مدعی بصیرت!!

داروغه بغداد در ميان جمعي مدعي شد كه تا كنون هيچ كس نتوانسته است او را گول بزند.
بهلول هم كه در آنجا حضور داشت.به داروغه گفت : گول زدن تو بسيار آسان است ولي به زحمتش نمي ارزد.
داروغه گفت : چون از عهده بر نمي آيي چنين مي گويي.
بهلول گفت: افسوس كه اينك كار مهمي دارم، و گر نه به تو ثابت مي كردم.
داروغه لبخندي زد و گفت : برو و پس از آنكه كارت را انجام دادي بر گرد و ادعاي خود را ثابت كن.
بهلول گفت: پس همين جا منتظر بمان تا برگردم ، و رفت.
يكي دو سا عتي داروغه منتظر ماند ، اما از بهلول خبري نشد.
آنگاه داروغه در يافت كه چه آسان گول خورده است!
+ نوشته شده در شنبه دوازدهم تیر ۱۳۸۹ ساعت 2:16 توسط یونس
|
اي سيد ما و اي مولاي ما،فداي دردهاي دلت،تو كانون انعكاس نور ولي عصر و خورشيد زمين و زماني و بار امتي به دوش توست،دوشي كه عليوار بار يتيمي امت اسلام را برخود تحمل مي كند،آه از فاصله اي كه با تو دارم ،فكر و ذهن كوچك من و درك ناقص من كجا و رهيافتن به اوج استواي عرشي تو كجا؟ و حال آنكه تو حجت حجت اللهي و سايه لطف حضرت بقيۀ الله.