آثار محبت به خداوند

ای احمد،... هركس كه به آن چه من راضی هستم عمل كند، سه خصلت را به او می دهم:
شكری به اومى آموزم كه نادانى دراو نباشد، ویاد خود را با او همراه می کنم به گونه ای فراموشی به او دست ندهد و محبّتی به او می دهم که آن را با محبّت موجودات در نیامیزد. پس وقتی دوستم بدارد، من هم اورا دوست می دارم. کاری می کنم که چشمِ دلِ او به جلال من باز شود.(خداوند را باچشم دل ببیند) مخلوق خاصّ خود را از او مخفی نمی کنم وبا او شب و روز سخن می گویم تا آنجا که کلام خود را با مردم قطع وهمنشینی با آنان را رها کند. به او کلام خود وملائکه ام را می شنوانم واورا به رازی که از خلق خود پنهان داشته ام، آگاه می کنم و لباس حیا را بر او می پوشانم به گونه ای که خلایق از او حیا کرده وآن گاه که بر روی زمین راه می رود، مغفور وبخشیده باشد وچشمِ دلِ او را باز می کنم وچیزی از بهشت و جهنم را از او مخفی نمی دارم. آن چه از ترس و وحشت که در قیامت بر مردم می گذرد، از نظرش می گذرانم وچگونگی حساب ثروتمندان، فقیران، نادانان، و آگاهان را به او نشان می دهم. او را درقبر می خوابانم وبر او نکیر ومنکر را نازل می کنم تا از او پرسش کنند، در حالی که او از مرگ وتاریکی قبر ولحد و روز قیامت ناراحتی ندارد. برای او دادگاهی قرار می دهم ونامه عملش را می گشایم؛ پس آن را در دست راستش قرار می دهم و او آن را باز شده می خواند وبین خود و او واسطه ای نمی گذارم، واین صفات دوستدارن من است.
1. بحارالانوار، ج27،ص28
منبع : ازخودتاخدا، ص76، آقاتهرانی
اي سيد ما و اي مولاي ما،فداي دردهاي دلت،تو كانون انعكاس نور ولي عصر و خورشيد زمين و زماني و بار امتي به دوش توست،دوشي كه عليوار بار يتيمي امت اسلام را برخود تحمل مي كند،آه از فاصله اي كه با تو دارم ،فكر و ذهن كوچك من و درك ناقص من كجا و رهيافتن به اوج استواي عرشي تو كجا؟ و حال آنكه تو حجت حجت اللهي و سايه لطف حضرت بقيۀ الله.