اشبه الناس به امام خمینی بی شک یک نفر بیشتر نیست

جناب آقای بهرمانی خوب شد امروز امام نیست که این روز های شما را ببیند روزی که شاگردانش با نام او به هدف و آرمان او حمله می کنند ،با نام او به تفکر او حمله می کنند،با نام او به پایه های اصلی نظام ولایت فقیه که مظهر حاکمیت اسلام است حمله می کنند و هیچ ابایی از کشیدن شمشیر زبان بر فقهای شورای نگهبان ندارند.

همان زبانی که دیروز در جبهه اسلام وعلیه مستکبرین با سخنان برنده جهاد می نمود و امروز...برای همین خطاب بهرمانی نمودم چون آن هاشمی مرد ،آن هاشمی همان زمانی که هوای قدرت طلبی او را بر آن داشت که سلم لمن سالمکم را رها کند و نامه بدون سلام به نائب امام زمان بنویسد مرده بود چون انسان یک کالبد نیست یک روح است که اگر تسلیم حق نباشد می میرد و چون مرداری متعفن می گردد.

خوب شد که امروز امام نیست که اگر می بود جگرش از این همه نفاق آتش می گرفت،اگر شما امروز سخن از بیت امام می گویید ما سخن از خود امام می گوییم همان امام استکبار ستیز تحریف نشدنی،همان امامی که حاضر بود تکه تکه شود اما سر جلوی مظاهر استکبار و طاغوت خم نکند شما امروز در سالگرد پیروزی انقلاب روح بزرگ روح الله را آزرده ساختید و هدیه ای بد که نه،زخمی بر جگر او وارد کردید،امام در روز های آخر از همین روز های شما می ترسید.

اشبه الناس به امام خمینی بی شک یک نفر بیشتر نیست و آن فرزند معنوی روح الله و جانشین به حق ایشان،حضرت امام خامنه ای است همان کسی که شما امروز با این حملات گاه و بیگاه به شورای نگهبان تبعیت از ایشان را برای چندمین بار رها کرده اید و در مقابل سخن و دستور ایشان به تخریب نهاد های وابسته به رهبر انقلاب دست می زنید که ایشان در مورد تبعیت نهاد های قانونی کشور و دوری از اینگونه سخنان فرمودند:

به نهادهای قانونی اهانت نشود؛ این را توجّه کنید. یک نهاد قانونی را که یک وظایفی دارد، نباید مورد افترا قرار بدهیم یا مورد اهانت قرار بدهیم. نهاد قانونی، نهاد قانونی است؛ نه‌اینکه اشتباه نمیکند؛ هر نهاد قانونی‌ای مثل همه‌ی آدمها، مثل این حقیرِ پُر از تقصیر و اشتباه ممکن است اشتباه کنیم امّا این موجب نمیشود که ما یک نهاد قانونی را مورد اهانت قرار بدهیم، در انظار عمومی، در تبلیغاتمان، در حرفهای خودمان تخفیف کنیم؛ نه، این باب اگر باز شد، هرج‌ومرج خواهد شد. خب، سلیقه‌ی جنابعالی این است، به فلان نهاد قانونی بی‌احترامی میکنی، یکی دیگر سلیقه‌ی دیگری دارد، به آن نهاد قانونی‌ای که تو به آن وابسته هستی بی‌احترامی میکند؛ این خوب است؟ این باب را باز نکنند.

اذهان عمومی را مشوّش نکنند که آقا، معلوم نیست چه خواهد شد، نمیدانیم چه خواهد شد. این کار بسیار غلطی است؛ قبلاً هم من تذکّر داده‌ام؛ بگذارید مردم همچنان‌که حق است، همچنان‌که واقع است، با شوق، با ذوق، با نشاط بروند به سمت انتخابات. تشویش افکار عمومی کار بسیار غلطی است؛ مردم را به انتخابات بدبین نکنند.۱۳۹۴/۱۰/۳۰

وابستگی خونی به امام و هر کس دیگر کافی نیست امام خمینی یک شخض نیست بلکه یک تفکر است و امروز شما با این حملات به شورای نگهبان با نام خمینی تفکر خمینی و ریشه ولایت فقیه را هدف گرفته اید که حضرت روح الله فرمود:

من به این آقایان هشدار می دهم که تضعیف و توهین به فقهای شورای نگهبان امری خطرناک برای کشور و اسلام است. همیشه انحرافات به تدریج در یک رژیم وارد می شود و در آخر، رژیمی را ساقط می نماید. 25/02/1363

 

----------------------------------------------------------------------------------------

درج این مطلب در هفته نامه نه دی و رجانیوز و آرمان پرس و سایت حجت الاسلام حاجتی و مطالبه و بصر نیوز و قاصدنیوز

نطفه نفوذ در این دولت شکل گرفته است/روحانی از خشم توده های مردم ولایتمدار بترسد

آنچه انسان در یک جریان فکری فرهنگی هدفدار از زمان روی کار آمدن دولت روحانی مشاهده می کند ،سوء استفاده از ادبیات مذهبی و سخنان به ظاهر جذاب و کلمات به ظاهر حقی است که اراده باطل از آنها می شود و این ادبیات سرانجام در پی تضعیف آرمانگرایی انقلابی در عناصر فعال و تاثیر گذار و حرکت فرهنگی جمهوری اسلامی است.

آرمان گرایی انقلابی همان شعار های اصیل انقلاب است که از متن دین برخواسته و خاصیت اصلی جمهوری اسلامی را تشکیل می دهد؛پیوسته در این دولت سعی می شود که با عناوینی چون اعتدال ،اسلام رحمانی و مبارزه با افراطی گری و... جریان های دلباخته این آرمان ها سرکوب شوند.

این دولت از یک جهت در پی تئوریزه کردن اسلام آمریکایی با ادبیات اعتدال است، اسلامی که به دنبال بازگشایی سفارت شیطان بزرگ است و جز لبخند و تحسین و تمجید چیزی در قبال هیمنه آمریکا ارائه نمی دهد؛که مشخصا این امر از ابتدا تا امروز در یک خط مشخص از سوی پدر معنوی دولت،مردی که در آستین انقلاب رشد کرده و امروز خلاف مبانی صریح دیروز خود سخن می گوید پیگیری می شود؛

اما از جهت دیگر دولت حیات این منطق و مبنای خود را در سرکوب و منزوی کردن و دشنام دادن به نیروهای انقلابی می داند،آنچه از برچسب ها و عناوین مختلفی که دولت به این قشر منتقد از آغاز به کارش تا امروز نسبت داده است ،کاملا مشخص می باشد،چیزی که مقام عظمای ولایت دیروز فریاد زند که نباید نیرو های انقلابی را به اسم افراطی کوبید و امروز می فرمایند برچسب افراطی زدن به بسیج و بسیجی تکمیل جریان نفوذ است،رسانه های مختلف دولت از آغاز تا به امروز در پی ارزش زدایی و ضد ارزش جلوه دادن شعار ها و لجن پراکنی به نماد های این گروه از مردم و جوان های انقلابی بوده و هستند.

جریان نفوذ در همین سیاست "رحماء علی الکفار اشداء بینهم" دولت نطفه اش شکل گرفته است،در موضوع سیاست خارجی کاملا به ندرت برخورد انقلابی از وزیر خارجه دیده ایم شاید اگر بخواهیم موارد را بشماریم فقط یک مورد باشد و آن هم جمله ای که از عجب روزگار چون گلی در این صحرا روزی خود نمایی کرد و چون جرقه ای خاموش شد، ولی از آن طرف تا دلت بخواهد تداهن در قبال دشمن قسم خورده ای که ماسک مزحک دوستی بر صورت دارد دیده ایم که این درست نقطه مقابل سیاست خارجه ای است که از قرآن برداشت می شود که فرمود: "فلیجدوا فیکم غلظة"

از طرفی در عملکرد وزارت فرهنگ و ارشاد این دولت آن نفوذ جریانی که امروز در بیان مقام عظمای ولایت آمد کاملا مشهود است که بارها فریاد اعتراض قشر مذهبی در مورد نشر منکرات بیّن با آرم و عنوان وزارت ارشاد در این دولت شنیده نشده و در موضوعات مختلف فرهنگی تلاش این وزارت خانه در قبح شکنی و پرده دری در امور مذهبی و ترویج فرهنگ اباحی گری و غربی مشهود می باشد.

با تمام این موارد چه جناب روحانی و چه پدر معنوی دولت با مطرح شدن مسئله «نفوذ» از سوی مقام عظمای ولایت نه تنها آن را جدی نگرفتند بلکه به تخطئه و تقبیح کسانی پرداختند که به تحلیل این سخنان درباره نفوذ صحبت می کردند پزداختند و به عنوان مثال گفته شد افراد با کلمه نفوذ بازی نکنند! ؛ امروز باز این موضوع از سوی امام خامنه ای تذکر داده شد که بعضی به بهانه مسائل جناحی نفی موضوع نفوذ نکنند! که خطر نفوذ امروز در کشور ما جدی می باشد؛ باید دید با این اخطار و نصیحت امروز رهبر حکیم انقلاب باز دولت به رویه قبلی خود ادامه خواهد داد که اگر اینچنین باشد ،این تخطی آشکار و چند باره دولت از سخنان حجت و نائب امام زمان علیه السلام موجب عقوبت الهی و خشم مردم ولایتمدار بر عناصر خواسته یا ناخواسته دشمن در این دولت خواهد بود.

 

................................................................................................................................

درج این مطلب در : آرمان پرس و بصر نیوز

 

آقای من، مگر ما مرده باشیم...

سلام بر نائب مهدی و سلام بر دل پر دردش که امروز بعد از پسر غریب فاطمه،حضرت ولی الله الاعظم ارواحنا فداه ، او دردمند ترین است و فقط مهدی است که از درد های دل این فرزند غریبش خبر دارد.

سلام بر آن آقایی که کسانی که خود را یار و برادر او می خوانند با صراحت و وقاحت دم از جام زهر دادن به او می زنند و بدان می بالند!1 ننگ بر آن زبانی که راضی به پاره پاره شدن دل ولی زمان خود باشد ،کسانی که عمامه به سر دارند اما هیچگاه معنای امامت را نفهمیده اند که لیاقت آن را نداشته اند ،کسانی که ثروت دنیا را به بهای غربت مولا طلب می کنند ، نزدیکانی که مصرانه در پی آنند روزگار تنها ترین سردار در ایام او تکرار شود.

سلام خدا بر دست جانباز و دل پر خونت که چنانچه روزگار خمینی روزگار خون دادن بود ،روزگار خامنه ای روزگار خون دل خوردن است و این به خاطر بعضی اطرافیان دنیا طلب و دو روی توست ؛ آن زمان فرمان استقامت ،پیامبر خدا را پیر کرد که با "ومن تاب معک" آمد و دستور به اسقامت اطرافیان داده شد اطرافیانی که...

 

آقای من ،بی شک همچنانکه سید و مولای تو مهدی فاطمه است،خود تو سید و مولای ما بسیجیان و دلدادگان خط ولایتی و بدان که تا فدائیان تو زنده اند، بدخواهان و حسودان و کیسه دوزان نخواهند توانست عرصه را بر تو تنگ کنند که ننگ ابدی برای کسی است که روگردان از مسیر ولایت باشد.

 

...............................................

1-نوشیدن جام زهر توسط امام، کام ملت را شیرین کرد!

 

...............................................

درج این مطلب در آرمان پرس

کلیدواژه های سایت آیت اللهِ روشنفکر!

وقتی نگاهی گذرا به سایت رسمی جناب هاشمی رفسنجانی می اندازیم آنرا مملو از شعار هایی می یابیم که چند دهه است کسانی که با ظاهری مذهبی می خواهند دل آن طرفی ها را بدست بیاورند از این شعار ها به صورت پر رنگی استفاده می کنند.

موضوعاتی چون حقوق زنان همیشه در جامعه روشنفکری ما طرفدار داشته است چرا که همیشه فریاد های مخالفان دین در خارج از مرز ها به سوی دریدن چارچوب دینی زنان در جامعه ما بوده است و هرکس به نحوی همسو با این امواج آنهم در بطن و ظاهر دینی بدان بپردازد بی شک نظر آنها را بسوی خویش جلب خواهد نمود.

دیگر از شعار های نخ نما شده و آنکه مناسب با هر مشرب و اعتقادی است شعار اعتدال است چرا که اعتدال معنای مثبتی که اشخاص در هر مسلکی می توانند مدعی آن باشند و اعتدال را طبق مبنا و مشی خود تعریف کنند.

دیگر آنکه عبارت و عنوان خشکه مقدس و سخت گیری دینی در جامعه امروز که مورد هجوم همه جانبه فرهنگ بیگانه است ممکن است به هر شخصی که پافشاری بر چارچوب متعالی دین نماید اطلاق شود و سخن گفتن از این عنوان هم بسیار در جامعه روشنفکری طرفدار دارد.

آزاد اندیشی خودش عنوانی است که در کنار کلیدواژه های مذکور معنای جدید و خاصی پیدا می کند گرچه به طور کلی در کنار و گوشه متن نویسنده در پی رفع شبهات احتمالی باشد و در کنار همه اینها آنچه در فضای این سایت تبلیغاتی پر رنگ است سیاه نمایی وضع موجود می باشد آنجا که ظهور یک منجی معتدل و آزادیخواه و مردم دوست و آزاد اندیش و طرفدار حقوق زنان و البته با تجربه را ضرورت می بخشد!

درج این مطلب در عمارنامه و عالیشهر نیوز

شباهت های مرسی با هاشمی رفسنجانی!

مواضع متناقض جناب آقای مرسی در اجلاس تهران که از یک طرف بر حمایت از فلسطین و اصلاح شورای امنیت و سازمان ملل تاکید می کند و نیز خاورمیانه عاری از سلاح هسته ای و حمایت از استفاده صلح آمیز از این انرژی که اینها سخنان و مواضع همسو با ملت و رهبر ایران است؛

ولی از سوی دیگر با حکومت قانونی سوریه و جناب بشار اسد به شدت به مخالفت بر می خیزد و از آشوب گران داخلی سوریه دفاع می کند که این موضعش بر خلاف موضع قبلی اسرائیلی ها را شاد و دشمنان اسرائیل را ناراحت می کند ؛این مواضع دو پهلو برای منتقدین سرسخت جناب آقای هاشمی بسیار آشناست.


شاید اسم اینگونه سخن گفتن و موضع گرفتن را بشود به قول معروف یکی به نعل و یکی به میخ زدن نامید که اینطور صحبت کردن آقای هاشمی در زمان فتنه و بعد از آن داد خیلی از مسئولان را در آورد و یک عده که اهل تحقیق و تفحص دقیق نبودند آخر نفهمیدند که بالاخره آقای هاشمی می خواهند بر ضد نظام و موافق فتنه و جنبش سبز صحبت کنند و عمل نمایند یا برعکس،

البته از محاسن اینگونه صحبت کردن آن است که شاید بتوانی با اینگونه صحبت کردن نظر مساعد هر دو طرف را برای خود حفظ کنی اما از یک نگاه دینی و درون گروهی مواضع اینگونه مطمئنا خوراک برای دشمنان درست می کنند کما اینکه اینگونه است و برای بیشتر آشنا شدن با این روحیه میتوان به تفسیر سوره منافقون مراجعه نمود.


حرف آخر آنکه در یک جمع بندی کلی باید گفت مطمئنا دو ضد با هم جمع نمی شوند و بالاخره شخصی که در بین آندو مانده یا می خواهد اینگونه نشان دهد ناگزیر است که لاجرم یک طرف را بگیرد و طرف دیگر را طرد کند و اگر منافقانه این رویه را پیش گرفته است عاقبت در بزنگاه ها سیرت و نیت خویش را آشکار خواهد نمود.والعاقبة للمتقین.

 

درج این مطلب در بولتن نیوز و کلمه و عمارنامه و پانصدو نود و هشت و بی باک نیوز و دزنا 

نسبت به آقای هاشمی فحاشی نکنید!

در حدیث معروفی از امیر المومنین علیه السلام هست که می فرمایند:و لا تر الجاهل الا مفرطا او مفرطا یعنی انسان جاهل را نمی بینی مگر در این دو صورت که یا افراط کننده است و یا تفریطگر؛یعنی شخصی که با یک جو می شود جلودار و حتی از همه در یک مطلب پیشی می گیرد و با یک نهیب بطور کل از آن مطلب کناره گیری می کند.

همیشه باید اعتدال را در عمل رعایت کرد،اسلام دین اعتدال است،نهیب زدن مقام معظم رهبری در جلسه اخیرشان با اعضای مجلس خبرگان به کسانی است که در پی آنند که ابرویی را درست کنند و نزدیک است که با این قصد چشمی را کور نمایند،در پی آنند که به مجرمی تذکر دهند اما به فحاشی دست می زنند،می خواهند نظر خود را در موردی اظهار کنند،اما به مسخره کردن دیگری می پردازند یا مواردی از زندگی شخصی او را فاش می کنند که این عمل بی شک تحت عنوان غیبت قرار می گیرد.

مقام معظم رهبری در میان عرائض خود فرمودند: "فضاى اهانت و هتك حرمت در جامعه، يكى از آن چيزهائى است كه اسلام مانع از آن است؛ نبايد اين اتفاق بيفتد. فضاى هتك حرمت، هم خلاف شرع است، هم خلاف اخلاق است، هم خلاف عقل سياسى است. انتقاد، مخالفت، بيان عقايد، با جرأت، هيچ اشكالى ندارد؛ اما دور از هتك حرمتها و اهانتها و فحاشى و دشنام و اين چيزها. همه هم در اين زمينه مسئولند."

اصلا این هوای نفس است که می گوید؛ حالا که این بیچاره منحرف شده و از مرحله پرت است تو هم یک هلی به او بده تا به قعر دره نابودی سقوط کند! 

که باید اینجا آن شعر معروف را یاداور شوم که:

گر بر سر نفس خود امیری مردی

ور بر دگران خرده نگیری مردی


مردی نبود فتاده را پای زدن

گر دست فتاده ای بگیری مردی

بنای یک مسلمان و بنای کشور اسلامی همیشه بر خیر خواهی است البته بر نکات خلاف و اشتباه ها تذکر می دهد اما هدفش این است که او را بیدار کند و حتی الامکان برگرداند و بنابر عبارت مقام عظمای ولایت سعی ما این است که افراد در کشتی نجات انقلاب بمانند مگر اینکه خود نخواهند.

فردی مثل آیت الله هاشمی رفسنجانی شخصیت کمی نیست که با دیدن چند مورد اشتباه به سرعت شناسنامه سیاسی او را باطل کنیم و به قول یکی از اساتید فن که در اینچنین موردی می فرمود دشمن دنبال آن است که با منحرف نمودن و دور نمودن انقلابیون از فضای ولایی ،از دوستداران انقلاب یکی کم کند و یک حامی برای خود،آنهم در میان بدنه حکومت اسلامی بسازد،باید به این نکته توجه داشته باشیم در مورد افرادی که در معرض انحراف قرار دارند و با خوی خیر خواهانه از این اتفاق جلوگیری کنیم و اما در مورد شخصیت جناب آقای هاشمی و با وجود موارد سوال برانگیز بسیاری که در سیره سیاسی ایشان برای انقلابیون وجود دارد باز باید نگاه نیروهای ولایت به سخنان گهربار حضرت امام خامنه ای باشد که از مشی وسخنان ایشان بر می آید که در مورد آقای هاشمی ایشان حساسیت ویژه ای دارند و هنور امیدوارند که او برگردد به میان شاهراه ولایت و قلب دوستداران ولایت.

روند انعزال یک انقلابی پیر

(عکس تزیینی است!؟)

یکی از نکات غیر قابل انکار و جالب توجه در مورد فتنه اخیر نقش شخص آقای هاشمی رفسنجانی در این تحولات سنگین و اسفبار است،هیچ گاه از یاد نخواهیم برد آن صحنه ای که همسر این جناب بلافاصله بعد از رای دادن، مردم را به شورش دعوت می کرد و آن دختر معلومة الحال ایشان که عکس و فیلم های یادگاریش با فتنه گران در خیابانهای تهران هنوز در فضای نت یافت می شود ،البته پسر ایشان معرف حضور آقازاده شناسان هست که ان شاالله بعد از سفر علمی تحقیقاتی! ایشان به انگلستان به پرونده قطورش در دادگاه رسیدگی خواهد شد.

هیچ گاه از یاد نخواهیم برد آن نامه سر گشاده ای و پر حرف و حدیثی که ایشان در شرایط فتنه و با وجود دسترسیشان در اغلب اوقات به مقام معظم رهبری ،خطاب به ایشان نوشت، در حالی که بدون تحیت و سلام آغاز شده بود و با هدف تهدید نظام و تحریک آشوبگران نوشته شده بود همان نامه ای که از آتشفشان های خیالی سخن به میان می آورد و مبرز نیت و ما فی الضمیر جناب رفسنجانی بود  شاید با این نامه می خواست  کار خانوادگی خود را در مدیریت فتنه به اتمام برساند در همان روز هایی که جلسات متعدد ایشان با اصحاب فتنه یا بهتر بگوییم خائنان به نظام و انقلاب یک برنامه مشخصی را برای پیشبرد اهداف ایشان برای به نتیجه رسیدن فتنه رقم زده بود.

آخر شاید راست گفت آنکه گفت با آمدن احمدی نژاد سلطه پدرم بر کشور کم شده وگرنه انگار این پدر من بود که پیش از آمدن او رهبری می کرد!! اما روند انعزال این انقلابی روزهای گذشته انقلاب از خیلی وقت است که آغاز شده و شب مناظره با سخنان آقای احمدی نژاد جدای از نفی و اثبات در مورد درست یا نادرست بودن آن،هیمنه او در چشم آنانی که او را هنوز بزرگ می دیدند شکست.

دیگر امروز آنانی که دلشان برای این نهضت می تپد نمی توانند آن سخن را تکرار کنند که "هاشمی زنده است تا نهضت زنده است" چرا که قدر متیقن در مورد ایشان عدم تبری از فتنه گران و آشوبگران و فرزندان آشوبگرش است که این خود موجب تبری ما از ایشان خواهد بود.

روند انعزال ایشان با کنار گذاشتنشان از نماز جمعه به مراحل عینی رسید و امروز ما منتظریم که علمای بیدار و انقلابی در مجلس خبرگان رهبری قدم دوم را بردارند چرا که آن زمینه ای که در مورد محاکمه سران فتنه در مردم بیدار ایجاد شده در مورد جناب هاشمی نیز صادق است.

رهبر ما با توجه با اقتضائات رهبری یک جامعه اسلامی شخصی را نیاز دارد که به تعبیر یکی از اساتید اخلاق در زیر پرچم ولایت بگنجد و تابع فرامین  ایشان باشد و شخصی که اگر نگوییم با تخطی، با هم عرض دانستن خود و نظرات خود با شخص اول دنیای اسلام اصرار به خروج از کشتی نجات انقلاب اسلامی دارد دیگر نمی شود برای او کاری کرد.



از فتنه سقیفه تا فتنه ضعیفه!

 

(به بهانه سالروز مرگ خلیفه دوم)

بدون مقدمه به اصل مطلب می پردازم،فائزه هاشمی در یکی از سخنرانی های خود در جریان فتنه گفته بود در واقع آقا با آمدن احمدی نژاد رهبر شد قبل او در واقع همه کاره پدر من بود!!

کسانی که در ایام انتخابات  قدرت خود را در خطر می دیدند بر آن شدند تا جریان فتنه را راه اندازی کنند،باشد که باز قدرت به دست آنان برگردد و دست به شوراندن مردم علیه ولایت  زدند و دیگرانی را جلو انداختند تا آنها اینکار را برای آنان به انجام رسانند! افراد معدودی که توهم اکثریت داشتند وچون شورای سقیفه بر آن بودند که بگویند اجماع مسلمین!! برآن است! اما غافل که امروز علی تنها نیست که قدرت طلبان وفتنه گران و کسانی که ندای مرگ بر اصل ولایت سر می دادند بتوانند جایگاه ولایت را غصب کنند و او را در چاه غربت بیفکنند.

سقیفه ای که هیچ گاه به نتیجه نرسید

علامه مجلسی در بحار (ج8قدیم ص245) روایت کرده است که پیامبر شب 26 ماه صفر سال 11 هجری به مردم دستور دادند برای جنگ با روم آماده شوند،اسامه را فراخواند و او را سرلشکر قرار داد و علم را به او سپرد و کسانی که از لشکر او تخلف کنند را لعنت کرد،از جمله افرادی که به خصوص نام برد ابوبکر و عمر بودند که این دو در شب رحلت حضرت به مدینه بازگشتند و برای غصب خلافت آماده شدند،حضرت در آن شب فرمودند:امشب شر عظیمی وارد مدینه شده است؛ و در صفحه 25 از همان آدرس نقل شده است که پیامبر در این باره به اصحاب فرمودند:ای مردم آیا از پسر ابوحقافه (ابوبکر) و اصحابش تعجب نمی کنید که آنها را فرستادم و زیر دست اسامه قرار دادم و به آنان دستور دادم به سمتی که فرستاده شده اند بروند ولی آنان مخالفت کردند و برای ایجاد فتنه به مدینه برگشتند! بدانید که خداوند آنان را در فتنه انداخته است.

اینان خواص نا اهل و صحابی سابقه داری بودند که با وجود ریش سفیدی باز تخلف از ولایت را شیوه به قدرت رسیدن خود می دانستند؛ و در اواخر جنگ تحمیلی نیز افرادی با بهانه عدم آمادگی در برابر دشمن،رای به ترک جنگ دادند و جام زهر به امام خوراندند که همینها در جریان فتنه با ادعای وجود آتشفشانهای مخالفین که البته خود و خانواده خود در بروز آن نقش داشتند سعی در نوشاندن جام زهر به رهبر انقلاب را داشتند که ملت ما که به تصریح امام خمینی(ره) ملت نمونه اند آن زهر را به کام خودشان ریختند تا بار دیگر ماجرای سقیفه تکرار نشود.

اما گام بعدی محاکمه این افراد است که باز پای مصلحت علوی در میان است افرادی که بعضا به علت ریشه هایی که در نظام اسلامی دوانده اند ممکن است حذف آنان ایجاد شکافهایی کند و دشمن اسلام بتواند از آنها سوء استفاده کند که در اینجا نیز باز باید ملت، هشیاری خود را نشان دهد تا بتواند این لکه ننگ را بکلی از پیشانی خود پاک کند.

جایگاه دشمنان ولایت در جهنم

زمانی که عمر به امیر المومنین گفت برای تو حقی در خلافت نیست امیر المومنین فرمود:پس تو و رفیقت و آنان را که تابع شما شدند و شما را کمک کردند،به نارضایتی خداوند و غذاب و خواری او بشارت باد سپس قضیه ای را از پیامبر نقل فرمودند:صندوقی از آتش وجود دارد که در آن دوازده نفرند،شش نفر از اولین و شش نفر از آخرین ؛(آن صندوق) در چاهی در قعر جهنم در صندوق قفل شده دیگری است، بر در آن چاه صخره ای است که هر گاه خداوند بخواهد جهنم را شعله ور کند،آن صخره را از در آن چاه برمی دارد و جهنم از شعله وحرارت آن چاه شعله ور می شود؛سپس پیامبر به شمارش آن دوازده نفر می پردازند و در مورد آخرین آنها می فرمایند:...واین پنج نفر اصحاب صحیفه و نوشته و جبت و طاغوتی که بر سر آن با هم عهد بستند و بر عداوت با تو -ای برادرم- هم پیمان شده اند و بعد از من علیه تو متحد می شوند،این! و این! که پیامبر آنان را برای ما نام برد و شمرد.(حدیث 3،اسرار آل محمد)

 و آنگاه که بر طبق روایات همه این افراد در زمان مرگ بر مطلب مشترکی که آن "قبول ولایت دشمن خدا علیه ولی خدا! " بود اقرار می کردند این عایشه بود که می گفت: دارد هذیان می گوید!! و از آنان دفاع می کرد.(ح37 اسرار آل محمد)

در قضایای فتنه هم خانواده بعضی با تمام قوا وارد میدان فتنه گری شده بودند آنجا که همسر بعضی ریش سفیدان! مردم را به شورش دعوت می کرد و دخترش در خیابان ها به میدان داری می پرداخت!

در پایان یک نکته مهم را یادآوری می کنم که توجه داشته باشید،هیچ گاه کسی مانند پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) و امیر المومنین (علیه السلام) نمی شود ،اما بدانید،دشمنی با شخص پیامبر و امیر المومنین یک مطلب است و دشمنی با رشته مبارک وادامه دار ولایت و حاکمیت الهی در  زمین مطلبی دیگر است، آنجا که امام خمینی رحمه الله علیه می فر مایند:ولایت فقیه،همان ولایت رسول الله است و از این حیث دشمنان ولایت و آنانی که در پی انحراف آن از مسیر اصلیش هستند همه در زمره دشمنان ولایت الله هستند.  

 

 

آيت الله علم الهدي:آنهايي كه گوساله سامري ساختند بايد منفور اجتماع شوند!

 علم الهدي

روز پنجشنبه 30/11/89 در مدرسه علميه نواب در جلسه سخنراني حضرت آيت الله علم الهدي كه با موضوع جريان شناسي فتنه برگذار شده بود آيت الله علم الهدي در جواب اين سوال كه چرا سران فتنه را محاكمه نمي كنند با اشاره به اين مطلب كه قوه قضائيه ان شاالله در جهت وظيفه خود در اين راستا عمل خواهد كرد فرمودند:   

وقتی که حضرت موسی از کوه طور برگشت ، دید قومش گوساله پرست شدند در آنجا عامل گوساله پرستی قوم ،سامری است،رئیس فتنه یک نفر است بر خلاف الان که سه نفر است،رئیس فتنه سامری بود گوساله را او ساخته بود و مردم را فریب داده بود،خب حد اقل مجازات این بود که سامری را اعدام کنند،یعنی اگر می خواستند محاکمه اش کنند محکوم به چند اعدام می شد ولی حضرت موسی سامری را اعدام نکرد اما کاری کرد که دیگر کسی با سامری تماس نگیرد تا اینکه سامری زنده باشد و منفور جامعه باشد.

چون او این کار را کرد که قدرت را در جامعه در دست بگیرد و همه حرف او را گوش کنند و فرد اول جامعه بشود و نقطه مقابلش این است که او در همین جامعه منفور و ذلیل شود برای اینچنین شخصی این بدترین محاکمه است لذا حضرت موسی سامری را نکشت سامری زنده ماند تا رنج بکشد چون از هیچ چیز بیشتر از این رنج نمی کشیدم

الان هم اگر این سران فتنه محاکمه بشوند،محکوم می شوند وگوشه زندان می افتند خب در این صورت راحت می شوند در حالی که این زندان نفرت اجتماعی برای اینها از هر زندان و هر شکنجه ای بدتر است به حساب آن کاری که موسی با سامری کرد و آن هم به فرمان خدا بود اینها باید همینجور بمانند بین خوف و رجا ؛ که ما ممکن است هر لحظه شما را محاکمه کنیم و اینها را نگه دارند و اینها همینطور درمیان نفرت مردم زندگی کنند .


خاتمی به دنبال تولید مثل دوباره فتنه!

حالا برنامه اینها این است که از این زندان بیرون بیایند و ما نباید اجازه اینچنین کاری را به آنها بدهیم نقطه نجات آنها این است که ما بین آنها تفکیک قائل شویم الان در صدد آنند که آقای خاتمی را از آن دو نفر دیگر جدا کنند و برای تحقق این هدف در پی لابی کردن با جاهای مختلف هستند وبا خیلی جاها هم لابی کردند ، می گویند که آقای خاتمی که جزو کاندیداها نبوده و جزو کسانی نبوده که در این جریان سهم داشته باشد و گیرم که ایشان حمایت کرده باشند ،دیگران هم کردند چرا می گویید سران فتنه سه نفرند ؟ بگویید دو نفر! آن دو نفر دخیل بودند و ایشان که دخیل نبود می خواهند ایشان را از سران فتنه جدا کنند چون ببینید از این سه نفر هر کدام بیایند کنار قدرت بازسازی جریان های لائیک اصلاحات را ندارند و تنها کسی که می تواند جریان های سیاسی لائیک اصلاحات را بازسازی کند و دوباره به میدان بیاورد آقای خاتمی است! این را می دانند و در صدد این هستند که او را جدا کنند از آن دو نفر تا این آقا بیاید ودوباره وارد عرصه سیاست شود وبا ورودش به عرصه سیاست تا قبل از انتخابات مجلس آن جریانات لائیک اصلاحات را در عرصه سیاسی دوباره بازسازی کند و دوباره همان آش وهمان کاسه!! وهمان فتنه در کشور! ،طرح،این است! وآنچه که وظیفه ماست این است که نگذاریم اینچنین اتفاقی بیفتد؛

مبانی انحرافی فکری آقای خاتمی خط فتنه بوده است وایشان در کل جریان از اول،دخیل بوده اند و روز اول ایشان آمدند کاندیدا شدند و این جریانها را به میدان آوردند به دامن آقای موسوی ریختند! در کل قضیه ایشان حامی آقای موسوی بودند در هر جا او می رفته و سخنرانی می کرده،و بعد آن هم در راهپیمایی را در کنار آقای موسوی راهپیمایی کرده است،هیچ فرقی بین آقای خاتمی و آن دو نفر نیست،سران فتنه هر سه نفرند ما کاری نکنیم که یکی از اینها بیاید و باز وارد عرصه سیاسی بشود اینکه رهبر اقلیت مجلس با ایشان دیدار داشتند وایشان شرط هایی را تعیین کردند این حرف کمی نیست و ظاهرا یک هفته پیش هم ایشان دیداری با آقای هاشمی داشتند؛اینها دنبال لابی کردن هستند که ایشان بیاد درعرصه و همین که این آقا دوباره بیاد درعرصه خب دوباره اصلاحات را باز سازی می کند ،مشارکت را بازسازی می کند و آنها هم می آیند در انتخابات ولی اینبار با پوشش بیشتری می آیند و ممکن است مردم هم توجه نداشته باشند وروی اینها حساب دیگری باز کنند،آن وقت دوباره فردا چشم باز می کنیم می بینیم در وسط فتنه ایم! مسئله موسوی و کروبی و آقای خاتمی و اشخاص نیست،فتنه جریان است،از این جریان ولو یک نفر،یک بچه کوچک هم که بیاید وارد سیاست شود باز،خود این جریان وارد عرصه سیاسی می شود وداشتن این بصیرت برای همه لازم است.

 

 

اکبر!

روزی که در حساب خدا ،روز دیگر است

خاضع به پیشگاه ولی فرد برتر است


اما ذلیل و پست و زبون میشود کسی

کو باز در برابر مولاش "اکبر" است

پنج بيت در فضيلت فتنه گران!

 

سلام بر سبب رونق ولايت حق

همان شرر كه نموده نماي قامت حق

 

دليل رويش امواج سوي حق رفتن

سلام بر سبب ريزش غبار فتن!

 

درود من خس وخاك شكسته پيمان را

كه ميكربي است كه واكسينه كرد ايران را!

 

صفاي اصل ولايت، بقاي اصل نظام

امام خامنه اي زنده كرد راه امام

 

كدام فتنه گر پست خير ما خواهد؟

عدو شود سبب خير اگر خدا خواهد!

خداحافظ وقف دانشگاه آزاد،خداحافظ هاشمي!

متن نامه رهبرمعظم انقلاب كه از سوي دفتر ايشان  (در موضوع وقف دانشگاه آزاد)براي آقايان هاشمي ر فسنجاني و احمدي نژاد ارسال شده به شرح زير است.

بسم الله الرحمن الرحيم

در پي مأموريت به دو هيئت فقهي و حقوقي براي بررسي عميق و همه جانبه درباره وقف اموال دانشگاه آزاد اسلامي، مجموعه بحث ها و تدقيق در ادله مختلف به اين نتيجه قطعي منتهي شد كه وقف مزبور داراي اشكالات اساسي فقهي و حقوقي است از جمله، هم به لحاظ مشروعيت وقف مذكور و هم از جهت صلاحيت هيئت محترم موسس در انشاء اين وقف. همچنان كه مشكل اساسي تحقق قبول مقام ذيصلاح نيز مطرح است، بنابراين وقف مزبور از لحاظ فقهي و حقوقي صحيح نيست.

ضمناً با توجه به ماهيت غيرخصوصي و غيردولتي دانشگاه آزاد اسلامي، لازم است بندهاي 5 و 10 مصوبه جديد شوراي عالي انقلاب فرهنگي در مورد اساسنامه آن دانشگاه مورد بررسي مجدد قرار گرفته و اصلاح شود.

مراتب به جناب آقاي هاشمي رفسنجاني رياست محترم هيئت موسس و جناب آقاي احمدي نژاد رياست محترم شوراي عالي انقلاب فرهنگي ابلاغ شود.

سيدعلي خامنه اي

 

خداي جليل را شكر كه سايه شخصي چونان مقام معظم رهبري را بر ما گستراند خدا را شكر كه هنوز علماي دين هستند كه مردم را اعانه بر بر و تقوا نمايند.

اما بعد ،جناب آقاي هاشمي! چه كسي مي گفت كه فتواي مقام عظماي ولايت مطابق با راي ماست و مويد وقف است!؟ البته شما كه دسترسي به مقام معظم رهبري نداريد كه مطلع بر فتاواي ايشان شويد! و اين از نامه اي كه در زمان فتنه در رسانه ها خطاب به معظم له منتشر كرديد معلوم شد!!

حالا كه مجتهدين موثق ،حكم قطعي بر خلاف نظر جناب عالي صادر كرده اند و حاكم شرع نيز آن را به عنوان نظر نهايي اعلام فرموده اند مگر ديگر در عالم منام وقف دانشگاه آزاد را مشاهده نماييد و اينكه شمايي كه در مسئله وقف دانشگاه آزاد از انتقام الهي دم مي زديد الان باز مي توانيد به حكم الهي اعتراض كنيد!!؟

اما اين موضوع هم مثل ديگر امتحان هاي الهي در زندگي انسان ها كه ظرايف و دقايق وجودي آنها را آشكار مي سازد واقعياتي را براي همگان روشن ساخت و بعضي مسئولين عالي رتبه را به قول جناب آقاي لاريجاني به عوامانه صحبت كردن واداشت كه هيچ گاه از ايشان اينگونه رفتار كردن انتظار نمي رود و كساني كه انتظارات را در وظايف و رفتار ها به هر دليلي اعم از كهولت سن و غيره بر آورده نسازند پايشان بر صراط مستقيم انفلاب لغزان است و مسيرشان از مسير انقلاب جداست.  


 

هاشمی رفسنجانی در بابل:صیغه اش را خواندیم!...خدا با ماست!

قطار پر سر و صدای وقف دانشگاه آزاد که باز به سوی مقصدش بنای حرکت گرفته است با وجود رئیس مجلس خبرگان و رئیس هیئت موسس دانشگاه آزاد جناب هاشمی رفسنجانی که انگار نقش ریل را در این مسیر ایفا می کند به حرکت خود همچنان ادامه میدهد.

او که به تازگی در آئین افتتاح دانشگاه آزاد اسلامی بابل شرکت کرده بود در این مراسم سخنانی را درباره صحت وقف این دانشگاه و اینکه کسی نمی تواند در این وقف شک و شبهه ای بیاورد بیان کرد؛ او با اشاره به اقدامات انجام شده در جهت گسترش این دانشگاه در کشور گفت: ما با این امکانات و برای حفظ آن، براساس فتوای رهبری و چهار مجتهد که در هیئت موسس حضور داریم تصمیم به وقف این دانشگاه گرفته ایم، صیغه آن نیز خوانده شد! و قبض و اقباض آن نیز انجام شد که فکر نمی کنیم کسی بتواند آن را به هم بزند و اگر کسی این کار را انجام دهد خداوند از او پس می گیرد!!

لازم است چند نکته در باره این سخن عرض نماییم:

1-هیچ کس در مورد امکانات آقای هاشمی و فرزندانشان در کشور شکی ندارد که در ادامه همین سحنرانی نکته جالبی در این زمینه وجود دارد که ایشان به مناسبت و در مورد مسیر تهران شمال! عرض کردند: من به محسن فرزندم هم گفتم اگر می تواند در این مسیر یک خط مترو تاسیس کند!! ؛ بسیار جالب است! ، این جمله انسان را به یاد پادشاهانی می اندازد که وزیر راست و چپشان را فرزندان ذکورشان تشکیل می دهد و آنها را به این کار ! و آن کار! فرمان می دهند.

2-و در مورد فتوای مقام معظم رهبری که ایشان برای تایید کار خود دم از آن می زنند ، خبر گزاری فارس در خبری که با عنوان گمانه زنی در مورد چهارمین عضو مجتهد هیئت موسس دانشگاه آزاد منتشر کرد نوشت: "با این حال با وجود ادعای هاشمی رفسنجانی مبنی بر وقف اموال ئانشگاه آزاد بر اساس فتوای رهبر انقلاب ، چندی پیش یک مقام آگاه در دفتر مقام معظم رهبری اعلام کرد : موافقتی از ناحیه رهبر معظم انقلاب اسلامی در خصوص وقف اموال دانشگاه آزاد نشده است. و رسما مطالب مورد استناد نزدیکان دانشگاه آزاد در خصوص فتوای رهبری برای وقف اموال این دانشگاه را تکذیب کرده بود!!

3-در مورد آن چهار مجتهد هیئت موسس دانشگاه آزاد هم باید عرض کنم ، ظاهرا آقای هاشمی علاوه بر خودشان و سید حسن مصطفوی و محسن قمی جناب جاسبی یا بعضی از هم ردیفان او مثل میر حسین موسوی را هم جزو مجتهدین هیئت موسس محسوب نموده اند!

4-اینکه آقای هاشمی خداوند را حامی دانشگاه آزاد و وقف آن می بیند شاید به این دلیل است که ایشان که این روزها رویاهای زیبایی می بینند خوابی در این زمینه دیده اند که در آن خواب خداوند انتقام سختی از دشمنان دانشگاه آزاد و روسای محترم و مظلوم آن میگیرد وایشان را بر حق مسلمشان که دانشگاه آزاد اسلامی و اموالش است ابقا می کند ولی این بار برای آنکه تعبیر خوابشان با تعریف کردن برای دیگران خدای نکرده از دست نرود ، خوابشان را برای کسی تعریف نکرده اند.

ایشان در پایان سخنرانی آتشین خود در مورد دانشگاه آزاد ابزار امیدواری می فرمایند که این دانشگاه در راستای رضایت امام زمان (عج) حرکت کند که البته همه ما در فتنه پارسال متوجه شدیم که رضایت امام زمان (عج) در چه امری است!!.

رفسنجانی به روایت آفتاب یزد:امام در خواب به من گفت که... گاهی از شما خوشحالم!!!  




روزنامه معلوم الحال آفتاب یزد در روز شنبه 27 شهریور تیتر اول خود را به یک خواب اختصاص داد!!
در این تیتر که بدین شکل آورده شده بود: روایت رئیس مجلس خبرگان از دیدار با رهبر فقید انقلاب در خواب "امـام(ره) بـه رفسـنجانــــی چـــه گــفت؟" سعی در برجسته سازی یک خواب با هدف بیان رابطه روحانی و معنوی هاشمی رفسنجانی با امام (ره) را داشت و به گونه ای درصدد دریافت رضایت قلبی امام خمینی از هاشمی بواسطه این رویا بود که زهی خیال باطل...
گل این رویای صادقه!! جناب رفسنجانی آنجاست که می گوید: به امام عرض کردم که ما بر عهد خودمان هستیم وبا همه توان میراث شما را ادامه می دهیم و در حفاظت از آن تلاش کرده و کوتاهی نمی کنیم که ایشان فرمودند : من این را می دانم و گاهی نگران و گاهی دیگر خوشحال می شوم. که نمی دانم این تعبیر چگونه بود!
البته در این که ایشان به میراث امام خیانت نکرده اند که شکی نیست!! اما خود ایشان هم نگفت که آن نگرانی امام (ره) به چه خاطر بوده است!؟
ایشان همچنین از اینکه امام احوال فرزندان او را هم پرسیده اند! یا نه چیزی نگفته است، هاشمی در بیان این خواب این را نیز می گوید که نمی دانم چه شده است که امسال امام را زیاد در خواب می بینم اما نگفته که در فرض صحت این خواب ها و این که آن شخصی که آقای هاشمی می دیده امام بوده باشد شاید این تکرر در وارد شدن امام بر ایشان در خواب از نگرانی امام از رفتار ایشان بوده است؛ که البته این ،به واقعیت نزدیکتر است.
در پایان امیدوارم که جناب آقای هاشمی به جای خواب دیدن و خواب تعریف کردن سعی در درک صحیح واقعیات جامعه و انجام درست وظایفشان داشته باشند و رضایت امام حاضر و حی انقلاب را جلب کنند تا ان شاالله در امتحان خرداد مردود نشوند!!!


لینک این مطلب در سایت های: استقامت ؛خادم نیوز ؛ مجاهد مجازی

http://esteghamat.ir/

http://khademnews.com/

http://basijnetwork.blogspot.com/


سوالهای بی جوابتان از آقای هاشمی چیست؟!

گو به اکبر که کجارفت تورا عدل علی؟

مقام معظم رهبری مد ظله العالی در بيست و يكمين سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى (ره):

"اولين و اصلى‌ترين نقطه در مبانى امام و نظرات امام، مسئله‌ى اسلام ناب محمدى است؛ يعنى اسلام ظلم‌ستيز، اسلام عدالتخواه، اسلام مجاهد، اسلام طرفدار محرومان، اسلام مدافع حقوق پابرهنگان و رنجديدگان و مستضعفان. در مقابل اين اسلام، امام اصطلاح «اسلام آمريكائى» را در فرهنگ سياسى ما وارد كرد. اسلام آمريكائى يعنى اسلام تشريفاتى، اسلام بى‌تفاوت در مقابل ظلم، در مقابل زياده‌خواهى، اسلام بى‌تفاوت در مقابل دست‌اندازى به حقوق مظلومان، اسلام كمك به زورگويان، اسلام كمك به اقويا، اسلامى كه با همه‌ى اينها ميسازد. اين اسلام را امام نامگذارى كرد: اسلام آمريكائى."

امروز حداقل وظیفه ما به عنوان جوانان انقلابی مطالبه و مورد سوال قرار دادن مسئولین و تاثیر گذاران در روند امروز انقلاب است که خدای نکرده در خط اسلام آمریکایی قرار نگیرند که این امر طبق آموزه ها  و گفتمان اسلام و انقلاب باید صورت پذیرد و اگر این مطالبه گری و واکنش فعال و بیدار مردم انقلابی نباشد انقلاب در خطر انحراف از آرمانهای خود قرار می گیرد و بر همین اساس امروز ما از آقای هاشمی می خواهیم که به معنای حقیقی کلمه مسئول باشند و سوالهای بدون جواب  و دقدقه های صواب ما را پاسخ گویند.

  

 

تصویب شد:دانشگاه آزاد جاسبی شعبه رفسنجانی!!!


 طرح از سرباز صفر جنگ نرم

 
 اسامي نمايندگان امضاء كننده طرح وقف دانشگاه آزاد
به گزارش طراط نیوز:طرح وقف اموال دانشگاه آزاد به عنوان «طرح اجازه وقف اموال در اختیار مؤسسات غیردولتی غیرانتفاعی» با قید دوفویت در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار گرفت که 23 تن از نمایندگان آن را امضاء کرده بودند اما . . .
"صراط" - به گفته برخی نمایندگان، این طرح ناظر بر مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی نبوده و بخش اعظم این پیشنهاد ناظر بر گردش کار دانشگاه است که در سال های اخیر محل مناقشه بسیاری قرار گرفته است.
به گزارش صراط طرح وقف اموال دانشگاه آزاد به عنوان «طرح اجازه وقف اموال در اختیار مؤسسات غیردولتی غیرانتفاعی» با قید دوفویت در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار گرفت که 23 تن از نمایندگان آن را امضاء کرده بودند اما پس از تذکرات تعدادی از وکلای ملت مبنی بر غیرقانونی بودن این طرح، 9 تن از امضاءکنندگان طرح مذکور امضای خود را پس گرفتند و از آنجایی که تعداد نمایندگان امضاءکننده طرح به 14 نفر رسید، به علت مغایرت با آیین‌نامه داخلی مجلس این طرح از دستورکار پارلمان خارج شد.
در این زمینه لازم به یادآوری است که طبق آیین‌نامه داخلی مجلس اگر نمایندگان بخواهند طرحی را ارائه دهند باید حداقل 15 امضاء داشته باشد.
بر این اساس، «طرح وقف اموال دانشگاه آزاد» که طراحان این طرح آن را «طرح اجازه وقف اموال در اختیار مؤسسات غیردولتی غیرانتفاعی» می‌نامند، ديروز نیز پس امضای 62 تن از نمایندگان با قید دوفوریت در دستورکار صحن علنی قرار گرفت و پس از صحبت‌های مخالفان و موافقان، دوفوریت آن به رأی نمایندگان گذاشته شد که رأی نیاورد از این رو یک فوریت طرح مذکور با 129 رأی موافق، 69 رأی مخالف و 2 رأی ممتنع از مجموع 207 نماینده حاضر در صحن علنی مجلس به تصویب نمایندگان رسید.
اسامی نمایندگان امضاء کننده طرح مذکور بدین شرح است:
1- علی عباسپورتهرانی نماینده تهران
2- مجید نصیرپور نماینده سراب
3- کاظم دلخوش نماینده صومعه سرا
4- مهرداد لاهوتی نماینده لنگرود
5- سید مهدی صادق نماینده آستانه اشرفیه
6- ابوالقاسم رحمانی نماینده اقلید
7- علی‌اصغر یوسف‌نژاد نماینده ساری
8- محمدمهدی شهریاری نماینده بجنورد
9- حسینعلی شهریاری نماینده زاهدان
10- محمدحسن دوگانی‌آغچغلو نماینده فسا
11- حمید سعادت نماینده نجف‌آباد
12- علی ادیانی‌راد نماینده قائم‌شهر
13- اقبال محمدی نماینده مریوان و سرو آباد
14- احمد ناطق‌نوری نماینده نور و محمود آباد
15- عباسعلی نورا نماینده زابل و زهک
16- محمدقسیم عثمانی نماینده بوکان
17- علیرضا منادی‌سفیدان نماینده تبریز
18- حسن ونایی نماینده ملایر
19- محسن نریمان نماینده بابل
20- جمشید انصاری نماینده زنجان و طارم
21- حسین گروسی نماینده شهریار
22- احمدعلی کیخا نماینده زابل و زهک
23- هادی قوامی نماینده اسفراین
24- سید رمضان شجاعی‌کیاسری نماینده ساری
25- بهمن محمدی نماینده فریدن، فریدون شهر و چادگان
26- داود محمدجانی نماینده آباده، بوانات و خرم‌بید
27- سید عماد حسینی نماینده قروه
28- عبدالله رستگار نماینده گنبد کاووس
29- محمدرضا سجادیان نماینده خواف و رشتخوار
30- محمدحسین‌ نژادفلاح نماینده ساوجبلاغ، طالقان و نظر آباد
31- بهمن مراد‌نیا نماینده بیجار
32- امین شعبانی نماینده سنندج، دیوان دره و کامیاران
33- فخرالدین حیدری نماینده سقز و بانه
34- کاظم فرهمند نماینده مهریز، بافق، ابرکوه و خاتم
35- سید حسین هاشمی نماینده میانه
36- مصطفی رضا‌حسینی نماینده شهر بابک
37- نصرالله کمالیان نماینده قوچان و فاروج
38- سید یونس موسوی‌سرچشمه نماینده فیروز آباد، کارزین و فراشبند
39- شهریار طاهر‌پور نماینده تویسرکان
40- محمد‌علی حیاتی نماینده لامرد و مهر
41- نصر‌الله ترابی‌قهفرخی نماینده شهرکرد
42- عبد‌الرضا ترابی نماینده گرمسار
43- مهدی مهدی‌زاده نماینده گناباد
44- حشمت‌الله فلاحت‌پیشه نماینده اسلام آباد‌غرب
45- یونس اسدی نماینده مشکین شهر
46- سید ‌جلال یحیی‌زاده نماینده تفت و میبد
47- عزت‌الله اکبری‌تالارپشتی نماینده قائم‌شهر و سواد کوه و جویبار
48- غلامحسین مسعودی‌ریحان نماینده اهر و هریس
49- قدرت‌الله علیخانی نماینده قزوین
50- محمد‌رضا خباز نماینده کاشمر
51- بهمن اخوان نماینده تفرش
52- عبدالله کعبی نماینده آبادان
53- امیر طاهر‌خانی نماینده تاکستان
54- سیروس سازدار نماینده مرند و جلفا
55- سید ‌مصطفی طباطبایی نژاد نماینده اردستان
56- مصطفی کواکبیان نماینده سمنان
57- حسین امیری‌خامکانی نماینده زرند و کوهبنان
58- حسین هاشمیان نماینده رفسنجان
59- علی اسلامی‌پناه نماینده جیرفت و عنبر آباد
60- علی‌اکبر اولیاء نماینده یزد و صدوق
61- انوشیروان محسنی‌بند‌پی نماینده نوشهر و چالوس
62- محمد ضابطی‌طرقی نماینده نطنز و قمصر

گو به ؟؟؟؟ که کجا رفت تو را عدل علی؟(میتونین با اسم کوچیک صداش کنین)

توجه:این پست بخاطر مصالحی دوباره گذاشته شده است

گفت علامه که رو شمر زمان را بشناس!

(منظور علامه شهید مطهری است)

رو بیفکن به دل دشمن امروز هراس

مالک اشتر امروز و معاویه روز!

آنکه با حیله و تزویر کند جنگ هنوز

آه ای شیعه بگو کیست همکنون علیت؟

کیست آن مایه اندوه وجود ولیت؟

رو ببین پیر مذبذب چو ابوبکر کجاست؟

یا کجا فتنه شورای سقیفه برپاست؟

هر زمانی که علی بود عداوت هم هست!

دشمنی تا سحر روز قیامت هم هست!

حال بگذار که عمار گری تازه کنم

با ترازوی ولایت کمی اندازه کنم

گو به اکبر که کجا رفت تو را عدل علی؟

که رسانی به دو دست پسرت شعله کمی

تو همین شعله نداری که چنین دود شدی!

یا به تعبیر امیرم که تو مردود شدی!

چون منافق که عیان نیست همه نیاتش

گاه گویی ز ولایت گهی هم از آتش!

ترسم ای آنکه ز کوهی پر آتش گفتی

که به فردای قیامت به همانجا افتی!

شعر از ح.الف.اول

 

سردسته فتنه گران!

سردسته فتنه گران!

 

 

امروز حساب دشمن از دوست جداست

چون مرز ولایت علی حجت ماست

خورشید که پشت ابر مردم پیداست

تابید که تابیده ز اسلام کجاست؟

سردسته این فتنه گران دانی کیست؟

آنکس که هماره پشت این حادثه هاست

آنی که سقیفه راه انداخته است ـ

چشمش به سوی علی پر از حقد و ریاست

آن است که با امام خود با صد مکر

گوید: که کنار اویم این جمله خطاست

در عرض ولی کسی نمی گیرد جا

                              رو پشت سر امام   این دین خداست             ح.الف.اول