آقای طلبه، فرزند زمانه خود باش!

آقای طلبه فرزند زمانه‌ی خود باش! آقای حوزه علمیه گنجینه‌ی دین را احتکار نکن! آقایان علما آیا این تشنگانی که در وادی روزگار سرگردانند سهمی از توجه شما ندارند؟

 

(یادداشتی در مورد لزوم توجه بیشتر از طرف طلاب و حوزه علمیه به موضوع تبلیغ در فضای مجازی و شبکه های اجتماعی)

 

درج این یادداشت در خبرگزاری فارس

ادامه نوشته

مفهوم پیروزی در نگاه علی و معاویه!

🔻جریان های دینی اینگونه است که همیشه دارای شکوهند اما نه در چشم دنیا داران و دنیا خواهان، چون به طور کلی هدف اصلی و اولویت حقیقی جریان دینی دنیا نیست!

🔻آن سختی هایی که جریان دینی برای کسب نظر محبوب و یافتن اکسیر عشق و در نتیجه زر شدن مس وجود متحمل می شود ، برای اهل دنیا علامت سوال است و مفهوم مشخصی ندارد، به خاطر همین همیشه این جریان از سوی مادی گرایان متهم به ریاکاری و دین معاشی می شوند.

🔻اصلا برای قدرت طلبان دنیا معنا ندارد که مثلا در رقابت انتخاباتی شما موضوعی را برای خراب کردن وجهه طرف مقابل در پیشگاه مردم داشته باشی و آن را ارائه نکنی!، کما اینکه خبرنگاران و تحلیل گران رسانه های بیگانه با ذکر بعضی از این موارد که کاندیدای قشر مذهبی می توانست از طرف مقابل بگوید و نگفت ، آن را یک اشتباه و شکست قلمداد می کردند!

🔻همه آنچه اهل دنیا آن را جزو موارد پیروزی قلمداد می کنند ، برای ما پیروان حیدر کرار پیروزی به حساب نمی آید!

اگر برای علی حفظ قدرت به هر طریقی مهم بود ، ابتدای حکومتش به جنگ معاویه نمی رفت و با او در نمی افتاد ، او اهل نیرنگ و فریب نبود و از طرفی گرفتار مردمی جاهل بود که گرفتار فریب معاویه می شدند و معاویه از آن طرف قرآن سر نیزه می کرد تا به هر طریقی به قدرت برسد.

🔻علی مردم را حاکم بر سرنوشت خود می دانست و ایشان ۲۵ سال او را خانه نشین کردند و عمر و ابی بکر را بر او ترجیح دادند!،

🔻نگاه و هدف جریان دینی رسیدن مردم به رشد است و این حتما مصادف با دستیابی جریان حق به قدرت نیست

🔻بلکه پیوسته با روشنگری و بیدار کردن فطرت فرو خفته ایشان در پی آن هستند تا زمینه پذیرش آگاهانه حق در ایشان فراهم گردد.

چرا ما حرکت امام حسین علیه السلام در کربلا را پیروزی می دانیم؟ با آنکه آنچنان اتفاقاتی برای ایشان و خانواده محترمشان افتاد، چون این یک حرکت و قیامی بود که مردم را تا همیشه تاریخ به سوی هدایت و حق رهنمون می شود و سوق می دهد با آنکه در نگاه مادی ظاهری شکست بدی است!

🔻خدای تعالی حتی به کافر فرصت می دهد تا راه خود را برود و به آنچه از پیامبر الهی شنیده فکر کند!

برای همین تمام سیستم دینی بر این آزادی اختیار و در کنار آن روشنگری خیرخواهانه و بستر سازی برای حرکت به سمت حق استوار شده است.

🔻در بسیاری از خطاب های قرآنی به اکثریت مردم نسبت های خوبی داده نشده!، اما این هنر خواص اهل حق است که گاهی با مظلومیت حقمدارانه و گاهی با اقتدار خیرخواهانه ایشان را به سوی مسیر ولایت و هدایت بکشانند.

🔻قرآن خطاب به مسلمانان که حتی با کوتاهی در تنگه احد در ظاهر شکست را متحمل شده اند می گوید شما برترانید! اگر همچنان پایبند به عهد و پیمان ایمانی خود باقی بمانید.

وَلَا تَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنْتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ
اى مؤمنان ، در تصميم خود سستى مکنيد و از شکست خويش در جنگ اُحُد اندوهگين نشويد،چرا که اگر شما ايمان داشته باشيد برتريد .
سوره مبارکه آل عمران / آیه139

آری تنها پیروزی برای اهل حق و ولایت ، بودن با حق و ولایت است ، چه در آتش و چه در گلستان!.

 

اگر حوزه بخوابد بساط انقلاب اسلامی جمع می شود!

 

🔹وقتی به مراجع تقلید در مقابل چشم هفتاد میلیون بیننده اهانت می شود و صدایی از حوزه علمیه بیرون نمی آید! ، تعجب نکنیم اگر صلابت اسلام و شرافت مسلمین به باد رود و حرکتی از سوی مدعیان و مروجان دین دیده نشود!.

🔹 چرا باید در حکومتی که حاکمان آن از روحانیون هستد در تلویزیون و در پیش روی مردم یک کارشناس به اصطلاح اقتصادی حامی دولت و کار دولت بیاید به مرجع تقلید ما بگوید برو در منزلت بنشین و فتوایت را بده و شرعی یا خلاف شرع بودن کار بانک و دولت ربطی به تو ندارد و صدایی از حوزه های علمیه بلند نشود؟!
این موضوع چه دلیلی می تواند داشته باشد جز رخوت، جز دوری حوزه از مسایل اجتماعی ، جز نبودن حوزه در شان نظارت و نصیحت برای حکومت و دولت مردان ، با این اهانت به مراجع صدای دانشجویان و بسیج دانشجویی هم در می آید اما حوزه کجای کار است؟

🔹دلیل این همه انحراف از اسلام در موضوع بانکداری و غیر آن در فضاهای حاکمیتی همین گوشه گیری و انزوای حوزه از مسایل حاکمیتی در بعد نظریه پردازی و عمل به وظایف است! ، خود مقام عظمای ولایت فرمودند که چنین حوزه علمیه ای اگر متحول نشود محکوم به انزوا و نابودی است!

و نیز فرمود: اگر حوزه کارش به آن‌جا برسد که طلبه نسبت به مسایل انقلاب، احساس بی‌تفاوتی کند، خطر بزرگی است و نباید بگذارید چنین شود. ۱۳۶۹/۱۱/۰۴

🔹یکی از موضوعات کلیدی که موجب این انقلاب بی سابقه اجتماعی با شعار دین گردید بی شک بیداری روحانیت بود و در مقام تداوم و حفظ آن هم وجود این علت لازم است ، یعنی آنجا که به هزار و یک دلیل سرنوشت و وجهه دین در عرصه اجتماع برایمان مهم نبود باید با این دستاورد عظیم خداحافظی کنیم!

🔹موضوعی که امروز اسلامیت نظام را تهدید می کند ، همان موضوعی است که سالیان سال علما از آن می ترسیدند و آن زمین زدن اسلام با نام اسلام است و ضربه زدن به روحانیت در کسوت روحانی!

🔹اندیشمندان دینی سالها بیان می کردند که اگر بنا باشد این دین ضربه بخورد ، بی شک در پوشش دین خواهد بود و آنچه امروز جمهوری اسلامی را تهدید می کند و در صدد آن است که این حکومت را عملا از اسلام تهی کند وجود افراد ظاهر الصلاح و به ظاهر مذهبی است که در عمل به هیچ وجه اعتقاد به تمامیت اسلام ندارند و دست و پای اسلام را در محیط اجتماع و شئون اجتماعی با ادبیات دینی جمع می کنند!

🔹در این میان اگر حوزه علمیه و توده روحانیت در مقابل مذهبیون سکولار و روحانیت منهای اسلام بپا نخیزد و نقش تاریخی خود را ایفا نکند فردا روزی با صدمه خودن اسلام عزیز و انقلاب اسلامی خون هزاران شهید دامن سران و نخبگان این حوزه و کسانی که دیدند و فریاد نزدند را خواهد گرفت.

محبوبیتی که برای قدرت طلبان مشکل ساز شده است!

 

🔸شهدای ما ، همان سربازانی که آن حماسه بی مانند را در سال های دفاع مقدس آفریدند و برای حفظ اسلام و انقلاب اسلامی در مقابل تمام دنیای دنیاداران ایستادند و پیروز شدند برای حضور در این میدان مجاهدت رخصت از شاه خراسان می گرفتند و نور و قدرت معنوی خود را از این چشمه خورشید تامین می نمودند.

🔸شکی در آن نیست که قدرت معنوی انقلاب ما و مردان پولادین این انقلاب به اتصال به حبل الله ولایت و طواف گرد حرم عالم آل محمد است،

جایی که در سالیان طولانی یکی از روحانیون بزرگ انقلاب که از نفرات اصلی نهضت بود عهده دار تولیت و نشان با ارزش خدمت به این آستان مقدس بود ، آستانی که قطب مادی و معنوی این کشور است.

و حضور حضرت آیت الله رئیسی در سمت خدمت به آستان ملک پاسبان سلطان توس ، تمام این معانی را در اذهان تداعی می کند!

🔸جایی که رهبر انقلاب بهترین گزینه موجود در کشور را برای مدیریت مرکزی برگزیده است که از نظر مادی دارای منابع بی نظیر مادی و اقتصادی و از نظر معنوی مقدس ترین مکان موجود در ایران زمین است،

🔸سیدی که تمام کسانی که از نزدیک شاهد کار های موثر ایشان از زمانی که به این سمت برگزیده شده اند بوده اند ، دلداده منش و روش او شده اند ، چرا که با حضور ایشان به طور محسوسی موانع سرازیر شدن برکات این سرچشمه عظیم مادی و معنوی به زندگی مردم با مجاهدت ایشان برداشته شده است،

🔸کسانی که از نزدیک با ایشان در ارتباطند مشی متواضعانه ایشان را دیده اند که ایشان به هیچ وجه از جنس سیاست مداران سیاست زده و از دماغ فیل افتاده نیست،‏حتی شنیده می شود که بعضی می گویند که این آقا شان و منزلت تولیت عظمای آستان قدس را از بین برده است!،
چون ایشان در مسیر خدمت به مردم هیچ شانی برای خودش قایل نیست!

🔸در باب خدمت های ایشان در همین فرصت اندک انتصاب ‏کسانی که چند سال نزدیک حرم آقا رفت و آمد دارند،بیان می کنند که از وقتی آقای رئیسی آمده اند به طور کاملا بی سابقه ای بسیاری از افراد مستضعف و محروم را نزدیک حرم می بینند که دنبال دفتر تولیت آستان قدس برای عرض حاجت می گردند، چرا که آوازه ی گره گشایی شبانه روزی ایشان را شنیده اند.

🔸بنده نویسنده فارغ از تمام حرف و حدیث هایی که درباره آمدن یا نیامدن حضرت آیت الله رئیسی در انتخابات ریاست جمهوری گفته می شود با توجه به حجم مطالب تخریبی که درباره ایشان در رسانه ها و شبکه های اجتماعی تولید و منتشر می شود ‏به این فکر می کنم که چطور محبوبیت و اخلاص این سید اولاد فاطمه دارد با دنیای سرمستان قدرت بازی می کند!.



جناب آقای روحانی، استخر ایستگاه آخرت خبر نمی کند!

جناب آقای روحانی ، چند سوال از شما دارم از شمایی که چرخیدن چرخ سانتریفیوژ برایتان اهمیت چندانی نداشت اما آمده بودید تا چرخ های اقتصاد را بچرخانید اما نمی دانم چرا در طول این چهار سالتان دنبال این چرخ ها در اروپا و آمریکا می گشتید؟! و البته فکر می کنم آن چرخ هایی را که پیدا کردید بالاخره چرخاندید!


جناب آقای روحانی ، روحانی محترم شما که با شعار اعتدال آمدید انصافا لبو فروش گفتن و به جهنم حواله کردن منتقدین و ده ها و صد ها گنده گویی دیگر شما به منتقدین مصداق اعتدال شما و پاداش منتقدین در دولت شما بود؟!


جناب آقای روحانی گیریم احمدی نژاد یک کشور خراب شده به دست شما داد که بعضی از طرفداران شما هنوز و بعد از چهار سال وقتی سخن از کارنامه اقتصادی شما می شود از این حرف ها می زنند، گیریم که تمام سخن هایی که در مورد احمدی نژاد می زنند صحیح باشد اما با این وجود شما چرا به مردم وعده دادید؟! وعده های صد روزه و غیر صد روزه؟ وعده بازگشت عزت به پاسپورت!، وعده رفع تحریم ها! ، وعده رفع نیازمندی مردم به یارانه اندک! ،

آیا به این وعده ها به همان خدایی که می پرستید عمل کردید؟ اگر نکردید چرا می گویید ما به تمام وعده هایی که دادیم عمل کردیم، ما از رکود عبور کردیم ، ما شرمنده مردم نیستیم!


آقای روحانی کسی که این مردم را نادان و نا آگاه فرض می کند و به جای سر خم کردن و ابراز پشیمانی و عذر خواهی از کم کاری ها و نواقصی که در کار هر کسی از جمله شما وجود دارد ، باز با کمال وقاحت در مقابل این ملت بزرگ می گوید شرمنده نیستیم چگونه انتظار دارد این مردم دوباره به او رای بدهند؟


آقای روحانی شاید هنوز فرصت بازگشت باشد که استخر ایستگاه آخرت خبر نمی کند! بیایید و خاطره خوبی از خودتان لااقل دراین روزهای آخر به عنوان یک روحانی، با تواضع و کوچکی کردن در مقابل این ملت بزرگ از خودتان به جای بگذارید و لااقل مثل بعضی همکارانتان در بعضی از جاها به اشتباهاتتان اعتراف کنید!.همین.

آتش غیرت ولایتمداران دامن توهین کننده به ساحت ولایت را خواهد گرفت

به نظر می‌آید دولتی که بی‌سابقه‌ترین نارضایتی را در میان دولت‌ها پس از اتمام چهار سال خود دارد، چند ماه مانده به انتخابات وارد فاز جدیدی از برنامه تبلیغاتی خود شده است که در بخشی از آن با اهانت به شخص اول مملکت در جملات دو پهلو و در لفافه و نقض سخنان ایشان، توجه مخالفین ولایت را به خود جلب کند و کم کاری خود را در ایجاد تقابل با نیروهای انقلابی و ساختن یک دو قطبی با این روش جبران کند.

حضرت علی(ع) می‌فرماید رسول خدا(ص) به من فرمود: «من برای امتم نه از مؤمن می‌ترسم و نه از مشرک؛ زیرا مؤمن را خداوند به واسطه ایمانش جلوگیری می‌کند و مشرک را خداوند به سبب شرکش از پای در می‌آورد، اما ترس من از برای شما از منافق زبان بازی است که مطابق اعتقادات شما سخن می‌گوید و برخلاف آنچه معتقدید عمل می‌کند»(نهج البلاغه، نامه 27)
همانطور که مشخص است در دین ما بدترین جایگاه، جایگاه منافق است!، منافق کسی است که در ظاهر دم از دین و ولایت می‌زند اما در عمل و رفتار و در سخنانش در جمع هم فکرانش انا معکم! می‌گوید و به دین و ولایت پشت می‌کند.

بی‌شک امروز برای خیل عظیم سربازان دین یک ولی بیشتر وجود ندارد و او نائب و حجت امام زمان(عج) است، کسی که زندگی در سایه او تمرین زندگی در سایه معصوم است، مهدی باوران و مهدی یاوران برای اثبات ادعایشان امروز یک راه بیشتر پیش رو ندارند و آن، پیروی و پشتیبانی از ولایت فقیه و شخص ولی فقیه است.

رئیس جمهور در این نظام مقدس نقش یک سرباز برای شخص ولی دارد و یک نیروی اجرایی برای نظام، یعنی اگر رهبر در این کشور به منزله مهندسی نقشه‌کش و راهبر است، رئیس جمهور عمله‌ای در این نظام بیش نیست و اما رئیس جمهوری که حد خود را نداند و بارها بی‌ادبی را با تئوری پردازی در مقابل ولی امر مسلمین و دهن کجی با سخنان وقیحانه به نائب امام زمان(عج) از حد بگذراند، بی‌شک اگر صبر حکیمانه نائب امام زمان شامل حالش شود، آتش غیرت امت ولایتمدار دامن او را خواهد گرفت!

جناب آقای روحانی! بارها و بارها جملات شما که گاهی با فاصله زمانی کمی بعد سخنرانی مقام عظمای ولایت ایراد شده و به نفی جملات ایشان پرداخته در فضای مجازی منتشر شده است اما موارد اخیر آن نشان می‌دهد که شما این بی‌ادبی به ساحت مقام مقدس نیابت امام زمان(عج) را از حد گذرانده و نمی‌خواهید از این رویه توبه کنید.

آقای روحانی! ما بسیجی‌هایی که آماده سر دادن در پی دستور ولی امر هستیم امیدواریم که سخنان مضحک و معنادار شما درباره آتش و منقل تعریض به جملات ولی امر مسلمین در این باره نباشد که اگر این موضوع اثبات گردد، ما توهین کنندگان به علی زمان را به حال خود نخواهیم گذاشت و بی‌شک به وظیفه دینی و ایمانی خود عمل خواهیم کرد.

 

مشی امام خامنه ای درباره دو یاور دیرین

شرایط امروز جمهوری اسلامی از نظر تحلیل اتفاقات و شرایط با توجه به فوت مرحوم هاشمی رفسنجانی در حساس‌ترین وضعیت خود قرار دارد، در این موقعیت آنچه مهم، الهام بخش و هدایت آفرین بوده، توجه دقیق و موشکافانه به جهت‌گیری، گفتار و پیام مقام عظمای ولایت است.

این دستور همیشه ایام به دلدادگان و پیروان ولایت گفته می‌شود که در شرایط گوناگون و در واکنش‌ها و برخوردها نباید آنچه دلمان می‌خواهد و تشفی خاطر ما است را انجام دهیم، بلکه ببینیم چه واکنش و عملی امروز به نفع اسلام و انقلاب اسلامی و مورد نظر مقام ولایت فقیه است و ما دقیقاً همان را انجام دهیم! تا خدای نکرده در تور امواج رسانه‌ای دشمن نیفتیم و بازی نخوریم.

شخصیت هاشمی رفسنجانی بی‌شک دارای ابعاد مثبت و منفی است، نقاطی موافق و معاضد نظام، ولایت و نکاتی مخالف، که آنچه در این شرایط هم از نظر دینی پس از مرگ وی و هم از نظر سیاسی درست به نظر می‌رسد، پرداختن به نکات مثبت و سابقه درخشان وی در خدمات و فعالیت‌های انقلابی است، اما با این وجود همیشه باید فعالیت این چند سال آخر عمر هاشمی رفسنجانی را در گوشه ذهنمان نگه داریم تا از رفتارهای نادرست این شخصیت بزرگ انقلاب و گروه‌هایی که شیفته آن رفتار هستند، تبری بجوییم.

نکته‌ای که امام خامنه‌ای پس از وفات رفیق مشترک ایشان و هاشمی رفسنجانی، یعنی آیت‌الله واعظ طبسی به وضوح بیان و تحسین نمودند، موضع‌گیری شفاف وی در ماجرای فتنه بود که همین نقطه ضعف هاشمی رفسنجانی است اما این نباید سبب شود که ما سابقه درخشان این سیف‌الاسلام را از یاد ببریم و به آن نپردازیم.

آیت‌الله طبسی یکی از نزدیک‌ترین یاران مرحوم آیت‌الله هاشمی بودند اما امتیاز آیت‌الله واعظ طبسی آن بود که دوستی‌ها و قرابت‌ها را در ماجرای فتنه کنار گذاشتند و به تقبیح اعمال نادرست فتنه‌گران و روشنگری در این زمینه پرداختند.

اما امروز بی‌شک برای هاشمی رفسنجانی، این شخصیتی که در رسیدن انقلاب به این نقطه از شکوفایی، نقش‌ها و مبارزات و معاضدات بسیاری داشتند و همواره صلاحیت خلف صالح امام را بیان می‌نمودند، همه پیروان صدیق ولایت دعا می‌کنند و رحمت و غفران وی را از درگاه ایزد منان طلب می‌کنند.

 

📎 http://razavi.farsnews.com/news/13951022001276

بزرگ ترین دستور پس از عبادت خدا / به بهانه تولد امام حسن عسکری علیه السلام

یکی از زیبایی های منحصر به فرد دین ما دستور های موکد و فراوان نسبت به دستگیری از نیازمندان و خیر رساندن به دیگران است تا جایی که نفع رساندن به دیگران در عرض ایمان به خداوند از بالاترین خصلت های خوب شمرده شده است که امام عسکری علیه السلام فرمودند:


 خَصْلَتَانِ لَیْسَ فَوْقَهُمَا شَیْ‏ءٌ الْإِیمَانُ بِاللَّهِ وَ نَفْعُ الْإِخْوَان

امام حسن عسکری علیه السّلام می فرمایند:

دو خصلت است بالا دست ندارد:

ایمان به خدا، و نفع رساندن به برادران.[تحف العقول عن آل الرسول ص، ص: ۴۸۹]

تا جایی که در احادیث توجه خداوند به انسان و استجابت دعا و رفع غم ها در گره گشایی از دیگران بیان شده است۱، کانه تو که در پی رفع حوائج دیگران میفتی ، خداوند پیگیر حوائج تو می شود که فرمود: الماشی فی حاجت اخیه کالساعی بین الصفا و المروه، حرکت کننده برای برطرف کردن خواسته دیگران مثل سعی صفا و مروه می ماند!.

اصلا از نشانه های مومن این بیان شده که خیررسانی به دیگران از او انتظار برود و دیده شود و این از زیبایی های بی نظیر دین ما برای رفع مشکلات افراد در اجتماع است.

محمدباقر قالیباف، شهردار تهران در وبلاگ خود نوشته است:

روزی رفته بودم خدمت آیت‌الله‌العظمی فاضل لنکرانی آن موقع در ناجا بودم. ایشان گفتند:

 من ۵۰ سال است دارم اسلام می‌خوانم. بگذار خلاصه‌اش را برایت بگویم  واجباتت را انجام بده. به‌جای مستحبات تا می‌توانی به کار مردم برس. کار مردم را راه بیانداز.بعد هم گفتند اگر قیامت کسی ازت سوال کرد، بگو فاضل گفته بود.

آزاده سرافراز مرحوم ابوترابی هم پیوسته شعارشان این جمله بود که : پاک باش و خدمت گزار!؛ کانه خدمت به مردم که خلق خدا هستند مسابقه ای است برای دوستان خدا که پیامبرش فرمود: خیرکم انفعکم للناس! بهترین شما کسی است که بیشتر به مردم نفع می رساند!
که شاعر می گوید:

صد ها فرشته بوسه بر آن دست می زنند
کز کار خلق ، یک گره بسته وا کند!

دستور خدمت به خلق تا حدی در دین ما مطرح شده که گاهی بعضی با دیدن این دستورات دچار سوء تفاهم شده و آن را تمام عبادت دانسته اند که:
عبادت بجز خدمت خلق نیست
به تسبیح و سجاده و دلق نیست

 گاهی همین سخن ممکن است دستاویزی برای ترک عبادات واجب شود که باید  در اصلاح آن گفت: پس از بندگی، آنچه مخصوص اوست/ عبادت بجز خدمت خلق نیست!

 

.....................

پینوشت:

 

١_گاهی نمی دانیم چرا گره از کارمان باز نمی شود در حالی که هیچ گاه اهل گره گشایی نبوده ایم!.

پیامبر اعظم صلی الله علیه و آله:
من اراد ان تستجاب دعوته و ان تُکشف کربته فلیفرِّج عن معسرٍ

هر که می خواهد دعایش مستجاب و اندوهش بر طرف شود از شخص گرفتاری گره گشایی کند.

کنز العمال ح ۱۵۳۹۸

 

درسی که می شود از یلدا گرفت!

یلدا در نگاه اول چیزی نیست جز یک شب، طولانی ترین شب!، طولانی ترین مدت زمان تاریکی، چیزی که شاید در نگاه اول غم انگیز و ناراحت کننده باشد،

اما ما ایرانی ها این غم انگیز ترین را تبدیل به شاد ترین لحظات کرده ایم و این معجزه ماست! و یک درس برای تمام سال.


آن چیزی که یلدا را یلدا می کند هندوانه شب چله نیست!، بلکه چلچراغ لبخند دوستان و آشنایان و پدر و مادر در کنار هم است، چلچراغ پر نور و زیبایی که در این تاریکی طولانی از با هم بودن پدید می آید! و این بسیار زیبا و درس آموز است.


درسی که از یلدا می گیریم این است که تاریک ترین شب زندگی ما می تواند، زیباترین شب زندگی ما شود به شرط آنکه جلوه محبت ها و فرصت روشن کردن چراغ لبخند و مهمانی گرم همدلی ها را ببینیم و فراهم آوریم.

 

یلدا به ما این درس را می دهد که می شود از سخت ترین لحظه ها ، بهترین استفاده ها را برد، مردم از تاریکی یلدا برای نزدیک تر شدن به هم استفاده می کنند و البته چراغ محبت در تاریکی سختی هاست که جلوه می کند!، یکی از خاصیت های تاریکی های زندگی آن است که در آنها دل های با محبت کنار هم جمع می شوند، تاریکی هایی که دل های ما را به هم نزدیک تر کنند، در واقع روشنی هستند!،

در تمام تاریکی های زندگی یلدایی نهفته است، جایی که می توان غمی را به شادی بدل کرد و تنهایی کسی را از بین برد و چراغ محبت را روشن نمود،باید از تاریکی شب های زندگی برای روشن کردن چراغ محبت و دوستی استفاده کرد که این در واقع جشن انسانیت خواهد بود؛

فراموش نکنیم که یلدا برای ما یک درس است، درسی برای تمام سال.

دشمنان محرم و صفر در لباس مشکی!

دهه های جدید، خیانتی به نام دین

کسانی وجود دارند که اگر امروز زعیم شیعه شوند اثری از شیعه تا چندی بعد باقی نخواهد ماند، کسانی که به اسم دین و یاری امیرالمومنین می کوشند تا اسلام ناب باقی نماند و نامی از پیامبر بر مناره ها برده نشود!

شکی در آن نیست که همانطور که امام خمینی رحمه الله فرمودند ما هر چه داریم از محرم و صفر است و اصلا بقاء نام پیامبر به خاطر سیدالشهداست که فرمود "انا من حسین" اما العجب عده ای با نام دین در مسیر کم رنگ کردن عزای امام حسین علیه السلام گام برمی دارند!.

موضوع ایجاد دهه های جدید و بی سابقه برای عزاداری است که کانه هر روز به تعداد آنها افزوده می شود، سوال آنجاست که چرا اهل بیت و علمای گذشته این گونه عزاداری نمی کردند و چه انگیزه ای اعم از سیاسی و غیر سیاسی پشت این ماجرا است؟

این افراد آمده اند تا گنجینه ویژه بودن عزاداری سیدالشهداء سلام الله علیه را از مردم بگیرند!، جایی که اهل بیت علیهم السلام با حکمت و مصلحت تنها برای امام حسین علیه السلام مجلس عزای عمومی برپا می کردند! و فقط در مورد امام حسین علیه السلام داریم که اهل بیت یک دهه عزادار بوده اند؛ اگر بگویی شیعه در فشار بوده می گوییم حتی در مورد پیامبر خدا عزاداری عمومی مثل عزای سید الشهدا نبوده است!

در روایتی تصریح شده که در زمان امام صادق(ع)، شیعیان تنها ایام سالگرد شهادت امام حسین(ع) را عزای عمومی می‌دانستند و چنین عزایی را حتی در مورد پیامبر اکرم(ص)، امیر المؤمنین(ع)، فاطمۀ زهرا(س) و امام حسن(ع) نداشتند.
شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۱، ص ۲۲۵

نکته ای که در اینجا وجود دارد و دست دشمن در آن دیده می شود و دل انسان را به درد می آورد این است که خاصیت و حرارت عزاداری سیدالشهداء در دوران به ویژگی و منحصر به فرد بودن آن بوده است، انحصاری که بی شک مد نظر اهل بیت علیهم السلام بوده و در روش و دستوراتشان به کرات و وضوح بیان کرده اند و بعضی از علما حتی با همین تفکر اربعین گرفتن برای سایر اهل بیت را حرام اعلام کردند!
اما امروز بیم آن می رود که این گنجینه عظیم شیعه با فعالیت های یک عده محب کور و دیگران مغرض تحت الشعاع قرار بگیرد و ویژه بودن و حرارت خاص خود را در نزد عموم از دست بدهد.

اگر از تمام اشکالات ریشه ای به این عمل و این ادعا بگذریم، نکته ای که بی شک از نگاه این قشر پوشیده است ، رعایت مصالح اجتماعی و نگاه تربیتی در نسخه پیچیدن برای افراد جامعه با درجات ایمانی و معرفتی مختلف است، کسی نمی گوید اهل روضه بودن بد است که خوب است و افراد مستعد میتوانند هر روز خود را با روضه آغاز کنند اما اگر ما به راستی پیرو اهل بیت هستیم نباید این نسخه را جز در مواردی که دستور عمومی اهل بیت علیهم السلام است برای همه بپیچیم!.

بعد از دو ماه عزاداری محرم و صفر که مجالس شادی، مثل ازدواج و امثالهم به حرمت سید الشهداء علیه السلام برگزار نمی شده است، مردم برای ربیع المولود برنامه می چینند اما از قضا بعضی نهیب می زنند که چرا شادی می کنید؟ چرا لباس مشکی نمی پوشید؟ مگر نمی دانید چه و چه است؟، سوال اینجاست که مردم مجالس جشن را کی باید برگزار کنند و آیا
همین سیره اهل بیت علیهم السلام در برخورد با مردم و شیعیان بوده است که پاسخ واضح است.
نباید در این میان سود دنیایی یک عده منفعت طلب را از برپایی پشت در پشت و پی در پی این دهه های عزاداری را از خاطر برد ، مداحان و منبری هایی که با سوء استفاده از احساسات پاک جوان های مومن نسبت به خاندان رسالت و برپا کردن دهه هایی که هیچ دستور یا سنت محکم از اهل بیت در مورد آن ها نیست و بعضا با جعل احادیث یا پیدا کردن مطالب سست با احداث دهه های جدید در کنار تحت الشعاع قرار دادن عزاداری سید الشهداء ، سبب معرفی مذهب اهل بیت به عنوان مذهب بدون شادی،مذهبی که همه سال در آن باید گریان بود می شوند.

مقام معظم رهبری درباره اختصاص عزاداری عمومی و خاص در موارد معدود فرمایند:

روضه خوانی و سینه زنی باشد اما نه در هر عزایی، مخصوص امام حسینست حداکثر مربوط به بعض ایمه آن هم نه به این وسعت مثل شب و روز تاسوعا و عاشورا، ۲۱ماه رمضان،مثلا در مورد حضرت موسی بن جعفر من لزومی نمیبینم سینه زنی بشود یا سالگرد شهادت حضرت زهرا مناسبتی ندارد نوحه خوانی وسینه زنی کنیم بهترست شرح مصایب گفته شود که گریه آورست.۱۳۷۰/۱۱/۲۹

مدافعان حرم قاچاقی

یکی از موضوعات داغ در فضای امروز جامعه مسئله مدافعان حرم و جنگ ما در عراق و سوره است، شکی در آن نیست که حضور ما در این جبهه لازم است، شکی در این نیست که فعالیت ما در این جبهه باعث می شود که لازم نباشد در خانه خودمان بجنگیم و این هزینه بالا را متحمل شویم،

امروز طبق سخنان صریح مقام عظمای ولایت و مسئولین، حضور ما در این جنگ ها به صورت لشکر کشی همه جانبه نسیت، و تنها حضور ما یک حضور مستشاری است و این یک موضوع مهم است!، در این میان بسیاری از جوانان دیده می شوند که عشق حضور در این جبهه مقدس دفاع از حرم را دارند اما آیا اجازه شرعی و قانونی برای حضور عناصر غیر متخصص و مستشار در این جبهه وجود دارد؟

 برای پاسخ دادن به این پرسش باید به یک مقدمه بپردازیم و آن اینکه در معارف دینی خدای تعالی از تک تک نعماتی که به ما داده سوال می کند که در چه راهی صرف کرده ایم و آیا بهترین استفاده ممکن را از آن کرده ایم یا نه!، و در موضوع صدمه زدن به بدن علمای ما قائل به حرمت هستند ،چه حتی شما یک تیغ روی دستتان بکشید!، حالا در موضوع جان انسان که بالاترین نعمت خدادادی است چطور خدای تعالی حساس نیست؟

از طرف دیگر موضوع شهادت و مقام بالای شهید در راه خدا مطرح است که حتی شخصی مثل امام حسین علیه السلام برای یک مصلحت بالا که حفظ دین و ماندن اسلام است جان خود و خانواده خود را فدا می کند! ، اما کی ما می توانیم به این موضوع پی ببریم که یک مصلحت بالاتری وجود دارد که ما مجوز داریم برای حفظ آن جان خود را فدا کنیم؟ ، پاسخ آن است که ما یک رهبر شجاع و آگاه داریم که حجت شرعی در دستان اوست، در زمان غیبت ولی فقیه سرپرست ماست و ایشان باید اعلام جهاد کنند که بر ما واجب شود و حال آنکه اعلام جهاد عمومی نشده است!

سوال این است که جوانی که بدون کسب اجازه شرعی و فقط با رابطه یا جا زدن خود در میان سربازان سایر کشور ها و آن هم بدون شناخت منطقه جنگی و بدون آموزش نظامی لازم وارد این میدان می شود و جان خود را در کمترین زمان ممکن از دست می دهد در آن دنیا چنین شخصی امتیاز می گیرد یا بازخواست می شود؟

افرادی می آمدند پیش امام خمینی رحمه الله و به ایشان عرض می کردند که دعا کنید ما شهید شویم! ، ایشان در پاسخ عرض می کردند که دعا می کنم پیروز شوید و ثواب شهادت را ببرید!؛ جان بر کف بودن مهم است اما با رعایت منطق و صلاح و مصلحت، شکی در آن نیست که اسلام دین منطق است و حضور بسیاری از جوانان عادی البته با روحیه و شوق ستودنی در این جبهه مستشاری منطقی نیست و حتی مورد تایید مسئولین نظامی ما هم نمی باشد.

در عصر رسانه،حوزه ساکت، یک حوزه مرده است!

وقتی جهان داران در مورد فرایند جهانی شدن و برداشته شدن مرز های فرهنگی در فضای رسانه ای امروز صحبت می کنند ، از این ارتباط بین فرهنگ ها با تعابیر جذابی یاد می کنند اما همیشه پشت شعار های قشنگ و تئوری پردازی های عوام فریبانه، لبخند قدرت طلبانه ی اصحاب زر و زور وجود دارد که از این رسانه هایی که امروز مثل خون در پیکره جهان جاری است استفاده می کنند تا این خون، ژن تفکر آنها را به عنوان عنصر حیات بخش منتشر نماید و سایر فرهنگ ها در سایه این پمپاژ قوی و دارای جذابیت های روز ، در شیب انفعال قرار گیرند و مضمحل شوند.

در این میان و در دنیای امروز که صحبت کردن در جهان یعنی داشتن رسانه قوی و ایدئولوژیک ، در واقع تفکر اسلام ناب در عصر حاضر و در میان این همه صدای رسا و بظاهر جذاب ساکت است!،

تفکر اعتقادی ناب شیعه در واقع در این دنیای رسانه های نوین که مردم جهان از فرهنگ منتشر شده توسط آنها رنگ می گیرند ، یک دفینه راز آلود و گران بهاست که افراد زیادی از آن خبر ندارند.

امروز نداشتن رسانه و محتوای قابل عرضه در این عرصه به معنای نداشتن زبان است و حوزه ما که مرکز تفکر دینی ماست مثال عالمی است که زبانی برای ارتباط با دیگران و بیان عقاید حقه خود ندارد که اینگونه عالمی بود و نبودش فرق زیادی ندارد.

با این وجود در این عصر رسانه و ارتباطات بی حد بین فرهنگ ها در این عرصه، بیم آن می رود که در آینده ای نه چندان دور تفکر ناب شیعی تنها در پیکره حوزه علمیه باقی بماند، یک حوزه منزوی که با مرگ فاصله ای نخواهد داشت!، مطلبی که در سخنان عتاب آمیز رهبر حکیم انقلاب خطاب به حوزه در موضوع لزوم تحول در حوزه سال ها پیش به آن اشاره شد.

خروسِ دم بنفش در دانشگاه‌های مشهد!

یکی از بدترین و ناجوانمردانه‌ترین کارهایی که یک طیف سیاسی در جریان به قدرت رسیدن می‌تواند انجام دهد بهره کشی و سوء استفاده از عواطف پرشور جوانان پاک، در جهات حزبی و منفعت طلبی‌های قدرت طلبانه است، و از این بدتر فدا کردن فضای مقدس علمی برای رسیدن به نیات نامقدس است. اگر انسان بخواهد سیر قدرت طلبی بعضی جریان‌های خاص را در کشور مطالعه کند باید نگاه دقیقی به ایجاد تشکل‌های دانشجویی نو به نو و اهداف و شکل آنها داشته باشد، تشکل‌هایی که با پز نو اندیشی و زرق و برق این نام، نقش پسر جوانی را بازی می‌کنند که با اجاره کردن یک ماشین پر زرق و برق در فکر شکار دختران جوان است.

 

در ماجرای انتخابات سال ۸۸ بسیاری از افراد شاهد بودند که ستاد سبز به ترفندهای مختلف از جمله جاذبه‌های جنسی به دنبال جذب افراد بودند و امروز این فکر که باید از هر طریقی و لو ضد دینی و مغایر با آرمان‌های انقلاب، جوان را جذب کرد تا در آینده طرف ما را در انتخابات بگیرد در فعالیت‌های دانشگاهی بعضی تشکل‌های خاص دیده می‌شود.

 

البته نمی‌شود گفت که این موضوع دور از نظر و تصمیم مسئولین دانشگاه دارد انجام می‌شود، بلکه در بعضی دانشگاه‌ها به طور کاملاً ویژه و با حضور معاون فرهنگی دانشکده جلسه‌ای برای ورودی‌های جدید دانشگاه همراه با معرفی این تشکل خاص برگزار شده است، آن هم با منوهای کاملاً ویژه!، از جمله تئاتر و موسیقی و صندلی داغ همراه با آموزش "مخ زنی!" آن هم نزدیک ایام محرم و شهادت اباعبدالله الحسین، که این موضوع انسان را به یاد عاشورای ۸۸ و کف زدن و هلهله و رقص و پایکویی و پرچم آتش زدن آن عده‌ای می‌اندازد که رئیس فتنه آنها را خداجو می‌دانست، البته همه انسان‌ها باطناً خدا جو هستند اما یکی گاو را می‌پرستد و یکی خدای واحد را و آنچه مشخص است خورشید توحید و ولایت در این سرزمین پاک همیشه بوده و هست و تنها چند روزی این ابرهای کبود در این آسمان فیروزه‌ای مجال جولان خواهند داشت.

 

منع برگزاری کنسرت، قانونی یا غیر قانونی؟!

 

برخی افراد که هر روز به بهانه ای علیه امام جمعه انقلابی مشهد جو سازی می کنند این روز ها سخن از خلاف قانون بودن کار ایشان می گویند و این در حالی است که :

١_ سالها در زمان حضور تولیت سابق آستان قدس،حضرت آیت الله طبسی رحمه الله این منع وجود داشته ولی انگار این اغراض سیاسی در جو سازی رسانه ای موجود نبوده است.

٢_ خود شخص استاندار خراسان به شدت با موضوع برگزاری کنسرت در مشهد الرضا مخالف است و در واکنشی رسمی بیان داشته است:

بنده یکبار عنوان کردم که بیایید برخی ملاحظاتی را که در عرصه کنسرت وجود دارد به صورت ضابطه در آوریم اما عده‌ای واکنش نشان دادند...در صورتی که من بارها گفته‌ام و به  آیت الله علم الهدی نیز گفته‌ام که به هیچ عنوان قائل به برگزاری کنسرت در شعاع چند کیلومتری حرم رضوی نیستم.

٣_ کسانی که دم از غیر قانونی بودن این حرکت می زنند بعید است چیزی از شورای فرهنگ عمومی استان که عهده دار چنین مسائلی است و به ریاست امام جمعه مرکز استان برگزار می شود نشنیده باشند! که این نهاد قانونی در تمامی استان های کشور وجود دارد و به فراخور زمان و مکان در مورد مسائل فرهنگی استان تصمیم گیری می کند.


۴_ با وجود ساز و کار قانونی و همچنین مخالفت های آشکار علمای مشهد با برگزاری کنسرت در مشهد در تایید این تصمیم قانونی، پر واضح است که چنین جنجال سازی ها و دروغ پراکنی هایی با اغراض سیاسی و هدف تحت الشعاع قرار دادن برخی مسایل و موضوعات از قبیل مسایل زیر انجام می شود:

☑️ ناراحتی مردم از ناکامی های برجام و وعده های محقق نشده در پسابرجام.

☑️ موضوع حقوق های نجومی و ذخیره نظام خواندن این افراد بدنام.

☑️ موضوع ناکامی های دولت در برطرف کردن رکود و پیگیری اقتصاد مقاومتی.

 

حاشیه های مهمتر از متن در جنجال کنسرت

اگر عادت ها و جریان غالب را کنار بگذاریم و ذهن را خالی کنیم، آنگاه قضاوت نماییم،می توانیم پاسخ درستی به این سوال بدهیم که آیا نباید شهری که می خواهد مرکز قداست و معنویت و گفتمان مذهبی باشد با شهر های دیگر فرق نماید؟

اگر روزی با هزار امید و آرزوی معنوی برویم کربلای امام حسین علیه السلام و بعد در شارع العباس در یک بیلبورد تبلیغاتی بزرگ ببینیم برگزاری کنسرت موسیقی همراه با نوازندگی زنان چه حالی می شویم؟

چرا فکر می کنیم یک پدیده اجتماعی خاص در همه شهرها با فرهنگ ها و شهروند ها و فضای شهری مختلف باید وجود داشته باشد؟ در حالی که فضای غالب مخالف وجود آن پدیده در آن شهر هست.

بحثی که در مورد کنسرت های موسیقی مطرح است صرفا بحث نواختن موسیقی و خوانندگی نیست، بلکه بحث فرهنگ حاکم بر این جلسات است، فقط موضوع آن جرقه ای نیست که در این جلسه می خواهد بخورد بلکه موضوع آتش نهفته ای است که در این سو برای گُر گرفتن منتظر آن است.

جالب اینجاست که اینطور موضوعات و جنجال ها به اولویت مسئولین و رسانه های دولت بدل می شود در حالی که مثلا موضوع مهم غارت دولتی بیت المال در فیش های حقوقی آنچنانی در سطح کشور و محرومیت های فراوان فرهنگی اقتصادی در حاشیه مشهد مطرح است که با این جنجال سازی های هدفدار رسانه ای در حاشیه قرار می گیرد،
در حالی که فعالیت ستاد حاشیه شهر زیر نظر حضرت آیت الله علم الهدی در این موضوع کاملا چشمگیر و روشن است،بی شک این موضوع نظر همگان را جلب می کند که دولت باید به جای فرافکنی های مختلف، در باب وظایف اصلی خود گزارش عملکرد خود در خصوص اقتصاد و فرهنگ و … ارائه نماید.

امروز این رسانه ها مشکلشان تنها با شخص حضرت آیت الله علم الهدی نیست چرا که نظر همه علما و خانواده بزرگ طلاب و مذهبیون مشهد در موضوع کنسرت همانند نظر ایشان است و اصلا ایشان به عنوان نماینده این گروه عظیم سخن می گوید، مشکل این موج رسانه ای افراد معلوم الحال که متاسفانه دولت هم در جهت مدیریت ذهن مردم بر این موج سوار است با تمام این قشر و این تفکر است همان دولتی که از آقای شجریان حمایت جدی می کند، شجریانی که به رهبر کبیر انقلاب دهن کجی می کند و به صراحت تاریخ هزار و چهارصد ساله دین را  دشمن خود و کار خود می خواند، در حالی که دشمن قسم خورده دین و حق و حقیقت، کسی جز شیطان و دوستان او نیستند.
آنچه مشخص است، اسلام دستور به تفریح و نشاط سالم داده است و باید این آقایان پاسخ دهند که آیا تنها راه ایجاد نشاط و شادی در این جامعه ی مذهبی برگزاری کنسرت است؟

چه کسی قدر امام رضا(ع) را می‌داند؟

 

خبرگزاری فارس: چه کسی قدر امام رضا(ع) را می‌داند؟

بسیاری می‌پرسند که چرا امام رضا علیه السلام را «امام غریب» می‌گویند؟ با آنکه شیعیان و محبین ایشان چنان بارگاه و زیارتگاه باشکوهی را برای ایشان ساخته‌اند و صبح و شام پیوسته گرد حرمش گرم زیارت و طوافند.

 

به گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری فارس وبلاگ سرباز صفر نوشت: هیچ‌گاه با خود اندیشیده‌ایم که آیا ما قدر نعمت امام هشتم شیعیان و قرار گرفتن حرم مبارک این امام همام را در این کشور می‌دانیم؟ براستی اگر ما قدر امام رضا علیه السلام را بدانیم همچنانکه زائری که قدردان او باشد حقیقتاً اهل بهشت است، جامعه‌ای که قدردان این چشمه جوشان هدایت، کرامت و معنویت باشد حقیقتاً لبریز از سعادت خواهد بود و در فضای اینچنین جامعه‌ای بوی بهشت وزیدن خواهد گرفت.

چه کسی قدر امام رضا(ع) را می‌داند؟

بسیاری از ایرانیان مومن در سرتاسر این کشور پاک و حتی دلباختگان اهل بیت علیهم السلام در کشورهای دیگر آرزوی زیارت حرم ملکوتی این امام عزیز را دارند اما باز باید از خود بپرسیم که براستی قرب به او و بهره بردن از فیوضات وجودی امام تنها با نزدیک شدن به حرم او و در آغوش کشیدن ضریح و مقبره او میسر است؟

و نیز با خود بیندیشیم که آیا این همه اثر معنوی که برای زیارت امام هشتم (ع) در احادیث شمرده شده به صرف در آغوش کشیدن ضریح این امام بزرگوار در وجود ما و زندگی ما سرازیر می‌شود و اگر نه چه عنصری در این ابراز ارادت‌ها و زیارت‌ها مفقود است که آنچنان که باید فیوضات معنوی و سعادت اخروی این منبع فیض در زندگی ما جاری و ساری نمی‌شود؟

جواب این پرسش‌ها را از این نکته می‌توان آغاز کرد که بسیاری از ما تا یادمان از این حرم شریف و حضرت رضا سلام الله علیه می‌افتد به یاد حاجاتی می‌افتیم که از ایشان خواسته‌ایم یا حاجاتی که باید بخواهیم اما نکته مهم آن است که برای براورده ساختن این حاجات آیا امام رضا علیه السلام نیز از ما و برای ما حاجت و درخواست و دستوری ندارند؟

چرا با یاد کردن امام رضا (ع) و در حضور ایشان قرار گرفتن بجای ابراز طلبکاری و احیاناً اعتراض در مورد حاجاتمان از اعمالمان شرمنده نمی‌شویم؟ همان درخواست‌های امام رضا (ع) از ما برای رسیدن به مقام یک شیعه واقعی و یک زائر عارف، که بسیاری از اوقات ما در مورد آنها سهل انگاری کرده و می‌کنیم!

علت غربت امام هشتم(ع) چیست؟

خیلی از خودشان یا از دیگران گاهی این پرسش را می‌پرسند که چرا امام رضا علیه السلام را امام غریب می‌گویند؟ با آنکه شیعیان و محبین ایشان چنان بارگاه و زیارتگاه باشکوهی را برای ایشان ساخته‌اند و همان‌ها صبح و شام پیوسته گرد حرمش گرم خدمت و زیارت و طوافند.

اما جواب این پرسش جدا از دوری این پاره تن رسول خدا (ص) از زادگاهشان یک غربت بالاتری است که سبب آن کسی جز خود ما به اصطلاح شیعیان حضرت نیستیم آنجا که اهل دلی مولای غریب ما شیعیان را در خواب می‌بیند در حالی که تن مبارک او مملو از تیرها و غرق خون است که از دیدن این صحنه آشفته می‌شود و از علت این حالت سوال می‌کند که جواب می‌آید؛ نگاه‌های آلوده و نظرهای شیطانی زائران ما این حالت را در ما بوجود می‌آورد.

غربت امام رضا علیه السلام در جایی است که ما که ادعای دوستی و محبت او را داریم با اعمالمان او را آزار دهیم درحالی که خود را زائر او می‌دانیم و حاجت‌های فراوانی را در پیشگاه او عرضه می‌داریم.

آن زمان اندکی از غربت این امام با عظمت ما شیعیان آشکار می‌شود که کمی از منظر امام (ع) که وصایا و احادیث گرانبار ایشان است به شیعیان و محبین‌شان بنگریم و ببینیم کدامیک ادعای عشقشان را با اطاعت از این کلمات ثابت کرده‌اند و کدامیک براستی زائر با معرفتند!

دوستداران واقعی امام رئوف کم نیستند، همان‌هایی که دلشان همواره زائر اوست و وجودشان همواره گرد ضریح رضایت او طواف می‌کند و همان‌هایند همنشین حجت هشتم در بهشت رضوان الهی که اینگونه شخصی چون زائر مشهد الرضا می‌شود مزد خویش را با لبخند زیبای محبوب و حاجات روای خویش از درگاه سلطان کرم باز می‌ستاند.

تمرین کوچک برای میدان بزرگ


پارسال که برای دفعه اول این برنامه در یک نمایشگاه بین المللی به معرض نمایش گذاشته شد اتفاقی بود که توجه همه اهل فهم و فرهنگ را به خود جلب کرد تا جایی که نماینده محترم مردم مشهد در مجلس جناب دکتر بحرینی که از این برنامه در نمایشگاه قرآن بازدید می کردند بیان کردند که قلب تپنده نمایشگاه قرآن اینجاست و در فضای رسانه نیز دوست و دشمن نتوانستند از کنار این اتفاق بگذرند و از سایت های داخلی تا دویچه وله آلمان هر کدام به فراخور اهداف خود به موضوع شهر بازی مقاومت پرداختند، همان شهر بازی ای که در حقیقت تمرین کوچکی برای یک میدان بزرگ بود ، برنامه ای که در حقیقت در طراز کار های فرهنگی هم سنخ خود یک گام رو به جلو برداشته بود.

 

و امسال نیز به نظر می رسد بزرگ ترین اتفاق فرهنگی پایتخت معنوی کشور در ماه مبارک رمضان در بوستان بسیج رقم می خورد.جایی که عمیق ترین و استراتژیک ترین پیام های مذهبی و قرآنی که تمام شعار بزرگ ترین انقلاب مذهبی قرن را تشکیل می دهد در بهترین شرایط تعلیمی برای نوجوانان که در بهترین سن فراگیری هستند ارائه می شود.

این انقلاب الهی که از زمان برپایی تمام معادلات مستکبرین را در جهان بر هم زد هر چه دارد از آیات زندگی بخش قرآن دارد همان آیاتی که روح خدا در گوش جان این مردم پاک زمزمه می نمود و اگر مغز این ادبیات در جان فرزندان این انقلاب جانمایی نشود از این نوجوان ها سربازان ولایت ساخته نمی شود و این جوانه ،شکوفه عشق و ایثار نمی زند.

پس اینجا از یک طرف ناب ترین و حیات بخش ترین پیام ها یعنی آیات قرآن وجود دارد و از طرف دیگر زمین آماده به کشت وجود یک نوجوان که امام علی علیه السّلام فرمودند:

إنَّما قَلبُ الحَدَثِ كَالأرضِ الخالِيَةِ مَهما أُلقِيَ فيها مِن كُلِّ شَيءٍ قَبِلَتهُ ؛


قلب نوجوان ، همچون زمين آماده کِشت است كه هرچه در آن افكنده شود، مى پذيرد .

غرر الحكم و درر الكلم، حديث3901

و تا به اینجا بهترین بذر و آماده ترین زمین برای به بار نشستن وجود دارد اما نکته آخر که از آن به بهترین شرایط تعلیمی یاد کردیم و در حقیقت بهترین شرایط کشت این بذر مبارک هم می باشد آن است که در این برنامه فرهنگی بزرگ در شهر بازی مقاومت ،تمام این اتفاقات در یک بستر و برنامه شاد و پر هیجان اتفاق می افتد که تمام آن پیام های ناب همراه با یک خاطره خوش از یکی از شبهای ماه مبارک در شهربازی مقاومت در دل و جان او جاویدان و نهادینه می شود.

بار ها در کنار این فضا دست اندر کاران دیده اند که نوجوانی که از فضای شهر بازی بیرون می رود از لذت و رضایت خود سخن می گوید ،و بعضی چند بار شرکت می کنند و این شعف و لذت در حالی است که بذر آیه های مقاومت در جان او پاشیده شده است و اینها همان نوجوان های عصر تبلت هستند که با هنر تبلیغی طلبه های جوان لحظات خوشی را در کنار آفتاب قرآن و آینه تاریخ پر فراز و نشیب این آب و خاک سپری می کنند.

 

توضیح اجمالی غرفه ها:

 


غرفه اول غرفه بازی های محلی و ایجاد هیجان و نشاط اولیه برای شروع مراحل است


غرفه دوم غرفه قاجار و پهلوی است که با آیتم های مسابقه و نمایش با تاریکی های آن دوران با زبان طنز و کودکانه آشنا می شوند تا بعد درک عظمت و انفجار نور انقلاب اسلامی برایشان بهتر صورت پذیرد.


غرفه بعد غرفه قرآن و عترت است که آیات راهبردی قرآن که ما را از تاریکی های گذشته به عزت ملی در انقلاب اسلامی رساند خیلی سریع با بچه ها مرور می شود ،سه آیه که اشاره به این موضوعات دارد: آمادگی همه جانبه در برابر دشمن، اعدو لهم ماستطتم من قوه و اطاعت از رهبری قدرتمند، اطیعوا الله و اطیعوا الرسول...و اتحاد، واعتصموا بحبل الله.


غرفه بعد غرفه انقلاب است که روش های دشنان را در برخورد با انقلاب های اسلامی بررسی می کند روش هایی نظیر تحریم تطمیع و تهدید! ، که این موارد با تصاویر و کلیپ در زمان صدر اسلام و در انقلاب اسلامی تطبیق می شود.


غرفه بعد عملیات است که با نوای ای لشکر صاحب زمان...نوجوانان لباس عملیات می پوشند و در یک میدان جنگ کوچک و فضا سازی مناسب، همراه با هیجان فضایی از شب عملیات را تجربه می کنند!.


در انتهای این غرفه اشاره به موضوع خرمشهر می شود که ما برخلاف دوران های قدیم پای این آب و خاک ایستادیم و بهنام محمدی ها در این سرزمین نمایش غیرت دادند.


بعد در غرفه بعد بچه ها در کنار تابوت های نمادین شهدا با خرمشهر های آزاد شده در میدان های صنعت پیشرفت و فناوری به برکت خون امثال سردار تهرانی مقدم و احمدی روشن فضایی معنوی و غرور آفرین را تجربه می کنند.


در غرفه بعد اشاره به جنگ و رویارویی سپاه اسلام در بیداری اسلامی در مقابل جبهه مقابل می شوند که در این میدان بچه ها در کنار تصویر سردار سلیمانی و سید حسن نصرالله و ...به رهبری امام خامنه ای پشت خاکریز در مقابل داعش و اسرائیل و عربستان به جنگ نمادین مشغول می شوند.


در این بین دوغرفه جُنگ مخصوص خردسالان و کارگاه تربیت فرزند برای خانواده ها نیز فعال است تا یک برنامه مطلوب و کامل برای همه افراد خانواده نزدیک به یک ساعت در عرصه پر جنب و جوش شهربازی مقاومت در بوستان بسیج برقرار شود.

راز های رهایی یوسف از دام شهوت

 

همه ما در باره داستان زندگی حضرت یوسف(ع) مطالب  فراوانی خوانده ایم اما آنچیزی که حائز اهمیت است این می باشد که گرچه کاري که يوسف کرد، همه‌اش در چند دقيقه اتفاق افتاد اما آن، کار بزرگي بود که نماد پاکي و پاکدامني شد و در همين داستان و در سيره يوسف(ع) نکاتي مهم و کليدي وجود دارد که مي‌تواند براي پيروان حقیقت، در پاکدامني و عفت کارگشا باشد.

يكي از امتحان هاي سخت كه امروز در فضاي جامعه پيش روي جوانان مومن و متدين است ،حفظ نگاه از حرام و حفظ خود از دام هاي شهواني است ،ما در اينجا مي خواهيم از يوسف پيامبر كه الگوي قرآني در سربلند بيرون آمدن از اين امتحان است و نسخه شفا بخش آيات قرآن در اين موضوع الهام بگيريم و با ييان چند نكته نسخه اي براي جواناني كه دغدغه سربلن بيرون آمدن از اين امتحان الهي در اين دوره و زمان دارند ارائه نماييم. 

1- مهم‌ترين نکته این است که يوسف(ع) شخصيت خود را چنان با صفات عاليه و افکار بلند پرورانده بود که پستي گناه را بر دامن خود ننگ مي‌دانست و باز، همه راز آن دم‌خور شدن با عبادت و ارتباط با خداست که او بلندمرتبه است و ارتباط با او انسان را به اوج مي‌برد.

2- او به خداي خود به چشم معشوقي مي‌نگريست که ترجيح مي‌داد با او و در زندان باشد تا بي‌او و در آغوش زليخا! آري، هيچ‌چيز ارزش آن را ندارد که ما آن معشوق بي‌نقص را برنجانيم و از خود برانيم.

3- مخمصه‌اي که يوسف در آن گرفتار آمد، از مهم‌ترين مخمصه‌هايي است که مي‌تواند در يک دام شهواني وجود داشته باشد، بنابراين کسي که بتواند از چنين مهلکه‌اي برهد، از دام شيطان رسته است؛ يوسف در اوج جواني است و زليخا زن صاحب جمال و مال و منالي است که خود از او تقاضا کرده و شرايط را فراهم کرده و حتي به او امر کرده و ديگر آنکه او را در اين وضعيت حبس کرده است تا همه‌جور بهانه‌اي براي روشن‌شدن آتش شهوت وجود داشته باشد.

 

اما نکته همين‌جاست که کسي که به‌راستي دل در گرو يار حقيقي داشته باشد، با وجود چنين وضعيتي باز، همه‌چيز را تمام و همه درها را بسته نمي‌بيند، زيرا معشوق ما معشوقي است که مي‌تواند هر در بسته‌اي را برايمان باز کند؛ به شرطي که وفاداري‌مان را به او ثابت کنيم.

4- نکته همان است که ما بايد يک دوره در نمازها و عبادت‌ها و رازونيازها و کارها، خودمان را به او نشان دهيم تا روزي‌مان کند در چنين موقعيتي که موقعيت درجه گرفتن و رهاشدن و انتخاب شدن است. نام او را بر زبان بياوريم تا آتش شهوت ديگر در ما کارگر نباشد و آتش مهيا شده شيطان بر ما سرد و گلستان شود.

آيه‌اي از قرآن کريم مي‌گويد: ان الذين اتقوا اذا مسهم طائف من الشيطان تذکروا فاذاهم مبصرون1

يعني اهل تقوا در زمان مواجهه با شيطان به ياد خدا مي‌افتند تا شهوتي که چشم انسان را کور مي‌کند، ديگر کارگر نباشد و چشم آن‌ها به نور ذکر و ياد مقلب‌القلوب، بينا شود.

5- مي‌گويند در آن اوج که زليخا در پي آماده‌کردن يوسف با سخن‌هاي آن‌چناني بود، به او گفت: چه چشم‌هاي زيبايي داري که او پاسخ داد: اولين جايي که از من در خانه قبر از بين مي‌رود، همين چشم‌هاي من است.

اميرالمؤمنين(ع) فرموده است: اکثروا ذکرالموت فانه هادم‌اللذات، حائل بينکم و بين‌الشهوات2

ياد کنيد آنچه رنگ و لعاب لذت‌هاي حرام را از چشم شما مي‌اندازد و بين شما و آن، حائل مي‌شود که آن ياد مرگ است؛ لحظه‌اي که ديگر اثر آني لذت‌هاي حرام از بين رفته و تنها حسرت و سرافکندگي ابدي‌اش براي ما باقي مانده است3، ماييم و پيشگاه او و شرم گناه که البته اين خود عذابي دردناک‌تر از آتش است که آن دلدار خوبان روي از ما برگرداند و ما هيچ راه بازگشتي نداشته باشيم.

6- او را هميشه با خود ببينيد و بدانيد که «هو معکم اينماکنتم»4 که او از رگ گردن به ما نزديک‌تر است. اگر شما او را نمي‌بينيد، او شما را مي‌بيند و حتي خاموش‌ترين صداي اعماق درون شما را مي‌شنود، صدايي که شايد گاهي خودتان هم نشنويد و اينکه مظاهر و جلوه‌هاي او که اهل بيت‌ عليهم‌الاسلام هستند، فرموده‌اند که هيچ‌گاه از ما روي نگردانيد، حتي در‌حالي‌ که گناه مي‌کنيد! باشد که بارقه‌اي از نور وجود ما بر بخشي از دل شما که آيينگي خود را از دست نداده است، بتابد و شما را از تاريکي رها سازد.(روزي به دوستان هيئتي اين نکته را متذکر مي‌شدم که مي‌خواهيد بدانيد اين ياحسين و يافاطمه و يامهدي‌گفتن‌هاي شما چقدر واقعي است و در دل و جان شما ريشه دارد؛ اگر بتوانيد در اوج هجوم شهوت و رويارويي با شيطان، باز اين اذکار را بر لب داشته باشيد، حقيقتا اهل اين ذکرها هستيد).

امام صادق(ع) مي‌فرمايند: آن لحظه که زليخا خود را براي يوسف(ع) آماده مي‌ک

رد، تکه‌ پارچه‌اي روي بتش که در آن مکان بود، انداخت. يوسف از او پرسيد چه مي‌کني، گفت: از اين بت حيا مي‌کنم! يوسف گفت: چگونه تو از بتي که نه مي‌بيند و نه مي‌شنود، شرم مي‌کني و من از پروردگارم، از خداي آسمان و زمين که قادر و قاهر است و ما و تمام موجودات را مي‌بيند، شرم نکنم!5

7- در اين‌گونه مواقع که بساط گناه فراهم است، بايد بتوانيد خود را در آغوش خدا بيندازيد؛ چراکه در چنين جايي انسان از يکي از اين دو آغوش ناگزير است! يا آغوش سياه گناه يا آغوش خداي مهربان و اگر شما از پيش، امني با گرمي و لطف آغوش او نداشته باشيد، سخت است اگر نگوييم ناممکن! رستن از آغوش آتشين شيطان؛ يوسف در آن لحظه خود را در آغوش يارش انداخت و به آغوش عصمت‌آفرين و سلامت‌بخش خداي مهربان پناه برد و گفت: معاذا...! سپس گفت: انه ربي احسن مثواي!

گفت بر هر خوان که بنشستم ،خدا رزاق بود؛ او خداي من است که من عمري سر سفره محبت و احسان او بزرگ شده‌ام، من نمک‌خور و نمکدان‌شکن نيستم! سپس گفت: انه لا يفلح الظالمون! خداي من گناهکاران را رستگار نمي‌کند.

8- براي کساني که مي‌خواهند توفيق يادکردن خداي تعالي را در همچنين مواقعي داشته باشند، خود اين آيه شريفه قرآن که ذکر يوسف پاک در آن لحظه است، ذکري الهام‌بخش و بازکننده درهاي بسته شهوت از جلوي مايي است که مي‌خواهيم در چنان لحظه‌اي به سمت او فرار کنيم؛ انه ربي احسن مثواي، انه لا يفلح الظالمون.

-----------------------------------------------

پینوشت

1- سوره مبارکه اعراف، آيه 201

2- امالي، محمد‌بن‌محمد‌بن‌النعمان العکبري‌البغدادي، ترجمه حسين استادولي، ص264

3- قال الصادق عليه‌السلام: کم من نظره اورثت حسره طويله!؛ چه بسا نگاه‌هاي آلوده که حسرت‌هايي طولاني براي شخص به ارث مي‌گذارند. ميزان‌الحکمه، (نظر)

4- سوره مبارکه حديد، آيه4

5- لما همت و همه بها قامت الي صنم في بيتها-فالقت عليه الملاءه لها- فقال لها يوسف: ما تعملين؟ قالت: القي علي هذا الصنم ثوبا لا يرانا! – فاني استحيي منه، فقال يوسف: فانت تسحين من صنم لا يسمع و لا يبصر- و لااستحيي انا من ربي!- فوثب و عدا و عدت من خلفه. تفسير قمي، ج1، ص342

شجریان ملعون قرآن است

هنر از پدیده هایی است که دو رو، دو سر، و دو غایت دارد.گاهی جوشیده از عشق فطری و الهی و در خدمت تعالی انسانی و گاهی ضلعی برای تکمیل مثلث غفلت، شهوت و انحراف و در جهت اهداف شیطانی است؛ بی شک اسلام نه تنها با نوع اول آن موافق است بلکه به عنوان یک ابزار قدرتمند توسط اولیاء دین ترویج شده مثل شعر که چون از چشمه سار حکمت و دین جاری شده از سوی اولیاء دین شایسته بهترین پاداش ها و بهترین تحسین ها بوده است.

اما نوع دومی هم وجود دارد. چه در شعر و چه در موسیقی، جایی که در احادیث ما سخن از ابتکار و انتصار شیطان و شیاطین شده و می شود.


امروز شخصیت جناب آقای شجریان، در دو راهی جدایی این هنر شیطانی از هنر الهی و انسانی قرار گرفته است. دیگر صحبت بر سر اسلام گریزی نیست که ایشان به دامن دشمنان مسلمانان پناه برده اند. صحبت از اسلام ستیزی است. جایی که در صحبت و سخن ایشان نه تنها بحث از ضدیت و ستیز با انقلاب دینی سی و چند ساله امام خمینی ره، بلکه سخن از ضدیت با تاریخ هزار و چند صد ساله اسلام است 1.

آقای شجریان امروز یک خطا کار نیست که بگوید اشتباه کردم. او امروز در مقابل تمام اسلام ایستاده و می گوید این تاریخ مذهب و علمای دین هستند که جلوی ما را گرفته اند!. به عبارت دیگر او امروز به عنوان یک نماد علیه این هیمنه مقدس از سوی استکبار حمایت می شود و افرادی در داخل هم برای جلب توجه آنها سنگ او را به سینه می زنند.

سخن او راجع به یک عالم خاص نیست که احتمال برود شاید آن عالم اشتباه کرده است. سخن او از علمای دین و تاریخ اسلام است! سوال اینجاست که شجریان مشهور و محبوب را چه شده است که منفعت خود را در ضدیت با تاریخ دین خدا می داند؟ آیا جز این است که ایشان در کمال صحت عقل خود را تحت سیطره شیطان و شیاطین قرار داده است که منفعتش منفعت آنهاست؟ و آیا غیر از این است که تنها شیطان در مقابل خدا و در تقابل با دین خداست؟ .

بالاترین عنوان مقدسی که می توانیم برای شجریان قائل شویم قاری قرآن است اما در حدیث نبوی آمده "کم من قاری للقرآن و القرآن یلعنه"2 چه بسا قاری قرآن که قرآن او را لعن می کند زیرا اعتقادی به این قرآن ندارد و این را با زیر پا گذاشتن حدود و احکام این کتاب مقدس نشان می دهد و این چنین شخصی ملعون قرآن است،

بسیاری از دشمنان اهل بیت علیهم السلام و از جمله قاتل مولای متقیان،حضرت علی علیه السلام حافظ و قاری قرآن بودند، اما در مقابل حقیقت قرآن می ایستادند، چرا که شیطان گاهی برای شکستن صف حق پرستان و ایجاد شکاف در بین سپاه ایشان لباس حق بر تن می کند و منافقانه پیش می آید که منافق پست تر و منفور تر از کافر و خطر این نفاق بی شک از خطر دشمن خارجی بیشتر است.

در پایان باید افسوس خورد این نعمت صدای خوش که سالها در کنار سفره مردم مذهبی ایران بود و اصلا جایگاهی جز همین نداشت، امروز با دسیسه شیطان و بازی عوامل شیطان بزرگ و دستگاه انگلیس خبیث، به عنوان یک ابزار در مقابل همین دین قرار گرفته و با ربنای قرآن به جنگ حقیقت قرآن آمده است و بی شک این پایان آقای صدا خواهد بود که جدا شدن از حق ،حرکت به سمت باطل است و فرمود: إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقًا، بی شک باطل نابود شدنی است. اسرا/آیه81

 

-------------------------------------

پینوشت:

1- ویدئوی صحبت های شجریان را در آپارات ببینید:  توهین محمد رضا شجریان به مذهب و نظام

2-»مرحوم محدث نوری، مستدرک الوسائل، ج 4، ص 250، انتشارات مؤسسه آل البيت، قم»

 

--------------------------------------

درج این مطلب در آرمان پرس

روزه یعنی تمرین نه گفتن به پلیدیها!

هنر نه گفتن عبارت دیگری از شخصیت داشتن است، اینکه هر چیزی را نپذیریم و با هر کسی به هر جایی نرویم؛

هنر نه گفتن عبارت دیگری از تمرین اراده است، اینکه بتوانیم به آنچه ما را از موفقیت ها باز می دارد نه بگوییم! ، حتی راحت طلبی ها و خواستنی هایی که منطق صحیح ، ما را برای سلامت و سعادت از آنها نهی می کند.هنر نه گفتن در ادبیات و قلمرو دین یعنی تقوا، و روزه تمرین نه گفتن برای تحصیل تمام این صفات رشد دهنده و پرورش دهنده است.
آنچه از هنر نه گفتن و تمرین برای آن بیان می شود در گام اول و مرتبه عام تمرینی برای داشتن شخصیت است!، انسان بی شخصیت که در همه دنیا منفور می باشد کسی است که هیچ حد و مرز و خط قرمزی برای رفتار و روش زندگیش نداشته باشد و با هر کسی به سویی رود، این انسان ،یک انسان بی شخصیت است و تمرین نه گفتن در مورد این چنین شخصی یعنی یک حد و مرز منطقی برای رفتار خود در زندگی تعریف کند و پای آن بایستد!،
و چون کسی دارای شخصیت و حد و مرز های رفتاری و اخلاقی شد حالا می توانیم با او سر ای حد و مرز های اخلاقی بحث کنیم که دین و خدا بهترین روش زندگی را به انسان می دهند و تقوا به معنای رعایت این قانون طلایی است.

تا سخن از مهارت "نه گفتن" مطرح می شود افراد فکر می کنند منظور نه گفتن به دیگران است،بله اینکه انسان نتواند در مقابل پیشنهادی که به صلاحش نیست از سوی دیگران نه بگوید این سبب مشکلات فراوانی برای او می شود اما این ناتوانی از جای دیگری نشات می گیرد و در جای دیگری ریشه دارد که باید ابتدا به درست کردن آن پرداخت.
اولین کسی که ما مامور به مدیریت و برخورد صحیح با آن هستیم خودمانیم!،قرآن در ابتدای امر می فرماید: قوا انفسکم!، خودتان را نجات دهید!، کسی که نتواند به طور صحیح خود و تمایلات درونی خود را کنترل و مدیریت کند بی شک در اجرای آن در مورد دیگران عاجز است.
انسان جمع بسیاری از خواهش ها و تمایلات است که بسته به اینکه ما چگونه و در چه جهت به آنها میدان بدهیم این تمایلات رشد می کند و بر انسان چیره می شود و انسان را به سوی خود می کشد.
نکته این است که گاهی لازم است به بعضی از این تمایلات درونی که به ضرر ماست نه بگوییم!، مثلا غذای خوشمزه ای که برای ما ضرر دارد و صدایی در درونمان ما را به سوی آن میخواند!، اینجاست که اگر به پشتیبانی از عقل و منطق به این میل نه نگوییم ،بعدا پشیمان و نادم خواهیم بود؛
اینکه انسان بتواند به تمایلات منفی درونش نه بگوید این جرات را به او می دهد که بتواند در مقابل پیشنهادات شیطانی دیگران بایستد و نه بگوید!.

پس اول باید بتوانیم جلوی تمایلات منفی خودمان بایستیم و این نیازمند تمرین و ممارست است ،همه انسان های نیک دنیا ابتدا روی این موضوع تمرین داشته اند، اگر به نفسمان این اجازه را بدهیم که از هر چه خوشش بیاید آن را از ما طلب کند ممکن است فردا روزی چیزی که مال و حق دیگران است را از ما طلب کند و یا ما را به سوی کاری که با هیچ کدام از قواعد انسانی سازگار نیست دعوت کند!.
سوال بعدی این است که این تمرین چگونه می تواند باشد؟، پاسخ آن است که یک مدل از این تمرین آن است که برای خودمان قانون بگذاریم و حتی در مورد اعمالی که جایز است به راحتی و بدون یک نظم منطقی به خواسته درونمان پاسخ ندهیم و در گام دیگر اگر کار اشتباهی از ما سر زد خودمان را تنبیه کنیم و خودمان را برای مدتی از بعض چیزهایی که دوست داریم محروم نماییم،اینگونه است که انسان های بزرگ دارای ادب و اخلاق و نفس تربیت شده می شوند.

در اسلام این تمرین نه گفتن به پلیدی ها برای رسیدن به خوبیها و خدای خوبیها نامش روزه است؛
آیه ای از قرآن که در آن وجوب روزه برای مسلمانان بیان می شود می فرماید: کتب علیکم الصیام کما کتب علی الذین من قبلکم لعلکم تتقون! ،
روزه بر شما واجب شده همانطور که بر اقوام خداپرست در گذشته واجب شده بود تا اینکه از اهل تقوا شوید، یعنی با تمرین روزه می توانید به آنچه به سعادت و سلامت شما صدمه می زند و در دین حرام شده است "نه بگویید" و به این معنا از اهل تقوا و رستگاران گردید.
جنس روزه امساک است و امساک یعنی خود داری و این خودداری مانند یک پیاز لایه های مختلفی دارد ،از لایه های سطحی،تا لایه های عمیق و مرکزی،که این نخوردن و نیاشامیدن سطحی ترین لایه آن و در حقیقت بهانه و پلی برای سیر کردن در لایه های زیرین امساک و دوری از بدیهاست؛
امام صادق عليه السلام می فرمایند:
اِذا صُمتَ فَلیَصُم سَمعَک وَ بَصرَک وَ شَعرَک وَ جِلدَک؛
آنگاه که روزه مى ‏گیرى باید چشم و گوش و مو و پوست تو هم روزه ‏دار باشند.(یعنى این نخوردن به دستور خدا مقدمه ای است تا اعضا و جوارح تو به گناهان نه بگویند!)
و این پالایش معنوی از بدیها تا مرکز حیات انسانی پیش می رود، آنجا که امام على عليه السلام می گویند:

صِيَامُ الْقَلْبِ عَنِ الْفِكْرِ فِي الْآثَامِ أَفْضَلُ مِنْ صِيَامِ الْبَطْنِ عَنِ الطَّعَام‏

روزه قلب از فکر در گناهان ، برتر از روزه شکم از طعام است.

 

 

-----------------------------------------------------------------

درج این مطلب در روزنامه شهرآرا

اسوه تربیت طلاب و حامی انقلاب

به گزارش «قاصدنیوز»، حجت الاسلام حسین ابراهیمی از شاگردان مرحوم آیت الله موسوی نژاد از علمای مشهد که اخیرا به رحمت ایزدی پیوست در یادداشتی که برای این پایگاه خبری ارسال کرده است، نوشت: چند ماه پیش با یکی از مسئولین و اساتید مدرسه حاج آقا صحبت می کردم، می گفت هم ما و هم حاج آقا خیلی ناراحتیم که هنوز گاهی می شنویم گوشه و کنار می گویند مدرسه حاج آقا انقلابی نیست، ما دوست داریم کارهایی انجام شود که این شک و شبهه ها برای بعضی از افراد از بین برود که برنامه ریزی کرده بودند عکس شهدای مدرسه بر در و دیوار آنجا نصب شود؛ من هم گفتم بنده با فضای رسانه مرتبطم و گاهی مطالبی می نویسم که ایشان استقبال کرد و چند عکس ناب از ایشان را با فضلای انقلابی در اختیار من گذاشت. به همین خاطر با چند نفر از شاگردان بزرگ مدرسه صحبت و مشورت کردم تا بتوانم مطالب قابل توجهی را به قدر بضاعت ارائه نمایم.

 

در موضوع رابطه خود آیت الله موسوی نژاد و مدرسه ایشان با انقلاب اگر بخواهیم بحث را ریشه ای مطرح کنیم باید به یک مقدمه بپردازیم؛

روحانیون و به تبع آنها عامه مردم در مواجهه با انقلاب به چهار گروه تقسیم می شدند یک عده در خط مقدم انقلاب و در رکاب امام امت و در معرض دستگیری ها و شکنجه ها و شهادت ها  بودند، امثال خود آیت الله خامنه ای ،شهدای محراب و شهید هاشمی نژاد و مرحوم آیت الله طبسی و بسیاری از روحانیون که در صف اول مبارزه در زمان شاه و در مقابل طاغوت بودند.

 

گروه دوم کسانی بودند که مخالف حرکت امام و انقلاب او بودند و حتی گوشه و کنار مقابل این حرکت می ایستادند و گاهی دلایلی هم برای این کار خود بیان می نمودند که این مجال جای بیان وجه سستی آن دلایل نیست ولی بی شک این افراد در میان سیل خروشان مردم پیرو امام و ناراضی از حکومت شاه جایی نداشتند.

 

گروه سوم کسانی بودند که سر در کار و درس خود می کردند و نه حرفی در مزمت شاه و حکومت نامشروع او می گفتند و نه سخنی در حمایت از نهضت امام و انقلاب مردم بیان می کردند و نه کاری که این حمایت از آن برداشت شود ،افرادی خنثی که ترجیح می دادند کنار بایستند و جریان عادی زندگی خود را بچسبند.

 

اما گروه چهارم قشر بی شمار روحانیون همراه با این حرکت عظیم بودند، کسانی که اعلام حمایت پنهان و پیدای آنها در جامعه مورد نفوذشان و سوغ دادن آنها  به سوی حرکت عظیم ملت موثر بود، این قشر همدل با امام و هم زبان با پیشروان و پیش قراولان نهضت بودند،وجود مبارک امثال آیت الله موسوی نژاد در این گروه بودند، کسانی که در سنگر علم و کار طلبگی، دین خود را به این نظام و انقلاب بارها و بارها ادا کردند.

آیت الله موسوی نژاد

در کوران انقلاب با وجود شخصیتی مثل شهید هاشمی نژاد در مدرسه حاج آقای موسوی نژاد مدرسه ایشان به عنوان یکی از پایگاه های طلاب انقلابی مطرح بوده است، طلاب پای درس شهید هاشمی نژاد در این مدرسه مبارک، درس انقلاب می گرفتند و به سمت و سوی امام خمینی سوغ داده می شدند برنامه پخش رساله امام در آن دوران توسط شاگردان مدرسه حاج آقا با ترفند های خاص پیگیری می شده است و حتی بعضی از شاگردان مدرسه آن زمان توسط ساواک دستگیر و به کرمان تبعید می شوند، جناب استاد وحیدی از شاگردان بنام حاجاقا که بنده برای نوشتن این مطلب با ایشان مشورت کردم می فرمودند از این بالاتر زمانی آیت الله موسوی نژاد در آن وضعیت خفقان ستمشاهی که داشتن داشتن یک عکس و نشان از امام و بردن نام ایشان جرم بود به دنبال تدریس بعضی از کتب امام خمینی در مدرسه بودند و بیان می کردند که کاش بتوانیم کتاب تحریر الوسیله امام را تهیه کنیم و در مدرسه به عنوان کتاب درسی قرار دهیم.

 

اما این تمام سخن نیست و مدرسه مبارک و با سابقه ایشان فعالیت های زیادی در زمان جنگ تحمیلی داشته است، عده زیادی از طلاب و حتی شاگردان جدید ایشان شاید ندانند که این مدرسه انقلابی در زمان جنگ یک گردان مستقل برای خود داشته است، طبق گفته های خود آیت الله موسوی نژاد در مصاحبه مفصل، ارزنده و زیبایی که از ایشان در مجله حوزه منتشر شده است یکی از بزرگانی که نفَسش در ایشان تاثیر کرده، میرزا جواد آقای تهرانی بوده است، آن عالم ربانی که چون سربازی از سربازان ولی فقیه در جبهه  ها حاضر می شد و ذکر ما همه سرباز توایم خمینی می گفت و حضرت آیت الله موسوی نژاد نیز با حضور گرم خود در جبهه های دفاع از اسلام و انقلاب در کنار دلگرم کردن رزمنده ها راه را به سایر طلاب نشان می دادند.

 

با وجود تقید عجیب به نظم در برنامه علمی گاهی خود آیت الله موسوی نژاد طلبه هایی را که مستعد می دیدند به جبهه اعزام می کردند و مدرسه ایشان از معدود مدارس علمیه ای است که مدال افتخار تقدیم چندین شهید رشید به اسلام و انقلاب دارد که در بین آنها شهدای نام آشنایی وجود دارد؛ آری این ها هستند تربیت شدگان بنای مبارک مدرسه ای که این عالم ربانی با خون دل برپا نموده است، طلاب مدرسه تعریف می کنند که چندی پیش که عکس شهدای مدرسه را بر این در و دیوار مقدس نصب می کردند، وقتی برای اولین بار حاج آقا با آن مواجه می شوند، خیره خیره نگاه می کنند و اشک از چشمان این معلم پیر جاری می شود، اشکی که شاید به شوق وشکر توفیق تربیت چنین مردان بزرگی از این مدرسه و یا داغ دوری این جوان های معنوی و عمیق ریخته شده است.

آیت الله موسوی نژاد

در پایان باید عرض شود که اگر شنیدید کسی در وصف آیت الله موسوی نژاد و مدرسه ایشان گفت تمام طلاب موفق موثر امروز مشهد شاگرد ایشان بودند تعجب نکنید چون امروز بسیاری از روحانیون موفق چه در امر مدیریت و مسئولیت در مراکز مهم و چه در عرصه تبلیغ و سخنرانی و چه اساتید مبرزی که در مراکز علمی هستند اگر پای صحبتشان بنشینید از دوران تحصیل در مدرسه حاجاقا خواهند گفت؛امروز تولیت عظمای آستان مقدس رضوی از شاگردان ایشان است، جناب حجت الاسلام عدالتیان از سخنرانان و اساتید موفق امروز مشهد شاگرد ایشان هستند، جناب استاد درایتی که یکی از بهترین دروس تخصصی خارج را دارند شاگرد ایشان هستند، حجت الاسلام نظافت که یکی از بهترین مدارس علمیه کشور را در مشهد دایر کرده اند شاگرد آیت الله موسوی نژاد بوده اند و هزاران مورد دیگر که احصائش خارج از تحمل این مجال است و نکته مهم دیگر آن است که این افراد همه از پیشروان در خط انقلاب و مورد اقبال و توجه جوانان انقلابی هستند.

رئیس‌جمهور عمله نظام است!

 

در احادیث اهل بیت علیهم السلام داریم که ایشان دعای خیر می کنند برای کسی که قدر و مکانت و شان خود را بداند؛ این یک حسن است که فردی حد و اندازه خود را بداند و نه خلاف شان و کمتر از شان خود عمل کند و نه با گردن فراری موجبات عتاب و خطاب و تذکر و بی حرمتی به خود را فراهم نماید.

متاسفانه موضوعی تقریبا از اوایل ریاست جمهوری کنونی مطرح بوده است و آن تئوری پردازی ریاست جمهور در تریبون های عمومی خلاف نظرات سیاست گذار بزرگ نظام و انقلاب و فقیه حکیم و فرزانه نظام ،حضرت امام خامنه ای است، موضوعی که این روز ها و در اواخر دوره اول ریاست جمهوری به اوج خود رسیده است.

این موضوع که قبل از ریاست جهموری کنونی بدین شکل سابقه نداشته، از جهات مختلف آزار دهنده است!؛

در بدو امر همان مقدمه ای که عرض شد مطرح است و آن اینکه تعریف مجری نظام و شخص ریاست جمهور به هیچ وجه شان تئوری پردازی و جایگاه فکری نیست!، رئیس قوه مجریه در واقع عمله نظام است، عاملی برای اجرای سیاست های کلی نظام که از سوی رهبر انقلاب تعیین و تبیین می شود و قانونی که از سوی مجلس تصویب می گردد، به هیچوجه در حد و اندازه یک عمله نیست که بخواهد در مهندسی و نقشه ساختمان سخن پراکنی و نظریه پردازی کند! و این نکته اولی است که بسیار واضح و روشن است و اگر خلاف آن عمل می شود از باب سوء استفاده از آستانه تحمل نظام و رحمت و شفقت شخص ولی امر است و مصلحتی که اجازه نمی دهد با عتاب و خطاب و توبیخ وجهه شخصی که امروز به عنوان منتخب ملت بر سرکار است مخدوش شود.

اگر تریبونی در اختیار مسئولین اجرائی و رئیس قوه اجرائیه است برای این است که بگویند چه کرده اند و چه می خواهند بکنند! و یا آنچه در این راستاست، نه اینکه با وارد شدن در تئوری پردازی هایی که نه در حد و نه در تخصص و سطح علمی و فکری اوست برای نظام هزینه ایجاد کند و خوراک برای رسانه های مخالف درست کند و یک ملت را مضحکه خاص و عام نماید.

نکته بعدی آن است که در تعریف یک حکومت هر مسئولیتی دایره ای برای فعالیت دارد که خروج از این دایره اخلال در نظام ایجاد می کند! ،در حوزه ای که باید صدای نظام و نظر حکومت در مورد مسائل مختلف مطرح شود تعریفی وجود دارد که اجرای درست آن مانع از بروز خارجی یک چند صدایی و القای اختلاف،تشتت،هرج و مرج و ضعف نظام در خارج از مملکت است که اینگونه آبروی نظام تحت الشعاع قرار بگیرد که آقای روحانی با وقاحت این قوانین و خط و مشی های کلی را زیر پا گذاشته و به جای اقدام و عملی که شان قوه مجریه است هر روز حرفی می زند و دعوا و جنجالی در مملکت به راه می اندازد!.
نکته مهم آن است که این دولت علاقه ای وافر در نشان دادن تعارض فکری با مقام ولایت فقیه دارد در حالی که دولت از نظر قانون ملزم به حرکت در چارچوب نظام و نظرات مقام معظم رهبری است و اگر هدف رسیدن به قدرت به هر قیمت و دو رویی برای جلب نظر مردم نبود باید جناب رئیس جمهور تمایزات فکری احتمالی را به صراحت و پیش از انتخابات بیان می کردند.

با وضع موجود وظیفه فرد فرد مردمی که کشور خود را دوست دارند این است که از سازمان هایی که بر عملکرد رئیس جهمور نظارت می کنند درخواست نمایند تا از این کجراهه رفتن ها و آشوب درست کردن ها و القای اختلاف و چند صدایی خلاف در کشور توسط رئیس جمهور که به ضرر کشور است،جلو گیری کنند و با برخوردی در خور ،وظایف قانونی ایشان را گوشزد نمایند.

 

--------------------------------------------------------------

درج این مطلب در قاصد نیوز و آرمان پرس

دوره جولان باطل سر آمده است

ومَكَرُواْ وَمَكَرَ اللّهُ وَاللّهُ خَيْرُ الْمَاكِرِينَ1 ، همیشه اینگونه است که شیاطین مکر می کنند تا مومنان را در دام خود بیندازند و خود به مقاصد و مطامعشان برسند؛ در گام بعدی کسانی که در خط شیطان حرکت می کنند هم با مکر شیطانی خود در پی این هستند که رهروان خط توحید را دچار چالش ها و شکست ها کنند اما غافل که خدا و اولیاء او همیشه در تدبیر عالم پیروزند. 

در کشور ما هم عده ای با ظاهر دوست نما و فریبنده و شعار های منافقانه پشت در پشت، در پی زمین زدن خط ولایت و شخص ولی هستند و در این مسیر با افکار کودکانه و در عین حال قدرت طلبانه خود تدبیر می کنند اما علم این انقلاب از روز اول در دست کس دیگری بوده است، 

خمینی کبیراول درونش را از خدا پر کرد و پس از آن به سوی نجات خلق آمد تا دست حق برای همیشه با این انقلاب باشد و این دست امروز پشت سر سید خامنه است او که با تمام وجود در این مسیر ایستاده اما کس دیگری است که پیوسته این سعی را کامل و این نور را تمام می کند که "يُرِيدُونَ لِيُطْفِؤُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ"2. 

همیشه خداوند چند صباحی به باطل میدان میدهد تا برای اهل فهم باطل بودن آن مشخص شود، دیپلماسی لبخند زدن به استکبار امروز در پیش اهل این لبخند هم شکست خورده است ،همه از وقاحت عده ای که پس از فضاحت "تقریبا هیچهنوز بر کوس پیروزی می کوبند در عجبند، آن سیاستی که این دولت های خود فروخته پوچ عربی را برای ما به اصطلاح امروزی ها شاخ کرده است و هر روز آمریکایی ها به شیطنت و تحریمی جدید مشغولند و در این حال وزیر خارجه ما به عکس یادگاری گرفتن با پرچم آمریکا مشغول است؛ 

همگان رفته رفته متوجه چرایی عدم اعتماد علمدار ولایت به شیطان بزرگ شده اند و ذکر امروز اهل حق این است که امیرالمومنین علیه السلام فرمود: للحق دوله و للباطل جوله!3...باطل و با تدبیر باطلش می آید و چند صباحی جولان می دهد تا بطلان سخن و منطقش برای تمام مومنین آشکار شود و برود و در پایان دولت و صولت از آن اهل حق است و این وعده خدایی است که بالای همه تدبیر ها تقدیر می کند. 

 

 

.................................................

پینوشت:

1-آنها مكر كردند و خدا هم [در پاسخ آنها] مكر در ميان آورد و خدا ماهرترين مكر كنندگان است.آل عمران/54 

2-مى‏خواهند نور خدا را با دهان خود خاموش كنند و حال آنكه خدا- گر چه كافران را ناخوش افتد- نور خود را كامل خواهد گردانيد.الصف/8 

3-برای حق دولتی و از برای باطل جولانی باشد.غرر الحكم ص544 

آیا لباس های بدن نما به ارزش زن می افزاید؟

در مورد این موضوع فقط در این مطلب چند سوال پرسیده می شود و پاسخ های آن به وجدان آگاه مخاطب منصف واگذار می گردد.
پوشیدن لباس های بدن نما از جمله ساپورت به نفع مرد است یا زن؟ (خانوم های محترم تحقیقی درباره ضرر های بهداشتی و گوارشی و ناباروری در اثر پوشیدن این طور لباس ها بفرمایند).
آیا پس از پوشیدن این لباس ها نوع نگاهی که به زن می شود از جنس تکریم زن است یا استفاده از جنس زنانه؟
آیا هیچگاه دیده اید زنان متشخص که دارای شخصیت اجتماعی و فکری هستند از لباس های بدن نمای آنچنانی استفاده کنند؟ حتی خانواده های صاحب نام و اصیل!، شاید ماجرای نهی ملکه انگلیس از ساپورت پوشیدن عروسش را شنیده باشید!، آیا زن با اینکار خدمت به زنان می کند یا با تحریک مردان در جامعه زندگی یک زن دیگر را سرد می کند؟

آیا یک زن متشخص به هر قیمتی دنبال جلب نگاه دیگران است؟ ؛آیا غیر از این است که جذابیت بدنی زن تنها برای شوهر و همسر او و تنها برای کسی که لیاقت زندگی با او را دارد می باشد؟؛ جدا از مقوله بهره کشی جنسی از نظر شان اجتماعی و سطح فرهیختگی چه نگاهی به دختری که با ساپورت بدن نما و مهیج در خیابان حضور می یابد وجود دارد؟

خانم های باهوش ایران زمین جدا از قصه دین باید به فرهنگ اصیل ایرانی خود باز گردند که غنای فرهنگی ایران را هیچ کشوری دارا نیست و امروز پیروی ما از فرهنگ پوشش اروپایی بی شک به معنای از خود بیگانگی فرهنگی می باشد و بی شک این امر برای بزرگان اهل فرهنگ درد آور است.

فرق روحانی با احمدی نژاد/آیا می توان عملکرد دولت را به خدا منتسب کرد!

این یک واقعیت است که گاهی برخی از سیاسیون برای پوشش دادن به برخی اشتباهات خود و جلوگیری از نقد آن رنگ تقدس به کار خود می دهند و آن را به خدا و اولیاء او منتسب می کنند و اینگونه از دین در جهت امیال خود سوء استفاده می کنند؛ در حالی که خلاف شریعت به هیچ وجه خواست تشریعی خدای تعالی نیست.1و2
چیزی که همگان بر نقص های بسیار آن اذعان دارند نمی تواند کار خدا باشد چرا که بی شک کارهای او حکیمانه و بی نقص است و این نقص ها و کمبود ها از عمل ماست.
جناب آقای روحانی شما و جریان شما به انحاء مختلف به احمدی نژاد انتقاد می کردید که چرا کار های دولت خود را منتسب به امام زمان می کند و حال آنکه امام زمان بنده ای از بندگان خدا است و شما پای خود خدا را وسط می کشید و امضای خدا را پای عملکرد پر نقص دولت می زنید و برجام را حاصل عنایت خدا و کار خدا می خوانید.


شما هنگام قبول برجام بارها قول رفاه و تغییر محسوس اقتصادی به مردم دادید و حالا که با اجرای برجام  خودتان هم قبول دارید که آن وعده ها محقق نشدنی است و دروغ گویی به مردم بوده، می گویید برجام کار ما نبوده و کار خدا بوده،یزید هم برای فرار از کار خود گفت امام حسین را خدا کشت! ؛

از کجا معلوم که قبول برجام حاصل خواست و عنایت خدا باشد نه حاصل دیپلماسی لبخند به مستکبرین و زورگویان از سوی دولت شما؟ که خلاف آن معلوم است؛چرا عمل پر از نقص دولت خود را به خدا منتسب می کنید؟،چرا با دین خدا و ایمان مردم بازی می کنید و از آن در جهت تحکیم قدرت خود استفاده می کنید؟

؛بی شک امروز از نگاه شیعه خواست خداوند در تبعیت از ولی فقیه است و حجت خدا در عصر غیبت شخص ولی فقیه است که او سر خم کردن در مقابل مستکبرین را طبق آیات الهی مبغوض و مخالف خواست تشریعی3 خدای تعالی می داند آنجا که خمینی کبیر در عبارتی رسا و محکم می فرماید:


کسی تصور نکند که ما راه سازش با جهانخواران را نمی‌دانیم. ولی هیهات که خادمان اسلام به ملت خود خیانت کنند! ...که اگر بندبند استخوانهایمان را جدا سازند، اگر سرمان را بالای‌دار برند، اگر زنده زنده در شعله‌های آتشمان بسوزانند، اگر زن و فرزندان و هستی‌مان را در جلوی دیدگانمان به اسارت و غارت برند هرگز امان نامه کفر و شرک را امضا نمی‌کنیم.صحیفه جلد ۲۱ - صفحه ۹۸

 -----------------------------------------------------------------------------------------------

پینوشت:

1-مثال تاریخی این موضوع مطرح شدن بحث جبر در زمان یزید علیه اللعنه است آنجا که حتی یزید برای فرار از پیامد های عمل شنیع خود و شماتت ها و عتاب و خطاب دیگران در مورد فاجعه کربلا می گفت که کشته شدن حسین علیه السلام خواست خدا بود!...

2-شعر معروفی هم هست منتسب به خیام که خیام شراب خواری خود را به خدا نسبت می دهد و می گوید:

من می خورم و هرکه چو من اهل بود

می خوردن من نزد خدا سهل بود

می خوردن من حق ز ازل می دانست

گر می نخورم علم خدا جهل بود!

3-در علم کلام مطرح می شود که وقتی گفته می شود همه چیز به اذن و اراده خدا انجام می شود منظور اراده تکوینی خداوند است که خداوند اراده و اختیار داشتن ما را در اعمالمان اراده کرده است و راه خیر و شر را به ما نشان داده و با اراده تشریعی ما را به سمت خیر دعوت کرده است که ما می توانیم با اختیار خود از اهل سعادت یا شقاوت شویم.

اشبه الناس به امام خمینی بی شک یک نفر بیشتر نیست

جناب آقای بهرمانی خوب شد امروز امام نیست که این روز های شما را ببیند روزی که شاگردانش با نام او به هدف و آرمان او حمله می کنند ،با نام او به تفکر او حمله می کنند،با نام او به پایه های اصلی نظام ولایت فقیه که مظهر حاکمیت اسلام است حمله می کنند و هیچ ابایی از کشیدن شمشیر زبان بر فقهای شورای نگهبان ندارند.

همان زبانی که دیروز در جبهه اسلام وعلیه مستکبرین با سخنان برنده جهاد می نمود و امروز...برای همین خطاب بهرمانی نمودم چون آن هاشمی مرد ،آن هاشمی همان زمانی که هوای قدرت طلبی او را بر آن داشت که سلم لمن سالمکم را رها کند و نامه بدون سلام به نائب امام زمان بنویسد مرده بود چون انسان یک کالبد نیست یک روح است که اگر تسلیم حق نباشد می میرد و چون مرداری متعفن می گردد.

خوب شد که امروز امام نیست که اگر می بود جگرش از این همه نفاق آتش می گرفت،اگر شما امروز سخن از بیت امام می گویید ما سخن از خود امام می گوییم همان امام استکبار ستیز تحریف نشدنی،همان امامی که حاضر بود تکه تکه شود اما سر جلوی مظاهر استکبار و طاغوت خم نکند شما امروز در سالگرد پیروزی انقلاب روح بزرگ روح الله را آزرده ساختید و هدیه ای بد که نه،زخمی بر جگر او وارد کردید،امام در روز های آخر از همین روز های شما می ترسید.

اشبه الناس به امام خمینی بی شک یک نفر بیشتر نیست و آن فرزند معنوی روح الله و جانشین به حق ایشان،حضرت امام خامنه ای است همان کسی که شما امروز با این حملات گاه و بیگاه به شورای نگهبان تبعیت از ایشان را برای چندمین بار رها کرده اید و در مقابل سخن و دستور ایشان به تخریب نهاد های وابسته به رهبر انقلاب دست می زنید که ایشان در مورد تبعیت نهاد های قانونی کشور و دوری از اینگونه سخنان فرمودند:

به نهادهای قانونی اهانت نشود؛ این را توجّه کنید. یک نهاد قانونی را که یک وظایفی دارد، نباید مورد افترا قرار بدهیم یا مورد اهانت قرار بدهیم. نهاد قانونی، نهاد قانونی است؛ نه‌اینکه اشتباه نمیکند؛ هر نهاد قانونی‌ای مثل همه‌ی آدمها، مثل این حقیرِ پُر از تقصیر و اشتباه ممکن است اشتباه کنیم امّا این موجب نمیشود که ما یک نهاد قانونی را مورد اهانت قرار بدهیم، در انظار عمومی، در تبلیغاتمان، در حرفهای خودمان تخفیف کنیم؛ نه، این باب اگر باز شد، هرج‌ومرج خواهد شد. خب، سلیقه‌ی جنابعالی این است، به فلان نهاد قانونی بی‌احترامی میکنی، یکی دیگر سلیقه‌ی دیگری دارد، به آن نهاد قانونی‌ای که تو به آن وابسته هستی بی‌احترامی میکند؛ این خوب است؟ این باب را باز نکنند.

اذهان عمومی را مشوّش نکنند که آقا، معلوم نیست چه خواهد شد، نمیدانیم چه خواهد شد. این کار بسیار غلطی است؛ قبلاً هم من تذکّر داده‌ام؛ بگذارید مردم همچنان‌که حق است، همچنان‌که واقع است، با شوق، با ذوق، با نشاط بروند به سمت انتخابات. تشویش افکار عمومی کار بسیار غلطی است؛ مردم را به انتخابات بدبین نکنند.۱۳۹۴/۱۰/۳۰

وابستگی خونی به امام و هر کس دیگر کافی نیست امام خمینی یک شخض نیست بلکه یک تفکر است و امروز شما با این حملات به شورای نگهبان با نام خمینی تفکر خمینی و ریشه ولایت فقیه را هدف گرفته اید که حضرت روح الله فرمود:

من به این آقایان هشدار می دهم که تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناک برای کشور و اسلام است. همیشه انحرافات به تدریج در یک رژیم وارد می شود و در آخر، رژیمی را ساقط می نماید. 25/02/1363

 

----------------------------------------------------------------------------------------

درج این مطلب در هفته نامه نه دی و رجانیوز و آرمان پرس و سایت حجت الاسلام حاجتی و مطالبه و بصر نیوز و قاصدنیوز

چه کسی از فتنه سود می برد؟

درسی که همه مردم از فتنه 88 گرفتند این است که اگر قانون نباشد اگر وحدت و امنیت نباشد و در یک کلام اگر اطاعت از رهبر معظم انقلاب و ولایتمداری نباشد همه ضربه می بینند،اموال عمومی و خصوصی فرق نمی کند،حتی خون ها ریخته می شود که قزآن در کلامی فصیح می فرماید : الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ1 ؛

جنایات زیادی زیر سایه فتنه انجام می شود که بسیاری از آنها جبران ناپذیر است و بسیاری سالیان زیاد طول می کشد تا شاید بخشی از خساراتش مرتفع گردد و در همه این جنایات اغلب دست چند قدرت طلب که بویی از انسانیت نبرده اند دیده می شود چنانچه در فتنه 88 دیدیم که نماینده موسوی رسما در جلسه نمایندگان کاندیداها گفت ما اعتقاد به تقلب نداریم اما اینقدر با این کلمه بازی کردند و روی موج احساسات قشری از مردم ،فجایع بزرگی را رقم زدند که بقول مقام عظمای ولایت هنوز بعضی از آنها جبران نشده و بعضی مثل خونهایی که ریخته شد جبران نخواهد شد.

یکی از درس هایی که مردم از این فتنه گرفتند این است که نباید صرفا به یک صدا و یک رسانه گوش کنند و سریعا با شنیدن یک خبر آن را تصدیق کنند بلکه باید به دنبال شواهد صدق در جاهای دیگر بگردند،چرا که گاهی واضح ترین مطالب در رسانه های زنجیره ای حامیان فتنه گران چنان برعکس مطرح می شود و در آن بزرگ نمایی می شود که دیگر کسی در آن شک نکند،در حالی که نزد خواص اهل بصیرت مطلب طوری دیگر است.

افراد قدرت طلب و ذی نفوذ گاهی از منتشر کردن هیچ دروغی برای جو سازی در جهت رسیدن به مطامع شومشان فرو گذار نمی کنند و همیشه از جهل و احساس مردم برای رسیدن به هدف خود نردبان می سازند ولو اینکه به آن مردم ضرر های فراوانی وارد شود و در واقع برای آنها تنها منافع خودشان محترم است نه کس دیگری تا اینکه به جایی که می خواهند برسند و البته ضربه اصلی را به ملت همین افراد می زنند.

نکته ای که می خواهم در این مطلب عرض کنم آن است که در عرصه مهم و قدرت خیز انتخابات که افراد سود جو مثل قارچ سر برمی آورند و با عناوین رنگارنگ سعی در به دست گرفتن بند احساسات مردم دارند مردم مومن باید کمال توجه را داشته باشند که اقدام آنها و طرفداری آنها و رای آنها آینده کشور را رقم می زند و با آنکه ممکن است آن مردم حظی از آن قدرت و دنیایی که آن افراد به آن می رسند نداشته باشند اما در تمام کارهای منفی و جنایات آنها به دلیل همان طرفداری و تبلیغ و رای شریکند.

در اینجا برای هوشیاری بیشتر در انتخاب خود باید روایتی زیبا از پیامبر اخلاق و انسانیت را مرور کنیم که به امیر مومنان علیهما السلام فرمود:

یَا عَلِیُّ شَرُّ النَّاسِ مَنْ بَاعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیَاهُ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِکَ مَنْ بَاعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیَا غَیْرِه‏ .

ای علی!
بدترینِ مردم کسی است که آخرتش رابه دنیایش بفروشد،
و بدتر از او کسی است که آخرتش را به «دنیای دیگری» بفروشد!

من لا یحضره الفقیه/جلد۴/صفحه۳۵۳

 

 ------------------------------------------------

پی نوشت:

1-سوره البقرة آیه191: ... فتنه از قتل بدتر است.

سکولارها قبرستان را مصداق کار فرهنگی نمی‌دانند/ قبرستان «فرهنگستان» است

سکولارها قبرستان را مصداق کار فرهنگی نمی‌دانند/ قبرستان «فرهنگستان» است

از بین اصول دین ما، در قرآن کریم بر دو رکن «توحید» و «معاد» بیشتر پرداخته‌شده است و این در حالی است که یاد معاد در فضای رنگارنگ و تجمل زده شهرهای امروزی مرده است. در کنار مسجد که نماد توجه به توحید است یکی از عناصر اصلی در شهر اسلامی "قبرستان" است که نماد و یادآور آخرت است. در عین حال اگر قرار باشد قبرستانی در شهر ساخته شود، باید تذکردهنده و خالی از تزئینات و تجملات باشد و با رقم‌های میلیونی به شکاف طبقاتی دامن نزد.

سکولارها قبرستان را مصداق کار فرهنگی نمی‌دانند/ قبرستان «فرهنگستان» است

به گزارش «قاصدنیوز»، در جریان بررسی طرح تاسیس آرامستان‌هایی ویژه دفن اموات در اطراف حرم مطهر در شورای شهر مشهد، نظراتی درباره کلیت این طرح مطرح گردید که در تضاد با برخی از مبانی معرفتی و جانمایی شهر اسلامی بود.

 

در همین خصوص حجت الاسلام حسین ابراهیمی یکی از طلاب حوزه علمیه خراسان در طی یادداشتی که برای این پایگاه خبری ارسال کرده است به نقد برخی از نظرات اعضای شورای شهر پرداخته که در ادامه می آید:

*   *   *

دوره ما دوره اسم‌های بدون مسماست، دوره ادعاهای بدون عمل، دوره شعارهای خالی از شعور، بزرگ‌ترین دشمن اسلام کسانی هستند که با نام خود اسلام و دین به جنگ با آن می‌آیند؛ کسانی که عمق معارف دینی را درک نمی‌کنند و عملاً آن معارف را زیر پا می‌گذارند و به اسم شورای "اسلامی" شهر توصیه‌های معرفتی و دینی را مایه افسردگی و مانع پیشرفت بیان می‌کنند، کسانی که اصولاً فرهنگ را در چیزی جدای از دین تصور می‌کنند و کارهای لوکس و غفلت زا را کارهای فرهنگی و از طرفی کارهایی با عمق دینی و اثرات معنوی را عملاً کار فرهنگی نمی‌دانند.

 

از بین اصول دین ما، در قرآن کریم بر دو رکن «توحید» و «معاد» بیشتر پرداخته‌شده است و این در حالی است که یاد معاد در فضای رنگارنگ و تجمل زده شهرهای امروزی مرده است، بازارهای رنگارنگ جای مکان‌های فرهنگی و معنوی را گرفته است و دغدغه پول و رفاه‌زدگی، انسان را از دغدغه‌های معنوی و آرمانی دور کرده است.

 

 

بر همین اساس در کنار مسجد که نماد توجه به توحید است یکی از عناصر اصلی در شهر اسلامی "قبرستان" است که نماد و یادآور آخرت است1 و این عنصر مثل همه عناصر اصلی باید داخل شهر و با توجه به اولویت‌های دینی و اهمیت‌های ایدئولوژیک تعریف شود. موضوعی که شکی در آن راه ندارد آن است که ادعای دینی ما باید در فضای عمل دیده شود که در موضوع موردبحث باید اولویت‌های دینی در ساختمان شهر و سازه‌های شهری در مکان و اولویت مخصوص خود دیده شود و قرار بگیرد و تا این اتفاق ریشه‌ای و بسترساز فکری فرهنگی محقق نشود، کاری با شعارهای توخالی از پیش نمی‌رود.

 

بزرگی می‌گفت روزی ذی‌القرنین از شهری عبور می‌کرد که در آن شهر کسی گناه نمی‌کرد پرسید خصوصیت شهر شما چیست؟ گفتند ما مرده‌هایمان را درون شهر دفن می‌کنیم و پیوسته با دیدن مقبره آنان در کار زندگی خود تجدیدنظر می‌نماییم؛ مگر ما خود را شیعه و پیرو امیرالمؤمنین(علیه‌السلام) نمی‌دانیم؟ حضرتش در کتاب شریف غررالحکم می‌فرماید: «جاور القبور،تعتبر؛ یعنی با قبرها و آرامگاه‌ها مجاورت و انس داشته باش تا عبرت بگیری» . حال مجاورت با قبور و آرامگاه ها آیا به معنای انتقال آن به ده‌ها کیلومتر بیرون شهر است؟ مجاورت قبرستان وادی‌السلام در دل شهر کنونی نجف، قبرستان شیخان در شهر مقدس قم و... چه توجیهی دارد؟

 

مهم‏ترین اثر دنیوى زیارت اهل قبور براى انسان، تذکر مرگ و یادآورى این رخداد مهم است و این خود، موجب بازداشتن انسان از بازى‏هاى دنیوى، (نهج‏البلاغة، ترجمه دکتر سید جعفر شهیدى، خطبه 84، ص66) مانع انجام کارهاى زشت و ناروا، (همان خطبه 99، ص 92) باعث انجام اعمال و کردار نیک، (همان، کلمات قصار، 31، ص 364) سبب بی‌رغبتی و کم خشنودى از دنیا، (همان،کلمات قصار 349، ص423) و زمینه‏ ساز عبرت‌آموزی است، (همان، خطبه 221، ص 252)

 

بزرگ‌ترین موعظه را اهل‌بیت (علیهم‌السلام) یاد مرگ معرفی کرده‌اند2 که این یاد مرگ نه‌تنها باعث افسردگی نیست بلکه از خمودگی‌ها و انحرافات مختلف و افراط‌وتفریط  انسان را دور می‌کند که فرموده‌اند اگر از کثرت شادمانگی مست شدی یا اینکه غم و غصه زیاد به تو فشار آورد از قبرستان گذر کن3 و فردایت را به یاد بیاور و این جمله را زمزمه کن که "این نیز بگذرد" ، پس اصولاً یاد مرگ و مجاورت با قبرستان موجب بالانس روحی و ایجاد انگیزه دینی در جهت اصلاح زندگی است،احادیث زیادی در این باب وجود دارد که مخاطبان عزیز را برای مطالعه بیشتر به باب یاد مرگ و قبر در کتاب میزان الحکمه و سایر کتب حدیثی ارجاع می‌دهم.4

 

نکته آخر آن است که فارغ از دیگر ملاحظات زیست محیطی، ترافیک، عمرانی و... – که اگر هم ملاحظه ای وجود دارد نویسنده قائل است باید برای آن راه حل پیدا کرد نه صورت مسئله را پاک نمود- اگر قرار باشد قبرستانی در شهر ساخته شود، باید تذکردهنده و خالی از تزئینات و تجملات باشد و با رقم‌های میلیونی به شکاف طبقاتی دامن نزد. سبک ساختن قبرستان می‌تواند اثر معنوی و تأثیر روحی را افزایش دهد یا از بین ببرد. به‌عنوان‌مثال متأسفانه آنچه با عنوان طرح‌های ساماندهی در قبرستان‌های مختلف ازجمله بهشت رضای مشهد این مرکز انس و معنویت انجام شد به اذعان عامه اهل‌دل در حقیقت برعکس، تخریب فضای ناب و فرهنگی این قبرستان‌ها بود و البته تهرانی‌ها که بیشتر قدر این‌طور ظرفیت‌های معنوی و فضاهای عطرآگین و الهی را می‌دانند نگذاشتند این بی‌سلیقگی‌ها و کج‌فکری‌ها دامن بهشت‌زهرایشان را بگیرد. به امید روزی که حقیقتاً عطر حیات‌بخش اسلام در جان و جهانمان بپیچد.

 

 

-------------

1- رسول خدا صلی‌الله علیه و آله فرمودند: «زُرِ القُبُورَ تُذَکّرُ بِهَا الآخرِةَ»( نهج الفصاحة،ص510) ؛ به قبرستان زیارت اهل قبور بروید تا یاد آخرت در شما زنده شود.

 

2- پیامبر خدا صلى الله علیه و آله و سلّم:کَفى بالمَوتِ واعِظا؛مرگ براى اندرز گرفتن بس است.تحف العقول، ص 35 - کافی(ط-الاسلامیه)ج2 ، ص275

 

3- کارشناس محترم و زبده حجت الاسلام عالی در برنامه سمت خدا در پاسخ به این سوال که " اینکه گفته اند اگر زمانی بسیار غمگین هستید یا زمانی که بسیار خوشحال هستید به قبرستان بروید چه سری دارد؟" می فرمایند : اکثریت ما شاید خاطره ی خوشی از قبرستان نداشته باشیم . چون معمولاً گریه و ناله و غصه از آن شنیده ایم . یا در آنجا به خاک سپاری عزیزان خود رفته و دوری را در آنجا دیده ایم . و از آن بالاتر ، می دانیم که گذر ما هم به آنجا خواهد افتاد . همه ی این موضوعات باعث می شود که قبرستان زیاد خوشایند نباشد . اما اگر با نگاه دیگری به قبرستان نگاه کنیم متوجه می شویم که خیلی هم ناخوشایند نیست . با این نگاه که قبرستان یک مدرسه ی تربیتی است. یک مرکز فرهنگی است و در عین حال که قبرستان است فرهنگستان نیز است. جایی است که ملکوت با ملک ارتباط بسیار قوی دارد. آن ارواحی که در عالم برزخ هستند همگی به آن قبرستانی که بدن آنها دفن است توجه دارند. ارواح آنها در آن مکان در تردد است. البته آمدن ارواح به عالم دنیا اینطور نیست که بخواهند راه بیاینددر واقع توجه است و به محض اینکه به جایی توجه کنند در آن مکان هستند. بنابراین قبرستان جایی است که ارواحی که در آنجا دفن هستند به آن مکان توجه دارند . ارواحی که اهل لااله الا الله شده اند و از غفلت در آمده و هوشیار و بیدار شده اند . انسان به این دید نگاه کرده و هفته ای یک مرتبه به قبرستان برود . پیامبر اکرم (ص) هفته ای یک بار پنج شنبه ها به قبرستان می رفتند . و توصیه می کردند که اموات خود را زیارت کنید . به آنها سلام داده و می توانید از آنها عبرت بگیرید . در جای دیگری پیامبر(ص) فرمودند: اگر قبور را نگاه کنید غفلت ها می ریزد . اگر کسی ده دقیقه به قبر نگاه کند شاید آن روز دیگر گناه نکند . اگر ده دقیقه داخل قبر را حتی اگر خالی هم باشد نگاه کند بعید است که آن روز غیبت کرده و دروغی بگوید . جنبه ی غفلت زدایی قبرستان بسیار قوی است . افرادی که عادت به گناه دارند و دوست دارند که یک شوک به آنها وارد شود که این عادت را ترک کنند، قبرستان می تواند آنها را تکان دهد . حتی ممکن است موعظه هم نتواند آنها را تکان بدهد.

 

4- الامام الکاظم علیه السلام-عند قبر-ان شیئا هذا آخره لحقیق ان یزهد فی اوله و ان شیئا هذا اوله لحقیق ان یخاف آخره ؛امام کاظم علیه السلام در کنار قبرستان فرمودند:چیزی که پایانش این است سزاست که از همان آغاز دل از آن برکنند و چیزی که آغازش این است بجاست که از پایانش بترسند.میزان الحکمه،القبر

 

- « وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ برخی ها شاید بگویند این آیه خون و شهادت است اما قرآن می‌گوید پیام شهدا باعث شادی و مایه خوشحالی است و اگر جامعه‌ای می‌خواهید که نگرانی و افسردگی نباشد باید خط شهادت را ترویج کند. حتی اگر مسلمان هم نباشیم، این فرمولی است که خوف و حزن و نگرانی و افسردگی را برطرف می‌کند.

کسانی که این روز ها در امتحان رد شدند!

بعضی ها این روز ها در امتحان رد شدند،خودشان نمی دانند،همان زمانی که سختشان آمد کنار دیگران بنشینند و امتحان دهند و به چه و چه نازیدند در امتحان الهی رد شدند،خدا رحمت کند خمینی کبیر را که می فرمود عجب گناه ما مذهبی هاست،می فرمود بعضی علم توحید می گویند اما از آن بی خبرند.

قرار بود درخت هرچه پربار تر شود شاخو برگش افتاده تر شود،خدا رحمت کند مرحوم آیت الله بهجت را تا آخر نمی گذاشت از این عناوین به او نسبت دهند حتی آیت الله و آیت الله العظمی،روی رساله اش نوشته اند العبد محمد تقی بهجت؛ اما امروز بعضی از جوان ها را با عنوان علامه حلوا حلوا می کنند،کسی که فراموش کرده عجب بدتر از تمامی گناهان است،عجب شیطان عبادت شش هزار ساله او را باطل کرد حالا چه رسد به ما که نه عمری داریم و نه عبادتی؛

خداوند جوان گنهکاری را که در پیشگاه خداوند دلشکسته است از شیخی که به علم و عمل چند صباحش می نازد و حتی شانش را بالاتر از این می داند که کنار دیگران امتحان دهد بیشتر دوست می دارد،آری علم حقیقی بر تواضع عالم می افزاید که فرمود:

افتادگی آموز اگر طالب فیضی/هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

فتنه اکبر فرق علمدار را نشانه گرفته است

نعمت ولایت بالاترین نعمت خداست و در تفسیر آیه شریفه « ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ » 1 مفسرین بیان کرده اند ،نعمتی که روز قیامت از آن سوال می شود نعمت ولایت است و تنها با این نعمت است که دین کامل و نعمات الهی تمام می شود2 .

ولایت که همان حاکمیت خدای تعالی بر بندگان است ،مظاهری دارد که در یک رشته طولی و متصل هستند که نفی یکی موجب نفی همه آنهاست و کسانی هستند که خدا را می پذیرند اما پیامبر را نمی پذیرند،یا ایشان را می پذیرند ولی تن به ولایت علی علیه السلام نمی دهند و یا همین طور در یکی از ائمه دوازده گانه متوقف می شوند و سایرین را نمی پذیرند که در دین ما رد کردن یکی از این مظاهر حاکمیت الهی در واقع به منزله رد همه آنهاست و در انتها بعضی امام دوازدهم را می پذیرند اما حجت او را گردن نمی نهند و تبعیت از شخص ولی فقیه را نمی پذیرند،این ها نیز کافران به این نعمت بزرگ خدای متعال هستند که رد کننده ولی فقیه رد کننده اهل بیت و رد کننده آنها مشرک به خداوند بزرگ است.3

اما وقتی بحث کفران این نعمت عظیم مطرح می شود اشاره به داخل کشور است که خطر دشمن داخلی بیشتر از دشمن خارجی است و اگر بنا باشد اسلام و نظام اسلامی ضربه بخورد مطمئنا به دست خائنان داخلی خواهد بود که البته جز قشر عمامه به سر دنیا پرست و قدرت طلب کسی نمی تواند به اسلام ضربه بزند،گاهی با خود می گفتیم چطور می شود که می گویند زمان ظهور امام زمان علما جلوی حضرت می ایستند اما امروز در زمان ولی فقیه و زمانه تمرین اطاعت از ولی در زمان نائب امام زمان،می بینیم عده ای که خود را آیت الله می نامند نه تنها از ایشان تبعیت نمی کنند که رفتار و گفتارشان سخت در تعارض و تضاد با ولی فقیه است.

اگر امروز بحث نفوذ دشمن خارجی مطرح می شود ،در لایه زیرین و خطرناک تر از آن (که بستر آن نفوذ خارجی را فراهم می کند) موضوع نفوذ منافقان در حیاتی ترین سطوح و ارگان های این مملکت است که امروز بالاترین سطح آن با پروژه «علامه سازی» در فصل قدرت خیز انتخابات آغاز شده است تا آنکه با نفوذ در مجلس خبرگان کار ناتمام خود را در فتنه 88 تمام کنند.

وقتی سخن از منافق مطرح می شود یعنی کسی که حتی بسیاری از اوقات دم از ولی فقیه می زند اما عملش خلاف این ادعاست و او بر خلاف دشمن خارجی در پی خنجر زدن از پشت است، که این شخص پست ترین افراد است.

برای شناختن منافق باید نشانه ها را در اعمال او پیگیری کرد؛ به عنوان مثال «سلام» شعار مسلمین و نام خداست و به معنای طلب سلامت برای طرف مقابل و نشانه مسالمت با اوست،عرب هرگاه می خواست وارد خانه کسی شود برای اینکه طرف مقابل اطمینان پیدا کند که گزندی از او به ایشان نمی رسد سلام می کرد اما در ماجرای فتنه 88 کسی نامه بدون سلام و والسلام به ولی فقیه نوشت و این با توجه به توضیحات مذکور یعنی این شخص سلامت طرف مقابل را طلب نمی کند و نیت مسالمت ندارد بلکه در پی گزند رساندن و جنگ با اوست؛

این شخص همان کسی است که امروز با نیتی شوم از جانشین رهبر انقلاب سخن می گوید، کسی که دیروز با دم زدن از آتشفشان خشم مردم علیه نظام و رمز تقلب و فریب دادن مردم با این موضوع خسارات تلخ و جبران ناپذیری به این مردم زد و امروز باز با صف آرایی جدید در پی فتنه ای اکبر است؛در یک جمله باید گفت او که دیروز با حمله و هدف قراردادن نیروها و ارگانهای اصلی انقلاب به دنبال قطع کردن بازوی علمدار بود،امروز با پروژه نفوذ در خبرگان فرق علمدار را نشانه گرفته است.

 

..........................................................................

پینوشت:

1-تكاثر/8

2-الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا.مائده/3

3-امام صادق(عليه‏السلام) در روايت مقبوله عمر بن حنظله، مي‏فرمايد: «... مَنْ كَانَ مِنْكُم مِمَّنْ قَدْ رَوَي‏ حَديثَنَا وَ نَظَرَ فِي حَلَالنَا وَ حَرَامنَا وَ عَرَفَ اَحكَامَنَا فَليرضُوْا بِهِ حَكَماً فَاِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيكُمْ حَاكِماً فَاِذَا حَكَمَ بِحُكمِنَا فَلَمْ يقبَلْ مِنهُ فَاِنَّمَا استخَفّ بِحُكْمِنَا وَ عَلَينَا رَدٌّ وَ الرَّادُّ عَلَينَا كَالرَّادُّ عَلَي اللّهِ وَ هُوَ عَلَي حَدِّ الشِّركِ بِاللَّهِ»اصول كافي، دارالتعارف، 1401ق، ج 1، ص 67 ؛ محمد بن حسن عاملي، وسائل الشيعه، تهران: انتشارات اسلامي، ج 18، ص 98. ؛ «مردم بايد به كساني از شما (شيعيان) كه حديث و سخنان ما را روايت مي‏كنند و در حلال و حرام ما به دقت مي‏نگرند و احكام ما را به خوبي باز مي‏شناسند (عالم عادل)، مراجعه كنند و او را به عنوان حاكم بپذيرند. من چنين كسي را بر شما حاكم قرار دادم. پس هرگاه به حكم ما حكم كند و از او پذيرفته نشود، حكم خدا كوچك شمرده شده و بر ما رد شده است و آن كه ما را رد كند، خدا را رد كرده است و چنين چيزي در حد شرك به خداوند است»

---------------------------------------------------------------------------------------

درج این مطلب در آرمان پرس