محرمانه ای که تنها از چشم نامحرم ها پوشیده نیست!

 از سوی مسئولین اعلام شد که مفاد مذاکرات هسته ای بین طرفین قرار است محرمانه باقی بماند فلذا هیچگاه جزئیات یا حتی کلیات پیشنهاد ها و بسته پیشنهادی برای مردم بیان نشد،اما سوال اینجاست که این چه محرمانه ای است که تنها از چشم نامحرم ها پوشیده نیست!؟

بقول جناب شریعتمداری آنچه مخفی کردنی است انگیزه این استراتژی و هدف از این پیشنهاد ها است ولی شما چه انتظاری دارید که دشمنان ما ریز عقب نشینی های دیپلماتیک ایران را در موضوع هسته ای کف دست یار قسم خورده خود یعنی اسرائیل نگذارند که البته گذاشته اند!

آن عقب نشینی ای که مطمئنا با توجه به مواضع سریع و صریح کنگره آمریکا که تصمیم سازان اصلی در این موضوع هستند به رفع تحریم ها نخواهد انجامید و فقط می تواند به قول آقای جلیلی عوض کردن دُر با آبنبات چوبی باشد!

که حالا مقادیری از حقوق منع شده و مغصوب مردم ایران را بدهند و باز سر ما به خاطر این منت هم بگذارند!

نکته دیگر آن است که شاید محرم ندانستن محرمان یعنی مردم و قشر دلسوز انقلاب با توجه به آنکه خواه ناخواه اطلاعات از سوی دشمنان شاید در مقطع زمانی کوتاهی افشا شده و می شود ،آن باشد که دولت که برای جلب نظر جهان خواران بر سر منافع مردم و سطح غنی سازی که دستاوردی است که با خون دل به دست جوانان این مملکت آمده معامله می کند ،این موضوع را پنهان می کند تا آماج مخالفت ها قرار نگیرد تا زمانی که دیگر آب ها از آسیاب بیفتد.والله العالم!



درج این مطلب در رجانیوز و عماریون


چرا الیوم اکملت لکم دینکم در بین آیات حلال و حرام آمده است؟



مقدمه

عید غدیر شاید عظمتی چون عظمت دین خدا بر روی زمین و تمامی پیامبران الهی و انسانهای خدایی از ابتدای تاریخ تا انتهای حضور بشر در روی کره زمین را داشته باشد، چون آن مهر ختمی که بر تمامی ادیان الهی بوسیله ظهور دین اسلام زده شد بدون نگین ولایت هیچگاه کامل و تمام و اثر بخش نبود و ظهور و بروز این نگین در عید بزرگ روز غدیر خم می باشد.

 

اما امروز می خواهیم در حد گنجاینش این مقال و حوصله مخاطب به یک شبهه و جواب آن در مورد آیه ای که در این روز بزرگ نازل شده است بپردازیم.

آیه اکمال دین و اتمام نعمت که شیعه با آن به ولایت و امامت امیرالمومنین علیه السلام استدلال می کند در میان آیات حلال و حرام آمده است،با این وجود ممکن است شخصی بگوید که اصلا این آیه در مورد کامل شدن بحث احکام است و اینکه شما آیه ای که در میان بیان حلال و حرام آمده و اصلا ربطی به مسئله جانشینی ندارد را چرا بدین عنوان مطرح و تفسیر می نمایید؟...


 درج این مطلب در راسخون و حریم یاس و عمارنامه و پورتال ستاد برگزاری نماز جمعه اردستان و عماریون و تعاون1404 و پایگاه اطلاع رسانی رسالات  و بی تاوان و پایگاه فرهنگی کربلا و فرهنگ نیوز و پایداری نیوز

و اثبات واقعه غدیرو ولایت برحق علی(ع)بااسناداهل تسنن در بولتن نیوز و صبا ایران

ادامه نوشته

مستندی که هاشمی رفسنجانی را خشمگین کرد

بازار داغ نقل های آقای هاشمی از امام که گاهی امام را در خواب می بینند و سخنان ایشان را نقل می کنند و گاهی سخنانی از امام نقل می کنند که با اصول اعتقادات امام روح الله و واضحات از بیانات ایشان و شناخت عامه مردم از ایشان در تناقض است؛ رسانه ملی را بر آن داشت تا تحقیقی در این رابطه بطور مستند از فیلم ها و مکتوبات آن پیر سفر کرده ارائه کند اما این موضوع چنان ایشان را آشفته کرد که سخنانی بی سابقه درباره رسانه ملی به زبان راند که:

مردم دیگر تحت تاثیر صداوسیما و جعبه‌ای که مطالب را با سانسور به مردم تحویل می‌دهد، نیستند؛ مردم ایران امروز آگاه شده‌اند و عقل خود را دست جعبه‌ای که سانسور می‌کند، نمی‌دهند.


اما این گزارش صدا و سیما به شرح زیر است: 

چندي است در فضاي برخي از روزنامه‌ها و سايت‌ها مطالبي ديده مي‌شود، مبني بر اينکه مواضع واقعي امام خميني(ره) درباره رابطه با آمريکا خلاف سخنان و مواضع آشکار ايشان بوده است.

اين گرايش مطبوعاتي براي تبليغ دوگانه بودن مواضع امام راحل عظيم‌الشان به دو مسئله که در برخي "خاطرات آقاي هاشمي رفسنجاني" مطرح شده، استناد مي‌کند. يکي آن چيزي که موافقت امام با حذف شعار مرگ بر آمريکا ناميده مي‌شود و ديگري نامه بدون جوابي که آقاي هاشمي در سال 66 براي امام نوشته است.

در پي تشديد اينگونه تبليغات، "قائم مقام موسسه نشر و تنظيم آثار امام خميني"، نظر اين موسسه را تشريح کرد که البته باز هم همان گرايش مطبوعاتي شناخته شده با تحريف اين پاسخ به ادامه سياست دوگانه جلوه دادن مواضع امام(ره) درباره آمريکا پرداخت.

اولين مسئله‌اي که اين روزنامه‌ها طرح مي‌کنند، "حذف شعار مرگ بر آمريکا" از راديو و تلويزيون است، مسئله‌اي که آقاي هاشمي در خاطرات سال 62 خود مي‌گويد اين است که امام موافقت کرده بود شعار مرگ بر آمريکا و مرگ بر شوروي که مردم سر مي‌دهند از صدا و سيما پخش نشود.

موضع موسسه نشر و تنظيم آثار امام خميني(ره) درباره شعار مرگ بر آمريکا چيست؟

موسسه نشر و تنظيم آثار امام خميني(ره) در اين‌باره به دو نکته اشاره مي‌کند:

نکته اول: «موضوع خاطرات آقاي هاشمي قطع شعار مرگ بر آمريکا و مرگ بر شوروي از رسانه‌هاي دولتي و راديو و تلويزيون است، نه حذف آن از تظاهرات مردم در راهپيمايي‌ها و مناسبت‌ها.»

قائم مقام موسسه نشر در دومين نکته حول شعار مرگ بر آمريکا با برشمردن توطئه‌ها و جناياتي که آمريکا و شوروي قبل و بعد از انقلاب در حمايت از رژيم ديکتاتوري پهلوي، تجزيه‌طلبي و ترورهاي سال اول انقلاب، تلاش براي سرنگوني نظام جمهوري اسلامي ايران و نيز حمايت از جنايات صدام انجام داده‌اند تاکيد مي‌کند:

«همين واقعيت‌هاي غير قابل انکار بودند که زمينه شعار مرگ بر آمريکا و مرگ بر شوروي را تشديد مي‌کرد. اين شعار ابراز محکوميت و انزجار ملت ايران از آن همه دخالت نامشروع و جنايت و ظالمانه ابرقدرت‌هاي آن زمان بود و اين کمترين و بديهي‌ترين حق ملت ايران بود و کسي نمي‌توانست آن را به صورت دستوري و تصنعي آن را بر زبان مردم بنشاند و يا از آنان بستاند. به کار بردن ايگونه شعارها زماني ممنوع و ناپسند است که به ناحق و ناروا باشد وگرنه حق فرياد مظلوم عليه ستمگر در همه فرهنگ‌هاي عالم به رسميت شناخته شده است و اختصاص به ملت ايران ندارد. در فرهنگ اسلام هم قرآن کريم با رسايي هر چه تمام‌تر مي‌فرمايد: 

"لايحب‌الله الجهر بالسو، من‌القول الا من ظلم."»

امام راحل درباره آمريکا چه مواضعي اتخاذ مي‌کردند؟

جدا از مواضع قائم‌مقام موسسه نشر مبني بر حقانيت شعار مرگ بر آمريکاي ملت ايران در عمل نيز مردم وفادار به آرمان‌هاي امام در همه ديدارهايشان با ايشان اين شعار را فرياد مي‌زدند و آرشيو سخنراني‌هاي امام خميني در صدا و سيما نيز نشان مي‌دهد شعارهاي مرگ بر آمريکاي مردم در همه سال‌هاي حيات امام از راديو تلويزيون پخش شده است.

ماجراي نامه هاشمي رفسنجاني به امام(ره)

مسئله دوم اينکه برخي از روزنامه‌هاي خاص و آن هم با استناد به خاطره‌اي از آقاي هاشمي مطرح مي‌کنند بحث رابطه با آمريکا است.

آقاي حميد انصاري قائم مقام موسسه نشر و تنظيم آثار امام در اين رابطه مي‌گويد: «آقاي هاشمي در 4 فروردين 1366 نامه‌اي به امام نوشت که يکي از نکات آن درباره ابهامات درباره سياست خارجي و رابطه با دولت‌هاي بزرگ خصوصا رابطه با آمريکا بود که امام به آن پاسخ نداند. عدم پاسخ امام نه به معنای رد پیشنهادات است و نه تایید.»

همانگونه که موسسه نشر تصريح مي‌کند رهبر کبير انقلاب اسلامي پاسخي به نامه و نظر آقاي هاشمي رفسنجاني ندادند بنابراين از اين زاويه نمي‌توان نظر امام را درک کرد. اما بر اساس يک قائده متقن و روش و سيره صادقانه امام(ره) در برخورد با مردم مي‌توان از مواضع امام خميني پس از دريافت آن نامه يعني در سخنراني‌ها و مواضع ايشان از فروردين سال 1366 تا پايان حيات ايشان فهميد که امام خميني آيا ديدگاه خود را درباره آمريکا تا پايان عمر خود تغيير داده بودند يا بر همان اصول و سيره قبلي استوار بودند؟

20 بار موضع عليه آمريکا در سال 66 توسط امام(ره)

اولين موضع امام درباره آمريکا در هشتم فروردين سال 1366، يعني تنها 4 روز پس از دريافت نامه آقاي هاشمي رفسنجاني درباره تجديد نظر درباره رابطه با آمريکا صورت مي‌گيرد:

«ايران دولتش و ملتش همه با هم هستند فقط يک چند نفر انگشت شمارند که تبع آمريکا هستند نمي‌فهمند که خودشان چه مي‌گويند يک چند نفر معدودي هستند که اينها بر خلاف، هستند و من عقيده‌ام اين است که اينها هم بيايند و با مردم بشوند و خيال نکنند که حالا سابق است که آمريکا هرکاري دلش بخواهد بکند که شما بترسيد از آمريکا.»

به روايت صحيفه نور امام خميني(ره) در همان سال 66 حداقل 20 بار درباره آمريکا موضع مي‌گيرد.

دو ماه بعد "ريگان"، رئيس‌جمهور وقت آمريکا ملت ايران را وحشي مي‌نامد. امام به عنوان مدافع سرافرازي و فرهنگ و تمدن ايرانيان بر مي‌آشوبد و دولت آمريکا را وحشي‌ترين دولت جهان مي‌نامد.

سال 67 و سه ماه پاياني عمر حضرت امام خميني(ره) در سال 68 نيز به استناد مواضع روشن و حکيمانه ايشان، مملو از موضع‌گيري‌هاي دقيق در برابر آمريکا است.

اولين پيام ضد استکباري امام در اولين روز سال 67 تکليف امام با زورگويان جهاني را بار ديگر يکسره مي‌کند؛ ايستادگي و استقامت.

در تمام سال 67 و سه ماه اول سال 68 مواضع صريح و صادقانه روح‌الله درباره ‌آمريکا ادامه دارد که مي‌توان در اين زمينه ده‌ها نقل صريح و مستقيم را ارائه کرد.

وصيت‌نامه امام خميني(ره) و مواضع ايشان درباره آمريکا

خميني کبير پس از سال‌ها پرچم‌داري مبارزه عدالت ملت‌ها با زورگويان جهاني در 14 خرداد 68 با قلبي آرام و مطمئن به ديدار يار مي‌شتابد از وصيت‌نامه جاودانه او راه ملت را براي هميشه روشن و مشخص مي‌سازد:

«ملت ما بلکه ملت‌هاي اسلامي و مستعضفان جهان مفتخرند به اينکه دشمنان آنان که دشمنان خداي بزرگ و قرآن کريم و اسلام عزيزند، درندگاني هستند که از هيچ جنايت و خيانتي براي مقاصد شوم جنايتکارانه خود دست نمي‌کشند و براي رسيدن به رياست و مطامع پست خود، دوست و دشمن را نمي‌شناسند و در راس آنان آمريکا اين تروريست بالذات دولتي است که سرتاسر جهان را به آتش کشيده و هم‌پيمان او صهيونيست جهاني است که براي رسيدن به مطامع خود جناياتي مرتکب مي‌شود که قلم‌ها از نوشتن و زبان‌ها از گفتن آن شرم دارد.»

ملاک صحت سخنان امام خمینی (ره) چیست؟

آخرين نکته اينکه صحيفه نور به عنوان منبع مواضع و ديدگاه‌هاي روشن امام خميني در بردارنده صدها موضع صريح، قاطع و حکيمانه ايشان درباره آمريکا است. بي‌ترديد تلاش‌هاي جاري براي کمرنگ کردن و ايجاد ترديد در اين مواضع با هوشياري مردم به جايي نخواهد رسيد، اما بي‌وفايي به آن امام مهربان سعادت‌بخش در پيشگاه پروردگار و ملت فراموش نخواهد شد.

از ياد نمي‌بريم حضرت امام(ره) در وصيت‌نامه گران‌قدرشان ملاک تشخيص صحت و يا عدم صحت سخناني را که به ايشان نسبت داده مي‌شود براي ملت روشن کرده‌اند:

«اکنون که من حاضرم، بعضي نسبت‌های بی‌واقعیت به من داده می‌شود و ممکن است پس از من در حجم آن افزوده شود؛ لهذا عرض می‌کنم آنچه به من نسبت داده شده یا می‌شود، مورد تصدیق نیست مگر آنکه صدای من یا خط و امضای من باشد، با تصدیق کارشناسان؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم.»

فرهنگ غدیر و دانش آموزان ولایتمدار

هیچ تا بحال با خود اندیشیده اید که نظام تعلیم و تربیت ما تا چه حد توانسته است که پیام عمیق و دقیق غدیر را که به عمق رشته محکم ولایت در زندگی ما و به دقت نردبان اتصال دین به سوی قرب خدای رحیم می باشد؛ در فکر و دل و وجود دانش آموزان نهادینه نماید؟

ادامه نوشته

داستان قربانی از مکه تا کربلا و شلمچه

بزرگ ترین دارایی انسان که می تواند آن را در راه رضای دوست فدا نماید همان جان اوست ؛ آنچه نزد ماست نابود شدنی و فانی است در حالی که آنچه در راه خداوند داده شود نزد او باقی است و حیات عند الرب می یابد.

 

مرید پیر مغان

 

می‌گویند دو ادیب فاضل که عمر خود را در بحث و درس و مطالعه و مکاشفه سپری کرده بودند، روزی اندر مقصود حضرت حافظ از این بیت:

 

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ

چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد

 

با یکدیگر گفتگو می‌کردند و در نهایت برداشت آنها از این بیت آن شد که منظور خواجه شیراز از پیر مغان همانا حضرت مولا علی (ع) بوده و منظور از شیخ همانا حضرت آدم ابوالبشر. بدین ترتیب حضرت حافظ خواسته است به آدم ابوالبشر بگوید که از آن‌رو مرید مولا علی است که آدم در بهشت وعده داد که به سراغ میوه ممنوعه (گندم) نرود ولی رفت اما مولا علی در تمام عمر خود هیچگاه از نان گندم تناول نکرد و همواره نان جوین می‌خورد.

چندی بگذشت و یکی از آن دو ادیب رخ در نقاب خاک کشید. مدتی بعد شبی به خواب دوستش آمد و گفت که در عالم برزخ حضرت حافظ را ملاقات کرده و منظورش از بیت مذکور را جویا شده است. و لسان‌الغیب در پاسخ گفته که تفسیر آنان از این بیت ناصواب بوده است و سپس به بیان مقصود خود پرداخته بود که:

 

مراد از پیر مغان همانا سیدالشهدا امام حسین (ع) است و شیخ همانا حضرت ابراهیم خلیل. چرا که ابراهیم به خداوند وعده داد که اسماعیلش را قربانی کند در حالی که خواست خداوند بدان تعلق نگرفت و امام حسین نه‌ تنها فرزندانش را به قربانگاه برد، که خود را نیز قربانی نمود.

 

وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ

 

فضل بن شاذان گوید: از حضرت رضا علیه السّلام چنین شنیدم كه آن زمان كه خداوند تبارك و تعالى به حضرت ابراهیم علیه السّلام امر فرمود كه بجاى فرزندش اسماعیل، گوسفندى را كه خداوند فرستاده بود ذبح نماید، حضرت ابراهیم علیه السّلام در دل آرزو كرد كه اى كاش فرزندش اسماعیل علیهما السّلام را به دست خود ذبح میكرد و دستور ذبح گوسفند بجاى ذبح فرزندش به او داده نشده بود، تا به این‏وسیله احساس پدرى را كه عزیزترین فرزندش را به دست خود ذبح میكند، داشته باشد و در نتیجه شایسته رفیع‏ترین درجات ثواب در صبر بر مصائب شود.

 

خداوند عزّ و جلّ نیز به او وحى فرمود كه: اى ابراهیم! محبوبترین خلق من، نزد تو كیست! ابراهیم گفت: خدایا! مخلوقى خلق نكرده‏اى كه از حبیبت محمّد صلى اللَّه علیه و آله نزد من محبوبتر باشد، خداوند به او وحى فرمود كه: اى ابراهیم آیا او را بیشتر دوست دارى یا خودت را؟ او گفت: نه، او را بیشتر دوست دارم، خداوند فرمود: آیا فرزند او را بیشتر دوست دارى یا فرزند خودت را؟ عرض كرد: فرزند او را، خداوند فرمود: آیا بریده شدن سر فرزند او از روى ظلم، به دست دشمنانش دل تو را بیشتر به درد میآورد یا بریدن سر فرزندت به دست خودت بخاطر اطاعت از فرمان من؟ گفت: بریده شدن سر فرزند او به دست دشمنانش دل مرا بیشتر به درد میآورد،

خداوند فرمود: گروهى كه خود را از امّت محمّد صلى اللَّه علیه و آله می‏دانند، فرزندش حسین را به ظلم و ستم به مانند گوسفند ذبح خواهند كرد و با این كار مستوجب خشم و غضب من خواهند شد، ابراهیم علیه السّلام بر این مطلب جزع و فزع نموده، دلش به درد آمد و شروع به گریه كرد،خداوند عزّ و جلّ هم به او چنین وحى فرمود: اى ابراهیم! به خاطر این ناراحتى و جزع و فزعت بر حسین و قتل او، ناراحتى و اندوهت بر اسماعیل را- در صورتى كه اگر او را ذبح می‏كردى- پذیرفتم، و رفیع‏ترین درجات ثواب، در صبر بر مصائب را به تو خواهم داد، و این همان مطلبى است كه آیه «وَ فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ» (ذبح بزرگى را جایگزین او كردیم- صافات: 107) بدان اشاره دارد.1

 

 

در امتداد کربلا

 

اما ابراهیم علیه السلام در مورد قربانی کردن فرزندش چیزی به هاجر نگفت کهنکند محبت مادری او مانع از انجام حکم و دستور خدای تبارک و تعالی شود اماما در زمانمان صحنه های بسیاری را از مادران شهیدی سراغ داریم که نه نتها یکفرزند بلکه چندین فرزند خود را در راه سربلندی اسلام و اجرای فرمان الهیامام به قربانگاه فرستادندو مادر شهیدی که تنها فرزندشرا فدای اسلام کرد و خم به ابرو نیاورد.

 شهید حسن بابائیان در وصیتنامه خویش خطاب به مادرش می گوید:

  سلام بر تو ای مادر که بهشت زیر پای توست. سلام بر تو ای مادر که فرزند خود را راهی به جبهه کردی به خدا قسم که ای دشمنان اسلام نظاره کنید این قهرمان مادرانی که فرزندان خود را به جبهه می‌فرستند و خود هیچ دریغی از لحاظ مالی و جانی ندارد . آری مادر جان یادت هست می‌گفتی به جبهه برو مبادا دشمن فکر کند که ما خانواده شهدا دیگر فرزندان خود را فدای امام و اسلام نمی‌کنیم. مادر جان این سخنان را با اشک و خون خود می‌نویسیم. مادر جان مرا ببخشید که نتوانستیم  زحماتی که برای من کشیدی جبران کنم می‌دانم که اگر من به شهادت برسم تو گریه‌ای که می‌کنی بیاد شهدای کربلا و آقایمان حسین (ع) است.

و شلمچه گلزار اسماعیل هایی است که در راه رضایت محبوب سر از پا نشناختند و سر و جان برایش باختند تا بار دگر نشان دهند سربلند بیرون آمدن از امتحان الهی را و زنده کنند نام شهدای کربلا و نام علی اکبر را و بار دیگر ثابت کنند در جایی که راه ما راه حق و حقیقت باشد از قربانی شدن برای دوست واهمه ای نداریم که ما پیروان ابراهیم و عاشقان حسینیم.

 

 

1-عیون أخبار الرضا ع-ترجمه غفارى و مستفید، ج‏1، ص: 427 و 428

 

 

درج این مطلب در عماریــــــــــــــــــون و افسران و حریم یاس و پانصد و نود و هشت و جام نیوز و العالم آنلاین

سایه بیم بر سر دولت امید

آیا دیگر قصه ما و آمریکا قصه گرگ و میش نیست؟! ،آیا میتوان با شیطان بزرگ به مذاکره نشست؟!، آیا دیگر دوره مرگ بر آمریکا گفتن سرآمده است؟ اینها و سوالاتی از این دست چیزی است که این روز ها ذهن خیلی از دلبستگان به انقلاب را به خود مشغول کرده است.

بی شک سخنرانی رئیس جمهور کشورمان در مجمع عمومی سازمان ملل در عین دارا بودن مواضع انقلابی ،دارای یک روکش دیپلماتیک در شان یک رجل سیاسی بود ، خروجی این سخنرانی سر دادن ندای منطق و حسن نیت و اتمام حجت از سوی جمهوری اسلامی ایران برای جهانیان و بالاخص آمریکا و متحدانش در جهان بود.

بعد از ان هم فضای رسانه ای که تشنه دیدن ایران و آمریکا بر سر میز مذاکره بود شاهد دیدار وزیر خارجه دو کشور و سرانجام ارتباط تلفنی دو رئیس جمهور گشت که این موضوع موجب نگرانی یک عده و شادی دیگران ساده اندیش گردید.

آنچه مطمئنا درباره آمریکا و مذاکره با این کشور باید بیان نمود آن است که پس از سابقه دشمنی و اعمال ددمنشانه این کشور در مورد ملت رنجکشیده ایران ،خوش بین بودن به مذاکره با این کشور حماقتی بزرگ است اینکه گمان کنیم شیطان بزرگ این بار از در دوستی برآمده و در پی به رسمیت شناختن منافع ملی ایران اسلامی است.

ممکن است ما دیگر آن میش اوایل انقلاب نباشیم که نیستیم اما حقیقتا آمریکا همان گرگ است که سلام بی طمع نمی کند و توبه او مرگ است! البته این موضوع را هم نباید از نظر دور داشت که به اذعان آگاهان بین المللی قدرت این گرگ نسبت به روزگار پیشین بسیار افول کرده است اما باز باید آگاه بود که بارها و بارها او زخم خورده از حرکت ها و مواضع انقلابی و استکبار ستیزی جمهوری اسلامی بوده و هست!

باید این سوال را مطرح نمود که آیا امروز پس از سی و اندی سال شعار مرگ بر آمریکا سردادن و دیدن جنگ افروزی ها و دشمنی های این کشور باید گفت که ماهیت این کشور استکباری عوض شده است؟! و روزگار آن شعار مردم ایران سرآمده است؟ ،آیا دیگر زمان مرگ نیرنگ های آمریکا علیه ما فرارسیده و باید با دیدن این دستکش مخملی ،دست چدنی آغشته به خون جوانهای این کشور را نادید گرفت؟!

کلّا و حاشا! که نمی توان ظلم های دیروز و ماهیت این گرگ زخم خورده را فراموش کرد ولی به فرموده رهبر معظم و حکیم انقلاب در عرصه دیپلماسی گاهی نرمش قهرمانانه لازم است اما کشتی گیران سیاسی کشور باید مراقب تاکتیک های غافل کننده دشمن باشند و گرفتار خطوات شیطان1 بزرگ نشوند و عزت اسلام را فدای مصلحت مسلمین نکنند که در این صورت احدی الحسنیین2 را با یک بازی باخت باخت عوض خواهند نمود.


1-سوره نور،آیه 21: يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّبِعُوا خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ وَمَن يَتَّبِعْ خُطُوَاتِ الشَّيْطَانِ فَإِنَّهُ يَأْمُرُ بِالْفَحْشَاء وَالْمُنكَرِ؛اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد! از گام‏هاى شيطان پيروى نكنيد، و هر كس پيروى گام‏هاى شيطان كند، [بداند كه‏] او قطعا به فحشا و منكر امر میكند.

2-سوره توبه،آیه 52:قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلاَّ إِحْدَی الْحُسْنَیَیْنِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِکُمْ أَن یُصِیبَکُمُ اللّهُ بِعَذَابٍ مِّنْ عِندِهِ أَوْ بِأَیْدِینَا فَتَرَبَّصُواْ إِنَّا مَعَکُم مُّتَرَبِّصُونَبگو: آیا شما درباره ما جز یکی از دو خوبی (پیروزی یا شهادت) را انتظار می برید؟ ولی ما درباره شما انتظار داریم که خدا از جانب خود یا به دست ما عذابی بر شما وارد سازد. پس منتظر باشید که ما هم با شما منتظریم.


درج این مطلب در الف و عمارنامه و صاحب نیوز و  رجانیوز