چه کسی از فتنه سود می برد؟

درسی که همه مردم از فتنه 88 گرفتند این است که اگر قانون نباشد اگر وحدت و امنیت نباشد و در یک کلام اگر اطاعت از رهبر معظم انقلاب و ولایتمداری نباشد همه ضربه می بینند،اموال عمومی و خصوصی فرق نمی کند،حتی خون ها ریخته می شود که قزآن در کلامی فصیح می فرماید : الْفِتْنَةُ أَشَدُّ مِنَ الْقَتْلِ1 ؛

جنایات زیادی زیر سایه فتنه انجام می شود که بسیاری از آنها جبران ناپذیر است و بسیاری سالیان زیاد طول می کشد تا شاید بخشی از خساراتش مرتفع گردد و در همه این جنایات اغلب دست چند قدرت طلب که بویی از انسانیت نبرده اند دیده می شود چنانچه در فتنه 88 دیدیم که نماینده موسوی رسما در جلسه نمایندگان کاندیداها گفت ما اعتقاد به تقلب نداریم اما اینقدر با این کلمه بازی کردند و روی موج احساسات قشری از مردم ،فجایع بزرگی را رقم زدند که بقول مقام عظمای ولایت هنوز بعضی از آنها جبران نشده و بعضی مثل خونهایی که ریخته شد جبران نخواهد شد.

یکی از درس هایی که مردم از این فتنه گرفتند این است که نباید صرفا به یک صدا و یک رسانه گوش کنند و سریعا با شنیدن یک خبر آن را تصدیق کنند بلکه باید به دنبال شواهد صدق در جاهای دیگر بگردند،چرا که گاهی واضح ترین مطالب در رسانه های زنجیره ای حامیان فتنه گران چنان برعکس مطرح می شود و در آن بزرگ نمایی می شود که دیگر کسی در آن شک نکند،در حالی که نزد خواص اهل بصیرت مطلب طوری دیگر است.

افراد قدرت طلب و ذی نفوذ گاهی از منتشر کردن هیچ دروغی برای جو سازی در جهت رسیدن به مطامع شومشان فرو گذار نمی کنند و همیشه از جهل و احساس مردم برای رسیدن به هدف خود نردبان می سازند ولو اینکه به آن مردم ضرر های فراوانی وارد شود و در واقع برای آنها تنها منافع خودشان محترم است نه کس دیگری تا اینکه به جایی که می خواهند برسند و البته ضربه اصلی را به ملت همین افراد می زنند.

نکته ای که می خواهم در این مطلب عرض کنم آن است که در عرصه مهم و قدرت خیز انتخابات که افراد سود جو مثل قارچ سر برمی آورند و با عناوین رنگارنگ سعی در به دست گرفتن بند احساسات مردم دارند مردم مومن باید کمال توجه را داشته باشند که اقدام آنها و طرفداری آنها و رای آنها آینده کشور را رقم می زند و با آنکه ممکن است آن مردم حظی از آن قدرت و دنیایی که آن افراد به آن می رسند نداشته باشند اما در تمام کارهای منفی و جنایات آنها به دلیل همان طرفداری و تبلیغ و رای شریکند.

در اینجا برای هوشیاری بیشتر در انتخاب خود باید روایتی زیبا از پیامبر اخلاق و انسانیت را مرور کنیم که به امیر مومنان علیهما السلام فرمود:

یَا عَلِیُّ شَرُّ النَّاسِ مَنْ بَاعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیَاهُ وَ شَرٌّ مِنْ ذَلِکَ مَنْ بَاعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیَا غَیْرِه‏ .

ای علی!
بدترینِ مردم کسی است که آخرتش رابه دنیایش بفروشد،
و بدتر از او کسی است که آخرتش را به «دنیای دیگری» بفروشد!

من لا یحضره الفقیه/جلد۴/صفحه۳۵۳

 

 ------------------------------------------------

پی نوشت:

1-سوره البقرة آیه191: ... فتنه از قتل بدتر است.

فتنه اکبر فرق علمدار را نشانه گرفته است

نعمت ولایت بالاترین نعمت خداست و در تفسیر آیه شریفه « ثُمَّ لَتُسْأَلُنَّ يَوْمَئِذٍ عَنِ النَّعِيمِ » 1 مفسرین بیان کرده اند ،نعمتی که روز قیامت از آن سوال می شود نعمت ولایت است و تنها با این نعمت است که دین کامل و نعمات الهی تمام می شود2 .

ولایت که همان حاکمیت خدای تعالی بر بندگان است ،مظاهری دارد که در یک رشته طولی و متصل هستند که نفی یکی موجب نفی همه آنهاست و کسانی هستند که خدا را می پذیرند اما پیامبر را نمی پذیرند،یا ایشان را می پذیرند ولی تن به ولایت علی علیه السلام نمی دهند و یا همین طور در یکی از ائمه دوازده گانه متوقف می شوند و سایرین را نمی پذیرند که در دین ما رد کردن یکی از این مظاهر حاکمیت الهی در واقع به منزله رد همه آنهاست و در انتها بعضی امام دوازدهم را می پذیرند اما حجت او را گردن نمی نهند و تبعیت از شخص ولی فقیه را نمی پذیرند،این ها نیز کافران به این نعمت بزرگ خدای متعال هستند که رد کننده ولی فقیه رد کننده اهل بیت و رد کننده آنها مشرک به خداوند بزرگ است.3

اما وقتی بحث کفران این نعمت عظیم مطرح می شود اشاره به داخل کشور است که خطر دشمن داخلی بیشتر از دشمن خارجی است و اگر بنا باشد اسلام و نظام اسلامی ضربه بخورد مطمئنا به دست خائنان داخلی خواهد بود که البته جز قشر عمامه به سر دنیا پرست و قدرت طلب کسی نمی تواند به اسلام ضربه بزند،گاهی با خود می گفتیم چطور می شود که می گویند زمان ظهور امام زمان علما جلوی حضرت می ایستند اما امروز در زمان ولی فقیه و زمانه تمرین اطاعت از ولی در زمان نائب امام زمان،می بینیم عده ای که خود را آیت الله می نامند نه تنها از ایشان تبعیت نمی کنند که رفتار و گفتارشان سخت در تعارض و تضاد با ولی فقیه است.

اگر امروز بحث نفوذ دشمن خارجی مطرح می شود ،در لایه زیرین و خطرناک تر از آن (که بستر آن نفوذ خارجی را فراهم می کند) موضوع نفوذ منافقان در حیاتی ترین سطوح و ارگان های این مملکت است که امروز بالاترین سطح آن با پروژه «علامه سازی» در فصل قدرت خیز انتخابات آغاز شده است تا آنکه با نفوذ در مجلس خبرگان کار ناتمام خود را در فتنه 88 تمام کنند.

وقتی سخن از منافق مطرح می شود یعنی کسی که حتی بسیاری از اوقات دم از ولی فقیه می زند اما عملش خلاف این ادعاست و او بر خلاف دشمن خارجی در پی خنجر زدن از پشت است، که این شخص پست ترین افراد است.

برای شناختن منافق باید نشانه ها را در اعمال او پیگیری کرد؛ به عنوان مثال «سلام» شعار مسلمین و نام خداست و به معنای طلب سلامت برای طرف مقابل و نشانه مسالمت با اوست،عرب هرگاه می خواست وارد خانه کسی شود برای اینکه طرف مقابل اطمینان پیدا کند که گزندی از او به ایشان نمی رسد سلام می کرد اما در ماجرای فتنه 88 کسی نامه بدون سلام و والسلام به ولی فقیه نوشت و این با توجه به توضیحات مذکور یعنی این شخص سلامت طرف مقابل را طلب نمی کند و نیت مسالمت ندارد بلکه در پی گزند رساندن و جنگ با اوست؛

این شخص همان کسی است که امروز با نیتی شوم از جانشین رهبر انقلاب سخن می گوید، کسی که دیروز با دم زدن از آتشفشان خشم مردم علیه نظام و رمز تقلب و فریب دادن مردم با این موضوع خسارات تلخ و جبران ناپذیری به این مردم زد و امروز باز با صف آرایی جدید در پی فتنه ای اکبر است؛در یک جمله باید گفت او که دیروز با حمله و هدف قراردادن نیروها و ارگانهای اصلی انقلاب به دنبال قطع کردن بازوی علمدار بود،امروز با پروژه نفوذ در خبرگان فرق علمدار را نشانه گرفته است.

 

..........................................................................

پینوشت:

1-تكاثر/8

2-الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا.مائده/3

3-امام صادق(عليه‏السلام) در روايت مقبوله عمر بن حنظله، مي‏فرمايد: «... مَنْ كَانَ مِنْكُم مِمَّنْ قَدْ رَوَي‏ حَديثَنَا وَ نَظَرَ فِي حَلَالنَا وَ حَرَامنَا وَ عَرَفَ اَحكَامَنَا فَليرضُوْا بِهِ حَكَماً فَاِنِّي قَدْ جَعَلْتُهُ عَلَيكُمْ حَاكِماً فَاِذَا حَكَمَ بِحُكمِنَا فَلَمْ يقبَلْ مِنهُ فَاِنَّمَا استخَفّ بِحُكْمِنَا وَ عَلَينَا رَدٌّ وَ الرَّادُّ عَلَينَا كَالرَّادُّ عَلَي اللّهِ وَ هُوَ عَلَي حَدِّ الشِّركِ بِاللَّهِ»اصول كافي، دارالتعارف، 1401ق، ج 1، ص 67 ؛ محمد بن حسن عاملي، وسائل الشيعه، تهران: انتشارات اسلامي، ج 18، ص 98. ؛ «مردم بايد به كساني از شما (شيعيان) كه حديث و سخنان ما را روايت مي‏كنند و در حلال و حرام ما به دقت مي‏نگرند و احكام ما را به خوبي باز مي‏شناسند (عالم عادل)، مراجعه كنند و او را به عنوان حاكم بپذيرند. من چنين كسي را بر شما حاكم قرار دادم. پس هرگاه به حكم ما حكم كند و از او پذيرفته نشود، حكم خدا كوچك شمرده شده و بر ما رد شده است و آن كه ما را رد كند، خدا را رد كرده است و چنين چيزي در حد شرك به خداوند است»

---------------------------------------------------------------------------------------

درج این مطلب در آرمان پرس 

شجریان اول به قرآن پشت کرد بعد به انقلاب/او برای دوستداران دین و انقلاب مرده است

مظلوم ترین ساحت در این کشور ساحت هنر است،هر کس با هر عقیده و هر گرایش اسم خودش را هنرمند می گذارد و روزی دیگر معروف می شود و پس از آن در مرکز توجه مردم قرار می گیر آنگاه است که این بادکنک تو خالی می ترکد و فرهنگ و غرور ایرانی اسلامی این ملت بزرگ دچار خدشه و اهل آن دچار بهت و تاسف می گردند،بار ها این سیر در بازیگران و خوانندگان مختلف تکرار شده است1 و این بار نوبت کسی است که نام و نان از این انقلاب دارد،اما نمکدان شکن شده است،کسی که روزگاری به عکس گرفتن با قرآن و بودن در جمع مردم مذهبی می بالید و امروز با زقاصه ها و زنان بدنام و منحرفین فکری و بهایی ها عکس می گیرد و به بودن در کنار آن ها و آواز خواندن برای آنها افتخار می کند.

شجریان؛فردی که دیگر امروز برای دوستداران دین و انقلاب مرده است،فردی که ابتدا به قرآن پشت کرد و بعد به انقلاب،او که فرزند پدری است قاری قرآن و معتقد و متدین به اسلام و به قول خودش بيشتر دوران کودکی و نوجوانيش را در پای جلسات قرآن پدر در مشهد گذرانده است،خود او در خاطراتش از ناراحتی پدر و خانواده مذهبیش از گرایشش به موسیقی و دوری از مذهب و قرآن می گوید،

شجریان روزگاری چنان از آن قرآن فاصله می گیرد که در پاسخ به سؤال خبرنگار شبکه تلویزیونی اس.بی.اس استرالیا درباره این که با خواندن آواز دخترش در برابر مردان و ترانه های سیاسی خود آیا قصد دارد با این کارها با جمهوری اسلامی دهن کجی کند، می گوید: «آنها راه خودشان را می روند و می گویند قوانین الهی است و قابل تعویض نیست ... آنها کار خودشان را می کنند و ما هم کار خودمان را می کنیم.

 

کار به همین سخن تمام نمی شود و آشکارا و فراتر از حمله به نظام اسلامی ،به اسلام ناب محمدی حمله می کند و در مصاحبه با صدای آمریکا می گوید: "به طور کلی نظام و حکومت جمهوری اسلامی ایران هرگز با هنر کنار نمی‌آیند، هرگز و هرگز !!! همچنان که در طول 1400 سال با هنر کنار نیامدند و باز هم نخواهند آمد."

شجریان با این اظهارات نشان می دهد که ابراز نارضایتی او از نظام سی و چند ساله جمهوری اسلامی، بهانه‌ای بیش نبوده و مشکل اصلی او با اساس اسلام به عنوان یک مکتب آسمانی است،او با تصریح به «کنار نیامدن 1400 ساله با هنر» انگشت اتهام را به سمت اسلام می‌گیرد و پرده از درونیات خود بر می‌دارد.
گویا اسلام‌ستیزی، یک بیماری واگیردار در جبهه مخالفان جمهوری اسلامی ایران است که به محض خروج از کشور عود می‌کند! و اینجا جناب شجریان،کسی که روزی حس خوب ربنای او در کنار سفره های افطار این مردم بود، به خدا و اسلام و قرآن و قوانین آسمانیش پشت می کند.

 این مردم برای این انقلاب خون دادند،بهترین جوان هایشان را دادند آن وقت آقای شجریان برای کف زدن چند ضد انقلاب برای او " در بخشی از اظهاراتش با بی بی سی فارسی می گوید: «حقیقتش من از اولش هم انقلابی نبودم ولی دور و بر من همه اش افرادی بودند که گرایش سیاسی و چپی داشتند و مجبور بودم توی آن بچه ها باشم، چون اطراف من همه سیاسی حرف می زدند."

او با همین حرفش دیگر جایی در دل مردم انقلابی این کشور عزیز ندارد و بالاتر از این او در مصاحبه ای دیگر به مردی که همه خداپرستان دنیا در این قرن مدیون انقلاب دینی او هستند توهین می کند و در اعتراض به پخش تصویر مبارک امام خمینی (ره) بر روی تصنیف «ایران ای سرای امید» به بی‎بی‎سی فارسی میگوید: " آن آهنگ یک حالت رستاخیزی را در جامعه نشان میدهد اما دیدم که اینها روی این آهنگ تصویر آقای خمینی را نشان میدهند که دارد از پله های هواپیما پایین می آید، خوب، من این آهنگ را برای ایشان نخواندم که! و دیدم که صدا و سیمای جمهوری اسلامی دارد از آهنگهای من سوءاستفاده این‏جوری میکند."

هنر واقعی ماندن در کنار این مردم با فرهنگ و انقلابی است نه آنکه به خاطر دهن کجی کردن با نظام اسلامی برویم با بهاییان و صهیونیست پرستان شبکه بی بی سی فارسی عکس بیندازیم و با این کار مهر تایید به دشمنی آنان با ملت ایران بزنیم.2و3

 

باید هنر واقعی را احیا کرد،باید هنرمند واقعی را به این مردم شناساند،این ملت بزرگ قهرمان کم ندارد،از پوریای ولی و تختی ،تا چمران و همت و باکری؛کسانی که بی ادعا برای عزت این مملکت و اعتلای فرهنگ و اسلام با این مردم ماندند و جان دادند،فرهنگ و هنر دارای مفاهیمی قدسی است که امثال شجریان که لیاقت و شرافت در کنار آن بودن را نداشته اند ،دست روزگار آنان را پس زده و به اختیار خودشان به صدای لشکر اهریمن بدل گشته اند.4

موسیقی سنتی ما همیشه به مضامین و اشعار عرفانی و الهی مزین است و به آن می بالد و همگان باید بدانند که هنر سکولار در یک جامعه اسلامی جایی ندارد چه برسد که بخواهند از آن تجلیل هم بکنند که این موضوع اگر اتفاق بیفتد بی شک نشان دهنده تهی شدن آن جامعه از اسلامیت است.

 

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

پینوشت:

1-امروز شجریان و گوگوش و گلشیفته و فردا...

2-پایان مبتذل داستان شجریان+10عکس

3-گناه شجريان عكس انداختن با گوگوش نيست

 4-شجريان؛ از قهر با ملت تا اسلام ستيزی

از آتشفشان تا جام زهر،آیا فتنه دیگری در راه است؟

تحلیل پاسخ امام خامنه ای به نامه تبریک رئیس جمهور

 

 

کسانی که در سال های نه چندان دور با آوردن کلمه آتشفشان اسم رمز عملیات یک فتنه بزرگ را بر زبان جاری می کردند ، امروز دوباره با یاد قطعنامه 598 و ماجرای جام زهر و پیروزی خواندن آن،کلیدواژه های دیگری را مطرح می کنند که این بی شک می تواند رمز یک حرکت فتنه جویانه دیگر باشد که از سوی مغز متفکر فتنه 88 بیان می شود.

 وقتی برای توافقنامه ای که نه به بار است و نه به دار است هزاران هزار جشن از قبل ترتیب داده می شود،وقتی برای توافقنامه ای که هنوز باید به تصویب و تایید مجلس و مسئولین نظام برسد ،بساط کف زنی راه انداخته می شود،این موضوع انسان را یاد جشن های زود هنگام و از قبل برنامه ریزی شده میرحسین موسوی در انتخابات و در جریان فتنه می اندازد که این خبر از یک طراحی کثیف برای بازی با احساسات پاک مردم می دهد.

این موضوع به وضوح در پاسخ هوشمندانه اخیر امام خامنه ای به نامه رئیس جمهور دیده می شود که ایشان در ضمن یک پاسخ کوتاه به نامه تبریک رئیس جمهور بیان می فرمایند: "به سرانجام رسیدن این مذاکرات، گام مهمی است، با این حال لازم است متنی که فراهم آمده با دقت ملاحظه و در مسیر قانونی پیش‌بینی شده قرار گیرد و آنگاه در صورت تصویب، مراقبت از نقض عهدهای محتمل طرف مقابل صورت گرفته و راه آن بسته شود. به خوبی میدانید که برخی از شش دولت طرف مقابل به هیچ رو قابل اعتماد نیستند."

این یعنی گرچه تلاش های تیم مذاکره کننده شایسته تقدیر است ولی هنوز برای پیروزی بزرگ خواندن این توافق زود است و این در حالی است که رئیس جمهوری که از روز اول همه چیز مملکت حتی آب خوردن مردم را به مذاکرات گره زده و همه حیثیتش در نتیجه دادن این مذاکرات با شیطان بزرگ است این توافق ابتدایی بدست آمده را یک پیروزی بزرگ و بی سابقه و تاریخی می خواند و جناب هاشمی آن را مانند فتح خرمشهر بیان می کنند و رسانه های حامی دولت همه با تیتر های مشابه بر این موضوع دامن می زنند و جریان دولت با یک پیش بینی و طراحی از پیش ، برگزاری یک سری جشن ها را کلید می زند که دامنه آن به مردم می رسد؛

این درحالی است که اصلا شاید مسئولین نظارتی نظام با تدقیق در جزئیات توافق و عملکرد طرف مقابل ادامه این توافق را خلاف منافع ملی نظام تشخیص دهند و این موضوع باز در ادامه این پیام کوتاه امام خامنه ای اشاره شده که در واقع این خطاب می تواند به مثابه نقش بر آب کردن نقشه این فتنه در نطفه باشد ،ایشان در ادامه پیام خطاب به مردم می فرمایند:

"از ملت عزیز انتظار دارم که همچنان وحدت و متانت خود را حفظ کنند تا بتوان در فضای آرام و خردمندانه به منافع ملی دست یافت."

از طرفی پیش از این از سوی رئیس جمهور در میان کلیدواژه های از پیش تعیین شده و حساب شده تئوری صلح امام حسن علیه السلام مطرح می شود، درحالی که همه می دانند که امام مجتبی با دشمن امیرالمومنین صلح نکردند و مجبور به صلح نشدند مگر بدین علت که سرداران بزرگ سپاه خود را در سپاه دشمن یافتند!.

 

 ..........................................................................

درج این مطلب در قاصدنیوز و 598

آقای هاشمی! از خون شهدا خجالت نمی کشی؟

امروز همان زبیرِ دیروز انقلاب باعث شده که خدای نکرده مردم به این انقلاب و سران آن بد بین شوند؛ چرا باید پسر ایشان،دختر ایشان مجرم باشند و راست راست بگردند و حتی سفر خارج از کشور بروند اما دیگران که پدرشان مسئول عالی رتبه مملکتی نیست به محض مرتکب شدن جرم به اشد مجازات محکوم و زندانی شوند!؟

چطور برای دختر ایشان زندان ها پر است و تا خالی شدن آن می توانند یک سفر به لندن بروند و به عنوان یک مجرم تفریح کنند و به ریش نظام و داغداران و ستمدیدگان بخندند اما برای دیگران حتی در انبار و سرداب زندان هم که شده بالاخره جا پیدا می شود!

 آقای هاشمی شما از خون شهدا خجالت نمی کشی؟ شما از آن امامی که انگار هر شب او را در خواب می بینی خجالت نمی کشی؟؟ یکبار دیگر هم که شده یاد امیر المومنین علی علیه السلام را در خود زنده کن  او که برخورد در راستای عدالت را از خانواده خود شروع می نمود و کمی از بزرگان انقلاب بیاموز که حتی فرزند خاطی خود را به چوبه دار می سپردند.

امروز اگر شما به عنوان یک مسئول این مملکت رسما از خطای فرزندان خود تبری نجویی و آنان را تسلیم عدالت نکنی بدان که این کم کاری در اجرای حکم عدالت در مورد آنها به حساب جنابعالی نوشته می شود و اگر بواسطه این عمل آبروی نظام که با خون هزاران هزار شهید پاک به دست آمده است خدشه دار شود خانواده شهدا و داغداران و ستم کشیدگان این انقلاب و نظام هیچگاه از تو نخواهند گذشت...

فائزه هاشمی،مجرم امنیتی در فرودگاه امام خمینی در حال سفر به لندن و ملحق شدن به برادر


سیاسی ها الگو بگیرند،حقوقی ها متحیر بمانند

اشتباه نکنید این دیدار جناب هاشمی از زندانیان سیاسی نیست! ، بلکه دیدار ایشان به همراهی و مصاحبت یک محکوم سیاسی که از قضای روزگار دختر ایشان هم هست از دانشگاه آزاد و سخنرانی در جمع برخی دانشجویان و اساتید علوم سیاسی و حقوق است.

mohammad kazempour-11.jpg

خب البته باید گفت حتما حضور این خانمی که کنار ایشان نشسته برای هر دو گروه از دانشجویان و اساتید حاضر در جلسه مفید و قابل تامل بوده است از آنجا که با وجود این همه شاهکار او در فضای سیاسی می تواند به عنوان یک الگو قابل مطرح شدن در این جمع فرهیخته سیاسی برای الگو گیری این جمع از او باشد! که صد البته حتما این پدر به همچنین دختری مباهات می کند که چنین با افتخار در یک جمع عمومی و رسمی او را کنار خود نشانه است.

اما اساتید حقوقی هم که در این جمع حضور داشته اند نیز باید متحیر بمانند و مطالعه کنند که با وجود حکم صادر شده در مورد این مجرم و علاقه شخصی این مجرم برای حضور در زندان1! چگونه و با کدام حکم و تبصره می تواند در کنار رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام و در یک دیدار رسمی حضور پیدا کند؟

البته بماند که از این دست عجایب دور و بر این پیرمرد انقلابیِ دیروز! زیاد اتفاق می افتد و همین مورد حساسیت ها را در این باب کم کرده است؛به امید روزی که تمامی فتنه گران و مشایعین و راضیان و تابعان حقیقی آنها با رسیدن به جزای اعمال سخیفشان، شرشان از سر مردم ولایی و سربلند ایران اسلامی کم شود.


1-محمود علیزاده طباطبایی، وکیل خانواده هاشمی، چند روز پیش در گفت وگو با روزنامه شرق مدعی شده بود: "فائزه اصرار دارد که به زندان برود."

 

درج این مطلب در عماریون و 8دی و عمارنامه