آیت الله علم الهدی : جنگ سایبری را جدی بگیرید+ اصلاحیه




امام جمعه مشهدمقدس، با تاکید بر جریان داشتن جنگ فعلی در فضای مجازی، اولویت اصلی را پس از تحکیم مبانی اعتقادی نظام و نیروهای انقلاب، ورود با تمام توان در عرصه جنگ سایبری دانستند.

گوشه ای سخنان ایشان در این خصوص بدین شرح است: ... ما الان دقیقا در جنگیم. در حال حاضر فضا و میدان جنگ، فضای مجازی است. دشمن فضای مجازی را تصرف کرده است. بنده خدمت آیت الله سیستانی در نجف رسیدم. دیدم تمام اطلاعات ایشان از ایران از فضای مجازی است. حتی خواستم با ایشان صحبت کنم، چون وقت کم بود ایشان می گفتند من همه اینها را می دانم. یک مرجع تقلید عالیقدر و بزرگ تشیع کانال اطلاعاتی اش فضای مجازی شده است، چه برسد به اینکه یک جوان دانشگاهی و حوزوی و یا یک آدم معمولی! و می بینید که دشمن فضای مجازی را میدان جنگ کرده است.

حال شما در وبلاگ نویسی بنشینید حساب کنید، اگر فرضاً ما در داخل و خارج 10میلیون وبلاگ نویس داشته باشیم، 9میلیون و پانصدهزارش بر ضد اسلام است. 

شما اولویتتان را این بکنید که همه نیروهایتان را جمع تا در این فضا بجنگید و جنگ سایبری را جدی بگیرید. با وبلاگ طنز، علمی یا ادبی و یا هک کردن و... با هر وسیله ای که می توانید به جنگ بروید. هر چه هست الان جنگ است. ببینید شب عملیات حساب نمی کردند که آقا ما اینجا آرپی جی بزنیم، اینجا تیربار، بلکه بسیجی و سرباز در میدان عملیات بود که تصمیم می گرفت. تا یک منطقه ای می گفتند گوش بده چه میگوییم. اما وقتی وارد باران آتش می شد هرکاری را خودش تصمیم می گرفت و می کرد.
بچه ها می گفتند که ما شب عملیات با آرپی جی برای شکار تانک رفته بودیم، یکهو دیدیم یک هلی کوپتر می آید. با آرپی جی هلی کوپتر را زدیم. یعنی کسی اونجا نگفت چرا شما که به شکار تانک رفته بودید، هلی کوپتر انداختید! 

مسئله جنگ ما در فضای مجازی به این حد رسیده است که هر کس دستش می رسد با هر وسیله ای که می تواند متوسل بشود . این را بدانید که مسلم است همانطور که در جنگ برخی اوقات خلاف شرع ها جایز می شود در جنگ سایبری هم (برخی اوقات، در برخی مکان ها و  با رعایت ملاک های شرعی- این حرف ایشان مبنای اعتقادی دارد اما برداشت اولیه ممکن است که ایشان گفته اند  همه خلاف شرع ها جایز است!) خلاف شرع ها جایز می شود. یعنی الان شرایطی است که شما با هرچه که به دستتان می رسد بزنید...


در این دو اولویت(تحکیم مبانی اعتقادی نظام و نیروهای انقلاب/ورود با تمام توان در عرصه جنگ سایبری) هر چه قدر هم که نیرو بگذارید، تمام شدنی نیست و به اولویت دیگری نمی رسید... 



اصلاحیه فوری:

پس از اینکه بنده این مطلب را در وبلاگم قرار دادم، و شبکه وبلاگی مجاهدان مجازی آن را منعکس نمود، سایت وبلاگ نیوز آن را رسانه ای کرد.

حال امروز که سایت ها رو چک می کردم، دیدم کلی خبرگزاری داخلی و خارجی با آب و تاب و بالا و پایین کردن سخنان ایشان را بدون تفسیر درج کردند. حالا یه توضیحی نوشتم که واقعا حق مطلب ایشان ادا شود.

*   *   *

سوء استفاده برخی از سایت های داخلی و خارجی
از سخنان آیت ا... علم الهدی پیرامون فضای سایبر

پیرو انتشار سخنانی کوتاه از آیت الله علم الهدی پیرامون جنگ سایبری، تعدادی از سایت‌های مغرض داخلی و خارجی در اقدامی غیراخلاقی، سخنان ایشان را به نوعی مجوز شرعی برای هرگونه اقدام خلاف شرع در فضای مجازی قلمداد و بدین صورت در خبرهای خود منعکس نموده اند.

اقدام این سایت های خبری در انتخاب تیتر و لیدی نامناسب موجبات که هدایت افکار عمومی به این سمت که معظم له نظرشان بر اقدامات خلاف شرع در فضای مجازی است، بسیار تاسف برانگیز است. ایشان در قسمتی از سخنان خود، تاکید نموده بودند که بعد از  تحکیم مبانی نظام و انقلاب و نیروهای انقلاب، اولویت کار نیروهای ارزشی،  فعالیت در فضای سایبر است.

آیت الله علم الهدی در ادامه سخنانشان به این نکته اشاره کرده بودند که فرضا اگر 10 میلیون وبلاگ داشته باشیم، بعنوان مثال 9میلیون و پانصدهزارش ضد اسلام است. اما برخی سایت ها، گفته ایشان را بدین صورت منعکس نموده اند که " 95درصد وبلاگ نویسان ضد اسلامند ! "

ایشان در مضامینی از سخنانشان گفته بودند که همانطور که در جنگ برخی اوقات خلاف شرع‌ها جایز می شود در جنگ سایبری هم برخی خلاف شرع ها در برخی اوقات و با قیودی خاص جایز می شود. اما به نظر می رسد در خبر برخی رسانه ها قیدهایی را که ایشان به مطلبشان زده اند، این موارد مهم و کلیدی را به مخاطب نمی رساند و برداشت مخاطب بر این خواهد شد که تمامی خلاف شرع ها در همه مکان ها و زمان ها و با اجتهاد شخصی جایز می شود ! اما قطعا سخنان ایشان در بردارنده این نکات شرعی بوده است.

همچنین آیت الله علم الهدی در قسمتی از سخنانشان با اعلام این سخن که با هر وسیله ای که می توانید به جنگ با دشمن بروید، سخنانشان به گونه ای منعکس شده که باز هم برداشت مخاطب بر این خواهد بود که هدف توجیه گر وسیله است، اما کیست که نداند وسیله ای که شرع اجازه استفاده از آن را نداده باشد، بکارگیری آن مورد قبولش نیست.


- اصلاحیه آیت الله علم الهدی نسبت به این خبر


مخملباف زبون!!


دیشب یک فیلمی از مخملباف دیدم که بر ضد مقام معظم رهبری ساخته بود،وقتی که فیلمو دیدم نمی دونستم گریه کنم یا بخندم،گریه کنم از بابت غربت این مرد الهی یا اینکه به مسخره و مضحک بودن مطالب این فیلم بخندم،(ظاهرا در اصل این یک نوشته بوده که به یک فایل تصویری تبدیل شده!!؟)

همون دیشب یک شعر برای آقا گفتم، امیدوارم که بخونین و خوشتون بیاد،به امید روز عزت اولیاء با ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف



کجاست زرگر گوهر شناس گو که کجاست؟


که قدر زر بشناسد که زر ناب اینجاست!



هرانچه قدر بود بیش ،شد حسادت بیش!


زند وجود پر از کینه بر ولایت نیش



کدام رهبر دنیا چنین بود ساده!!


کجا؟ کجاست ببیند وجود آزاده!!



نوا و نور دل شیعیان راه علی است


برای منتظران ولی عصر ،ولی است



خدا! خدای غریبان کوچه های ستم!


خدا! خدای غریبان! چگونه ناله کنم؟



کسی که سید ومولاش حضرت مهدی است


کسی که آبرویش وقف دولت مهدی است



کسی که رونق شبهای جمکرانی ،اوست


کسی که هرچه بود درد ، مهربانی اوست



چنین کسی است آماج تیر نامردان


به حق عزت خود دشمنش زبون گردان!!!

التماس دعا ،حسین ابراهیمی


اخلاق سایبری (2)

چکیده تحقیق:


امروزه ادبیات اینترنت به زبان روز دنیا تبدیل شده است،و اگر نگوییم بزرگترین ابزار ،یکی از مهمترین وسایل ارتباطی و اطلاع رسانی روز دنیاست به همین علت در بسیاری از اوقات چاره ای جز وارد شدن به فضای آن و استفاده از آن نمی ماند اما به علت وجود امواج منفی و آفتهای گوناگون وهمچنین سیطره مسائل ضد فرهنگی و ضد اخلاقی در محیط اینترنت علی رغم اهمیت استفاده از آن از باب مراقبت وترک زمینه گناه باید به استفاده لازم از آن اکتفا نمود ودر مورد استفاده های تحقیقاتی وکسب اطلاعات گوناگون باید کاملا باشناخت راه از چاه! وارد این فضای مجازی شد.

کلید واژه: استفاده صحیح – آفات اینترنت – اخلاق

 

پیشینه موضوع:
این موضوع با ازدیاد استفاده های نادرست از اینترنت به صورت جسته و گریخته در میان افراد با دقدقه و متعهد در سالهای اخیر پرداخته شده است که اکثر اینگونه مقالات را در اینترنت می توان یافت اما نوآوری این تحقیق پرداختن جدی تر به مسئله اخلاق در استفاده از اینترنت است.










اینترنت چیست؟



 
اینترنت را باید بزرگ ترین سامانه ای دانست که تا کنون به دست انسان طراحی،مهندسی و اجرا گردیده است.

 ریشه این شبکهٔ عظیم جهانی به دهه۱۹۶۰ باز می گردد که آژانسهای نظامی ایالات متحده امریکا بر روی پروژه های تحقیقاتی برای ساخت شبکه ای مستحکم،توزیع شده و باتحمل خطا سرمایه گذاری نمودند. این پژوهش به همراه دوره ای از سرمایه گذاری شخصی بنیاد ملی علوم آمریکا برای ایجاد یک ستون فقرات جدید، سبب شد تا مشارکت های جهانی آغاز گرددو از میانه دههٔ ۱۹متن مورب۹۰، اینترنت به صورت یک شبکهٔ همگانی و جهانشمول در بیاید. وابسته شدن تمامی فعّالیتهای بشر به اینترنت در مقیاسی بسیار عظیم و در زمانی چنین کوتاه، حکایت از آغاز یک دوران تاریخیِ نوین در عرصه فنهای گوناگون علوم، فنّآوری، و به خصوص در نحوه تفکّر انسان دارد.شواهد زیادی در دست است که از آنچه اینترنت برای بشر خواهد ساخت و خواهد کرد، تنها مقدار بسیار اندکی به واقعیت درآمدهاست.
دراینترنت هیچ نظارت مرکزی چه بر امور فنی و چه بر سیاستهای دسترسی و استفاده وجود ندارد. هر شبکه تشکیل دهنده اینترنت ، استاندارد های خود را تدوین می کند.
غالبا در گفتگو های روزمره از دو واژه "وب" و "اینترنت"،به اشتباه، بدون تمایز زیادی استفاده می شود، امااین دو واژه معانی متفاوتی دارند. اینترنت یک سامانه ارتباطی جهانی برای داده هاست، زیرساختهای نرم افزاری وسخت افزاری است که رایانه ها در سراسر جهان به یکدیگرمتصل می سازد. در مقابل ، وب یکی از خدماتی است که بر روی اینترنت ارائه می شود و برای ارتباط از شبکه اینترنت بهره می جوید
اینترنت را میتوان شبکهای عظیم متشکّل از میلیونها رایانه مختلف دانست که از شبکههای مختلف با کاربران گوناگون، و دارای اهداف محاسباتیِ متعدّد به وجود آمدهاست، ولی در نهایت به صورت یک شبکهٔ جهانشمولِ واحد و در مقیاس جهانی به هم متّصل شدهاست
اینترنت همچنین تأثیر بسیار عمیقی بر میزان دانایی و جهان بینی داشتهاست. تحقیق در اینترنت توسط موتورهای جستجو مانند Google امکانپذیر است.
هم اکنون نگرانی عمومی در مورد مطالب موجود در اینترنت وجود دارد. بعضی از جدال آمیزترین آنها تخلف در حق نشر، جعل هویت و مکالمه تنفر آمیز هستند که وجود دارند و قانونی کردن آنها مشکل است. همچنین اینترنت یکی از علل مرگ و میر شناخته شدهاست.(*)







برخی از آسیبهای اینترنت!؟


 


شواهد حاکی از آن است که کاربرد اینترنت هر ساله به طور چشمگیری افزایش می یابد و در میان نسل جوان، روز به روز بر محبوبیت آن افزوده می شود. 
امروزه در بیشتر خانه ها، مدارس و ادارات امکان دسترسی آسان به اینترنت وجود دارد. از سوی دیگر ماهیت گمنام اینترنت موجب می شود کاربران چیزهایی را از اینترنت یاد بگیرند و در زندگی روزمره به کار گیرند که با فرهنگ جامعه همخوانی ندارد. 
گزارشهای رسانه ها و تحقیقات نشان می دهد که کاربران اینترنت بخصوص جوانان در نتیجه استفاده بیش از حد از اینترنت در معرض خطر قرار می گیرند و از آنجایی که نظارتی بر کاربران جوان اینترنت در حین اتصال به اینترنت وجود ندارد، خطرات بالقوه ای در کمین آنهاست و تاثیرات منفی در پی دارد. 


پیامدهای استفاده نادرست و بیش از حد از اینترنت 
اینترنت نیز باید مانند تمام ابزار دیگر، درست مورد استفاده قرار گیرد، چرا که استفاده نادرست و بیش از حد از اینترنت پیامدهایی را به همراه دارد، که در ادامه به آن اشاره می کنیم. 


1- تجاوز به حریم خصوصی 
حفاظت ازحریم خصوصی امری حیاتی است و چنین حریمی در اینترنت با درجه آسیبپذیری بالایی روبرو است چرا که اینترنت این امکان را بوجود آورده است که افراد دیگر نیز حق سرکشی به اطلاعات شخصی ما را داشته باشند و ممکن است افشا ساختن و علنی نمودن چنین اطلاعاتی در اینترنت ما را در معرض تهدیدات حاد قرار خواهد داد. 
2- تحلیل استعدادهای نهفته 
زمانی که ما برای ساعات نامحدودی به صورت «آن لاین» به شبکه اینترنت متصل می شویم، یک «زمان باارزشی» را از دست می دهیم که می توانیم از این زمان در راستای اهداف سازنده استفاده نماییم و چنانچه زمان زیادی را از زمان آزاد خود به اینترنت اختصاص دهیم، رشد و پرورش فکری ما تا حدی زیادی با مخاطره روبرو خواهد شد. 




تذکر:
یکی از عوامل تحلیل استعدادها وتضییع وقت با ارزش محققین وسرگردانی های خطرناک وخطرساز از نظر معنوی ،آشناییهای نا کافی از ابزار های جستجوی اطلاعات است ،از آنجا که تحقیق نشان می دهد که جامع وکامل ترین ابزار جستجوی اطلاعات در حال حاضر سایت گوگل است پس ما در اینجا برای کامل شدن اطلاعات محققین ودر نتیجه آسیب کمتر یک سری اطلاعات اجمالی از این ابزار جستجو را در ادامه می آوریم.


 
گوگل چیست؟

ماموريت گوگل ارائه بهترين تجربه جستجو دراينترنت بوسيله در دسترس و مورد استفاده قراردادن عمومي اطلاعات جهان است. گوگل، ايجادكننده بزرگترين ماشين جستجوي جهان، سريعترين و آسانترين راه پيدا كردن اطلاعات روي اينترنت راارائه مي كند. با دستيابي به بيش از 1.3 ميليارد صفحه گوگل نتايج را در ظرف كمتر از يك دوم ثانيه به كاربران در سراسر جهان ارائه مي كند. اكنون، گوگل روزانه به بيش از 100 ميليون تقاضاي جستجو پاسخ مي دهد. 

دو دانشجوى دكتراى دانشگاه Stanford، يعنى لرى پيج و سرجى برين، گوگل را در سال 1998 تاسيس كردند. اين شركت خصوصى در ماه جون 1999 / تير 1379 رسما با سرمايه تاسيس 25 ميليون دلار معرفى شد. اين شركت همراهانى را چون كلاينر پركينز كاوفيلد و سيكوال كپيتال را پيدا كرد. گوگل سرويس و خدمات عمومى اصلى خود را در وب سايت خود در www.google.com ارايه ميدهد. اين شركت همچنين سرويس جستجوى پيشرفته را براى فراهم سازى اطلاعات محتوايى نيز ارايه ميدهد.

معنى گوگل 

گوگل بر گرفته شده از كلمه Googlo كه به معنى "يك عدد يك و صد صفر جلوى آن" است كه توسط ميلتون سيروتا پسر خواهر ادوارد كاسنر رياضيدان آمريكايى اختراع شده است. اين موضوع كه "يك عدد يك و صد صفر جلوى آن" در واقع نوعى شعار و در واقع مقصود موضوع است. بدين معنى كه گوگل قصد دارد تا سرويس ها، اهداف و اطلاع رسانى و اطلاعات خود را تا آن مقدار در وب در جهان گسترش دهد.

قابليتهاي مخصوص Google

جستجوي تصوير در Google با داشتن بيش از 250 ميليون تصوير قابل مشاهده در فهرست خود، جامعترين مجموعه در کل وب مي باشد.براي استفاده از جستجوي تصوير به صفحه جستجوي پيشرفته و يا http://www.google.com/imghp?hl=fa برويد و عبارتي را در جعبه جستجوي تصوير وارد کنيد و سپس دکمه جستجو را انتخاب کنيد.در صفحه نتايج تصوير کوچک شده را انتخاب کنيد تا روايت بزرگتري از تصوير و همچنين صفحه اي که تصوير در آن قرار دارد را مشاهده کنيد.
راهنمائى های كلى 
از زمانى كه گوگل فقط صفحات وبى را كه حاوى تمام كلمات موضوع شماست را برميگردند، تصحيح يا محدود كردن جستجو شما خيلى ساده است، چرا كه شما كافيست تا كلمات بيشترى را در مورد موضوع خود به جستجوى قبلى خود اضافه كنيد. با اضافه كردن كلمات بيشتر، نتيجه شما شامل زير مجموعه صحيحتر و دقيقتر خواهد بود.
منع کردن واژه ها 
شما ميتوانيد تا كلمه اى را از جستجوى خود با گذاشتن علامت منفى ("-") در جلوى آن محروم كنيد. (مطمين شويد كه يك فاصله قبل از علامت منفى بدهيد.)
جسجوهاى عبارتى 
در گوگل ميتوانيد تا با اضافه كردن علامت نقل قول، عبارتها / اصطلاحات را نيز جستجو كنيد. كلمان ميبايست داخل علامت نقل قول دوبل ("مانند اين!") باشند (مگر اينكه كلمات ويژه يا تركيبى باشند كه "+" لازم داشته باشد.*





ادامه آسیبها...




3- افسردگی 
تحقیقات نشان داده است افرادی که نسبت به دیگران کمتر از اینترنت استفاده میکردند، ارتباط بیشتری با پدر، مادر، اعضای خانواده و دوستان خود داشتند در حالی که افرادی که از اینترنت بیشتر استفاده می کنند، ارتباط خود را با نزدیکان و دوستان خود کاهش می دهند و بعد از مدتی دچار افسردگی می شوند. 
4- خطرات بالقوه 
علاوه بر پیامدهای منفی که در صورت استفاده بیش از حد از اینترنت به وجود می آید، خطرات بالقوه دیگری نیز نوجوانانی را که از اینترنت استفاده درست نمی کنند، تهدید می کند. از جمله این خطرات می توان موارد زیر را برشمرد: 
۱. ماهیت سانسور نشده اینترنت و مشکلات نوجوان در ارزیابی دقیق اطلاعاتی که با آن مواجه می شود. 
۲. خطرات بالقوه ناشی از افشای جزئیات شخصی یا ترتیب ملاقاتهای شخصی با افرادی که به صورت «آن لاین» ملاقات کرده اند. 
۳. تاثیرات منفی مواجهه با هرزه نگاری ناخواسته. 
۴. وقوع و تاثیرات تحریکات جنسی. 
5- هشدار در استفاده از اینترنت 
در استفاده از اینترنت باید به یک هشدار توجه کرد و آن پدیده ای به نام «نرم افزارهای جاسوسی در اینترنت» است. این نرم افزارهای جاسوسی گونه ای از برنامه ها و فناوری هایی که به صورت پنهانی و مرموزانه اقدام به جمع آوری اطلاعات از سیستم کاربر کرده و این اطلاعات را به مقصد خاصی ارسال می کنند تا پس از پردازش این اطلاعات عملیات گوناگونی بر روی سیستم قربانی انجام شود. حال این عملیات می توانند به تناسب ماهیت برنامه جاسوسی و اهداف آن بر روی سیستم متفاوت باشند. 
گونه ای از «نرم افزارهای جاسوسی در اینترنت» نیز وجود دارد که هدفی جز افزودن فایلهای مخرب بر روی سیستم کاربران ندارند. این نرم افزارهای جاسوسی بر روی سیستم کاربر می نشینند و اطلاعات وب گردی کاربر را از طریق اینترنت جاسوسی می کنند و در ادامه با تبلیغات سایت و نمایش ابزار، مزاحمت را برای کاربر به همراه دارند.*







چند دستور اخلاقی برای دفع آفات مهم 

قانونهایی کلی در این زمینه وجود دارند که تذکر دوباره به آنها خالی از لطف نیست:
1-اینکه بنا بر احادیث صریح، عمر انسان یکی از نعمتهایی است که از آن و اینکه در چه راهی صرف شده است سوال می شود
وطبق روایت مشهور امیرالمومنین (علیه السلام) فرصت مانند ابرها در گذر است*،پس باید از فرصت زندگی و عمر با دقت استفاده کرد تا فردا توانایی جواب گویی داشته باشیم.
2-انسان متقی باوجود آنکه از ابزار های مفید روز در راه رضای خدای تعالی استفاده می کند هیچ گاه حضور او را از یاد نمی برد و از او دور نشده،گرفتار وسایل نمی گردد.
3-نکته بعد قانون کلی با وضو بودن در هنگام کارهاست برای جلب یاری خدای تعالی و همچنین بردن نام بسم الله در آغاز کار که او بهترین مولی و بهترین یاری کننده است.
4- نکته اخلاقی مهم دیگری که در این بخش بیان می شود و ارتباط مستقیم با دفع آفتهای این ابزار دارد آن است که علمای اخلاق بدین عبارت از آن یاد می کنند که:"کار بدست نفست بده وگرنه او کار دستت می دهد" با این توضیح که با توجه به آفاتی که از اینترنت ذکر گردید شخصی که بدون کار و برنامه مشخصی پای این ابزار بنشیند به نظر قریب به یقین از جمله افراد پشیمان خواهد بود چون این بی برنامگی خود او را به سوی جستجوها و کنجکاوی هایی می کشاند که به نا کجا آباد می رسد؛پس حتما باید وقتی می خواهیم پای اینترنت بنشینیم بدانیم که هدفمان کدام موضوع و کدام مطلب است و مستقیم سراغ همان برویم.(و در این بخش خوب است یک لیستی از آدرس سایت های مرجع و مورد نیازمان قبلا تهیه نماییم)


*-غرر و درر

 


معراج السعاده


در این قسمت از کتاب ارزشمند "معراج السعاده" -که یکی از بهترین و نورانی ترین کتب در باب اخلاق است- مطالبی گزیده را مناسب با همین معانی ذکر شده می آوریم،باشد که بدین طریق نور گیریم:
...وهر گاه دل متوجه ذکر خدا و نفس مایل به ورع و تقوی شد،مجال شیطان تنگ می گردد و از مملکت دل بیرون می رود وجنود ملائکه در آنجا می آیند ،و فیو ضات ایشان از الهامات و خیالات محموده ،در آنجا پیدا می شود و پیوسته این دو لشکر در آمد وشد و گیرو دارهستند ،گاهی ساحت دل منزل لشکر خیریت اثر فرشتگان و زمانی محل جولانگاه سیاره سپاه شیاطین و دیوان باشد، تا آنکه به امداد و معاونت امور خارجیه یکی از این دو سپاه را غلبه و قوت حاصل شود ومملکت نفس را تسخیر نماید و آن را وطن خود نموده و در آنجا رحل اقامت بیفکند .
در این هنگام راه آمد وشد از یکدیگر بسته می شود و مجال دخول وخروج در آنجا نمی یابد ،مگر گاهی به طریق عبور در نهایت تعجیل از آنجا بگذرد.
پس اگر هوا و هوس و غضب و شهوت ،امداد نمایند لشکر شیطان غالب می شود و خانه دل منزلگاه ایشان می گردد و در آنجا آشیانه می سازند ،هر زاویه از زوایای دل منزل شیطانی و در آنجا ساز ونوایی و هر گوشه جای ابلیسی و در آن خیالی و هوایی فاسد پیدا می شود...

...وهمچنین هر یک از اخلاق حسنه،راهی هستند به مقصود و راه به هر منزلی،یکی بیشتر نیست و بیراهه از حد وحصر متجاوز است ،پس درهایی که معبر شیطان است از حساب بیرون است و دری که راه ملک است ،منحصر در یکی است و لشکری که راه آن بیشتر ،غلبه آن بیشتر وآسانتر است.
ونیز بر این مطلب هم در قرآن تصریح شده که می فرماید:" وان هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لا تتبعو السبل فتفرق بکم عن سبیله " یعنی این یک راه راست است به سوی من پس از آن متابعت کنید و راههای متعدد را متابعت نکنید تا شما را از حق جدا نکند.
...ای جان برادر! از این دشمن مطمئن مشو(شیطان) و گمان مکن که دلی از دست فارق است بلکه مانند خون در بدن انسان جاری و سیال و همه آن را مانند هوا در قدح فرو گرفته ؛و اگر خواهی قدحی را از هوا خالی نمایی نمی توانی تا آن را از چیز دیگر پر نسازی بلکه همان قدر که از آب مثلا پر گردد از هوا خالی می شود، پس ظرف دل نیز چنین است ،اگر آن را مشغول به یاد خدا و فکر امری از امور دنیوی کردی ممکن است آمد و شد شیطان لعین از آن کم شود والا هر لحظه که از خدا غافل ماند ،در آن دم شیطان با وسوسه اش در آنجا حاضر می شود همچنان که خداوند متعال در کتاب کریم به آن تصریح فرموده:
" ومن یعش عن ذکر الرحمن نقیض له شیطانا فهو له قرین "زخرف 39 
یعنی هر که از یاد خداوند رحمن باز می ماند برانگیزانیم شیطانی را که قرین و همنشین او باشد.
و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند :"ان الله یبغض الشاب الفارغ" 
یعنی خداوند دشمن دارد جوانی را که بیکار باشد. زیرا کسی که مشغول عمل مباحی نباشد که دل او را مشغول سازد لا محاله شیطان فرصت نموده داخل خانه دلش می گردد و در آنجا آشیانه می سازد و توالد و تناسل می کند و از اجتماع نسل او نیز ،نسلهای دیگری متولد و همچنین ال غیر النهایه...

معراج السعاده-مرحوم نراقی-ص112و118
 

 


چند تذکر فقهی در باب اینترنت


  در حین کار با شبکه اینترنت گاهی در کنار برخی از مقالات ،عکس های مبتذل دیده می شود که ناگزیر از دیدن آنها هستیم ؛راهنمایی شما چیست؟
     
      آیات عظام ،امام، تبریزی، خامنه ای، فاضل و وحید:
     اگر به طور اتفاقی چشمتان به آن بیفتد اشکال ندارد؛ولی نگاه به آن با قصد لذت حرام است و بنا بر احتیاط واجب بدون قصد لذت و ترس افتادن به گناه جایز نیست.
      آیات عظام بهجت ،صافی، مکارم و نوری :
     اگر به طور اتفاقی چشمتان به آن بیفتد اشکال ندارد ؛ولی نگاه عمدی به آن (هر چند بدون قصد لذت )جایز نیست.1
   
     حکم شرعی استفاده از اینترنت چه میباشد؟
     (آیت الله مکارم)
  با توجه به این که اینترنت قابل استفاده صحیح و ناصحیح است و مطالب خوب و بد دارد از ابزار مشترک محسوب میشود و چنانچه از آن استفادهای مشروح کنند اشکالی ندارد و خرید و فروش ابزار آن جایز است 2

نگاه به تصاوير بازيگران ايراني بي حجاب [نگاه] 
 در يك سري سايت ها در اينترنت عكس يك سري از بازيگرهاي ايراني زن بي حجاب وجود دارد آيا ديدن آنها اشكال دارد با خير 
 در صورتي كه آنها را بشناسيد اشكال دارد همچنين در صورتي كه نگاه به آنها به قصد لذت باشد يا مفسده اي بر آن مترتب گردد. 3
 





نتیجه گیری:

نتیجه آنکه اولا نباید از مکر شیطان و آفتهای مختلف اینترنت غافل شد ثانیا دوری از این ابزار وفاصله گرفتن از این ابزار مهم دنیای امروز با وجود کاربردهای بسیار زیاد و مهم قابل قبول نیست .
یعنی باید با این وسیله بر علیه شیطان و شیطانیان مجهز گردید و نیز در جنگ امروز که جنگ نرم است بوسیله همین ابزار هجوم دشمن به او حمله کرد والعاقبه للمتقین. 

کتابنامه:
1- معراج السعاده، ملا احمد نراقی،انتشارات دهقان،تهران ناسرخسرو
2- رساله دانشجویی ،سید مجتبی حسینی،تنظیم و نظارت:نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها انتشارات دفتر نشر معارف

سایتها:

1- ویکیپدیا ؛دانشنامهای آزاد که همه میتوانند آن را ویرایش کنند؛ http://fa.wikipedia.org/wiki/صفحهٔ_اصلی

2-http://www.google.comسایت گوگل

3-http://www.aftab.ir نویسنده: علیرضا تاجریان؛باشگاه تحلیل گران جوان آریا

4-http://www.khabaronline.ir منبع خبر آنلاین


5- http://www.makaremshirazi.orgمنبع پایگاه اطلاع رسانی آیت الله مکارم


 


بی اخلاقی با اینترنت و با اخلاقی بدون اینتر نت!! (1)


 

چکیده:

امروزه ادبیات اینترنت به زبان روز دنیا تبدیل شده است،و اگر نگوییم بزرگترین ابزار ،یکی از مهمترین وسایل ارتباطی و اطلاع رسانی روز دنیاست به همین علت در بسیاری از اوقات چاره ای جز وارد شدن به فضای آن و استفاده از آن نمی ماند اما به علت وجود امواج منفی و آفتهای گوناگون وهمچنین سیطره مسائل ضد فرهنگی و ضد اخلاقی در محیط اینترنت علی رغم اهمیت استفاده از آن از باب مراقبت وترک زمینه گناه باید به استفاده لازم از آن اکتفا نمود ودر مورد استفاده های تحقیقاتی وکسب اطلاعات گوناگون باید کاملا باشناخت راه از چاه! وارد این فضای مجازی شد.

 

این موضوع امروزه از جوانب مختلفی دارای اهمیت است در میان این مقدمه به برخی از آنها توجه داده می شود و همچنین اهمیت مطالبی که به طور کلی در این بحث به آنها پرداخته شده است.

یکی از موضوعاتی که در این مسئله تحقیق لازم است بدان توجه شود شناخت صحیح از این ابزار و این محیط مجازی است که اینتر نت نام دارد چرا که خیلی از این آفتها که افراد با آن دست در گریبان هستند بخاطر نبود یا کمبود این شناخت است.

که البته این مطلب در عوام جامعه به یک گونه است ودر خواص واهل علم به گونه ای؛ عوام در خیال خود میپرورانند که این ابزار تنها استفاده های منفی دارد (استفاده های شهوانی و...) و فقط استفاده آنها از اینترنت منوط به همان تصور است ( آمار های مشهور که می گویند چیزی تقریب به 90 درصد استفاده از اینترنت در ایران  استفاده غیر علمی و غیر مشروع هم است ناظر بر همین سخن است)

و خواص هم چون اکثرا تکنیکها و ظرافتهای استفاده سریع و درست از اینترنت یا به عبارتی گذرگاه های نجات را نمی دانند در دره های آفتهای مختلف دنیای مجازی گرفتار می شوند.(البته بعضی از متشرعین از اهل علم به طور کلی از این ابزار فاصله میگیرند که این درد را هم دوا همان است).

این که بدانیم  اینترنت چیست؟ و چگونه باید از آن استفاده کرد چه ربطی به اخلاق دارد؟

امروزه ادبیات اینترنت به زبان روز دنیا تبدیل شده است،و اگر نگوییم بزرگترین ابزار ،یکی از مهمترین وسایل ارتباطی و اطلاع رسانی روز دنیاست به همین علت در بسیاری از اوقات چاره ای جز وارد شدن به فضای آن و استفاده از آن نمی ماند.

اما "اخلاقا" این امر بر ما لازم است که به علت وجود امواج منفی و آفتهای گوناگون در این فضا راهی را که بیشتر به احتیاط نزدیک است برگزینیم و سریعترین شیوه ومطمئن ترین راه را برای استفاده ای که می خواهیم ببریم انتخاب نماییم فلذا این امر محتاج آن است که یک سری اطلاعات اصلی و اجمالی که البته لازمند را در مورد مرورگرها، جستجوگر ها وسایتهای مرجع و مبتلا به داشته باشیم که بتوانیم بهترین راه را برای استخراج مطالب از اینترنت انتخاب کنیم که این مطلب نیز میتواند بعنوان یک دستور اخلاقی در این باب مطرح شود چون علی رقم امتیازات یاد شده به طور کل اینترنت ابزاری است که از سوی غرب وارد شده است و سیطره مسائل ضد فرهنگی و ضد اخلاقی در آن مشهود است پس، از باب مراقبت وترک زمینه گناه باید به استفاده لازم از آن اکتفا کرد آنهم باشناخت راه از چاه!

 

 

 

 

اسمش دنیاست!

 

دنیا اسمشه ولی هزار دنیا در برش
مرد میخاد ببینیشو نشی تو ساده نوکرش!

جنسش از جداییه اما همه هلاکشن
کشته در کشته فتاده بی نصیب دور و برش!

با دو تار زلف روزگارا رو تار میکنه
اما غافل که همون دوتاره موهای سرش!

آبش آبیه ولی آبیه در یای جنون
وای بر تشنه بیچاره که کرده باورش!

گل دنیارو نکن بو اگه بو کردی بکن!
تا هنوز هوش و حواست یر جاشه پرپرش!  
(شعر از خودم)

مدرنیته در پرتو دین

  
اولین چیزی که از این دو واژه به ذهن متبادر می شود این است که یا این دو با یکدیگر تناسب تام دارند یا تعارض اما نظر صحیح این است که دین روشی است روشن برای دنیا و آخرت اما نه با روش ضد خدایی زیرا که عده ای به ظاهر روشنفکر فکر می کنند که مدرنیته یعنی راه رسیدن به حقایق معنوی را باید با زیر پا گذاشتن قواعد حاکم بر سر نوشت روحی و معنوی بدست آورد در حالی که اگر کسی عقل و فکر و منطق سالم وصحیح داشته باشد یعنی با دیدن حقایق عناد و تعصب را کنار گذاشته و خود را بدست حق و حقیقت می سپارد.

دین یعنی متخصص برای راهنمایی کاربرانش کاتالوگی آماده کند این مثال متداولی است برای تعریف ساده دین یعنی اگر به مشکلی در همه ابعاد زندگی برخورد کردی به دنبال مقصری غیر از خودت نباش زیرا کسی که تو را ساخته نحوه استفاده از امکانات نهفته در درئونت را نیز آموزش داده است.

"قـــــــرآن" ،همان کاتالوگ است.

اگر کسی با تحقیق به دنبال راه درست برای تامین آسایش و آرامش خود باشد از تلاش برای پیدا کردن گمشده ای که دائما استرس و اضطراب را در درونش جوشان نگه می دارد خسته نمی شود!.

آقای الکساندر هینی جوان انگلیسی 19 ساله بود که حوادث 11سپتامبر به وقوع پیوست او می گفت :در انگلیس شنیده است که می گویند قرآن کتاب تروریست پرور است برای همین از برادرش قرآن با ترجمه انگلیسی را قرض گرفت (زیرا قرآن در آن سالها پرفروش ترین و نایاب ترین کتاب در اروپا بود) الکساندر می گفت :وقتی قرآن را مطالعه کردم اثری از تروریست پروری و خشونت در آن ندیدم و مضامین عالی که دل پر از اضطراب وآشوبم را با آن در حال آرامش یافتم وبا تحقیق بیشتر اسلام را اختیار کردم و پس از مدتی از مذهب شیعه اطلاعاتی بدست آوردم که موجب تحقیقات تکمیلی من شد و در نهایت شیعه شدم.

می گویند تا ماهی در آب است قدر نعمت آب را نمی داند و تا سالم هستیم و جوان قدر سلامتی و جوانی را نمی دانیم.

برای ما مسلمان زاده ها نیز همین طور است قدر نعمت امنیت و سلامت و اسلام را نمی دانیم و بهترین جمله این است که بگوییم ما محافظ کار هستیم اگر واقعا به دنبال حقیقت آفرینش باشیم با ذهنی صاف و روشن به دنبال واقعیت هستی بگردیم آنرا واضح و نورانی می یابیم زیرا قرآن کتاب نورانی راهنما برای کاربر دنیایی است.

کسانی که با دین مخالفند با قرآن   پیامبر و خدا هم توافق ندارند یعنی فکر می کنند ابزار مادی و بعضی ساخته های به ظاهر معنوی او را به آرامش می رسانند  دین از مدرنیزه شدن ابزار و وسایل آسایش و راحتی حمایت می کند تا وقتی که انسان اغراض و خودخواهی های خود را با ابزار مدرن می خواهد بدست بیاورد عده ای پیدا می شوند و راحتی و آسایش مادی را زیر پرچم دین نفی می کنند در حالی که تا هنگام ظهور حضرت مهدی (عج) فقط ۲ حرف از علم کشف شده است و بعد از آن ۲۵ حرف دیگر نیز از ۲۷ حرف بدست می آید و این یعنی همه علم و فناوری.

حال   شما جوان ایرانی چرا نباید از همه ظرفیت فکری جسمی و روحی خود استفاده کنی و گردباد تئوری های عقب مانده که هر کدام به رهبری شیطان برای نقص ایمان و آرامش تو ایجاد می شود نباید تو را درگیر مباحث ضد خدا و مراتب تجلیات نورانی حضرت حق  خداوند بزرگ نماید پس راه درست اینجاست:

 "دو بال داشته باش  ایمان به خدا و حرکت با تمام موجودیهایت به سمت نور"

 

بزرگ زاده کوچک فکر!

فرصت (مادر)

مردی مقابل گل فروشی ایستاده بود و میخواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.

وقتی از گل فروشی خارج شد، دختری را دید که روی جدول خیابان نشسته بود و هق هق گریه میکرد.
مرد نزدیک رفت و از او پرسید: دختر خوب چرا گریه میکنی؟
دختر در حالی که گریه میکرد، گفت: میخواستم برای مادرم یک شاخه گل رز بخرم ولی ... فقط 75 سنت دارم، درحالی که گل رز 2 دلار میشود.
مرد لبخند زد و گفت: با من بیا، من برای تو یک شاخه گل رز قشنگ میخرم .

وقتی از گلفروشی خارج میشدند، مرد به دختر گفت: مادرت کجاست؟ میخواهی ترا برسانم؟
دختر دست مرد را گرفت و گفت: آنجا و به طرف قبرستان اشاره کرد.
مرد او را به قبرستان برد و دختر روی یک قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.

مرد دلش گرفت و طاقت نیاورد، به گل فروشی برگشت، دسته گل را گرفت و 200 مایل رانندگی کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد.


پ.ن.

همون حرفای قبلی...

فرصت


در يك پارك زني با يك مرد روي نيمكت نشسته بودند و به كودكاني كه در حال بازي بودند نگاه مي­كردند.

زن رو به مرد كرد و گفت پسري كه لباس ورزشي قرمز دارد و از سرسره بالا مي­رود پسر من است .

مرد در جواب گفت : چه پسر زيبايي و در ادامه گفت او هم پسر من است و به پسري كه تاب بازي مي­كرد اشاره كرد .

مرد نگاهي به ساعتش انداخت و پسرش را صدا زد : سامي وقت رفتن است .

سامي كه دلش نمي­آمد از تاب پايين بيايد با خواهش گفت بابا جان فقط 5 دقيقه . باشه ؟

مرد سرش را تكان داد و قبول كرد . مرد و زن باز به صحبت ادامه دادند .

دقايقي گذشت و پدر دوباره فرزندش را صدا زد : سامي دير مي­شود برويم . ولي سامي باز خواهش كرد 5 دقيقه اين دفعه قول مي­دهم .

مرد لبخند زد و باز قبول كرد .

زن رو به مرد كرد و گفت : شما آدم خونسردي هستيد ولي فكر نمي­كنيد پسرتان با اين كارها لوس بشود ؟

مرد جواب داد دو سال پيش يك راننده مست پسر بزرگم را در حال دوچرخه­سواري زير گرفت و كشت . من هيچ­گاه براي تام وقت كافي نگذاشته بودم . و هميشه به خاطر اين موضوع غصه مي­خورم . ولي حالا تصميم گرفتم اين اشتباه را در مورد سامي تكرار نكنم . سامي فكر مي­كند كه 5 دقيقه بيش­تر براي بازي كردن وقت دارد ولي حقيقت آن است كه من 5 دقيقه بيشتر وقت مي­دهم تا بازي كردن و شادي او را ببينم . 5 دقيقه­اي كه ديگر هرگز نمي­توانم بودن در كنار تام ِ از دست رفته­ام را تجربه كنم .


پ.ن.

بعضي وقتها آدم قدر داشته­ ها رو خيلي دير متوجه مي­شه . 5 دقيقه ، 10 دقيقه ، و حتي يك روز در كنار عزيزان و خانواده ، مي­تونه به خاطره­اي فراموش نشدني تبديل بشه . ما گاهي آنقدر خودمون رو درگير مسا ئل روزمره مي­كنيم كه واقعا ً وقت ، انرژي ، فكر و حتي حوصله براي خانواده و عزيزانمون نداريم . روزها و لحظاتي رو كه ممكنه ديگه امكان بازگردوندنش رو نداريم. ضرر نمي­كنيد اگر براي يك روز شده دست مادر و پدرتون رو بگيريد و به تفريح ببريد . يك روز در كنار خانواده ، يك وعده غذا خوردن در طبيعت ، خوردن چاي كه روي آتيش درست شده باشه و هزار و يك كار لذت بخش ديگه . قدر عزيزانتون رو بدونيد . هميشه مي­شه دوست پيدا كرد و با اونها خوش گذروند ، اما هميشه نعمت بزرگ يعني پدر و مادر و خواهر و برادر در كنار ما نيست . ممكنه روزي سايه عزيزانمون توي زندگي ما نباشه.

یک گام هرچند کوچک

مردی که در کنار ساحل دورافتاده ای قدم می‌زد شخصی را در فاصله دور می بیند که مدام خم می‌شود و چیزی را از روی زمین بر می‌دارد و به اقیانوس پرت می‌کند.

نزدیک تر می شود، می‌بیند مردی بومی صدفهایی را که به ساحل می افتد در آب می‌اندازد.

- صبح بخیر رفیق، خیلی دلم می خواهد بدانم چه می کنی؟
- این صدفها را در داخل اقیانوس می اندازم. الآن موقع مد دریاست و این صدف ها را به ساحل دریا آورده و اگر آنها را توی آب نیندازم از کمبود اکسیژن خواهند مرد.
- دوست من! حرف تو را می فهمم ولی در این ساحل هزاران صدف این شکلی وجود دارد.
تو که نمی‌توانی آنها را به آب برگردانی خیلی زیاد هستند و تازه همین یک ساحل نیست.
نمی بینی کار تو هیچ فرقی در اوضاع ایجاد نمی کند؟

مرد بومی لبخندی زد و خم شد و دوباره صدفی برداشت و به داخل دریا انداخت و گفت: "برای این یکی اوضاع فرق کرد… !"

نقمت یا نعمت

خردمند پیری در دشتی پوشیده از برف قدم می زد که به زن گریانی رسید.

پرسید: چرا می گریی؟
- چون به زندگی ام می اندیشم، به جوانی ام، به زیبایی ای که در آینه می دیدم، و به مردی که دوستش داشتم.
خداوند بی رحم است که قدرت حافظه را به انسان بخشیده است، می دانست که من بهار عمرم را به یاد می آورم و می گریم.

خردمند در میان دشت برف آگین ایستاد، به نقطه ای خیره شد و به فکر فرو رفت.
زن از گریستن دست کشید و پرسید: در آن جا چه می بینید؟
خردمند پاسخ داد: دشتی از گل سرخ ... خداوند، آن گاه که قدرت حافظه را به من می بخشید، بسیار سخاوتمند بود.

می دانست در زمستان، همواره می توانم بهار را یه یاد آورم و لبخند بزنم.


پ.ن.

با من میایی یا همینجا می مانی؟

ظهور یاد مهدی

 

         با همه سنگینی پشتم ز آوار گناه            

باز هم سوی تو سوسو می کند شمع نگاه

                 با وجود آنکه در بند هوا کت بسته ام           

                                             باز هم دل می کشد تا آسمانهای تو آه

                   بی شک این اعجاز،از آن گوشه چشم معجز است      

                                            چشمه جوشان چشمم در کویر دل گواه!

                    مهدیا یادت چو کرده بین قلب من ظهور             

                                          روشنی بخشیده بر این کلبه زشت و سیاه

                       آرزوی این زمینگیر سیاهیهای هجر               

                                                 دیدن یک جلوه از طنازی ماه است ماه

                                                                                                  شعر از:ح.الف.اول

چه کشکی، چه پشمی؟!

چوپانی گله را به صحرا برد به درخت گردوی تنومندی رسید.

از آن بالا رفت و به چیدن گردو مشغول شد که ناگهان گردباد سختی در گرفت،
خواست فرود آید، ترسید. باد شاخه ای را که چوپان روی آن بود به این طرف و آن طرف می برد.
دید نزدیک است که بیفتد و دست و پایش بشکند.
در حال مستاصل شد ....

از دور بقعه امامزاده ای را دید و گفت: ای امام زاده گله ام نذر تو، از درخت سالم پایین بیایم.
قدری باد ساکت شد و چوپان به شاخه قوی تری دست زد و جای پایی پیدا کرده و خود را محکم گرفت.

گفت: ای امام زاده خدا راضی نمی شود که زن و بچه من بیچاره از تنگی و خواری بمیرند و تو همه گله را صاحب شوی...
نصف گله را به تو می دهم و نصفی هم برای خودم...
قدری پایین تر آمد.
وقتی که نزدیک تنه درخت رسید گفت:ای امام زاده نصف گله را چطور نگهداری می کنی؟
آنهار ا خودم نگهداری می کنم در عوض کشک و پشم نصف گله را به تو می دهم.

وقتی کمی پایین تر آمد گفت:
بالاخره چوپان هم که بی مزد نمی شود کشکش مال تو، پشمش مال من به عنوان دستمزد.
وقتی باقی تنه را سُرخورد و پایش به زمین رسید نگاهی به گنبد امامزاده انداخت و گفت: مرد حسابی چه کشکی چه پشمی؟
ما از هول خودمان یک غلطی کردیم
غلط زیادی که جریمه ندارد.

احمد شاملو

مدعی بصیرت!!

HTML clipboard

 

داروغه بغداد در ميان جمعي مدعي شد كه تا كنون هيچ كس نتوانسته است او را گول بزند.

 بهلول هم كه در آنجا حضور داشت.
 به داروغه گفت : گول زدن تو بسيار آسان است ولي به زحمتش نمي ارزد.
 داروغه گفت : چون از عهده بر نمي آيي چنين مي گويي.
 بهلول گفت: افسوس كه اينك كار مهمي دارم، و گر نه به تو ثابت مي كردم.
 داروغه لبخندي زد و گفت : برو و پس از آنكه كارت را انجام دادي بر گرد و ادعاي خود را ثابت كن.
 بهلول گفت: پس همين جا منتظر بمان تا برگردم ، و رفت.
 يكي دو سا عتي داروغه منتظر ماند ، اما از بهلول خبري نشد.
 آنگاه داروغه در يافت كه چه آسان گول خورده است!

گــریــــه

[...] نامی وارد دهی شد و در مکانی که اهالی ده جمع شده بودند نشست و بنای گریه گذاشت.

سبب گریه‌اش را پرسیدند، گفت: من مردغریبی هستم و شغلی ندارم برای بدبختی خودم گریه می‌کنم
مردم ده او را به شغل کشاورزی گرفتند.

شب دیگر دیدند همان مرد باز گریه می‌کند، گفتند فلانی دیگر چه شده؟ حالا که شغل پیدا کردی، گفت: شما همه منزل و ماءوا مسکن دارید و می‌توانید خوتان را از سرما و گرما حفظ کنید ولی من غریبم و خانه ندارم برای همین بدبختی گریه می‌کنم.
بار دیگر اهالی ده همت کردن و برایش خانه‌ای تهیه کردند و وی را در آنجا جا دادند.

ولی شب باز دیدند دارد گریه می‌کند.
وقتی علت را پرسیدند گفت: هر کدام از شما‌ها همسری دارید ولی من تنها در میان اطاقم می‌خوابم.
مردم این مشکل او را نیز حل کردند و دختری از دختران ده را به ازدواج او در آوردند.

ولی باز شب هنگام داشت گریه می‌کرد. گفتند باز چی شده، گفت: همه شما سید هستید و من در میان شما اجنبی هستم.
به دستور کدخدا "شال سبزی" به کمر او بستند تا شاید از صدای گریه او راحت شوند

ولی با کمال تعجب دیدند او شب باز گریه می‌کند، وقتی علت را پرسیدند

گفت: بر جد غریبم گریه می‌کنم و به شما هیچ ربطی ندارد!!!



پ. ن.

گاهی نباید به "بعضی" فرصت داد!

برداشت آزاد آزاد!

شیطان و مرد نمازگذار! ...

مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.

در راه مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید.
مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم.
مرد اول از او بطور فراوان تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند.
مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.

مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود.
مرد اول سوال می کند که چرا او نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد.
شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را خواهد بخشید.
بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.

این چشمهای کیست که بر احمدی نژاد سایه افکنده است؟؟

یک مسئله شرعی با مثال سیاسی

عوام میگویند دکتر محرم است اما اصلا اینگونه نیست بلکه مطلب بدین شکل است که تحت شرایطی خاص آن هم باز با خط قرمز های مشخص دکتر می تواند بدن بیمار غیر همجنس را لمس نماید.

که آن شرایط خاص این است که ما در جایی باشیم که دکتر همجنس یافت نشود! یا اینکه خطری ما را تهدید کند و تنها رفع آن خطر از دست یک دکتر زن براید!

حالا با وجود این شرایط (که فکر میکنم در جامعه امروز ما بسیار کم اتفاق می افتد) دکتر اولا اگر بتواند باید از یک پرستار همجنس برای  معاینه وگزارش وضعیت بیماری شخص استفاده کند و اگر فقط باید شخصا معاینه کند باید به حد اقل تماس و دیدن بسنده کند یعنی اگر می تواند با لمس تنها معاینه کند نباید به بدن بیمار غیر همجنس نگاه کند و در لمس هم اگر کفایت می کند باید از روی لباس بدن بیمار را لمس کند(توجه:احکامی که گفته شد در مورد پرستار و آمپول زن هم صادق است) خلاصه در دین ما در مواقع ضرورت و سختی احکام کنار می روند اما نه به این ولنگو بازی که بعضی ها خیال می کنند که همین ولنگو بازی و رعایت نکردن همین احکام الهی موجب بسیاری از بزهکاری ها و سوء استفاده ها می شود.
مثلا همین آقای خاتمی انگار پزشک و پرستار مرد در شهر او یافت نمی شود آنهم برای جلوی دوربین!! بالاخره در همین مواقع است که دین داران واقعی از غیرشان جدا می شوند.

مرجع زمان شناس!!

سوالهای بی جوابتان از آقای هاشمی چیست؟!

گو به اکبر که کجارفت تورا عدل علی؟

مقام معظم رهبری مد ظله العالی در بيست و يكمين سالگرد ارتحال حضرت امام خمينى (ره):

"اولين و اصلى‌ترين نقطه در مبانى امام و نظرات امام، مسئله‌ى اسلام ناب محمدى است؛ يعنى اسلام ظلم‌ستيز، اسلام عدالتخواه، اسلام مجاهد، اسلام طرفدار محرومان، اسلام مدافع حقوق پابرهنگان و رنجديدگان و مستضعفان. در مقابل اين اسلام، امام اصطلاح «اسلام آمريكائى» را در فرهنگ سياسى ما وارد كرد. اسلام آمريكائى يعنى اسلام تشريفاتى، اسلام بى‌تفاوت در مقابل ظلم، در مقابل زياده‌خواهى، اسلام بى‌تفاوت در مقابل دست‌اندازى به حقوق مظلومان، اسلام كمك به زورگويان، اسلام كمك به اقويا، اسلامى كه با همه‌ى اينها ميسازد. اين اسلام را امام نامگذارى كرد: اسلام آمريكائى."

امروز حداقل وظیفه ما به عنوان جوانان انقلابی مطالبه و مورد سوال قرار دادن مسئولین و تاثیر گذاران در روند امروز انقلاب است که خدای نکرده در خط اسلام آمریکایی قرار نگیرند که این امر طبق آموزه ها  و گفتمان اسلام و انقلاب باید صورت پذیرد و اگر این مطالبه گری و واکنش فعال و بیدار مردم انقلابی نباشد انقلاب در خطر انحراف از آرمانهای خود قرار می گیرد و بر همین اساس امروز ما از آقای هاشمی می خواهیم که به معنای حقیقی کلمه مسئول باشند و سوالهای بدون جواب  و دقدقه های صواب ما را پاسخ گویند.

  

 

آقاجان ولادتت مبارک

 

                http://xman2.persiangig.com/image/ya%20ali/23vdzj7.jpg

 

شاهنشهی و شد نجفَت مركز شاهی

ایوان تو نور است و جهان جمله سیاهی

 

گر پای كسی در حرمت جای بگیرد

از لطف خریدار شوی تو به نگاهی


من رعْیتِ مُلك توام ای شاه ولایت

شاهی بنما و بده بر ما تو پناهی


دیوار حرم، سنگ حرم، صحن و سرایت

دل را ببرد تا به خدا، گر كه بخواهی

 

گر قسمت من بوسه به خاك نجف افتد

سخت است بیارم به حرم، بار گناهی

 

از دور اگر چشم من اُفتد به ضریحت

گویم كه بگردم به فدای تو الهی

 

گمگشته طوفان بلاها به سراغت

آید نشود در دو جهان غرق تباهی


دریا مَثَلِ كوچك بحر كرم توست

می میرد اگر آب ننوشد لب ماهی

 

از كودكی‌ام حب تو با شیره ی جان داد

مادر به امیدی كه شوم آنچه تو خواهی


یك عمر دلم را به تو بستم كه از آن رو

گویی بمن ای شاه، تو هم جزء سپاهی

 

لاریجانی می خواست جاسبی را زیر سبیلی رد کند!

 

با سلام به مردم بصیر و ولایتمدار ایران باید بگویم که جناب آقای لاریجانی انگار زیادی! اعتماد به نفس دارند که معمولا در طرز صحبت کردن ایشان منعکس است و همین اعتماد به نفس زیادی ایشان باعث شد فکر کنند می توانند جلوی چشم میلیونها جوان منافق ستیز و ولایتمدار شخصی مثل جاسبی را زیر سبیلی رد کنند که البته ما هم میدانیم سبیلهای ایشان در حد تیم ملی است!! اما این دیگر لقمه بزرگی بود که برداشته بودند چون این فقط جاسبی نیست و این پسر سنگین جرم هاشمی هم زیر کت آقای جاسبی است!! و از مصادیق دیگر خود فریفتگی آقای لاریجانی این است که منتقدان بیدار عملکرد خود را که از قانونسازی آنها که بر خلاف رضایت آقا صورت گرفته است خشمگینند

دریده‌گو، بی‌منطق و غوغاسالار خطاب می کند که خود می داند بی منطق کسی است که برخلاف قانون وتعهد به مردم عمل میکند

خلاصه باید بگویم بالاخره ولایتمداران حقیقی از دروغین باید غربال شوند تا جایی که مردم بتوانند به راحتی آنان را بشناسند که این از الطاف خدای تعالی به مملکت اسلامی ماست وعاقبت تنها خالصانند که در مسیر پر مشقت ولایت باقی می مانند.