقط در این مطلب چند سوال پرسیده می شود و پاسخ های آن به وجدان آگاه مخاطب منصف واگذار می گردد.
پوشیدن لباس های بدن نما از جمله ساپورت به نفع مرد است یا زن؟ (خانوم های محترم تحقیقی درباره ضرر های بهداشتی و گوارشی و ناباروری در اثر پوشیدن این طور لباس ها بفرمایند).
آیا پس از پوشیدن این لباس ها نوع نگاهی که به زن می شود از جنس تکریم زن است یا استفاده از جنس زنانه؟
آیا هیچگاه دیده اید زنان متشخص که دارای شخصیت اجتماعی و فکری هستند از لباس های بدن نمای آنچنانی استفاده کنند؟ حتی خانواده های صاحب نام و اصیل!، شاید ماجرای نهی ملکه انگلیس از ساپورت پوشیدن عروسش را شنیده باشید!، آیا زن با اینکار خدمت به زنان می کند یا با تحریک مردان در جامعه زندگی یک زن دیگر را سرد می کند؟

آیا یک زن متشخص به هر قیمتی دنبال جلب نگاه دیگران است؟ ؛آیا غیر از این است که جذابیت بدنی زن تنها برای شوهر و همسر او و تنها برای کسی که لیاقت زندگی با او را دارد می باشد؟؛ جدا از مقوله بهره کشی جنسی از نظر شان اجتماعی و سطح فرهیختگی چه نگاهی به دختری که با ساپورت بدن نما و مهیج در خیابان حضور می یابد وجود دارد؟

خانم های باهوش ایران زمین جدا از قصه دین باید به فرهنگ اصیل ایرانی خود باز گردند که غنای فرهنگی ایران را هیچ کشوری دارا نیست و امروز پیروی ما از فرهنگ پوشش اروپایی بی شک به معنای از خود بیگانگی فرهنگی می باشد و بی شک این امر برای بزرگان اهل فرهنگ درد آور است.

من یادگار زهرایم


من علامت حرمت حریم با پروایانم،سیاهم اما مقدس تر از بال های سپید فرشتگانم،چرا که خداوند بزرگ پیش فرشتگانش به دارنده من افتخار می کند؛سیاهم اما سپید ،که سپید رویان عالم پوشیده در منند گرچه شیطان و شیطانیان از من متنفرند اما چون عضوی از تن آبرومندان در نزد معبودم.

مردان بزرگ در سایه الهی من رشد کرده اند،من نماد پاکیم،لیاقت مرا همه کس ندارد و بسیاری از کسانی که مدعی داشتن منند قدردان نور پاکی من نیستند و نیز پاکان بسیاری به داشتن من افتخار می کرده و می کنند.

گرچه جسم از من در گرما باشد و چندان در آسایش نباشد اما آرامش؛که روح با من در آرامست از لبخند آن دلارام که بر من است.

آری من چادرم همان چادری که در این روزگار غریب است ،غریب به غربت نام پاکی و خدا ،پوشیده در من در مرکز توجه خدای عالم و فرشتگان او و بندگان پاک اوست.

من یادگار زهرایم،همان یاور روزگار تنهایی علی، که سرور زنان است ؛

آری چادر نشانی از بوی یاس دارد ،نشانی که فرشتگان با بوی آن انسی دیرینه دارند،که چادر خاکی او علَم حقمداری و پاکی است و یادگاری در بر زهرائیان که امروز اندکند اما چون ستارگان در شبی تاریک درخشان؛درخششی چون خون شهید که آفتاب در برابر جلوه او سرافکنده است.


 درج این مطلب در خبرگزاری دانشجو و علویون و عماریون

مرتبط:دهه فاطمیه دهه احیای حیا و حجاب

تحلیل سواری هایی که برای بی حجاب ها صف می کشند

یکی از جنبه های منفی و فساد ها و نا امنی هایی که مترتب بر گناه بی حجابی در جامعه است، در سیستم حمل و نقل شهری و بالاخص در ماشین های شخصی خود را نشان می دهد.


چراغ سبزی که فرد بی حجاب با بی حجابی و بی حیایی خود در محیط جامعه به راننده ها از اقشار مختلف نشان می دهد بسیاری از آنها را به طمعی شیطانی و منحرف کننده می اندازد؛(که البته گاهی تبعات و ترکش های ناامنی بوجود آمده با این گناه دامن با حجاب ها را هم می گیرد)
در اینجا این سوال باید مطرح شود که آیا این گونه راننده ها هدفشان از سوار کردن فرد مذکور آن است که او را به مقصد برسانند یا اینکه خودشان را یا هردو؟


زنان ساده انگار و رانندگان طمعبار


آنچه مشخص است و آمار حوادث خیابانی و تجاوز به عنف و حتی قتل و جرح ها هم از آن حکایت می کند از یک طرف ساده انگاری و ساده لوحی اینگونه زنان و دختران است در اینکه اینگونه ماشینهای شخصی را سوار می شوند و اصولا با یک دید مثبت به این موضوع نگاه می کنند و از طرف دیگر نگاه آلوده و طمعبار و طعمه ای آن دسته از قشر راننده به این افراد است.


امروزه هیچگاه این مطلب را نمی شود انکار نمود که در یک دید منشا نگر ،در موارد کثیری نگاه رانندگان مسافر کش به یک خانم آرایش کرده در کنار خیابان با مردی که چندین دقیقه منتظر تاکسی ایستاده یکی نیست که در السنه مردم مشهور است،گاهی چندین ماشین از مدل ها و صنف های مختلف برای سوار کردن اولی صف می بندند و گاهی سر سوار کردن او مشاجره می کنند در حالی که به هیچ وجه این رغبت را برای سوار کردن دومی ندارند.


برای شخص نویسنده هم بارها تجربه شده که در کنار خیابان منتظر ایستاده درحالی که چند متر آن طرف تر خانومی که از قضا مسیرش هم با او یکی است منتظر ماشین است و سواری که می آید او را سوار می کند و انگار نه انگار که شخص دیگری نیز کنار خیابان است.


 مصداق کامل نقطه مقابل این موضوع مسافر هایی از قشر روحانیت هستند که گاهی مدتها کنار خیابان می ایستند و اگر یک آدم با انصاف یا مذهبی پیدا نشود یا باید از طی آن مسیر منصرف شوند و یا فکر دیگری بکنند.

البته در جریان این فرهنگ فساد آلود گاهی رانندگان پاکی هم وجود دارند که گرفتار زنان فاسدی می شوند و در یک دو راهی مخاطره آمیز گرفتار می گردند.


در پایان باید به این نکته اشاره کرد که الحمد لله در بسیاری از رانندگان مسافر کش ما بالاخص تاکسی ران ها این نکته منفی وجود ندارد اما همان تعداد معدود و البته انگشت نما این قشر زحمت کش را در این موضوع بدنام کرده اند.

 

درج این مطلب در مشرق نیوز و وبگردی20:30 و باشگاه خبرنگاران و افق نیوز و حفا نیوز و ندای انقلاب و حجاب نیوز و عرش نیوز و سامانه حجاب و عماریون و پایگاه علمی فرهنگی حجاب ایران

پارادوکس بی حجاب

یکی از اساتیدمون میگفت روزی خانمی از اساتید دانشگاه های آلمان اومده بود اینجا وقتی مردم  و مخصوصا بعضی خانومارو رو تو خیابونا دید با تعجب گفت : شما اینجا چقدر فاحشه دارین!! گفت در کشور ما فقط فاحشه ها هستند که اینقدر در خیابون آرایش میکنن!

شاید فکر کردن در این جمله خودش خیلی از حرفها را برای ما بازگو کند ؛پارادوکسی که بی حجاب در میان آن گیر کرده است آن است که اگر به او این کلمه را بگویی یعنی بگویی: "فاحشه!" یا "هرجایی!" مطمئنا بر خواهد افروخت و این در حالی است که خود را آنچنان آماده و حاضر کرده است که فاحشه ها خود را برای عرضه کردن حاضر می کنند.

 

درج این مطلب در بی باک نیوز و ندای انقلاب و آران مغان

پوشیده در خدا


بالی برای اوج    

                          

    حجی برای عشق

عطری ز کوی دوست
                          پوشیده در خدا

باید درید و دید
        باری دگر چشید
                        تور دریدگی
                                      پرواز ستر را

نزدیکتر بیا

             ای یار بی ریا
                          گویم ز قاب آب
                                           از جلوه حجاب  

                                    مستور نور،    ساده و آزاده،   پر غرور

                                         گنجی نهان ز سرقت نامحرمان

                                                         ولی

                                        در چشم عشق و دیده عاشق
                                                                           عیان،عیان...

                                                                                       شعر از ح.الف.اول


آیا چادر پوششی برای پنهان کردن ناپاکیهاست؟



یکی از شبهاتی که علیه حجاب در محیط های مختلف مجازی و غیر آن مطرح می شود آن است که چه کسی گفته است که چادر پوشش خوبی است در حالی که چه غلط هایی که زیر همین چادر نمی شود یا اینکه این چه حرف غلطی است که یه چادر بنداز رو کثافت کاریات حله!!

این سخن از آن حرف های عوامانه است که به محض گفته شدن از سوی یک شخص، افراد بسیاری ممکن است تحت تاثیر این گفته قرار گیرند و این گفته را تصدیق و اصل متعالی حجاب را تقبیح نمایند.


اما با یک دقت و تامل بیشتر می بینید واضح است که در این استدلال یک مغالطه و انحراف آشکاری وجود دارد و در توضیح باید گفت که این شخص ابتدا چند مقدمه مسلم را پیشفرض گرفته و بعد این نتیجه را می گیرد اما مقدمه اول آنکه وجود دارند افرادی که متاسفانه در این پوشش مقدس اعمال زشت و ناپاک خود را را انجام می دهند که این مسلم است.

و مقدمه بعدی آنکه این بسیار بد است که انسان اینگونه ریاکار  و دو رو باشد که این مقدمه هم مسلم است و پس از آن این نتیجه گرفته می شود که حجاب و چادر یک وسیله ریاکاری و یک پوشش برای مخفی کردن اعمال ناشایست و منافی عفت است.  

اما اشکال کار آن است که بقول منطق دانان نتیجه تابع اخص مقدمتین است یعنی در جایی که یکی از دو مقدمه جزیی است نمی توان نتیجه کلی گرفت و اینگونه نتیجه گیری در همچنین موردی اشتباه و مغالطه است.


یعنی در مورد افرادی که چنین سوء استفاده ای از این پوشش مقدس می کنند که مطمئنا به آن اعتقاد ندارند باید گفت که این پوشش مقدس شایسته فردی مثل تو نیست پس یا عملت را درست کن یا آن باش که هستی که البته حجاب به درد چنین شخصی نمیخورد چون یکی از کارکرد های حجاب در حفظ مروارید عفت انسان است اما باز از دید اجتماعی مطلب متفاوت است  و حتی این حجاب هم می تواند نفع اجتماعی داشته باشد.

بطور کلی در مورد این سخن باید گفت که اگر یک انسان بد خودش را در یک پوشش مثبت و خوب پنهان نماید هیچگاه منطقی و عقلانی نیست که بگوییم آن پوشش مثبت بد است و این سخن کلی تطبیق های مختلفی می تواند داشته باشد که یکی از آنها حجاب و نوع کامل آن است که چادر می باشد.


درج این مطلب در عماریون و صراط و عمارنامه

ملکه انگلیس و حجاب


یه روز یه پسر انگلیسی میاد با طعنه به یک پسر ایرانی میگه : چرا خانم هاتون نمی تونند با مردها دست بدن یا لمسشون کنن ؟

یعنی مردهای ایرانی اینقدر شهوت پرستند که نمی تونن خودشون رو کنترل کنن ؟؟؟؟
پسره لبخندی میزنه و میگه : ملکه انگلستان می تونه با هر کسی دست بده ؟ و هر مردی ملکه انگلستان رو لمس کنه ؟ پسر انگلیسی با عصبانیت میگه : .……… نه .
پسر انگلیسی میگه : مگه فرد عادیه ؟!! فقط افراد خاصی با ایشون می تونن در رابطه باشن !!!
پسر ایرانی هم جواب میده : خانم های ما همه ملکه هستن .

درج این مطلب در جام نیوز

دهه فاطمیه دهه احیای حیا و حجاب


درج این مطلب در بیش از چهل سایت معتبر در ایام فاطمیه صدیقه طاهره سلام الله علیها


با یک نگاه عمیق درباره فلسفه عزاداری باید گفت در واقع همه عزاداری ها مطمئنا یک زمینه سازی است برای اینکه یک محب اهل بیت علیهم السلام بهتر بتواند در مسیر جلب رضایت و  سیره ایشان حرکت کند و در نهایت با اصلاح یک فرد و یک جامعه سعادت فردی و اجتماعی ایشان تضمین گردد .

 بر همین اساس با توجه به ویژگی و اهمیت ایام فاطمیه و باز اهمیت عنصر حیا و حجاب در یک جامعه اسلامی و شخصیت یگانه و الگوی حضرت زهرا سلام الله علیها برای یک زن مسلمان و شیعه، که نمونه بارز و کامل حیا و حجاب هستند ،شاید امروز بتوان این امر را به عنوان یک ضرورت مطرح نمود که  شعار دهه فاطمیه باید حجاب و حیای فاطمی باشد و همچنین به زمان اوج نمود این شعار تبدیل گردد.

 

گرامیداشت نام فاطمه به چیست؟

برای روشن تر شدن این موضوع باید گفت ما عادت کرده ایم که همیشه کار آسانتر را در انجام وظایف انتخاب کنیم،حتی در ابراز دلداگیمان به اهل بیت علیهم السلام آنچه دلمان می خواهد انجام می دهیم نه آنچه ایشان می خواهند،این یک نکته بسیار ظریف است که باید به آن توجه داشته باشیم، آیا احیای یاد فاطمه سلام الله علیها تنها به برگزاری مجالس سوگواری آن حضرت است یا خیر!؟

اگر فقط برگزاری مجالس سوگواری موجب گرامیداشت صدیقه طاهره است چرا با توجه به اینکه مجالس سوگواری و یاد ایشان هر سال بیشتر از گذشته است تصویر فاطمه رفته رفته در دلهای زنان ما و در فضای عمومی جامعه ما دارد هر چه می گذرد کمرنگ و کمرنگ تر می شود؛

در زمانی نه چندان دور نام فاطمه و زهرا اولین نامی بود که در هر خانواده ایرانی با افتخار برای نامگذاری دختران مطرح می شد و نامگذاری می گردید اما الان آمار چگونه است؟ و بالاتر از آن زمانی نام فاطمه برای زنان ما الهام بخش و طنین انداز حجاب و حیای فاطمی بود،آنچه ویژگی و خصوصیت منحصر به فرد صدیقه طاهره سلام الله علیها را تشکیل می دهد و ارتباط وثیق زنان با آن بزرگوار آنچنان بود که این شعاری که بر در و دیوار نوشته می شد جزو شعار  های تاثیر گذار و اثر بخش بر زنان ما بود که:  

ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است/  ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است

 

احیای فرهنگ فاطمی در فاطمیه

براستی امروز زهرای غمدیده از ما چه می خواهد؟ احیا کردن و بزرگداشت نام و یاد فاطمه به احیای فرهنگ فاطمی است آنچه امروز دارد چونان خود فاطمه هر روز در جامعه ما مظلوم و مظلوم تر می شود ، باید بی پرده سخن بگویم، شعار فاطمه این است که خوشا به حال آن زنی که نه او نامحرمی را ببیند و نه نامحرمی او را! نگویید این شدنی نیست! فاطمه تلاش ما را در این مسیر می خواهد! دهه فاطمیه باید نماد تلاش و فرهنگ سازی ما در این عرصه رهرا پسند باشد.

باید به مردان دلداده فاطمه اینگونه خطاب کنم که،این زنان و دختران کوچه و بازار کسی غیر از خانواده خود ما نیستند خانواده بسیاری از ما کسانی که دم از فاطمه میزنیم آنچنان رنگ و بویی از فرهنگ فاطمی ندارند،جدا از مبحث امر به معروف و نهی از منکر ،مطلب اولیه و ابتدایی حفظ خود و خانواده خود است،که قرآن می فرماید :

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آَمَنُوا قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا1

آنچه مشخص است حضور یک زن و دختر بی حجاب در جامعه ای که الگوی زنانش فاطمه زهراست ،نعوذ بالله دهن کجی به صدیقه طاهره و فرهنگ اوست و با وجود چنین خطای عظیمی چه مجلسی و چه نوحه ای و چه عزایی؟

 

روضه و ذکری مقبول حضرت زهراست که حیا و حجاب ما را اصلاح کند

این رویه بسیار اشتباه است که فاطمیه بیاید و برود و ماعزاداری او را انجام دهیم و خود را محب و دلداده او بدانیم ولی باز با گذشت این ایام  در فرهنگ حجاب و حیای زنان و مردان ما هیچ تاثیر و تاثر نمایانی حاصل نشود؛ این کدام فرهنگ فاطمی است که حجاب ندارد؟؟ این کدام فاطمیه است که با بی حجابی کاری ندارد؟ همان فاطمه ای که حتی روضه شهادتش نیز لبریز از درس حیا و عفاف است ،آنجا که روزهای پایانی عمر کوتاهش تابوتی سفارش می دهد که حجم بدن او در هنگام تشییع جنازه نمایان نباشد.

 تصور فاطمه زهرا سلام الله علیها بدون تصور حیا و حجاب ناممکن است، مجلس روضه حضرت زهرا مجلس ذکر حیاست، مجلس احیای حجاب است، پس بدانید که اگر اینگونه نیست باید بدانیم یک جای کار ایراد دارد یا تصور ما از فاطمه اشتباه است و او را نمی شناسیم و برای فاطمه دیگری اشک می ریزیم و گریه می کنیم، یا اینکه این ابراز ارادت ها و گرامیداشت های ما از مادر سادات ناقص است و مورد رضای او و سبب اصلاح ما نیست چرا که  آن فرهنگ فاطمی که حجاب ندارد یا اینکه با بی حجابی می سازد فاطمه اي است كه تنها در اسلام آمریکایی قابل تعريف است همان اسلامی که هیچ چیز ندارد جز یک نام.

 

امروز باید صدای گریه فاطمه را شنید که به جای گریه در فراق پدر بر حال ما اشک می ریزد و بر مظلومیت مهدیش ؛ مایی که از حال زنان و دخترانمان معلوم است كه به سمتی می رویم که روضه و ذکرمان بی اثر و نمازمان بی هنر است؛ از آنجا که در مورد نماز و عبادت، قرآن کریم و ائمه عليهم السلام می فرمایند که نمازی، نماز است و مقبول، که تنهی عن الفحشاء و منکر باشد و همچنین در این راستا می توان گفت که روضه ای روضه است و مقبول و دل حضرت زهرا را بدست می آورد که فحشا ستیز باشد و حیا پرور؛ اگر اينگونه نيست،نه آن روضه روضه انسيه حوراست و نه آن فاطميه ،فاطميه صديقه كبري و نه اصلا آن فاطمه،فاطمه زهرا!.

 

 1-اي كساني كه ايمان آورده ايد خود و خانواده خود را از آتش جهنم باز داريد سوره تحريم آيه 6


 

درج این مطلب در  خبرگزاری فارس و مرکز جهانی حضرت ولی عصر (عج) و نورپرتال و 598 و جام نیوز و

 پایگاه خبری حجاب و دفتر مطالعات و تحقیقات زنان و خبرگزاری بین المللی زنان و خانواده و صـــراط و

 الف و آفتاب و هیئت رزمندگان اسلام و عصر امروز و روزنامه هگمتانه و حفا نیوز  و زن فردا و

 مسجد دانشگاه علوم پزشکی و بی باک نیوز و افکار نیوز و تحریر آنلاین و نهاد رهبری دانشگاه پیام نور اصفهان و

مسجد دانشگاه رودهن و سامانه جامعه اطلاع رسانی عفاف و حجاب و خانه حجاب و نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه علوم پزشکی لرستان و سیاسیون و پورتال جامع ایرانیان

و اسلامیک پرس و تبیان نیوز و شبکه جهانی پایداری و مفید نیوز و آزادی نیوز و فان گذر و آخرین نیوز و

 آتی نیوز و بصیر آنلاین و ماهان نیوز و برترین ها و تاریخ ما و متن سخنرانی-سازمان تبلیغات اسلامی

بعضي از خانم ها مثل تاكسي اند!

 

بعضي از خانم ها مثل تاكسي اند و بعضي مثل ماشين شخصي! ؛اين جمله شايد در نظر اول يك جمله تند و حتي بي ادبانه تلقي شود اما اگر كمي به دور و بر خود و گوشه و كنار جامعه با دقت بنگريم خواهيم دريافت كه اين تشبيه به هيچ وجه دور از حقيقت نيست.

واقعا انسان متعجب مي شود از برخي شوهر ها كه زنان خود را با اوضاعي كه معمولا در مجالس عروسي شركت مي كنند در خيابان ها و ميان ديد انسان هاي مختلف مي چرخانند؛انگار كه همچنين شخصي راضي است كه همه افراد كوچه و خيابان و به اصطلاح  هر بي سر و پايي با نگاه كردن به اندام آزين بسته! و بزك كرده همسر او بهره و لذت ببرد.

اما تمام نقطه تعجب اينجاست كه گويا با اين وجود اين مرد خود را در مقابل غيرت فطري خويش به تغافل زده است و نشانه اين قضيه آن است كه زماني كه اين مطلب را به روي او مي آوري با اين وجود باز بر خواهد آشفت كه نه اين گونه نيست و چنين و چنان!

به ذهنم مي آيد شخصي كه به امثال اين شوهر ها كه در خيابان با همسران بزك كرده عبور مي كنند مثلا مي گويد: آقا ببخشيد  رژ لب قهوه اي به لب هاي خانمتان بيشتر مي آيد! يا حرف هايي از اين قبيل حد اقل مورد پرخاش او قرار خواهد گرفت در حالي كه اين شخص خواهد گفت: آرايش خانمتان در اين مكان عمومي و در مقابل ديد ما مطمئنا براي ديدن و لذت بردن ماست و خب در اينصورت چه خوب است كه نظر ما را هم جويا شوي!! ؛بقول آن منبري معروف در اينجا بايد از صميم دل بگوييم "زنده باد خروس!"

روزي كتاب نهج الفصاحه كه سخنان پيامبر بزرگ ما مسلمانان را گرداوده است ورق مي زدم، در احاديث متعددي كلمه "ديوث" را مشاهده كردم كه پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و سلم  براي اينگونه از افراد كه زنان خود را به گونه اي در معرض لذت بردن ديگران قرار مي دهند اين كلمه را به كار برده بودند و براستي كه اينگونه افراد مطمئنا از رحمت خداي عزيز دورند.    

  

من شوهرم را دربست می خواهم!


مثل حرف بالا در برخی موارد انسان را یاد فردی می اندازد که میگه: آقای راننده ببخشید ،دربست! ، ...آره نمی خوام مسافر دیگه ای بین راه سوار کنی!....همین دیگه نمیخوام!...قیمت!...خب،شما وظیفته منو برسونی!...اصلا اگه مسافر دیگه ای سوار کنی ازِت شکایت میکنم!!

عبارت عنوان این مطلب حرف خیلی از خانم های امروزی است و در وهله اول حرف بدی هم نیست اما مشکل از آنجایی آغاز می شود که تقریبا اکثر خانم های محترم برای رسیدن این هدف راه اشتباهی را انتخاب می کنند و همانطور که از آمار موجود در جامعه مستحضرید در اغلب موارد به خواسته و هدف خود دست نمی یابند.


اما سر این مطلب چیست؟ همانطور که می دانید شرع و قانون اختیاراتی به مرد در این زمینه داده است که لازم به توضیح دوباره نیست از اینها گذشته باز این جزو ذاتیات مرد است كه در مقابل اجبار بدون عشق بسیار طغیانگر است و این خصوصیت صرف نظر از اختیاراتی که شرع و قانون به او داده در وجود وی موجود می باشد.

اما تمام نکته همین جاست که بسیاری از خانم های محترم از راه کادر کشی و کانالیزه کردن مرد در مسیرهای امن!! و از طریق های مختلف نظارت و استنطاق می خواهند به خواسته خود برسند ولی باز تاکید می کنم که اختیارات و بالاتر از آن خصوصیات مرد، این مرز بندی های زنهای امروزی را بر نمی تابد زیرا راه وارد شدن و مال خود کردن و سلب اختیار از مردها این مسیر انتخاب شده توسط اغلب خانم ها نیست!

راز این مطلب را باز باید در توصیه های دینی جستجو نمود آنجا که همانطور که سحر وجود زنان و در لطافت زنانه آنهاست، توصیه به برخورد عاشقانه نسبت به مرد میشوند ؛ قانون کلی در مورد همه انسانها این است که الانسان عبید الاحسان انسان،غلام و بنده احسان است،انسان پایش و دلش در آنجا گیر می کند که لطف ببیند،مهر ببیند،احسان ببیند و این است آن بند نامرئی که خداوند برای زن قرار داده و اجازه استفاده از آن را نیز به او داده است و کارایی این طریق بر همگان آشکار است و کار تا آنجایی پیش می رود که بعضی از مردانی که زنانی اینچنین دارند بعد از فوت زنانشان نیز  بند محبت او اجازه ازدواج دوباره را به آنان نمی دهد!


البته همانطور که در ذهن شما خطور می کند این قضیه در مورد افراد مختلف،مختلف است اما قانون کلی و راه اصلی رسیدن به این مقصود مطمئنا همین مطلب فطری می باشد.


درج این مطلب در مفیدنیوز و حریم یاس و پژواك نيوز وسایت خبری تحلیلی صومعه سرا و جام نیوز

با خدا بودن یا بی خدا بودن؛مسئله حجاب است


خداوند به با حجاب نظر می کند و مردم به بی حجاب؛ مسئله این است! . باید تکلیف خودمان را مشخص کنیم که رضایت چه کسی برای ما در درجه اول اهمیت دارد؟ خدا یا مردم.

اما مَثَل عزت موهوم بی حجاب در چشمان مردم و خوشحالی وی از توجه آنان، مثل شخصی است که با چوب حراج زدن به دار و ندار خود و ارزان و زیر قیمت فروختن دارایی خویش افراد زیادی را گرد خویش جمع می کند و حال آنکه سود جویان بی وجدان از این حراج استقبال می کنند گرچه عاقبت آن ضرر شخص حراج کننده باشد.

نکته آخر آنکه بدانید با وجود حجاب داشتن که فرد نظر عنایت خداوند را کسب می کند،اینطور نیست که مردم از او روی گردانند بلکه حجاب صافی نگاههای ناپاک است و تنها زرگران زرشناس پی به مروارید درون صدف حجاب می برند و وجود با ارزش شخص باحجاب را اولین خریدار خداوند است و پس از او اولیای پاک حضرت حق که الطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ...



الْخَبِيثَاتُ لِلْخَبِيثِينَ وَالْخَبِيثُونَ لِلْخَبِيثَاتِ وَالطَّيِّبَاتُ لِلطَّيِّبِينَ وَالطَّيِّبُونَ لِلطَّيِّبَاتِ أُوْلَئِكَ مُبَرَّؤُونَ مِمَّا يَقُولُونَ لَهُم مَّغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ زنان پليد براى مردان پليدند، و مردان پليد براى زنان پليد. و زنان پاك براى مردان پاكند، و مردان پاك براى زنان پاك. اينان از آنچه در باره ايشان مى‏گويند بركنارند، براى آنان آمرزش و روزىِ نيكو خواهد بود.

سوره : النور آیه26

 

درج اين مطلب در  " مفيد نيوز " و  حريم ياس و افسران  و هجرت نيوز و اپل و کلوب

به بهانه کاریکاتور های "خاتون"

جناب حجت الاسلام رنجبر چند شب قبل در برنامه ای که از شبکه سه پخش می شد مثال بسیار زیبایی را در این زمینه مطرح نمودند که به بسیاری از سوالات ما پاسخ می دهد.

ایشان فرمودند: دین ما همچون بسیاری از دانه هایی که برای رشد دوباره یک گیاه در زمین می کارند، دارای یک پوسته و یک مغز است که پوسته آن همین اعمال عبادی از قبیل نماز و روزه و غیره است (که حجاب هم از همین قبیل است) و مغز آن انسانیت و مروت و پاکی است!

حالا با این توضیح دیگر افراد منحرف و گمراه نمی شوند زمانی که ببینند یک شخص پوسته را گرفته ولی دینش مغز ندارد مثلا یک فرزندی که می بیند پدرش نماز و روزه به جا می آورد اما انسانیت ندارد دیگر از دین زده نمی شود بلکه می گوید پدر من دین ندارد! چون دین او مغز ندارد.

وهمچنین کسی که می بیند فردی احتمالا نماز و روزه و سایر اعمال عبادی را انجام نمی دهد اما اهل مروت و انسانیت است باز نمی گوید که ببین پس همین کافی است! بلکه می داند همانطور که در یک دانه اگر شما پوسته را به تنهایی بکاری سبز نمی شود و همچنین اگر مغز را بدون پوسته بکاری نیز سبز نمی شود ظواهر دین نیز همراه با پاکی و انسانیت لازم است چرا که اساسا این عبادات برای رشد و تکامل و زیبایی ظاهری و باطنی ماست که واجب شده است.

حالا این حرف هم که ممکن است بعضی بگویند که دل پاک داشته باش دیگر حفظ این ظواهر و از جمله حجاب لازم نیست در عین این که ترفند و مغالطه ای شیطانی می باشد از همین قبیل است که این ظواهر و این حجاب برای بوجود آمدن و حفظ همان دل پاک است که قرار داده شده اند چونان یک مروارید که صدفی او را در بر می گیرد.

 

درج این مطلب در هجرت نیوز

با دست پس می زنیم،با پا پیش می کشیم

با دست پس می زنیم! :




با پا پیش می کشیم! :





به نظر می رسد که مشکل عمده ما در بحران بد حجابی و بی حجابی گرفتار شدن ما در یک تضاد عملی است یعنی از یک طرف با تشویق ها و تجلیل های اینچنینی برای جوانان و دخترانمان الگویی اینچنینی ترسیم می کنیم و از طرفی دیگر به آنها توصیه حجاب می کنیم و از مضرات بی حجابی می گوییم! اما مطمئنا همانطور که در خانواده ها بچه ها بیشتر از عمل پدر و مادر خود تاثیر می پذیرند تا حرف آنها در خانواده بزرگ جامعه ما هم همینگونه است،جوانان نگاه می کنند که عملا چه کسانی در جامعه به عنوان الگو مطرح می شوند و از آنها تجلیل به عمل می آید.

روند سینمای امروز ما فرهنگ غرب را ترویج می کند،همان فرهنگی که یکی از جذابیتهای مطرح در سینمای آن سکس و برهنگی است، و این موضوع یعنی اهمیت ندادن به پوشش دینی در عمده بازیگران زن ما به عنوان یک شیئ بدیهی و لاینفک مطرح است در حالی که چشمهای جوانهای ما امروز از میان افراد مطرح در کشورشان بیشتر معطوف به بازیگران مطرح و فوتبالیست های ماست و این موضوع را از روی عکس  جلد مجلات و روزنامه های جوان پسندمان می توان فهمید.

حالا با این وضعیت ما به جای اینکه به دنبال منشاء این آلارم و آژیر بی حجابی در فضای جامعه بگردیم ، سعی می کنیم صدای آن را برای چند صباحی قطع کنیم تا عذابمان ندهد!

 

درج این مطلب در "رجانیوز"  و " الف "  و " آزادنگار"

بی حجابی دور از انسانیت است

بدون مقدمه می روم سر اصل مطلب؛ فرض کنید که شما می دانید که یک شخصی که در کنار شماست بسیار گرسنه است و شما هم از عمد بروید یک پرس چلوکباب آنچنانی تهیه کنید و ظرفش را بدست گرفته ،هی از جلوی او رژه بروید، یا اینکه بدانید شخصی فقیر است و توانایی مالی پایینی دارد ولی شما باز از سر عمد بروید یک کیک بزرگ گرفته و بدون آنکه رویش را بپوشانید از جلوی چشمان او رد کنید و حتی رویتان را هم به طرف دیگری نمایید،انگار نه انگار که او نیز دیده است.

به نظر شما چنین شخصی آیا بویی از انسانیت برده است؟


امروزه بی حجابی در جامعه ما چیزی شبیه همین مطلب است، با وجود بالا رفتن سن ازدواج و اینکه بسیاری توانایی ازدواج به هنگام را ندارند، برخی با اطلاع از این مطلب باز با روی آرایش کرده،آنچنان که در مجالس عروسی آرایش می کنند و با لباسهایی که بقول بعضی اگر برهنه می بودند آنقدر جذابیت ایجاد نمی شد که با این لباسها ایجاد می شود، با این حالت جلوی چشم جوانهای مردم رژه می روند و آرام و قرار را از آنان سلب می کنند؛ دقیقا در اینجا مانند مثال بالا که ممکن است آن شخص فقیر وسوسه شود و تحت فشار دست به جنایت و دزدی بزند ،در اینجا هم بسیاری از جوانان کاسه صبر و عفتشان لبریز می شود و رو به اعمال منافی عفت می آورند و علاوه بر اینکه فضای جامعه را نا امن می کنند،خود را نیز به نابودی می کشانند.


حالا شما بفرمایید با این وجود شخص بی حجاب از انسانیت و خصلت های انسانی دور نیست؟!


درج اين مطلب در الف و مفيد نيوز و پژواك و خبر فارسي و حريم ياس 

سیب های گندیده در میان جعبه سیب

آیا تا بحال ندیده اید که جوانی که به دنبال کار و تحصیل از منزل خود خارج می شود بواسطه دختر بی حجابی از مسیر خود منحرف می شود و سر از ناکجاآباد در می آورد؟

تا بحال ندیده اید راننده ای که در هنگام رانندگی که باید تمام حواسش به آن باشد به جای آن تمام حواسش به زن بی حجابی است که از کنار او رد می شود و چه بسا که کار او به تصادف بینجامد؟

تا بحال کم دیده اید مرد هایی که در محیط اجتماع جذب زنان بی حجاب و ناپاک می شوند و این باعث می شود که کانون خانواده آنان هر روز تلختر از دیروز بشود و سرانجام از هم بپاشد؟

تا بحال برخورد نکرده اید به زنان بدحجاب و بی حجابی که در محیط کار، مسیر کار مفید و بازده کاری را مختل می کنند و موجب فساد ها و بذهکاریها می شوند؟

آیا اینگونه نیست که وجود زنان بی حجاب و بی عفاف در خیابانها خوراکی برای هار تر شدن چشمان شیطانی افراد بدکار می شود و بذر نا امنی را در جامعه می رویاند؟

چه چیز هایی موجبات نابودی یک جوان سالم را فراهم می کند؟ آیا یک جوانی که در عنفوان جوانی قرار دارد و هنوز شرایط ازدواج برای او فراهم نیست و به سختی می خواد پاکدامنی خود را حفظ کند و ذهن خود را از افکار وسوسه انگیز به سوی کار و درس معطوف نماید با دیدن و برخورد کردن ناخواسته با زنان و دختران بی حجاب و بی عفاف و بزک کرده در جامعه چه بلایی به سرش می آید؟ آیا این تصاویر آرامش را از او سلب نمی کند؟ آیا می تواند باز با فراق بال به فکر رشد تحصیلی و کاری خود در آینده و برنامه ریزی برای آن باشد، حداقل این امور حرکت او را در این مسیر کند نمی کند(اگر او را منحرف نکند) ؟

آیا اینگونه نیست که شهوت زدگی ناشی از بی حجابی در جامعه برای جوانان یک مملکت باعث آن می شود که غیرت ها در آنان سست شود و از بین برود و با از بین رفتن معنویات در آنان و گرفتاری در لاقیدی دیگر نسبت به وطن و ناموس و آب و خاک ومرز و بوم بی تفاوت شوند و این موجب لبخند و قهقهه شیطانی دشمن گردد؟

شما بگویید اینگونه نیست؟! امیدوارم که اینگونه نباشد!

آنچه بر هیچ کس پوشیده نیست آن است که مصداق جمله النساء جنود الشیطان وجود زنهای بی حجاب و بی عفاف در جامعه است که خواسته یا نا خواسته عامل و سرباز شیطان رجیم هستند بدان معنا که افراد را از یاد خدا و اطاعت او و مسیر سعادت دور می کنند و همچنین عامل و سرباز شیطان بزرگند یعنی آمریکا و دشمنان دین و استکبار جهانی و این هم بدان معنا که نیروی ایمان جوانهای این مملکت که عامل نفوذناپذیری آن است را تضعیف می کنند و از بین می برند؛ حال باید با این سیب های به اصطلاح گندیده که در میان این جعبه سیب قرار گرفته اند چه کرد؟

 

درج این مطلب در الف و نقد نیوز و خبر فارسی و الوند و مفید نیوز

الرجال قوامون علی النساء یعنی چه؟

الرجال قوامون علی النساء ؛ مردان سرپرست زنان هستند (نساء آیه 34)

سوال: چرا در قرآن آمده است که مردان بر زنان برتری دارند؛ آیا این با تساوی حقوق زن و مرد ناسازگار نیست؟

جواب را به صورت چند مورد ؛مفید و مختخر خدمت شما عزیزان عرض می کنم:

1- به نظر شما جوامع و گروه ها ناگزیر از داشتن یک سرپرست نیستند؟ خانواده نیز به عنوان یک جامعه کوچک و هسته مرکزی اجتماع از این قاعده مستثنا نیست، حالا خدایی که زن و مرد را خلق کرده و از زیر و بم وجود آنها بهتر از خدشان خبر دارد و می خواهد آنها را به راه سعادت رهنمون شود می گوید به نظر من این مرد است که در سرپرستی اولویت دارد.

2-این سرپرستی که برای مرد قرار داده شده است به هیچ وجه به معنای برتری جنس مرد بر جنس زن نیست بلکه با بررسی ریشه لغوی کلمه "قوام" می فهمیم که به چوبی می گویند قوام که درخت را به آن تکیه می دهند؛یعنی تکیه گاه این همان چیزی است که زن در وجودش به دنبال آن است و در وجود مرد نهاده شده است.

3- خلقت متفاوت زن و مرد این امر را ایجاب می کند که زن لطیف و ظریف که یک مربی مهربان است در دیواره خارجی ماشین خانواده قرار نگیرد بلکه زیبایی و آرامش داخلی آن را تامین کند و این مرد است که استقامت بیشتری در خلقتش نهاده شده و باید آماج حوادث و سختی های بیرونی قرار گیر و مسئولیت گرداندن چرخ خانواده را به عهده داشته باشد.

4- آنچه که در مورد عقل زن در روایت ما آمده ناظر به همین بخش است یعنی :عقل معاش؛ و دور اندیشی در مدیریت زندگی که معمولا در مرد ها بیشتر از خانم ها وجود دارد،البته همانطور که مشخص است این امر کلیت ندارد و گاهی دیده میشود که زنها در این امر پیشرو هستند.

5-ما می گوییم مدیریت در نوع مردها بیشتر است حال شما میتوانید بررسی میدانی کنید و ببینید همین غربی ها که فریاد طرفداریشان و از زن  و فیمینیسم به آسمان رفته چند درصد از رئیس جمهور ها و حتی مدیرانشان زن است؟ آیا 50 درصد؟!

6- آیا مدیریت زن در خانواده و تبدیل شدن زن به یک مهره اقتصادی به نفع زن و خانواده اوست؟ آیا وجود زن برای مواجهه با سختیهای جامعه ساخته شده است؟ آیا وظیفه سنگین تربیت فرزندان از عهده مرد بر می آید یا اینکه زنی که همراه شوهر خود بیرون از محیط خانه و خانواده به کار مشغول شود می تواند از عاطفه مادریش به نحو احسن برای تربیت فرزندان استفاده نماید؟

7-نظام احسن الهی به آن است که هر کس در نقش و پستی که خدای تعالی برای او در نظر گرفته باشد و حرکت کند.

جهان چون چشم وخط وخال و ابروست      که هر چیزش به جای خویش نیکوست

8- نکته آخر آنکه قرآن می فرماید : "بما انفقوا من اموالهم" معمولا در خانواده این مرد است که کار می کند و خرج خانواده را بدست می آورد؛ انصاف آن است که در مواردی که نیاز به آن است که یک نفر حرف آخر را بزند ،سخن او ملاک باشد.

 

درج این مطلب در رجانیوز و الف و نقد نیوز و هجرت نیوز و مفید نیوز

از ناز تا نیاز؛ فاصله ای که با بی حجابی طی می شود

 

بايد با خودمان بينديشيم كه واقعا شما زن جواني كه ظاهرا به حجاب اعتقادي نداري و عملا اين اصل ديني را ترك مي نمايي آيا با خود انديشيده اي كه اين سير منفي فرهنگي كه من يكي از عاملين دامن زدن به آن هستم به كجا خواهد انجاميد؟

ارزش ما به عنوان يك زن با حجاب بيشتر مي شود يا بدون حجاب؟

شما بفرماييد بدون حجاب! آيا يك زن بي حجاب سنخ و نوع نگاه هايي كه به خود جذب مي كند و آن را باعث ارزش براي خود مي داند نمي فهمد؟

آيا ارزشي كه يك زن مسلمان و جوان ايراني براي خودش تصوير كرده و مي خواهد بدان برسد در عبارت "وسيله اي براي لذت بردن" تامين و ترسيم مي شود؟وسيله اي براي لذت بردن! سنخ نگاه هايي كه بواسطه بي حجابي به يك زن جوان افزايش مي يابد در ناخوداگاهشان اين تعبير را در مورد او به كار مي برند؛ نمي برند؟

آيا اين روند عرضه بي رويه زيبايي هاي بدن زن در بازار جنون شهوت هوسبازان ارزش او را در اين بازار!! كم نخواهد كرد؟ آري تعبيري زيباتر از اين براي اين بي حجابي هاي لجام گسيخته و ميل و كشش زنان براي جلب توجه مردان نمي توانم به كار ببرم، ميل و كششي كه موضع زن را به مرور از موضع قدرت و موضع ناز به موضع ضعف و نياز در مقابل مرد تبديل مي كند.

يك مثال بارز مي خواهم براي اين سخنم براي دختران و زنان فهميده و مسلمان مطرح نمايم، بي حجابي به منزله سرسره ايست كه شروع كردن در آن انسان را ناچار مي كند كه در آن پيش رود و پيمودن گامهاي بعدي ديگر برايش قبحي ندارد و لا محاله تا انتهاي اين سرسره سقوط پيش مي رود،

اينكه بحث ناز و نياز مطرح شد و اينكه سرسره خطرناك بي حجابي زن را از موضع طبيعي خودش كه ناز در مقابل مرد است به يك عنصر شهواني و نيازمند به مرد تبديل مي كند،اين مطلب را مي توان در مقايسه چت روم هاي فارسي و انگليسي كه تقريبا تا حد زيادي تابلوي فرهنگي ما و آنها در اين عرصه است مي توان مشاهده كرد در چت روم هاي فارسي با تمام ابتذال، اكثر اوقات اين مرد ها هستند كه به دنبال جنس مخالف براي ارتباط مي گردند كه اين ارتباط گرچه سخيف و مبتذل است اما يك روندي متناسب با طبيعت زن و مرد دارد اما آنچه در چت روم هاي انگليسي زبان و همچنين سايت هاي آنها مي بينيد اغلب چيزي برعكس اين است، در آنجا اين زنان و دختران هستند كه با هزار طرفند و حيله به دنبال جذب مردان و پسران به سوي خود هستند و عاجزانه! آري تقاضايي كه روح ناچاري را در آنها نشان مي دهد كه بيا من چنين و چنان هستم و با من رابطه داشته باش! ؛مي خواهم بگويم اين فاصله ناز و سرفرازي تا نياز و پستي در زنان با بي حجابي و بي حيايي و ابتذال در آنان طي مي شود.

آنچه مشخص است اين است كه انتهاي اين روند واين سرسره چيزي جز فرهنگ امروز غرب نمي تواند باشد و در فرهنگ امروز غرب زنهاي عريان حتي گاهي در ويترين مغازه ها به عرضه گذاشته مي شوند و سوال من اين است كه اين آيا همان ارزشي است كه بعضي از دختران مسلمان ما به دنبال آن هستند؟!


درج این مطلب درمفیدنیوز (باعنوان عاقبت بی حجابی به کجا می انجامد)

هجرت نیوز و حریم یاس و پارساپرس

واي بر متوليان حجاب و مسئولين امنيتي

 

نابینا شدن يك روحاني درنجات دختر جوان از چنگال اراذل و اوباش

خدا مي داند كه وقتي كه اين خبر را خواندم نتوانستم جلوي ريزش اشكم را بگيرم،واي بر متوليان امر حجاب آنچه روز به روز وضعيتش اسفبارتر مي شود و هر روز بيشتر دل مردم مومن و شهيد داده اين مرز و بوم را مي آزارد،كار به كجا مي خوهد ختم شود والله اعلم،فعلا كه رئيس محترم جمهور گويا اعتقادي با برخورد فيزيكي با اينگونه جرايم ندارند و نيروي انتظامي هم كه اختياري از خود در اينگونه موارد ندارد بلكه خود را به دردسر نمي اندازد و هرچه در اعتقاد مسئولين باشد آنها يك قدم عقبترند.

آنچه مشخص است بستر بي حجابي بستري است كه به ناامني منجر مي شود و چنگال آلوده اش حتي بر دامن هاي پاك نيز زده خواهد شد و بسياري را قرباني جنون شهوت خواهد نمود. 

 

 

بررسی زن ذلیلی از دیدگاه روایات

واژه زن ذليل يكي از واژه هاي مورد استفاده در محاورات امروز جامعه ماست كه البته مصاديق مختلفي را در بر دارد؛که سعی ما بر این است که بسیار کوتاه نظر روایات را در باب آنچه زن ذلیلی گفته می شود بیان کنیم.

آنچه مشخص است آن است كه اسلام دين تعادل و ميانه روي به معناي صحيح آن است بدان معنا كه مشخصا در باب زن نه افراطها را امضا و تاييد مي كند و نه تفريط ها را ،نه زن را تا آنجا پايين مي آورد چنان كه در اقوام گذشته يا در نگاه ابزاري و برده داري مدرن دنياي غرب مرسوم است و نه تا آنجا بالا مي برد كه زن در مقام عمل معبود و اله بشر محسوب شود.

زن ذلیلی ممدوح

اما آنچه گاها در مورد برخي مرد ها به عنوان زن ذليلي مطرح مي شود و مورد طعن وتمسخر واقع مي شود در برخي موارد در اصل رفتار بسيار مثبي است و مورد تاييد عقل و شرع نيز مي باشد؛ از آن جمله مي توان به ابراز محبت به زن و يا صبر در مقابل او اشاره كرد كه ايندو از رموز تحكيم و پايداري روابط خانوادگي مي باشند.

مثلا شخصي كه اهل محبت كردن به همسر خويش است و اينكه اين محبت را به او ابراز مي كند او درست قدم در مسير دين و تبعيت از فرامين معصومين عليه السلام گذاشته و عمل او بسيار ممدوح و پسنديده است چون از يك انسان مسلمان و مومن غير از آن انتظار نمي رود كه به زني كه نماد لطافت و عاشق محبت است محبت نمايد و اين سرمايه عظيم را براي تحكيم روابطش در قلب همسرش براي خود ذخيره نمايد،سرمايه اي كه تا پايان زنگي مشترك مي تواند از بركات آن در جهت خود و فرزندانش بهره گيرد.

واما صبر در مورد زني كه مثلا با شوهر خود بد دهني مي كند و يا اصطلاحا اهل غر زدن است نشانه ايمان است و دين اسلام هيچ گاه مقابله به مثل را در اين زمان براي مرد تجويز نمي نمايد بلكه استفاده از معجزه اخلاق حسنه و صبر را توصيه مي كند كه در بسياري از موارد اينگونه مي توان فرد مقابل را از كجراهه به راه آورد و زندگي مشترك را كه يك بناي الهي است حفظ نمود پس اگر به اين عمل هم زن ذليلي اطلاق شود اين دليل بر منفي بودن اين عمل نيست بلكه اين عمل بسيار عمل مثبتي بوده و مورد تاييد و تمجيد عقل و شرع مي باشد و مطمئنا جايگاه چنين شخصي چه مرد و چه زن در بهشت خداوند بزرگ مي باشد.

زن ذلیلی مذموم

در احاديث وارد شده كه خدا لعنت كند مردي را كه سخن زنش گوش كند و بدان جامه عمل بپوشاند! همانطور كه شما هم تعجب كرديد مخاطب امام عليه السلام هم گويا تعجب نموده از دامنه اين لعنت سوال مي كند كه امام عليه السلام جواب مي دهند كه...در لباسهاي نازك و بدن نما كه برايش بخرد تابدان وسيله خود را براي نامحرمان زينت كند!

آنچه در مورد زن وضوح دارد نياز مرد به زن در باب مسائل عاطفي و جنسي است كه اين نياز و وابستگي گاهي بدانجا مي رسد كه سيطره زن بر مرد كامل مي شود و در اينجا هر در خواستي كه زن از مرد داشته باشد اعم از مشروع و نامشروع مرد چاره اي براي خود جز تبعيت و موافقت نمي بيند و استقلالي حتي در مورد خواسته هاي نامقبول زنش ندارد و اين مرد به طور قطع همان زن ذليلي است كه طبق روايات مذموم و بلكه ملعون است و هيچ گاه بوي بهشت را استشمام نخواهد كرد.

در احاديث نبوي حديث معروفي وجود دارد كه مي فرمايد: "شاوروهن و خالفوهن" كه حضرت علامه سيد محمد حسين فضل الله در كتابي كه با عنوان "اسلام،زن و جستاري تازه" دارند (كه ترجمه كتاب ايشان است) اين حديث را مي آورند و مقصود واقعي آنرا روشن مي كنند ، خلاصه مطلب ايشان آن است كه معناي ظاهري اين حديث مقصود نيست چه آنكه افراد زيادي با دستاويز قرار دادن آن در مورد زنان دچار اشتباه و افراط گشته اند،بلكه منظور آن است كه مرد استقلال خودش را در تصميم گيري از دست ندهد و مطيع مطلق زن خود نباشد بلكه گاهي با او مخالفت كند كه صرف اين مخالفت مصلحت دارد -البته با پيش فرض عمل درست بر طبق دستورات دين- چون مرد بداند كه مجبور و زبون در مقابل پذيرش درخواستهاي نامعقول و نامشروع زن نيست.

و زن نيز بر بيان چنين درخواست هايي جرات پيدا نكند با اين معنا حتي ايشان حديث ديگري از امير المومنين مي آوردن كه ايشان مي فرمايند: "لا تطيعوهن بالمعروف كي لا يطمعن في المنكر" يعني گاهي حتي به ظاهر با تصميمات و سخنان او در مورد كارهاي نيك مخالفت كند و او را به اطاعت از سخنانش عادت ندهد به طوري كه اين كار اطاعت از خود زن به شمار آيد و او با چنين گماني به آنجا برساند تا با سوء استفاده از اهرم عاطفي و جنسي ،شوهرش را به كار ناپسندي واراد كند.

بنابر اين محبت و صبر در مورد زن ممدوح است تا آنجايي كه خط قرمز ها و حدود شرعي و عقلي و الهي حفظ شود و تا اينجا اين امور ممدوح و مورد تاييدند ولي نبايد اين امور طوري باشند كه براي تعدي به حدود الهي زمينه سازي نمايند و موجب خسران و تباهي مرد و دوري او از بهشت رضوان خداي بزرگ شوند.

درج این مطلب در جهان نیوز  و دفتر مطالعات و تحقیقات زنان

این کدام فاطمه است که حجاب ندارد؟

 

این کدام فاطمه است که حجاب ندارد؟ این کدام فاطمیه است که با بی حجابی کاری ندارد؟ تصور فاطمه زهرا بدون تصور حیا و حجاب ناممکن است، مجلس روضه حضرت زهرا مجلس ذکر حیاست، مجلس احیای حجاب است، پس بدانید که اگر اینگونه نیست تصور شما از فاطمه اشتباه است شما برای فاطمه دیگری اشک می ریزید و گریه می کنید، فاطمه ای که حجاب ندارد یا اینکه با بی حجابی می سازد فاطمه اي است كه تنها در اسلام آمریکایی قابل تعريف است.

امروز باید صدای گریه فاطمه را شنید که به جای گریه در فراق پدر بر حال ما اشک می ریزد مایی که از حال زنان و دخترانمان معلوم است كه به سمتی می رویم که ذکرمان بی اثر و نمازمان بی هنر است؛ در مورد نماز، ائمه (عليهم السلام) می فرمایند که نمازی، نماز است و مقبول، که تنهی عن الفحشاء و منکر باشد و ما باید بگوییم که روضه ای روضه است و دل حضرت زهرا را بدست می آورد که فحشا ستیز باشد و اگر اينگونه نيست،نه آن روضه روضه انسيه حوراست و نه آن فاطميه ،فاطميه صديقه كبري و نه اصلا آن فاطمه،فاطمه زهرا!

 

مرتبط:فاطميه بدون فرهنگ فاطمي

چرا در و دیوار ذهن بعضی از افراد پر از تصاویر س-ک-سی و فضای جنسی است؟

آنچه در مورد انسان واضح و مبرهن است آن است که او پیوسته در زندگی خویش در پی لذت بردن از لحظات است،تمام بحث آن است که این لذت را در چه چیزی می بیند و با چه چیزی در می یابد.

ذات انسان به گونه ای است که در همه انسانها فاصله چشم تا ذهن و تجزیه و تحلیل عقلی طی نمی شود و در بسیاری از افراد تفکردر همان دیدن اجسام و اشیاء و گرفتن تصویر ظاهری آنها خلاصه می شود و مطلب در لذت بردن افراد هم به همین ترتیب است.
با یک مثال منظور خود را روشن تر می کنم ، بچه ها معمولا جذب آن شیئی می شوند که دارای زرق و برق بیشتر است و حواسشان بیشتر از آن لذت می برد  و بهتر و بدتری را به همین می بینند ؛ مثلا ممکن است از میان چند سکه براق و یک اسکناس درشت و با قیمت بالا ،آن سکه ها را انتخاب کنند چون زیبایی ظاهری آن سکه ها آنها را جذب می کند در حالی که با یک تجزیه و تحلیل کوتاه و اولیه  هر فرد عاقلی می فهمد که آن اسکناس ارزش چندین برابری نسبت به آن سکه ها دارد!
مطلب در مورد لذتهای جنسی نیز همین است ،همان لذتهایی که در دسترس و پر زرق وبرق می باشند و در عین حال زود گذر و پستند،البته نا گفته نماند که هر شیئ کوچکی در جای خود دارای ارزش است مانند همان پول خرد که در بسیاری از مواقع در معاملات کوچه و بازار نبودش ایجاد مشکل می کند و قوای جنسی نیز در خلقت انسان برای حفظ نوع بشرتعبیه شده و وجودش ضروری است،اما اینگونه نیست که هر چیزی که لازم و ضروری است بالا ترین رتبه را هم در ضرورت داشته باشد و جای بسیاری از چیزها را بگیرد بلکه استفاده و بکار گیری نابجا از همین شیئ می تواند در یک نظام و مجموعه منظم اختلال ایجاد کند و باعث شود تا آن مجموعه به سر منزل مقصود خود نرسد.

خورشید عقل در انسان هواپرست کسوف می کند

اما مجموعه منظم و نظام وجودی انسان دارای یک مدیریت قوی به نام عقل است که طبق تعالیم الهی با رشد انسانیت بوسیله عبادت در او رشد می کند که امام حسین (علیه السلام) فرمودند: لایکمل العقل الا باتباع الحق یعنی عقل جز با تبعیت از حق کامل نمی شود؛ اما چیزی که در این مرکز مدیریت زندگی انسان و رشد و تعالی او اختلال ایجاد می کند چیست؟!

این عقل و تدبیر که هشیاری و دقت آن راندمان و بازده کار و زندگی انسان را بالا می برد با قلیان زیاد و بی موقع شهوت مختل و کم نور می شود که در السنه علمای انسان شناس ،معروف است که :انارة العقل مکسوف بطوع الهوی یعنی خورشید عقل در انسان هواپرست کسوف می کند و همچنین با طغیان این شهوت پرستی عبادتی برای انسان باقی نمی ماند که در حدیث است که می فرمایند:ان الهوی حیض الرجال!!؛ خودمان نیز می توانیم قضاوت کنیم که افرادی که پیوسته به دنبال سکس و ارضائات جنسی و شهوترانی هستند کمتر اهل تفکرند و بسیار از فضای عبادت دورند و حال آنکه آن لذت پایدار و با ارزش که البته کمی زحمت برای بدست آوردن آن باید کشید شیرینی تفکر و حل کردن معادلات این دنیا و شناخت جهان و انسان و در سایه آن عبادت خداست که انسان برای دست یافتن به این لذت است که خلق شده و تنها دستیافتن به این لذت است که ارزش خرج کردن طلای عمر را داراست.

عروسی با دختری کر و کور و لال و شل!

مراسم عقد و عروسي فاصله چنداني با هم نداشتند. خطبة عقد همان روزهاي اول خوانده شده بود و تا شب عروسي برسد، محمد بارها از خدا طلب مرگ كرده بود. اما مرگ و ميري در كار نبود... بايد مي‌ماند و مزه مال مردم‌خوري را مي‌چشيد!

صداي پاي بهار

محمد1 پس از كارهاي روزانه كنار نهر جوي آبي خسته و افتاده نشسته بود. از سپيده‌دم آن روز تا دم ظهر يكسره كار كرده بود. به پشت دراز كشيده بود و به ازدواج و آيندة خود مي‌انديشيد. چقدر علاقه داشت همة فرزندانش را خوب تربيت كند و آنها را جهت تحصيل علوم ديني و سربازي و خدمت‌گزاري امام زمان (ارواحنافداه)، به نجف اشرف بفرستد. خودش كه در اين باره به آرزويش نرسيده بود. در فراز و نشيب زندگي، درس و بحث طلبگي را نيمه‌تمام گذاشته و از نجف به «نيار»2  برگشته بود.

«عجب خيالاتي شدم، با اين فقر و فلاكت چه كسي عقلش را از دست داده تا به من دختر بدهد؟! خوب درست است كه خدا روزي‌رسان و گشايش‌بخش است،  اما من بايد خيلي كار كنم. امسال شكر خدا، وضع زراعت و باغ و دام بد نبود، ولي...».

از فكر و خيال كه فارغ شد، زود از جا برخاست. ترسيد كه وقت نماز دير شده باشد. لب جوي نشست تا آبي به سر و صورت خستة خود بزند كه سيب سرخ و درشتي از دورترها نظرش را جلب كرد: ...عجب سيبي! ...چقدر هم درشت! ...چقدر قشنگ و زيبا!

سيب را كه گرفت، با شگفتي و خوشحالي نگاهش كرد. اول دلش نيامد بخورد. اما مدت‌ها بود كه سيب نخورده بود. يك لحظه هوس شديدي نمود و در يك آن، شروع به خوردن كرد. سيب كه تمام شد، ناگهان فكر عجيبي در ذهنش لانه كرد و شروع به ملامت خود نمود:

«اي واي! اين چه كاري بود كردي محمد؟! اين بود نتيجة چندين سال طلبگي‌ات؟! اي دل غافل!... خدايا ببخش!... خدا مي‌بخشد، ولي صاحب سيب چطور؟ امان از حق‌الناس

بي‌درنگ وضويي ساخت و روي نياز به سوي كردگار بي‌نياز آورد. پس از عروجي ربّاني در سجده‌اي روحاني با تمام وجود از پروردگار هستي مدد طلبيد و بلافاصله داسش را برداشت و در امتداد جوي آب به سمت بالادشت به راه افتاد. ظهر كه شده بود، همه به ده برگشته بودند و سكوت وهم‌انگيزي همة دشت را دربرگرفته بود. گاه اين سكوت وهم‌انگيز را صداي ملايم شرشر آب جوي مي‌شكست.

چند فرسنگي كه راه رفت، به باغي رسيد. درختان بزرگ و كهن بيد، اطراف باغ را گرفته بودند. كمي آن طرف‌تر، درختان بلند و پر برگ تبريزي قد برافراشته بودند و در ميان آنها درختان سيب با انبوهي از سيب‌هاي سبز و سرخ و زرد خودنمايي مي‌كردند. صداي جيك‌جيك گنجشكان و نغمة ديگر پرندگان، صفاي ديگري به باغ داده بود. باغ از عطر يونجه و بوي دل‌انگيز گل‌ها و علف‌هاي وحشي سرشار بود. اين همه، محمد را در خود فرو برد، اما پس از لختي‌ درنگ به خود آمد و فرياد زد: كسي اين‌جا نيست؟... صاحب باغ كجاست؟

كمي دورتر، در زير درختان تبريزي، كلبة ساده و زيبايي ديده مي‌شد. محمد چندين بار ديگر كه صدا زد، پيرمردي از داخل كلبه بيرون آمد و جواب داد: «بفرماييد برادر! تعارف نكنيد! بفرماييد سيب ميل كنيد!»

و آن‌گاه خوش‌آمدگويان به طرف محمد آمد. محمد در حالي كه از خجالت و شرم سر به زير انداخته بود، سلام كرد و گفت:

ـ اين باغ مال شماست پدر جان؟!

ـ اين حرف‌ها چيه؟ بفرماييد ميل كنيد... مال بندگان خداست... مال خودتان!

ـ ممنون پدر!... عرضي داشتم.

پيرمرد در حالي كه لبخند مي‌زد، با تعجب گفت:

ـ امر بفرماييد برادر! من در خدمتم.

ـ اگرچه شما بزرگوارتر و مهربان‌تر از اين حرف‌ها هستيد، اما براي اطمينان‌خاطر خدمتتان عرض مي‌كنم، اين بندة گناهكار خدا اهل ده پايين هستم. مي‌شناسيد، «نيار»؟

ـ بله، بله...

ـ كنار جوي نشسته بودم كه سيبي آمد. گرفتم و خوردم. ولي متوجه شدم كه بي‌اجازه، آن سيب را خورده‌ام. به احتمال قوي آن سيب از درختان شما بوده است، مي‌خواستم آن سيب را بر ما حلال كنيد پدر جان!

پيرمرد تعجب‌كنان خنديد و آخر سر گفت:

ـ كه اين طور... سيبي افتاده تو آب و آمده و شما آن را خورده‌ايد؟!

و يك لحظه قيافه‌اش را تغيير داد و با درشتي گفت:

ـ نه،... امكان ندارد... اگر مي‌آمدي همة اين باغ را با خاك يكسان مي‌كردي، چيزي نمي‌گفتم... اما من هم  مثل خودت به اين‌جور چيزها خيلي حساسم!... كسي بدون اجازه مال مرا بخورد، تا قيام قيامت حلالش نمي‌كنم... عرضم را توانستم خدمتتان برسانم حضرت آقا؟!... بفرماييد!!

چهرة محمد به زردي گراييد و چنان ترس و لرزي وجودش را فراگرفت كه انگار بيدي در تهاجم باد به رعشه افتاده است. به التماس افتاد و هرچه درهم و ديناري در جيب داشت، بيرون آورد و با گريه و زاري گفت:

ـ تو را به خدا پدر جان، اين دينارها را بگير و مرا حلال كن! تو را به خدا من تحمل عذاب خدا را ندارم!... مرا حلال كن پدر جان!

و بعد گريه‌اش امان نداد. مدتي كه گريست، پيرمرد دستش را گرفت، آرامَش كرد و گفت:

ـ حالا كه اين‌قدر از عذاب الهي مي‌ترسي، به يك شرط تو را مي‌بخشم!

ـ چه شرطي پدر جان؟ به خدا هر شرطي باشد، قبول مي‌كنم.

ـ شرط من خيلي سخت است. درست گوش‌هايت را باز كن و بشنو و با دقت فكر كن ببين اين شرط سخت‌تر است يا عذاب خدا...

ـ مسلّم عذاب خدا سخت‌تر است، شرط تو را به هر سختي هم كه باشد، قبول مي‌كنم.

ـ ...و اما شرط من: دختري دارم كور و شل و كر، بايد او را به همسري قبول كني!!

به راستي كه شرط سختي بود. محمد مدتي در فكر فرو رفت و يادش افتاد كه چقدر آرزوي ازدواج كرده بود و به چه دختران زيبارويي انديشيده بود. ...و اينك تمام آرزوهايش بر باد رفته بود. آهي سوزان از نهادش برخاست و گفت:

ـ قبول مي‌كنم.

ـ البته خيالت هم راحت باشد كه همراه دخترم ثروت خوبي هم برايت مي‌دهم... ولي چه كار كنم دخترم سال‌هاي سال از وقت ازدواجش گذشته و كسي نيست بيايد سراغش... بيچاره پير شده... چه كارش كنم جوان؟!... حالا بايد تا آخر عمرم براي خدا سجدة شكر كنم كه مثل تويي را براي دخترم رساند. و بعد قهقهه‌اي كرد و به طرف كلبه به راه افتاد.

نگاه تأسف‌بار محمد براي لحظات مديدي دنبال پيرمرد خشكيد. چاره‌اي نداشت.

مراسم عقد و عروسي فاصله چنداني با هم نداشتند. خطبة عقد همان روزهاي اول خوانده شده بود و تا شب عروسي برسد، محمد بارها از خدا طلب مرگ كرده بود. اما مرگ و ميري در كار نبود... بايد مي‌ماند و مزه مال مردم‌خوري را مي‌چشيد!

عروس را كه آوردند، دل او مثل سير و سركه مي‌جوشيد. اضطراب تلخي به دلش چنگ مي‌انداخت و نفس را در سينه‌اش حبس و فكرش را در دريايي پرتلاطم غرق مي‌ساخت:

ـ خدايا چه كاري بود من كردم؟ اين چه بلايي بود به سرم آمد؟! اي كاش به سوي اين باغ نيامده بودم! بهتر نبود مي‌گريختم! ...نه، نه! بايد بمانم!

در اين فكرها بود كه ناگاه محمد را صدا زدند:

ـ عروس خانم منتظر شماست!

پاهايش به لرزه افتاد. عرق سرد و سنگيني همة بدنش را پوشانده بود. تا به اتاق برسد، هزار بار مرد و زنده شد. چنان در اضطراب و اندوه بود كه متوجه همراهان عروس هم نشد.

در را كه باز كرد، صداي نازنين دختري را شنيد كه به او سلام گفت. صداي دختر هيچ شباهتي به صداي لال‌ها و كورها و شل‌ها نداشت.

ـ نه، نه، تو كه لال بودي دختر؟!

دختر لبخندي زد و نقاب از چهره كنار زد:

ـ ببين! لال نيستم! كر هم نيستم! شل هم نيستم!

بلند شد و چند قدمي راه رفت، تا خيال محمد از همه چيز راحت باشد. محمد كه مدهوش و مسحور زيبايي دختر شده بود، بي‌مهابا فرياد كشيد:

ـ تو زن من نيستي!... زن من كجاست؟!... زن من...

و فرياد زنان از خانه بيرون آمد. زنان و مرداني كه خسته و كوفته از كار روزانه آنك در خانه‌هاي اطراف خود را به بستر آرامش انداخته بودند، با صداي محمد جملگي از جا جستند و خانة تازه‌داماد را در ميان گرفتند.

ـ اين زن من نيست... زن من كجاست؟! چرا مرا دست انداخته‌ايد؟!

چند مرد تنومند، بازوان پرقدرت محمد را گرفتند و او را ساكت كردند. پدرزن محمد كه ميهمان خانة هم‌جوار بود، جمع را شكافت و جلو آمد. لبخندزنان صورت محمد را بوسيد و طوري كه همه بشنوند، بلند گفت:

ـ بله آقا محمد! عاقبت پارسايي و پرهيزكاري همين است... آن دختر زيبارو زن توست. هيچ شكي هم نكن! اگر گفتم كور است، مرادم آن بود كه هرگز به نامحرم نگاه نكرده است و اگر گفتم شل است، يعني با دست و پايش گناه نكرده است و اگر گفتم كر است، چون غيبت كسي را نشنيده است... .

ـ چه مي‌گويي پدر جان؟!... خوابم يا بيدار؟!...

ـ آري محمد، دختر من در نهايت عفت بود و من او را لايق چون تو مردي ديدم... .

هلهله و شادي به ناگاه از همه برخاست و در سكوت شب تا دورترها رفت. محمد در حالي كه عرق شرم را از پيشاني‌اش پاك مي‌كرد، دوباره روانة حجرة زفاف شد و از اين‌كه صاحب چنين زن و صاحب چنين فاميلي شده است، بي‌نهايت شكر و سپاس فرستاد.

...و اينك صداي پاي كودكي از آن خانه شنيده مي‌شد؛ صداي پاي بهار. آري، از چنان مادر و چنين پدري، پسري چون احمد مقدس اردبيلي به ارمغان مي‌آيد كه از مفاخر بزرگ شیعه و عرفای به نامی هستند که توصيفش محتاج كتاب ديگري است. 3

-------------

پی نوشت ها:

1. پدر مرحوم مقدس اردبيلي.
2. «نيار» نام روستايي در سه كيلومتري اردبيل است كه اكنون به اردبيل متصل شده است. اين روستا ولادتگاه مقدس اردبيلي بوده است.
3. ر.ك: قنبري، حيدرعلي، داستان‌هاي شگفت‌انگيز از تربيت فرزند، ص46ـ52؛ به نقل از آينة اخلاص، ص18.

ناقل:آیت الله مرتضی آقا تهرانی

منبع: سایت تبیین(anjomedu.ir)

تجربه معنویت، رمز لذت بردن از روابط زناشویی

 

 

مقدمه:

آنچه مشخص است این است که همچنان که یک پدر ومادر نیازهای گوناکون فرزندان خود را می فهمند و سعی در براورده کردن آن به نحو احسن دارند همین مطلب در مقیاس بسیار وسیعتر در مورد خداوند متعال نیز صادق است با این تفاوت که او خود، این انسان را خلق کرده و عشق او نسبت به این فرد از والدینش بیشتر است همچنین اینکه او هر چه بخواهد می کند و بهترین را برای مخلوق خویش اراده می کند.

یکی از مواردی که باعث می شود زن وشوهر از عمل زناشویی ونزدیکی خود لذت ببرند تا اشباع شوند و بتوانند زندگی موفقی داشته باشند ،تجربه کردن مسائل معنوی است؛درست است تعجب نکنید مسائل معنوی!! نگویید این که درست نقطه مقابل مسائل زناشویی و غریزی است و چگونه می تواند اینگونه تاثیری بر مسائل زناشویی داشته باشد؟ دقیقا نکته همین جاست!

آن قانونی که خداوند برای زندگی مومن قرار داده است همان قانونی است که او را بر آن اساس خلق کرده است؛انسان ذاتا تنوع طلب است ویکنواختی اوضاع باعث می شود که انسان از شرایط موجود لذت نبرد گرچه آن شرایط یک شرایط ایده ال و مطلوبی باشد.

یک مثل غیر ایرانی مطلبی در این مضمون می گوید که:آدم گرسنه دنبال غذا می گردد و آدم سیر دنبال اشتها! حالا این تعبیر در موضوع مورد بحث ما اینگونه می شود که آن آدمی که پیوسته و در اغلب ساعات شبانه روز خود تقریبا در حالتی نزدیک به حالتی که امر زناشویی در آن رخ می دهد وآن حالت قلیان غریزه جنسی است به سر می برد و هرگز فکر و ذهنش خالی از این مسایل نمی گردد، دیگر لذت چندانی از این امر نمی برد و نشانه اش این است که پیوسته به دنبال ترفند های گوناگون برای بیشتر شدن قوای جنسی و تحریک آن است که امروز می بینیم بازار ما پر است از این گونه کالا ها و یا حتی خدای نکرده رو به هرزگی می آورد که شاید با این کارها بتواند با ایجاد یک جور تنوع، به آن لذت واقعی که در پی آن است برسد اما غافل که این مکانیزم به طور طبیعی در قانون دینی وجود دارد و آن قرار گرفتن در ساعاتی از شبانه روز در حالات معنوی و دور شدن از حالات غریزی است که این امر در انسانی که در این ساعات غریزه در او فروکش کرده است و چندی از آن دور بوده است چنان عطشی نسبت به نزدیکی ایجاد می کند که در زمان انجام دادن این عمل آنگونه است که گویی بار اولی است که به سراغ این کار می آید.

آری،تنها برای یک انسانی که ساعتها در آسمان سیر کرده است دیدن دوباره زمین لذت دارد والا یک زمینی که همیشه دچار همین زمین است!! 

 

ازدواج از ديدگاه معصومين(ع)

در روايات بر اهميت ازدواج و پي‌آمدهاي مثبت آن بسيار تأكيد شده است. دليل چنين اهميتي را در اين عوامل بايد جست و جو كرد: دور نگه داشتن مؤمن از گناه، جبران كمبودهاي طبيعي زن و مرد، نزديك‌تر شدن به كمال الهي، دست يابي به آرامش روحي.

پيامبر(ص) مي‌فرمايند: در اسلام هيچ بنايي نزد خدا دوست داشتني تر از بناي ازدواج نيست.(1)

 

ادامه نوشته

ما فروشی هستیم چه پشت کانتینر چه پشت ویترین!!

تجارت جنسی در فلسطین تحت اشغال بحرانی جدی و ریشه‌دار است که دولت از درمان آن عاجز است و اخیرا حرکت‌‎های اعتراضی علیه این بحران اوج گرفته است.

چند زن جوان در حرکتی نمایشی در اعتراض به تجارت برده‎‎های جنسی در فلسطین تحت اشغال، به خود اتیکت زده و در مواردی با چهره و آرایشی شبیه زنان کتک‌خورده مانند کالا‎های در معرض فروش در ویترین فروشگاهی در یک مرکز خرید نشسته‌اند.

بحران تجارت انسان با اهداف جنسی یکی از بحران‌‎های بزرگ اجتماعی در فلسطین تحت اشغال است.

1.jpg

 

2.jpg

بازار برده فروشي در اسراييل

3.jpg

4.jpg

بازار برده فروشي در اسراييل

5.jpg

6.jpg


در مورد این خبر باید یک جمله عرض کنم و آن اینکه دشمنان ما چقدر حیوان صفت هستند و اینکه دین ما برای بروز نکردن این صفات حیوانی در انسان چه دور اندیشی هایی نموده که انسان های نا آگاه با بی توجهی به این این احکام انسانساز و زندگی پرور در سراشیبی همین حیوانیت مدرن قرار می گیرند.







منبع: http://dinnama.blogfa.com/post-331.aspx

http://www.fardanews.com/fa/news/124746/%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%A6%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D8%AA%DB%8C-%DA%A9%D9%87-%D9%85%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C%D9%85

حرص برای ورود به کوچه بن بست!! (قصه شهوت پرستی و لا قیدی غرب مآبانه)


یک سوال:آیا این جریان آب و سیلاب فرهنگی که از سوی غرب می آید واکثر ما جوانها، بی آنکه بدانیم در این مسیر قرار گرفته ایم پایان خوشی دارد؟ و ما را به کجا خواهد رسانید؟ و آیا می توانیم در مسیر اصلی قراربگیریم؟اصلا مسیر اصلی کدام است؟!

 

می گویند روزی آدم ساده لوحی داخل کوچه آمد وبه دروغ به همه گفت: بروید سر کوچه آش می دهند! اما وقتی که دید همه اهل کوچه سطل به دست به سمت سر کوچه می رفتند ،با خود گفت:نکند واقعا سر کوچه آش می دهند!! و خودش هم با آنان برای گرفتن آش به سر کوچه رفت!؛ حالا این، قصه ماست با این تغییر که اینبار به ما راستش را گفتند و گفتند سر کوچه آش نمی دهند!!  وحتی راه ما را سد می کنند که بیهوده به راهی بی ثمر نرویم اما،باز اینجا قاعده " الانسان حریص علی ما منع" کار خود را می کند تا ما باز با سر های شکسته و به سنگ خورده مواجه باشیم!!!

باید منظورم را صریحتر بیان کنم،این راهی که به جایی نخواهد رسید و ما را به آرامش و سعادت نخواهد رساند و این کوچه ای که نظیر یک کوچه بن بست است که ما حرص ورود به آن را داریم-که همان دروغ بزرگ دنیای امروز است-شهوت پرستی و لاقیدی جنسی است.

خود غربیها که خود بزرگترین اشاعه دهنده این دروغ بزرگ هستند بارها به این که در این راه به بن بست رسیده اند اعتراف کرده اند، خودشان بزرگترین قربانی این لا قیدی و شهوت پرستی هستند که در هر دقیقه چندین و چندین تجاوز و بذهکاری و ناامنی که ناشی از همین مسئله است گریبان گیر آنهاست.

گرایش به این مسیر نادرست یکی از نقاط ضعف بشر است ، گفته اند: قلیان شهوت نوعی جنون در بشر بوجود می آورد و حساب کار دیوانه هم که مشخص است،اما همیشه و در همه جا عقل چراغ را بشر بوده و هست و اگر یک شخص در میانه راهی که سرسره وار است  اختیاری از خود  ندارد، اما با راهنمایی های عقل می تواند از وارد شدن در این مسیر خودداری نماید،واین دستور عقل مطابق با همان دستورهایی است که از ناحیه شرع و خدای تعالی به ما رسیده است!

جوانهای عزیز! آن راه سرسره واری که در حرکت در آن بی اختیار می شویم و آن کوچه بن بست و پشیمانی های  بعدی و رسوایی های آن همه با همان نگاهی آغاز می شود که خدای مهربان تر از مادر بر ما حرام کرده است، او در شر را بر ما بسته است! او که دانای غیب است.

روح انسان تا به چیزی توجه نکرده و چشم انسان تا چیزی را ندیده ،در آرامش است اما به محض آنکه دید بالاخره باید به یک صورتی این آتش شعله ور نا آرامی وجود خود را ساکت و خاموش سازد؛ مثلا شما چهره دختر نا محرمی را می بینید و اسیر می شوید، یا آنکه شهوتتان شعله ور میشود حالا برای تسکین این شهوت شعله ور شده چه می خواهید بکنید!!؟ یا دچار رسوایی ها ونابودی ها می شوید یا به فیلم ها و عکس های آنچنانی رو می آورید، اما عاقبت خواهید دانست که اینبار هم از شیطانی که دشمن قسم خورده انسان است رو دست خورده اید و اینبار هم مغلوب او شده اید چون این کار نه تنها دردتان را تسکین نمی دهد، بلکه چون بنزینی بر آتش شعله ور شهوتتان است و امان از کسی که بدست خویش خود را بیچاره کند!

شیطان از رسوا نمودن ما بچه مسلمانها لذت می برد و شیطان بزرگ آمریکا، برای به دام انداختن ما و گرفتن غیرت انقلابی ما با انداختنمان به دام شهوت پرستی ولا قیدی، پولهای زیادی را تصویب و خرج می کند و آنجایی که دیگر در گنداب شیطانی اسیر می شویم از خودمان بدمان می آید اما باز هم راه باز گشت باز است!

بسیاری از جوانها از دوستیهای نا فرجام و رسوایی های پشیمان کننده خود می گویند که همه با همان مطلب گذشته کلید خورده است!

جوانی که از سر شهوت و عشق و حالهای جوانانه با دختری بی عفت رفیق می شود و بعد از چند صباحی و بردن لذتهای خود تازه می فهمد که در چه دو راهی سهمگینی قرار گرفته است و به قول معروف نه راه پس دارد ونه پیش!

اکثر دختر ها زود با چنین افرادی انس می گیرند و فکر ازدواج را در سر می پرورانند ، اما حتی چنین پسری هم دوستدار زندگی با چنین دختری نیست!! و اگر ازدواجی هم سر بگیرد به دلایل مختلف نا پایدار است کما اینکه می بینیم!!

عفت و حیای زنانه و غیرت مردانه که بالوجدان از مسایل فطری بشرند با این شهوت پرستی و لاقیدی غرب مآبانه به سخره گرفته می شود و چنین افرادی در زندگی دچار یک تناقضی هستند که همیشه آنها را نا آرام و مضطرب نگاه می دارد و این همان است که در عین اینکه پاکی و عفت را وغیرت و حیا را ذاتا تمجید می کنند عملا بر خلاف آن رفتار می کنند و بر خلاف آن شعار می دهند که انگار به خود دروغ می گویند و با خود دچار تناقضند و همین است که چنین افرادی با پشت کردن و دور شدن از فطرت و جبلت خود هیچگاه به آرامش حقیقی دست پیدا نمی کنند.

آنچه یک جوان در زندگیش در جستجوی آن است، عشق ورزی و عشقبازی و جانبازی در مسیر دستیابی به معشوق است؛ اما آیا مسیری که عنوان کلیش احتیاج به زن و همسر است می تواند برای نیل به این آرزو به رسیدن به این خواسته درونی راه و وسیله باشد؟! یا اینکه زن با همه زیبائیش یاد آوری بسیار کوچک از معشوق زیبای آسمان و زمین ویار همیشگی ماست که انسان برای  عشقبازی با او خلق شده است، برای عشقبازی با او.

در دین حق  همه نیازهای جسمی و روحی بشر جایگاه مخصوص و مشخصی برای برآورده شدن دارند، از جمله شهوت و ارضاء جنسی ، اما بدانید ورود به پمپ بنزین و بنزین زدن  –اگر ماشین احساس داشت- ممکن است برایش لذت بخش باشد اما نکته مهم اینجاست که لذت حقیقی خرج این بنزین در راه مقصد و رسیدن به هدف است و تمام نعمتها و لذتهای پاک در زندگی انگشت اشاره شان به سوی خدا و حرکت در مسیر اوست، که این همان شکر نعمت است.

پس ای موجود پر استعداد و البته پر ادعایی که نامت انسان است ببین عمرت را برای رسیدن به کدام هدف و کدام زندگی می خواهی خرج کنی؟ و اینکه آیا این راه تمام آن چیزی است که در زندگی می توانی به آن برسی؟!

10 برهان منطقی برای حجاب


با عرض سلام

از آنجایی که اکثر شما جوانهای محترم مثل بنده حوصله خواندن مطالب طولانی را ندارید! مطلب زیر به روش استدلالهای منطقی(براهین قانونی کتاب منطق) کوتاه ولی کوبنده برای شما تهیه شده است.     

   از نظر فراموش نکنید.حسین ابراهیمی

 *****************************************************************

 

10 برهان منطقی برای حجاب

توجه:مقدمات همه از مسلمات ومشهورات عقلی و عرفیند و بعضی که اینگونه نیستند در استدلال بالاتر با مقدمات مسلم اثبات شده اند.

 

1.رعایت حجاب قانون این کشور است                   

 و همیشه رعایت قانون نشانه ی فرهنگ افراد است

نتیجه : پس رعایت حجاب نشانه فرهنگ افراد است

.......................................................................................

2.بی حجابی موجب ارتباطهای نا مشروع میشود                                    

   و همیشه ارتباطهای نا مشروع بنیان خانواده را سست میکند

نتیجه:پس بی حجابی بنیان خانواده را سست میکند

.......................................................................................

3.بی حجابی بنیان خانواده را سست میکند                                             

و هر چه بنیان خانواده را سست میکند به اجتماع ضربه میزند

نتیجه:پس بی حجابی به اجتماع ضربه میزند

.......................................................................................

4.بی حجابی شهوت رانی را در جامعه ترویج میدهد                                       

  و هر چه شهوترانی را در جامعه ترویج دهد جامعه را از خصلتهای انسانی دور میکند

نتیجه:پس بی حجابی جامعه را از خصلتهای انسانی دور میکند

.......................................................................................

5.بی حجابی موجب میشودبه زن به چشم یک کالا نگاه شود                                    

  وهر چه موجب شودبه زن به چشم یک کالا نگاه شود مضر برای شخصیت زن است

نتیجه:بی حجابی مضر برای شخصیت زن است

.......................................................................................

6.حجاب جزو ضروریات دین اسلام است                

 وهرچه جزو ضروریات دین اسلام است جزو ضروریات حکومت اسلامی هم است

نتیجه:پس حجاب جزو ضروریات حکومت اسلامی است

.......................................................................................

7.بی حجابی یک عمل ضد دینی است                              

 وهر عمل ضد دینی به استقرار اسلام و حکومت اسلامی ضربه میرساند

نتیجه : پس بی حجابی به استقرار اسلام و حکومت اسلامی ضربه میرساند

.......................................................................................

8. بی حجابی به استقرار اسلام و حکومت اسلامی ضربه میزند

و هرچه به استقرار اسلام و حکومت اسلامی ضربه میزند خیانت به خون شهداست(چون شهدا خونشان را برای استقراراسلام وحکومت اسلامی دادند )

نتیجه : پس بی حجابی خیانت به خون شهداست

.......................................................................................

9.بی حجابی تبهکاری و نا امنی در جامعه ایجاد میکند                                     

و هرچه تبهکاری و نا امنی در جامعه ایجاد کند باید از بین برود

نتیجه : پس بی حجابی باید از بین برود

.......................................................................................

10.حجاب موجب آرامش و امنیت زن در جامعه است

و هر چه موجب آرامش و امنیت زن در جامعه شود زمینه رشد و کمال زن را فراهم میکند

نتیجه : حجاب زمینه رشد و کمال زن را فراهم میکند

 

درج این مطلب در: خبرگزاری زنان ایران


  مدعی:برای هر ده دلیل تان دلیلی دارم که حجاب باید آزاد باشد!!.....واما جواب..
                                                                بحث در ادامه مطلب داغتر است!!

 

 
ادامه نوشته

بی حجابی یا عبور از چراغ قرمز !!


(حسین ابراهیمی)

حجاب امروزه در جامعة ما در بسیاری از قسمتها کأن لم یکن شده است و به قول اهل علم اینگونه حجاب نقص غرض است چون هدف از حجاب دفع جلوه گری زن در محیط جامعه است که امروزه با این لباسها این جلوه گری دو چندان شده است و پیدا بودن حجم بدن زنان و البته با لباسهای چنین و چنان بر جلوه گری آنان افزوده است و این اصلا هدف و غرض از حجاب را تحصیل نمی نماید . پس باید این قانون در کشور ما بازنگری شود و ابعاد و خطوط قرمز آن و مجازاتهای عبور از این خطوط قرمز ، به طور روشن و صریح بیان شود ، آدم از این وضعیت یاد آن مثل شتر مرغ می افتد که نه شتر است و نه مرغ ، باید تکلیفمان لااقل برای خودمان روشن شود و بدانیم که می خواهیم برای رفع این آشفته بازار چه کنیم و البته شتر سواری دولا ، دولا نمی شود ، قانون پوشش بدین شکل که در کشور ما موجود است در هیچ کشوری وجود ندارد پس نیاز به تعریف و مشخص نمودن الزامات در پوشش استاندارد یک ایرانی است که می خواهد در اجتماع حضور پیدا کند . امروز دیگر نمی توان با یک جمله : « موهایت را بپوشان » ! کار را درست کرد که راههای فرار از این قاعده بسیار شده است آنهم از پس و پیش و بالا و پایین !! امروز باید در جامه ما هنجار و ناهنجار در مورد حجاب زنان ما معرفی شود و در مورد نابهنجاریها به طوری تبلیغات گردد که افراد بی حجاب حداقل دیگر نتوانند اینچنین گستاخانه قانون را زیر پا بگذارند و در جواب توصیه های اخلاقی دیگران با عتاب و خطاب صحبت نمایند . این امر نشان بر آن دارد که ما در تبلیغ معروف و زیبا هنجار جلوه دادن آن و معرفی ابعاد زشت بی حجابی موفق نبوده ایم و حتی به قول یکی از مسئولین امروز خود امر به معروف و نهی از منکر به عنوان بزرگترین عامل جلوگیری از فساد اجتماعی جامعه اسلامی ، « معروف » نشده است یعنی به عنوان یک عمل پسندیده در جامعه شناخته نمی شود و از قاعده منکر شدن معروف و معروف شدن منکردر آخرالزمان مستثنی نیست .

مطلب دیگر بحث امنیتی حجاب و از بین بردن امنیت توسط بی حجابان است که فرد بی حجاب در قدم اول امنیت اجتماعی خودش و حتی امنیت جانی خودش را به مخاطره می اندازد و گام در یک مسیر جنون انگیز و پر خطر می گذارد و با زیاد شدن اینگونه افراد در جامعه بستری محیا می شود که دیگران هم که در این جنون انگیزی سهیم نمی باشند . دچار ترکشها و آفتهای این بستر سازی فساد و ناامنی شوند .

اصلاً تبعات بی حجابی مانند شخصی است که از چراغ قرمز رد شده است ! یعنی همانطور که شخصی که از چراغ قرمز عبور می کند برای خود و دیگران ایجاد نا امنی می کند این مطلب برای فرد بی حجاب هم صادق است ، اما امروز زشتی این مطلب که فلان فرد از چراغ قرمز رد شده است و توجه به تبعات فاجعه آمیز آن در اکثر قریب به اتفاق افراد جامعه نهادینه شده است و این عمل را بد می دانند ولی فاجعه بی حجابی برای اکثر افراد زمانی آشکار می شود که گرفتار نیش سمی مار خوش خط و خال شهوت انگیزی شوند و نا آگاهانه و آگاهانه فاجعه های بزرگتری از فاجعه یک تصادف ( که با رد شدن از چراغ قرمز بوجود آمده است ) را به وجود می آورد . جدا از این مسئله اگر فردی که از چراغ قرمز عبور کرده قوانین اعتباری بشری را زیر پا گذاشته است در حالی که فردی که از خطوط قرمز حجاب عبور کرده است و قوانین الهی را که با تکوین و تشریع عالم در ارتباط است زیر پا گذاشته است و حالا جالبی این مطلب اینجاست که مجازات آن یکی هر روز بیشتر می شود بر عکس این که مجازاتهای در نظر گرفته شده برای بی حجاب هر روز در محیط اجرا کم رنگتر می گردد و همانطور که در مواردی که به نظم و مقررات اجتماعی مربوط است مثل عبور از چراغ قرمز و امثالهم از دو طریق عمل می شود در مورد بی حجابی و عبور از خط قرمز حجاب هم همینطور باید باشد و آن دو راه یکی فرهنگسازی از طریق رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی و دیگری گذراندن مجازاتهای مالی و غیر آن برای باز دارندگی می باشد که این دو با هم در جهت انضباط اسلامی جامعه و سلامت روانی و امنیتی اجتماع مفید و موثر خواهد بود ان شاء الله

آیا ازدواج مجدد در اسلام نیست؟

اسلام آمریکایی منع از ازدواج مجدد

قال علی (ع) : غیره المرأه عدوان  غیرت داشتن زن ستم ( به مرد ) است .

( زیرا غیرت او همان ناراحت شدنش از ازدواج شوهر با زن دیگری است ) غرر الحکم

نمی دانم آیا این حدیث و چندین حدیث دیگر که مترادف همین معنا را می رسانند از مولای متقیان نیست ؟ در شاکله زن خمیر مایه این « عدوان » که امیر المومنین بدان اشاره می کنند وجود دارد ولی اینطور نیست که هر چه که ملائم با نفسشان است خواستار آن باشند و البته مردان ، البته مردان در سیرشان به سوی آخرالزمان به سوی زن پرستی می روند تا جایی که غربی می شوند و مانند غربی ها ازدواج دوم را جرم میدانند و در کنار آن از تعدد زوجات روی گردان می شوند ! می دانید چرا ؟ آیا به خاطر این که به همسر خود وفادار باشند و به یک زن قنائت کنند یا به خاطر این که می خواهند حس تنوع طلبی خود را در بازار سیاه شهوت از طریق گناه که به حد اشباع وسیله برایش فراهم است ارضاء نمایند؟ امروز گناه جای تعدد زوجات را گرفته است نه وفا و به همین دلیل مرد امروز از تعدد زوجات روی گردان است

حالا به نظر سه اسلام شناس معروف در این زمینه توجه می کنیم :

مصاحبه مجازی با استاد شهید مطهری(ره)


*حضرت استاد شما در کتاب حقوق زنان در اسلام تحت شرایطی از تعدد زوجات جانبداری کرده اید . آیا فکر نمی کنید که وقتی سعادت و خوشبختی زناشویی در گرو صفا ، صمیمیت ، گذشت ، فداکاری ، وحدت و یگانی باشد اینها در چند همسری به خطر خواهد افتاد ؟ در ثانی اگر مردی خیال کند که تعدد زوجات با قبول همه مسولیت شرعی و اخلاقی به نفع اوست و او از نظر تن آسایی از این کار صرفه می برد ، سخت در اشتباه است . مسلما تک همسری از نظر تامین خوشی و آسایش بر چند همسری ترجیح دارد ، و این به تجربه ثابت شده است با این حال باز از تعدد زوجات حمایت می کنید ؟!

بررسی درستی و نادرستی مسائلی مانند تعدد زوجات که ناشی از ضرورت های شخصی یا اجتماعی است به این نحو صحیح نیست که آن را با تک همسری مقایسه کنیم بررسی صحیح این گونه مسائل منوط به این است که از طرفی علل و موجبات ایجاب کننده آنها را در نظر بگیریم و ببینیم عواقب و خیم بی اعتنایی به آنها چیست . از طرف دیگر نظری به مفاسد و معایبی که از خود این مسائل ناشی می شود بیفکنیم آنگاه یک محاسبه کلی روی مجموع آثار و نتایجی که از دو طرف مساله پیدا می شود به عمل آوریم . تنها در این صورت است که این گونه مسائل به صورت واقعی خود طرح و مورد بررسی قرار گرفته اند .

می شود با ذکر مثال توضیح دهید ؟

فرض کنید می خواهیم درباره « سربازی اجباری » نظر بدهیم . اگر تنها از زاویه منافع و تمایلات خانواده ای که سرباز تنها به آنها تعلق دارد بنگریم شک ندارد که قانون سرباز وظیفه قانون خوبی نیست چه از این بهتر که قانونی به نام قانون سربازی وظیفه وجود نداشته باشد و عزیز دل خانواده از کنارشان دور نرود و احیاناً به میدان جنگ و خاک و خون کشیده نشود ! اما بررسی این مساله به این نحو صحیح نیست . بررسی صحیح آن به این نحو است که ضمن توجه به جدا شدن فرزندی از خانواده ای و احتمالاً داغدار شدن آن خانواده ، عواقب و خیم سرباز مدافع نداشتن را برای کشور در نظر بگیریم . آن وقت است که کاملاً معقول و منطقی به نظر می رسد که گروهی از فرزندان وطن به نام « سرباز » آماده دفاع و جانبازی برای کشور باشند و خانواده های آنها رنج های ناشی از سربازی را تحمل کنند .

استاد گرامی الان قانونی تصویب شده و به کلیه دفتر خانه های ازدواج طلاق ارسال شده که ازدواج دوم منوط به اجازه همسر اول است البته مراجع تقلید ازاین شرط را باطل می دانند اما حقوقدانان مخصوصا طبقه نسوان به این اصل استناد می کنند که در عقد ازدواج هر یک از زوجین به دیگری تعلق می گیرد و از آن او می شود . حق استمتاعی که هر کدام نسبت به دیگری پیدا می کنند از آن جهت است که منافع زناشویی طرف را به موجب عقد ازدواج مالک شده است . از این رو در تعدد زوجات می گویند آن که ذی حق شماره اول است زن سابق است . معامله ای که میان مرد و زن دیگری صورت می گیرد در حقیقت به قول فقها « فضولی » است . زیرا کالای مورد معامله یعنی منافع زناشویی مرد قبلا به زن اول فروخته شده و جزو مایملک او محسوب میشود پس اگر بناست اجازه تعدد زوجات داده شود باید موکول به اجازه و اذن زن اول باشد ، و در حقیقت این زن اول است که حق دارد درباره شوهر خود تصمیم بگیرد که زن دیگر اختیار بکند یا نکند و مسلما هیچ زنی نیز اجازه ورود هوو به زندگی خود را نمی دهد ؟!

این ایراد مبتنی بر این است که طبیعت حقوقی ازدواج را مبادله منافع بدانیم و هر یک از زوجین را مالک منافع زناشویی طرف دیگر فرض کنیم . من فعلاً راجع به این مطلب که البته قابل خدشه و ایرادست بحثی نمی کنم .

چون با این نگاه مرد می تواند وقتی زنی به سنی می رسد که امکان ارتباط جنسی ندارد ادعا کند که زن شرایط روزاول ازدواج را ندارد پس من هم حق فسق عقد و طلاق زن را دارم که البته اسلام چنین اجازه ای به مرد نمیدهد پس حقوقی کردن حرف ازدواج به نفع زن هم نخواهد بود اما فرض می کنیم طبیعت حقوقی ازدواج همین باشد . این ایراد وقتی وارد است که تعدد زوجات از جانب مرد فقط جنبه تفنن و تنوع داشته باشد . اما اگر جنبه تفنن و تنوع نداشته باشد ، بلکه مرد یکی از مجوزهایی که اشاره کردیم داشته باشد ، این ایراد مورد ندارد . مثلاً اگر زن عقیم باشد ، یا به سن یائسگی رسیده باشد و مرد نیازمند به فرزند باشد ، یا زن مریض و غیر قابل استمتاع باشد ، دراین گونه موارد حق زن مانع تعدد زوجات نخواهد بود . تازه این در صورتی است که مجوز تعدد زوجات امر شخصی مربوط به مرد باشد . اما اگر پای یک علت اجتماعی در کار باشد و تعدد زوجات به واسطه فزونی عدد زنان بر مردان و یا به واسطه احتیاج به کثرت نفوس تجویز شود ، این ایراد صورت دیگری پیدا می کند در این گونه موارد ، تعدد زوجات یک نوع تکلیف و واجب کفایی است وظیفه ای است که برای نجات اجتماع از فساد و پای تکلیف و وظیفه اجتماعی به میان می آید ، رضایت و اجازه و اذن مفهوم ندارد . چون اینجا ما با تزاحم مواجه شده ایم و باید بین رضایت همسر اول و شیوع فساد در جامعه اقدام به انتخاب کنیم و مشخص است که مکانیزم حل مساله در باب تزاحم ، قاعده اهم و مهم است و طبیعتا در انتخاب اهم و مهم ، رضایت همسر اول مهم و جلوگیری از فساد در جامعه اهم است و اهم بر مهم برتری دارد و مجوز تعدد زوجات برای جلوگیری از شیوع فساد صادر خواهد شد .

یعنی واقعاً شما معتقدید در مواردی که حتی ازدواج دوم واجب می شود ؟! ( چه رسد به اینکه اجازه ازدواج دوم دست زن اول باشد ! ) می شود بفرمایید در چه مواردی ؟

اگر فرض کنیم اجتماع واقعاً مبتلا به فزونی زن بر مرد است یا نیازمند به تکثیر نفوس است ، یک وظیفه ، یک واجب کفایی متوجه همه مردان و زنان متاهل می شود ، پای یک فداکاری و از خود گذشتگی به خاطر اجتماع برای زنان متاهل به میان می آید . درست مثل وظیفه سربازی است که متوجه خانواده ها می شود و باید به خاطر اجتماع از عزیزشان دل بکنند و او را روانه میدان کار زار کنند در این گونه موارد ، غلط است که موکول به رضایت و اجازه شخص یا اشخاص ذی نفع شود .

پس باید گفت قانون فعلی که الان در دفتر خانه ها رایج است ( و حتی قبل از ازدواج امضا می گیرند که نمی توان بدون اجازه همسر اول ازدواج کرد )

یک دیدگاه افراطی فمینیستی است ! سازمان ملی جوانان آمار داده هم اکنون اگر همه دخترها با همه پسرها ازدواج کنند باز چند میلیون دختر بدون شوهر می مانند و البته این غیر از آمار بیوه زنان است ، اما باز تاکید می کنم که اینها مدعی اند که حق و عدالت این موضوع را ایجاب می کند!

کسانی که مدعی هستند حق و عدالت ایجاب می کند که تعدد زوجات با اجازه همسر پیشین باشد ، فقط از زاویه تفنن و تنوع طلبی مرد مطلب را نگریسته اند و ضروت های فردی و اجتماعی را از یاد برده اند .

 

استاد علامه مصباح یزدی


چرا در اسلام ازدواج موقت و تعدد زوج ها تجویز شده است ؟ آیا این احکام تبعیض و خلاف حقوق زن نیست ؟

 همان طور که میدانید ازدواج شرعی در اسلام دو صورت دارد الف : ازدواج دائم و مادام العمر یعنی زن و مرد تصمیم گرفته باشند تا زمانی که در قید حیات اند زندگی مشترک داشته باشند که البته اصل در ازدواج هم دوام است

ب : ازدواج موقت و محدود به زمانی خاص که مصالح ازدواج موقت بسیار است که به برخی از آنها می توان پی برد از جمله :

 1. زن در ایام قاعدگی که در هرماه چندین روز را در بر می گیرد به کلی فاقد آمادگی برای مقاربت است ، حال آن که مرد دائم این آمادگی را دارد

2. زن در دوران بارداری و حتی اغلب در دوران شیردهی نمی تواند آبستن شود در صورتی که مرد چه بسا خواهان فرزند دیگری باشد .

افزون بر این که زن در این مدت میل جنسی چندانی هم ندارد .

3. زن یا مرد ممکن است برای تحصیل علم ، تجارت ، یا هر مقصود دیگری مدتی در شهر یا کشوری غیر از محل اقامت دائم خود مجبوربه زندگی باشد دراین حال شوهری که زنش به مسافرت رفته است یا مردی که خود در شهر یا کشور بیگانه زندگی می کند نیاز به همسر دارد .

4. در ازدواج دائم هزینه زندگی زن به عهده شوهر است و ممکن است مردی توان مالی برای پرداخت مخارج همسر را نداشته باشد

5. ممکن است قوت غریزه ی جنسی در مرد چنان باشد که با یک زن ارضاء نشود ، پس ازدواج موقت مصالح فراوانی دارد و هرگاه مرد یا زنی به هر دلیلی نتواند ازدواج دائم کند فشار غریزه ی جنسی او نیز به حد باشید که عدم ارضاء آن سبب ناهنجاری های جسمی یا روحی یا معصیت شود ازدواج منتطع ، یگانه راه چاره است .

6. در برهه ای از زمان ممکن است مصالح اجتماعی یا فردی جامعه یا شخص ایجاب کند که تکثیر نفوس آهنگ سریع تری بگیرد در این صورت اگر هر مردی به یک همسر بسنده کند غرض پیشین حاصل نخواهد شد .

7. امکان دارد در بعضی مقاطع تاریخی تعداد دختران و زنان آماده ازدواج جامعه بیش از تعداد مردان باشد در چنین مواردی منع تعدد زوج ها نتیجه ای جز رواج فحشاء و دیگر مفاسد اجتماعی مترتب بر آن نخواهد داشت و در حقیقت حق ازدواج برخی از زنان پایمال خواهد شد با این حال در اسلام هیچگاه به مردی تکلیف نمی کنند که بیش از یک زن بگیرد و در عمل نیز از ظهور اسلام تا کنون در همه ی جوامع اکثریت غریب به اتفاق مردان ( چه مسلمان و چه غیر مسلمان ) تک همسر بوده اند و هستند ولی به هر حال واقع بینی ، انصاف و تفاوت های زن و مرد اقتضاء می کند که برای اوضاع و احوال خاص نیز چاره ای اندیشه شود ، با توجه به مصالح ذکر شده ( غیر از بند 4 ) و بعضی دیگر از فواید ازدواج دائم به یکبار محدود نشده است بلکه به مرد اجازه داده شده است که با قیود و شرایط خاصی از جمله رعایت عدالت در یک زمان تا 4 زن دائم هم داشته باشد . یاد آوری این نکته بی فایده نیست که ما مدعی نیستیم تمام حکمت های ازدواج موقت و تعدد زوجات ( یا دیگر احکام الهی ) همین مواردی است که ما می گوییم . چه بسا ده ها حکمت دیگر در این حکم باشد که ما از آن ها آگاهی نداریم .

محمد تقی مصباح یزدی جزوه حقوق و سیاست درقرآن درس 209

 

استاد رحیم پور ازغدی


آیا ازدواج مجدد اسلام درست است یا آنچه از حقوق زن در غرب گفته می شود ؟

ازدواج های متعدد پیامبر افتخار فرهنگ جنسی اسلام

یک سمیناری که به خاطر کاریکاتورهای توهین آمیز در دانمارک ( پوپنهارت ) گذاشته بودند و بنده را هم برای سخنرانی دعوت کرده بودند در آنجا من بحثی کردم با این عنوان که چه چیزی در غرب مانع درک پیامبر اسلام می شود و خلاصه آن این بود که شما یک برداشت غلط از دین در غرب دارید که اصلاً با مفهوم اسلامی دین سازگار نیست با مفهوم مسیحی دین سازگار است و همه ذهن شما را پر کرده و راحت نمی توانید مسائل اسلامی را بفهمید بعد از سخنرانی یک نفر بلند شد اشکال کرد که شما که راجع به انسانی بودن دینتان اینقدر صبحت می کنید پیامبرتان چند بار ازدواج کرده است و خواست که مثلا یک نقطه ضعفی از اسلام و پیامبر گرفته باشد ! گفتم ازدواج های متعدد پیامبر در فرهنگ جسنی اسلام برای ما یک افتخار بزرگ است و اتفاقاً همه نقطه ، نقطه دفاع است . چون درباره مسائل جنسی با دو روش می شود با آن مواجه شد . از قرون وسطی در مذهب کاتولیک به شما آموخته بودند که ازدواج مانع معنویت است شرط رشد معنوی عزوبت و تجرد است و زن مظهر شیطان است ( اینها جزو محکمات و ادبیات گفتمان کلیسیا کاتولیک است ) این را گفتید اما در عمل چه کردید ؟ در عمل نه الان که بزرگترین مشکل کلیسا لاپوشانی پرونده های فسادهای جنسی کشیشان است ( می توانید که الان فقط در کلیسای کاتولیک نه پروتستان ، آنها که خرابترند ، چون کاتولیکها یک قید و بند و مرجعیتی دارند پروتستانها که این را هم ندارند یکی از گرفتاریهایشان مشکل فساد های اخلاقی کشیشان است کدر همین یکی دوسال پیش پاپ یک سفری داشت و یکی از مسائل و دغدغه های جناب پاپ همین بود که دو میلیارد دلار بدهند و در مقابل ، چند صدر هزار پرونده های جنسی کشیشها را لاپوشانی کنند که آقا صدایش را در نیاور! ) این یک روشی است که بگوئیم نیاز جنسی یک نیاز شیطانی و خبیت است گفتیم این را در زبان گفتند اما در عمل و سابقه تاریخ شما پراست از شهوت رانی و پر از جنایت های جنسی است ، پر از تجاوز است ، پر از هم جنس گرایی است ، پر از زنا است ، این یک راه است این یک نوع دین و معونیت است یک راه هم راه اسلام و راه پیامبر اسلام است که می فرماید تشکیل خانواده نه تنها مانع رشد معنوی نیست بلکه کمک می کند به رشد معنوی . این یک تعریف از معنویت است ، آن هم یک تعریف از معنویت ، این یک تعریف از جنسیت است آن هم یک تعریف از جنسیت ، گفتم من آن را درست می دانم نه این را ! آن روشی که می گوید نیاز جنسی تو باید تامین بشود اما توام با اخلاق ، حقوق و عدالت !(منبع :مجله همت)