(به بهانه سالروز مرگ خلیفه دوم)

بدون مقدمه به اصل مطلب می پردازم،فائزه هاشمی در یکی از سخنرانی های خود در جریان فتنه گفته بود در واقع آقا با آمدن احمدی نژاد رهبر شد قبل او در واقع همه کاره پدر من بود!!

کسانی که در ایام انتخابات  قدرت خود را در خطر می دیدند بر آن شدند تا جریان فتنه را راه اندازی کنند،باشد که باز قدرت به دست آنان برگردد و دست به شوراندن مردم علیه ولایت  زدند و دیگرانی را جلو انداختند تا آنها اینکار را برای آنان به انجام رسانند! افراد معدودی که توهم اکثریت داشتند وچون شورای سقیفه بر آن بودند که بگویند اجماع مسلمین!! برآن است! اما غافل که امروز علی تنها نیست که قدرت طلبان وفتنه گران و کسانی که ندای مرگ بر اصل ولایت سر می دادند بتوانند جایگاه ولایت را غصب کنند و او را در چاه غربت بیفکنند.

سقیفه ای که هیچ گاه به نتیجه نرسید

علامه مجلسی در بحار (ج8قدیم ص245) روایت کرده است که پیامبر شب 26 ماه صفر سال 11 هجری به مردم دستور دادند برای جنگ با روم آماده شوند،اسامه را فراخواند و او را سرلشکر قرار داد و علم را به او سپرد و کسانی که از لشکر او تخلف کنند را لعنت کرد،از جمله افرادی که به خصوص نام برد ابوبکر و عمر بودند که این دو در شب رحلت حضرت به مدینه بازگشتند و برای غصب خلافت آماده شدند،حضرت در آن شب فرمودند:امشب شر عظیمی وارد مدینه شده است؛ و در صفحه 25 از همان آدرس نقل شده است که پیامبر در این باره به اصحاب فرمودند:ای مردم آیا از پسر ابوحقافه (ابوبکر) و اصحابش تعجب نمی کنید که آنها را فرستادم و زیر دست اسامه قرار دادم و به آنان دستور دادم به سمتی که فرستاده شده اند بروند ولی آنان مخالفت کردند و برای ایجاد فتنه به مدینه برگشتند! بدانید که خداوند آنان را در فتنه انداخته است.

اینان خواص نا اهل و صحابی سابقه داری بودند که با وجود ریش سفیدی باز تخلف از ولایت را شیوه به قدرت رسیدن خود می دانستند؛ و در اواخر جنگ تحمیلی نیز افرادی با بهانه عدم آمادگی در برابر دشمن،رای به ترک جنگ دادند و جام زهر به امام خوراندند که همینها در جریان فتنه با ادعای وجود آتشفشانهای مخالفین که البته خود و خانواده خود در بروز آن نقش داشتند سعی در نوشاندن جام زهر به رهبر انقلاب را داشتند که ملت ما که به تصریح امام خمینی(ره) ملت نمونه اند آن زهر را به کام خودشان ریختند تا بار دیگر ماجرای سقیفه تکرار نشود.

اما گام بعدی محاکمه این افراد است که باز پای مصلحت علوی در میان است افرادی که بعضا به علت ریشه هایی که در نظام اسلامی دوانده اند ممکن است حذف آنان ایجاد شکافهایی کند و دشمن اسلام بتواند از آنها سوء استفاده کند که در اینجا نیز باز باید ملت، هشیاری خود را نشان دهد تا بتواند این لکه ننگ را بکلی از پیشانی خود پاک کند.

جایگاه دشمنان ولایت در جهنم

زمانی که عمر به امیر المومنین گفت برای تو حقی در خلافت نیست امیر المومنین فرمود:پس تو و رفیقت و آنان را که تابع شما شدند و شما را کمک کردند،به نارضایتی خداوند و غذاب و خواری او بشارت باد سپس قضیه ای را از پیامبر نقل فرمودند:صندوقی از آتش وجود دارد که در آن دوازده نفرند،شش نفر از اولین و شش نفر از آخرین ؛(آن صندوق) در چاهی در قعر جهنم در صندوق قفل شده دیگری است، بر در آن چاه صخره ای است که هر گاه خداوند بخواهد جهنم را شعله ور کند،آن صخره را از در آن چاه برمی دارد و جهنم از شعله وحرارت آن چاه شعله ور می شود؛سپس پیامبر به شمارش آن دوازده نفر می پردازند و در مورد آخرین آنها می فرمایند:...واین پنج نفر اصحاب صحیفه و نوشته و جبت و طاغوتی که بر سر آن با هم عهد بستند و بر عداوت با تو -ای برادرم- هم پیمان شده اند و بعد از من علیه تو متحد می شوند،این! و این! که پیامبر آنان را برای ما نام برد و شمرد.(حدیث 3،اسرار آل محمد)

 و آنگاه که بر طبق روایات همه این افراد در زمان مرگ بر مطلب مشترکی که آن "قبول ولایت دشمن خدا علیه ولی خدا! " بود اقرار می کردند این عایشه بود که می گفت: دارد هذیان می گوید!! و از آنان دفاع می کرد.(ح37 اسرار آل محمد)

در قضایای فتنه هم خانواده بعضی با تمام قوا وارد میدان فتنه گری شده بودند آنجا که همسر بعضی ریش سفیدان! مردم را به شورش دعوت می کرد و دخترش در خیابان ها به میدان داری می پرداخت!

در پایان یک نکته مهم را یادآوری می کنم که توجه داشته باشید،هیچ گاه کسی مانند پیامبر (صلی الله علیه وآله و سلم) و امیر المومنین (علیه السلام) نمی شود ،اما بدانید،دشمنی با شخص پیامبر و امیر المومنین یک مطلب است و دشمنی با رشته مبارک وادامه دار ولایت و حاکمیت الهی در  زمین مطلبی دیگر است، آنجا که امام خمینی رحمه الله علیه می فر مایند:ولایت فقیه،همان ولایت رسول الله است و از این حیث دشمنان ولایت و آنانی که در پی انحراف آن از مسیر اصلیش هستند همه در زمره دشمنان ولایت الله هستند.