از ناز تا نیاز؛ فاصله ای که با بی حجابی طی می شود

 

بايد با خودمان بينديشيم كه واقعا شما زن جواني كه ظاهرا به حجاب اعتقادي نداري و عملا اين اصل ديني را ترك مي نمايي آيا با خود انديشيده اي كه اين سير منفي فرهنگي كه من يكي از عاملين دامن زدن به آن هستم به كجا خواهد انجاميد؟

ارزش ما به عنوان يك زن با حجاب بيشتر مي شود يا بدون حجاب؟

شما بفرماييد بدون حجاب! آيا يك زن بي حجاب سنخ و نوع نگاه هايي كه به خود جذب مي كند و آن را باعث ارزش براي خود مي داند نمي فهمد؟

آيا ارزشي كه يك زن مسلمان و جوان ايراني براي خودش تصوير كرده و مي خواهد بدان برسد در عبارت "وسيله اي براي لذت بردن" تامين و ترسيم مي شود؟وسيله اي براي لذت بردن! سنخ نگاه هايي كه بواسطه بي حجابي به يك زن جوان افزايش مي يابد در ناخوداگاهشان اين تعبير را در مورد او به كار مي برند؛ نمي برند؟

آيا اين روند عرضه بي رويه زيبايي هاي بدن زن در بازار جنون شهوت هوسبازان ارزش او را در اين بازار!! كم نخواهد كرد؟ آري تعبيري زيباتر از اين براي اين بي حجابي هاي لجام گسيخته و ميل و كشش زنان براي جلب توجه مردان نمي توانم به كار ببرم، ميل و كششي كه موضع زن را به مرور از موضع قدرت و موضع ناز به موضع ضعف و نياز در مقابل مرد تبديل مي كند.

يك مثال بارز مي خواهم براي اين سخنم براي دختران و زنان فهميده و مسلمان مطرح نمايم، بي حجابي به منزله سرسره ايست كه شروع كردن در آن انسان را ناچار مي كند كه در آن پيش رود و پيمودن گامهاي بعدي ديگر برايش قبحي ندارد و لا محاله تا انتهاي اين سرسره سقوط پيش مي رود،

اينكه بحث ناز و نياز مطرح شد و اينكه سرسره خطرناك بي حجابي زن را از موضع طبيعي خودش كه ناز در مقابل مرد است به يك عنصر شهواني و نيازمند به مرد تبديل مي كند،اين مطلب را مي توان در مقايسه چت روم هاي فارسي و انگليسي كه تقريبا تا حد زيادي تابلوي فرهنگي ما و آنها در اين عرصه است مي توان مشاهده كرد در چت روم هاي فارسي با تمام ابتذال، اكثر اوقات اين مرد ها هستند كه به دنبال جنس مخالف براي ارتباط مي گردند كه اين ارتباط گرچه سخيف و مبتذل است اما يك روندي متناسب با طبيعت زن و مرد دارد اما آنچه در چت روم هاي انگليسي زبان و همچنين سايت هاي آنها مي بينيد اغلب چيزي برعكس اين است، در آنجا اين زنان و دختران هستند كه با هزار طرفند و حيله به دنبال جذب مردان و پسران به سوي خود هستند و عاجزانه! آري تقاضايي كه روح ناچاري را در آنها نشان مي دهد كه بيا من چنين و چنان هستم و با من رابطه داشته باش! ؛مي خواهم بگويم اين فاصله ناز و سرفرازي تا نياز و پستي در زنان با بي حجابي و بي حيايي و ابتذال در آنان طي مي شود.

آنچه مشخص است اين است كه انتهاي اين روند واين سرسره چيزي جز فرهنگ امروز غرب نمي تواند باشد و در فرهنگ امروز غرب زنهاي عريان حتي گاهي در ويترين مغازه ها به عرضه گذاشته مي شوند و سوال من اين است كه اين آيا همان ارزشي است كه بعضي از دختران مسلمان ما به دنبال آن هستند؟!


درج این مطلب درمفیدنیوز (باعنوان عاقبت بی حجابی به کجا می انجامد)

هجرت نیوز و حریم یاس و پارساپرس

نام احمدی نژاد حک شده بر پوست هندوانه!+عکس




ظاهرا این کشاورز گرامی که علاقه وافری به رئیس جمهور محبوب داشته اند  بر روی محصول نارس خود نام "احمدی نژاد" و جمله "احمدی نژاد دوستت داریم" را حک کرده اند تا اینکه زمانی که این هندوانه به بار نشسته و رسیده شده است، این ابراز ارادت و علاقمندی بدین شکل در آمده است.


 



مردهایی که 13 رجب روز آنها نیست!+عکس

واقعا با خودمان فکر کنیم که به عنوان یک مرد چه خصلت بارزی در ما وجود دارد که می توانیم بدان ببالیم! آیا فقط همین که در اوراق هویتمان نوشته شده مذکر کافی است که روز مرد ما جشن بگیریم که به اصطلاح ما هم در جرگه مردان قرار داریم!

با خود فکر کنیم آن کلمه مردی که آنقدر معنا و مفهوم در آن جای دارد که روز میلاد مولای جوانمردان و آقای پهلوانان و غیرتمندان را روز مرد نامیدند، شخصیت ما چقدر با این مرد شباهت و سازگاری دارد؟

از خودمان سوال کنیم که مفهومی به نام غیرت که به عنوان صفت ذاتی مردان از آن یاد می شود چقدر در ما وجود دارد؟ که البته مشخص است که غیرت تنها در مورد حفظ ناموس معنا پیدا نمی کند، اما در این مقام بیشتر تکیه ما در همین شاخه بارز غیرت یعنی غیرت منطقی یک مرد نسبت به همسر و خانواده خویش است، با خود بیندیشیم که اشکال کار در کجاست؟ آیا می توان گفت که با وجود غیرت در اکثر مردان باز می بینیم که افراد بسیاری در کوچه و خیابان از دیدن زیبایی و تیپ و هیکل زن و خانواده آنها لذت می برند!؟

پس این غیرت و مردانگی چرا از بسیاری از ما به اصطلاح مردان زایل شده است و تنها نام مردی را با خود یدک می کشیم در سالروز میلاد مولای متقیان یاد آن خطاب ایشان به بعضی از مردان و یاران ایشان افتادم که به آنها فرمودند : یا اشباه الرجال و لا رجال! یعنی ای کسانی که تنها شبیه مردانید و مرد نیستید، امیدوارم که ما از این جمله مردان نباشیم ،و در روز مرد برای شبیه تر شدن به مولای مردان برنامه ریزی نماییم.
 

واگویه با خدا

خدایا! دل من مانند کلوخی خشکیده است که در اعماق خویش ذره ای از آب حیات محبت تو را با خود دارد....وهمان بس!

سکوت بی معنا و وحدت با مشایی!

قسمتی از نشست خبری اخیر رئیس جمهور:...احمدی نژاد در بخش ديگري از سخنان خود در پاسخ به سؤال خبرنگار سياست روز مبني بر اينكه نهادهاي انقلابي مانند سپاه كه وظيفه حفظ و حراست اصول و دستاوردهاي انقلاب را به عهده دارند، و ائمه جماعت سراسر كشور كه تريبون رسمي نظام هستند، با صراحت برخي از نزديكان و اطرافيان جنابعالي را منحرف معرفي مي‌كنند و متهم به انحراف از اصول انقلاب مي‌كنند. لذا نمي‌توانيم اينها را رقباي انتخاباتي شما معرفي كنيم. سكوت دولت در ميان مردم شائبه ايجاد كرده است. لطفا درباره اين اتهامات كه به ويژه از سوي فرماندهين سپاه و ائمه جمعه مطرح شده است را پاسخ بدهيد. نظرتان را بيان كنيد، بيان داشت: همه آن عناويني كه شما از آن‌ها اسم برديد، ما همه آنها را دوست داريم. پاسخ اين سؤال را قبلا داده‌ام. موضع ما همچنان سكوت است، 'سكوت الهام بخش وحدت.'

 


سکوت یکی از مفاهیمی است که در دین ما به جنبه های مثبت و منفی آن پرداخته شده است،گاهی سکوت واجب است ،آنجا که ما در مورد چیزی علم نداریم یا اینکه سخن گفتن ما مفسده ای داشته باشد و البته گاهی سکوت کردن حرام است، آنجا که حقی را باید ابراز کنیم و یا در موردی باید پاسخگو باشیم،به نظر می رسد مورد جناب رئیس جمهور شامل مورد اخیر می شود از آنجا که معنای واقعی کلمه مسئول آن است که این شخص در مورد محدوده ریاستش مورد سوال واقع می شود و وظیفه دارد که در پیشگاه کسانی که او را در این مسئولیت قرار داده اند پاسخگو باشد.

 

اگر واقعا ایشان یک دفاع محکمه پسند که در پیشگاه قضاوت علما و ائمه جمعه و نهاد های انقلابی و سپاه مورد قبول باشد در مورد این جریان انحرافی دارند ، در این شرایط موجود که آرامش کشور بدان وابسته است بر ایشان واجب است که آنرا بیان کنند و اگر دفاع محکمه پسندی ندارند که باز نمی توانند دم از سکوت بزنند و باید تبعات حمایت خویش را نسبت به این جریان بپذیرند.

 

و نکته دیگر اینکه ایشان دم از وحدت می زنند و معلوم نیست که مخاطب وحدت ایشان چه کسی است؛ در مورد مسائل و اختلافات دولت و مجلس این حفظ وحدت تصور دارد چون که سران سه قوه باید اختلافات را علنی نکنند و وحدت و مصلحت نظام و مردم را حفظ نمایند اما اینجا و در مورد مسائلی که آقای مشایی و اطرافیان ایشان بوجود آورده اند و آقای احمدی نژاد نیز تمام قد از آنها حمایت می کنند اگر ایشان بخواهند توضیح دهند کدام وحدت به خطر می افتد تنها موردی که می توان در اینجا تصور کرد وحدت جناب رئیس جمهور با آقای مشایی و جریان ایشان است که در صورت پرداختن بیشتر به این مسئله احتمالا به ناچار مخدوش خواهد شد.

 درج اين مطلب در سايت "الف"

درج اين مطلب در طلبه بلاگ

 

واي بر متوليان حجاب و مسئولين امنيتي

 

نابینا شدن يك روحاني درنجات دختر جوان از چنگال اراذل و اوباش

خدا مي داند كه وقتي كه اين خبر را خواندم نتوانستم جلوي ريزش اشكم را بگيرم،واي بر متوليان امر حجاب آنچه روز به روز وضعيتش اسفبارتر مي شود و هر روز بيشتر دل مردم مومن و شهيد داده اين مرز و بوم را مي آزارد،كار به كجا مي خوهد ختم شود والله اعلم،فعلا كه رئيس محترم جمهور گويا اعتقادي با برخورد فيزيكي با اينگونه جرايم ندارند و نيروي انتظامي هم كه اختياري از خود در اينگونه موارد ندارد بلكه خود را به دردسر نمي اندازد و هرچه در اعتقاد مسئولين باشد آنها يك قدم عقبترند.

آنچه مشخص است بستر بي حجابي بستري است كه به ناامني منجر مي شود و چنگال آلوده اش حتي بر دامن هاي پاك نيز زده خواهد شد و بسياري را قرباني جنون شهوت خواهد نمود. 

 

 

"انحراف" در مسیر کاروان جهاد اقتصادی

تمام کسانی که در یک میدان جنگ حضور پیدا می کنند مدعی فرمانبری از فرمانده و ولایتپذیری از ولی اند اما بقول آن بزرگ زمانی که شیپور جنگ نواخته می شود و مقام رهبری و ولایت فرمانی صادر می کند ،این فرمان همچون غربالی است که عیار ادعای مدعیان میدان ولایتپذیری را نشان می دهد حتی یمیز الخبیث من الطیب...

خوشبختانه بطور کلی دولت در سال گذشته با وجود مسایل فرعی ،باز تلاش قابل توجهی در جهت رشد و شکوفایی اقتصادی ملت نمود که مورد تمجید مقام عظمای ولایت در پیام نوروزی و در سخرانی اول سال در حرم مقدس رضوی قرار گرفت، اما ما این حرکت را با توجه به سخنان امسال ایشان، یک آغاز و یک شروع و یک نقطه صفر برای یک جهش و جهاد اقتصادی ترسیم می کنیم یعنی آنکه همت دولت در حرکت سازنده نسبت به سال همت مضاعف،باید مضاعف باشد در حالی که شرایط موجود چیز دیگری را نشان می دهد.

مقام معظم رهبری در سخنرانی اول سالشان فرمودند:

 

"البته من اين نكته را حتماً تذكر بدهم؛ گاهى اوقات اين شعارى كه ما براى سال اعلام ميكنيم، بعد ناگهان مى‌بينيم همه‌ى در و ديوارهاى تهران و شهرهاى ديگر پر شده از تابلو، كه اين شعار رويش نوشته شده. اين فايده‌اى ندارد. گاهى كارهاى پرهزينه‌اى انجام ميگيرد؛ چه لزومى دارد؟ آنچه كه من از مسئولين و از مردم عزيزمان توقع دارم، اين است كه اين شعار را بشنوند، باور كنند و دنبال كنند. تابلو كردن و در و ديوار را پر كردن و عكس زدن و اينها هيچ لزومى ندارد. اگر هزينه‌اى نداشته باشد، لزومى ندارد؛ اگر هزينه داشته باشد، اشكال هم دارد. هيچ لزومى ندارد كارهاى پرهزينه را انجام بدهند".

 

این فرمان ایشان نباید دست ما را در مورد اطاعت از این فرمان و این شعار خالی کند ،آنجا که باز عکس چسباندن و پوستر سال جهاد اقتصادی پخش کردن بسیار ساده تر از حرکت در مسیر تحقق این شعار است؛ بلکه دولت امسال که دیگر به دستور آقا پوستر جهاد اقتصادی بر در و دیوار نصب نمی کند باید با تلاشش خلا این تبلیغات و فضاسازی برای تحقق شعار امسال را جبران نماید در حالی که جای این حرکت مضاعف و گزارشات مثبت از عملکرد دولت در سال جهاد اقتصادی که بتواند خلا آن فضاسازی پوستری را پر کند خالی است.

 

مقام عظمای ولایت در قسمت دیگری از سخنانشان شرطی را برای تحقق این شعار ذکر فرمودند که در این قسمت دوباره آنرا متذکر می شوم:

 

ك شرط ديگر اين است كه كشور به مسائل حاشيه‌اى مبتلا نشود. ببينيد، در بسيارى از اوقات يك مسئله‌ى اصلى در كشور وجود دارد كه همه بايد همت كنند و به سراغ اين مسئله‌ى اصلى بروند؛ بايد مسئله‌ى كانونى كشور اين باشد؛ اما ناگهان مى‌بينيم از يك گوشه‌اى يك صدائى بلند ميشود، يك مسئله‌ى حاشيه‌اى درست ميكنند، ذهنها متوجه آن ميشود. اين مثل اين ميماند كه در يك مسافرت مهمى، كاروانى، قطارى دارد حركت ميكند، هدفش رسيدن به يك نقطه‌ى خاص است؛ ناگهان ذهنها را مشغول كنند به يك چيز حاشيه‌اى در بيابان، از راه باز بمانند، احياناً امكان ادامه‌ى حركت هم از آنها گرفته شود. مسائل حاشيه‌اى نبايد به ميان بيايد. مردم ما خوشبختانه قدرت تحليل دارند، هوشمندند، هوشيارند؛ ميتوانند مسائل فرعى و حاشيه‌اى را از مسائل اصلى جدا كنند. توجه شود مسائل حاشيه‌اى كانون توجه افكار عمومى قرار نگيرد."

 

و آنچه بیم آن میرود که در این مسیر مانع شود همین حاشیه های به متن آمده دولت و همین پافشاری های بخلاف مصلحت شخص رئیس جمهور در حمایت بی چون و چرا از یک نفر،بلکه  یک گروه که موجب سرخوردگی بلکه موجب جدایی بسیاری از حامیان دولت در توده مردم حزب اللهی و اقشار دلسوز این انقلاب و نظام از حمایت قلبی ازاین دولت شده است.

 

در پایان باید بیان کنم که آیا دغدغه ما باید زمین نماندن سخن ولی باشد  یا حفظ و حمایت همه جانبه از آن قارچ سمی که در کنار شجره دولت خدمتگذار روییده و بیم آن می رود که سمش بیش از پیش به آن درخت رسوخ کند تا جایی که دیگر به جای  رایحه خدمت ،بوی تعفن انحراف در فضا به مشام رسد،آنچه اگر نگوییم همه،اکثر دلسوزان و حامیان سابق این دولت را نگران کرده است در پایان دوباره شعار امسال را با هم مرور می کنیم ،آنچه انگشت اشاره امت حزب الله و انقلابی بدان است و از تمامی مسئولین انتظار دارند که حرکت محسوس و دغدغه مانوس خویش را تحقق آن قرار دهند:

 

...این سال راسال جهاد اقتصادی نامگذاری میكنم و از مسئولان كشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری كه مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم كه در عرصه‌ی اقتصادی با حركتِ جهادگونه كار كنند، مجاهدت كنند. حركت طبیعی كافی نیست؛ باید در این میدان، حركت جهشی و مجاهدانه داشته باشیم.

 درج اين مطلب در سايت الف

امسال امام فرزند دیگرش را بیدار خواهد کرد

آه از گردش ایام و چرخاندن انسانها در پستی و بلندی هایش؛یادتان که هست،انگار پارسال امام می خواست به دست عاشقان و داغدارانش که روح او در جان آنها دمیده بود، فرزندش را از خواب غفلت بیدار کند،حرم امن روح الله انحراف را بر نمی تابد،انگار دیگر زمان مرگ انحراف فرا رسیده است.

شما بگویید خمینی از میان رفته است،بسیجیان خمینی که نمرده اند،مقلدان خمینی که نمرده اند،نائب بر حقش هم هست که البته تنها یاران حقیقی ولایت از درد دلش خبر دارند، همان دردی که امروز معلوم نیست که آیا آقا چاهی دارد که آن درد دل را در آن بریزد و از جفای ایام، بلکه از جفای ایامیان و فرزندان روزگار با آن بگوید که:

من ازبیگانگان هرگز ننالم

که هر چه کرد با ما آشنا کرد...

آقای قاضی !

سلام جناب قاضی!

قربانتان بروم. قبل از شروع نکته ای را عرض کنم. دادگاهی از نظر من خوب است که کاملا بی طرف باشد. اصلا ما نباید عضو حزب و جناحی باشیم. فقط رای رهبری مهم است. ما همه باید همه سرباز ایشان باشیم. البته من در خلال بحث نکاتی را در مورد نسبت ما و رهبری عرض می کنم.

 بقیه در ادامه مطلب (بخونید جالبه)

ادامه نوشته

ای کاش در دعایت یادی کنی ز یاران

21 ای کاش ...

 

ما از الست طایفه ای سینه خسته

ما بچه های مادر پهلو شکسته ایم

ما را نبی، قبیله سلمان خطاب کرد

 بر روی غرور و غیرت ما حساب کرد

از ما بترس طایفه ای پر اراده ایم

ما مثل کوه پشت علی ایستاده ایم

مش مش مشایی

مش مش مشایی،یه آدم ولایی

دشمن اسرائیله، از نوع اوبامایی

 

مش مش مشایی،یه اسم پر هیاهو

عاشق تیتر روز و گاهی مظلوم نمایی

 

مش مش مشایی،معلم عقیده!

همون عقیده که هست، پر از ملی گرایی

 

مش مش مشایی،خط قرمز محمود

خطی که قرمز تره،از خطوط ولایی

 

مش مش مشایی،پدر اندر محمود

بجا آقا، میگه به،اسفندیار، بابایی!

 

مش مش مشایی،عاشق بازیگرا!

هدیه به هدیه خانم،داده چه رقمایی!

 

مش مش مشایی،شعار دولت ما!

البته بعدشم هست، این آقای بقایی

 

نگو که فرقه داره،ازین کارا بیزاره

شاید بابی باز بشه!، به دین بده بهایی!

 

فقط محمود میشناسش، با این همه قدر اون

مگه میشه بشناسه، اونو مثه ماهایی!

 

خلاصه یه معجزس، یک تنه فتنه سازه!

یگانه یار محمود،همین رحیم مشایی!

                                                                              شعر از ح.الف.اول
 
 
 
 
 
 
 
 

بررسی زن ذلیلی از دیدگاه روایات

واژه زن ذليل يكي از واژه هاي مورد استفاده در محاورات امروز جامعه ماست كه البته مصاديق مختلفي را در بر دارد؛که سعی ما بر این است که بسیار کوتاه نظر روایات را در باب آنچه زن ذلیلی گفته می شود بیان کنیم.

آنچه مشخص است آن است كه اسلام دين تعادل و ميانه روي به معناي صحيح آن است بدان معنا كه مشخصا در باب زن نه افراطها را امضا و تاييد مي كند و نه تفريط ها را ،نه زن را تا آنجا پايين مي آورد چنان كه در اقوام گذشته يا در نگاه ابزاري و برده داري مدرن دنياي غرب مرسوم است و نه تا آنجا بالا مي برد كه زن در مقام عمل معبود و اله بشر محسوب شود.

زن ذلیلی ممدوح

اما آنچه گاها در مورد برخي مرد ها به عنوان زن ذليلي مطرح مي شود و مورد طعن وتمسخر واقع مي شود در برخي موارد در اصل رفتار بسيار مثبي است و مورد تاييد عقل و شرع نيز مي باشد؛ از آن جمله مي توان به ابراز محبت به زن و يا صبر در مقابل او اشاره كرد كه ايندو از رموز تحكيم و پايداري روابط خانوادگي مي باشند.

مثلا شخصي كه اهل محبت كردن به همسر خويش است و اينكه اين محبت را به او ابراز مي كند او درست قدم در مسير دين و تبعيت از فرامين معصومين عليه السلام گذاشته و عمل او بسيار ممدوح و پسنديده است چون از يك انسان مسلمان و مومن غير از آن انتظار نمي رود كه به زني كه نماد لطافت و عاشق محبت است محبت نمايد و اين سرمايه عظيم را براي تحكيم روابطش در قلب همسرش براي خود ذخيره نمايد،سرمايه اي كه تا پايان زنگي مشترك مي تواند از بركات آن در جهت خود و فرزندانش بهره گيرد.

واما صبر در مورد زني كه مثلا با شوهر خود بد دهني مي كند و يا اصطلاحا اهل غر زدن است نشانه ايمان است و دين اسلام هيچ گاه مقابله به مثل را در اين زمان براي مرد تجويز نمي نمايد بلكه استفاده از معجزه اخلاق حسنه و صبر را توصيه مي كند كه در بسياري از موارد اينگونه مي توان فرد مقابل را از كجراهه به راه آورد و زندگي مشترك را كه يك بناي الهي است حفظ نمود پس اگر به اين عمل هم زن ذليلي اطلاق شود اين دليل بر منفي بودن اين عمل نيست بلكه اين عمل بسيار عمل مثبتي بوده و مورد تاييد و تمجيد عقل و شرع مي باشد و مطمئنا جايگاه چنين شخصي چه مرد و چه زن در بهشت خداوند بزرگ مي باشد.

زن ذلیلی مذموم

در احاديث وارد شده كه خدا لعنت كند مردي را كه سخن زنش گوش كند و بدان جامه عمل بپوشاند! همانطور كه شما هم تعجب كرديد مخاطب امام عليه السلام هم گويا تعجب نموده از دامنه اين لعنت سوال مي كند كه امام عليه السلام جواب مي دهند كه...در لباسهاي نازك و بدن نما كه برايش بخرد تابدان وسيله خود را براي نامحرمان زينت كند!

آنچه در مورد زن وضوح دارد نياز مرد به زن در باب مسائل عاطفي و جنسي است كه اين نياز و وابستگي گاهي بدانجا مي رسد كه سيطره زن بر مرد كامل مي شود و در اينجا هر در خواستي كه زن از مرد داشته باشد اعم از مشروع و نامشروع مرد چاره اي براي خود جز تبعيت و موافقت نمي بيند و استقلالي حتي در مورد خواسته هاي نامقبول زنش ندارد و اين مرد به طور قطع همان زن ذليلي است كه طبق روايات مذموم و بلكه ملعون است و هيچ گاه بوي بهشت را استشمام نخواهد كرد.

در احاديث نبوي حديث معروفي وجود دارد كه مي فرمايد: "شاوروهن و خالفوهن" كه حضرت علامه سيد محمد حسين فضل الله در كتابي كه با عنوان "اسلام،زن و جستاري تازه" دارند (كه ترجمه كتاب ايشان است) اين حديث را مي آورند و مقصود واقعي آنرا روشن مي كنند ، خلاصه مطلب ايشان آن است كه معناي ظاهري اين حديث مقصود نيست چه آنكه افراد زيادي با دستاويز قرار دادن آن در مورد زنان دچار اشتباه و افراط گشته اند،بلكه منظور آن است كه مرد استقلال خودش را در تصميم گيري از دست ندهد و مطيع مطلق زن خود نباشد بلكه گاهي با او مخالفت كند كه صرف اين مخالفت مصلحت دارد -البته با پيش فرض عمل درست بر طبق دستورات دين- چون مرد بداند كه مجبور و زبون در مقابل پذيرش درخواستهاي نامعقول و نامشروع زن نيست.

و زن نيز بر بيان چنين درخواست هايي جرات پيدا نكند با اين معنا حتي ايشان حديث ديگري از امير المومنين مي آوردن كه ايشان مي فرمايند: "لا تطيعوهن بالمعروف كي لا يطمعن في المنكر" يعني گاهي حتي به ظاهر با تصميمات و سخنان او در مورد كارهاي نيك مخالفت كند و او را به اطاعت از سخنانش عادت ندهد به طوري كه اين كار اطاعت از خود زن به شمار آيد و او با چنين گماني به آنجا برساند تا با سوء استفاده از اهرم عاطفي و جنسي ،شوهرش را به كار ناپسندي واراد كند.

بنابر اين محبت و صبر در مورد زن ممدوح است تا آنجايي كه خط قرمز ها و حدود شرعي و عقلي و الهي حفظ شود و تا اينجا اين امور ممدوح و مورد تاييدند ولي نبايد اين امور طوري باشند كه براي تعدي به حدود الهي زمينه سازي نمايند و موجب خسران و تباهي مرد و دوري او از بهشت رضوان خداي بزرگ شوند.

درج این مطلب در جهان نیوز  و دفتر مطالعات و تحقیقات زنان